شهرهای نفت خیز با اکتشاف و بهره برداری از منابع آن ها متولد شده و فرایند رشد و توسعة خود را آغاز کرده اند؛ رشدی وابسته به نفت همراه با اقتصادی تک بُعدی که با تکیه بر آن، به شهری مدرن و پر رونق تبدیل شده اند. اما با نزدیکی به اتمام این منبع تجدید ناپذیر، دورة رکود و افت حیات شهری آن ها نیز آغاز می شود. به همین دلیل، توجه به پایداری توسعة شهرهای نفتی و تنوع بخشی به اقتصاد آن ها بر اساس اتخاذ رویکردها و الگوهای مناسب توسعة شهری ضروری به نظر می رسد.
هدف اصلی این مقاله، تدوین استراتژی های بهینه برای تنوع بخشی به اقتصاد شهری در شهر نفتی دوگنبدان است که باید همسو با چشم انداز توسعة پایدار شهری و بر اساس رویکرد استراتژیک انجام گیرد. روش تحقیق تلفیقی از روش کمّی و کیفی است و تحقیق بر اساس مصاحبه های عمیق، مطالعات اسنادی و کمّی سازی عوامل استراتژیک انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد دوگنبدان به عنوان شهری وابسته به نفت، با چالش های استراتژیک میان هزینه ها و منافع روبه روست؛ به این معنا که اقتصاد تک بعدی یا عدم تنوع اقتصاد شهری و وابستگی اقتصاد آن به منابع تجدید ناپذیر با فرایند تهی سازی روزافزون از مهم ترین ضعف ها و تهدید های آن است و در مقابل، ظرفیت های بالا برای توسعة فعالیت های کشاورزی، تجاری و خدماتی از مهم ترین قوّت ها و فرصت های شهر به منظور توسعة پایدار شهری به شمار می آیند. همچنین، بر اساس برایندِ تلفیقِ اهمیت مجموعه عوامل درون زا و برون زای مؤثر بر توسعة شهر، مناسب ترین راه برای برون رفت از بحران احتمالی و بهره گیری از ظرفیت ها، اتخاذ راهبرد های رقابتی با تأکید بر قوّت ها و نگاه به تهدید های احتمالی است.
در این بررسی با بهره گیری از SRTM مورفوتکتونیک ناحیه دهشیر تفسیر و تبیین شده است. جهت دستیابی به این امر، تجزیه و تحلیل شبکه زهکشی رقومی، ژئومورفومتری رقومی، پردازشِ تصویر رادار، استخراجِ خطواره ها و تجزیه و تحلیل آنها، تجزیه و تحلیل فضایی و آماری داده ها صورت پذیرفته است. مدل برجسته سایه دار، نیمرخ ها، مدل سه بعدی، همچنین مدل ها و اشکال توپوگرافی، از جمله مدل های رقومی خاصی می باشند که با بکارگیری الگوریتم های خاص از SRTM استخراج و مورد استفاده قرار گرفته اند. داده های ساختمانی از منابع دیگر مانند؛ نقشه های زمین شناسی و توپوگرافی، تصاویر ماهواره ای و مشاهدات میدانی همراه با تکنیک GIS مکملِ روش ها و تکنیک های فوق بوده اند. نتایج این بررسی نشان می دهند که؛ روش های تجزیه و تحلیل عوارض بصورت رقومی بر روی SRTM که روش پیشنهادی و کاربردی در این مطالعه می باشند، توانسته اند، با استخراجِ اشکال و مدل های توپوگرافی، شیب و الگوی جهات دامنه (نمودار گلبرگی آنها، ارتفاع و طبقات ارتفاعی (نحوه پراکنش آنها)، الگوی شبکه زهکشی و تجزیه و تحلیل ارتباط بین آنها و همچنین انجامِ محاسبات آماری یک متغیره، چند متغیره، سطح واریوگرامِ و سمی واریوگرام ساختارِ مورفوتکتونیکی پیرامون گسل دهشیر را شناسایی و شواهد مورفوتکتونیک موجود در لندفرم های آن را از دیدگاه تکتونیکی تفسیر نماید. براساس شواهد نوزمین ساخت استخراج شده از SRTM ناحیه پیرامون گسل دهشیر، از قبیل؛ پرتگاه و اثر گسل، شبکه زهکشی منحرف و جابجاشده، الگوی مئاندری شبکه آب، سطوح فرسایشی ارتفاع یافته و فرسایش قهقرایی شبکه زهکشی، بدلیل موقعیت استقرار آنها (در لندفرم های کواترنری)همگی از جمله شواهد نوزمین ساخت گسل دهشیرند که دلالت بر فعالیت این گسل در طی کواترنری می باشند.
از مقوله هایی که پس از ظهور اسلام، پیروان آیین جدید به آن توجه کردند، شناخت دنیای پیرامون و رویکرد به علم جغرافیا بود.انگیزة مسلمانان به جهانگردی و جغرافیا را باید به اشارات تاریخی قرآن و پیامبر(ص) به مردم دیگر سرزمین ها و به سیر آفاق و انفس و نیاز مسلمانان به برقراری سیستم مالیاتی نوین، ارتباط داد. نخستین گام ها برای شناسایی جهان پیرامون خود، با برگرداندن آثار جغرافیدانان یونانی و رومی به زبان عربی آغاز شد.از سدة سوم هجری تا حملة مغول در قرن هفتم، چهره های درخشانی در عرصة جغرافیا و جهانگردی پا به عرصة وجود نهادند؛ و با یورش مغولان بادیه نشین به سرزمین های اسلامی، سیاست جهانگری مسلمانان در سرزمین های اسلامی و غیراسلامی رو به افول نهاد.
ضرورت آگاهی از وضعیت منابع آب و نزولات جوی در مناطق مختلف برای اجرای طرح های آبی از یک سو، و فقدان شبکه ای مطلوب از ایستگاه های اندازه گیری پارامترهای هواشناسی از سوی دیگر، اهمیت استفاده از روش های غیرمستقیم را برای تخمین پارامترهای اقلیمی در بسیاری از مناطق کشور آشکار می سازد. پیش بینی تغییرات اقلیمی حاکم بر هر منطقه و مدل سازی های اقلیمی و هیدرولوژیکی، مستلزم در دسترس بودن اطلاعات درازمدت و هم زمانِ بارش در قالب های مکانی و زمانی در ایستگاه های باران سنجی است. به دلیل عدم کفایت ایستگاه های ثبت بارندگی در گذشته، دسترسی به این اطلاعات در بسیاری از مناطق کشور با محدودیت هایی همراه است و پیاده سازی این مدل ها در مناطق مذکور عملاً ناممکن می نماید. استفاده از شبکه های عصبی مصنوعی (ANN) امکان برآورد این اطلاعات را در ایستگاه های پراکندة باران سنجی، و در درازمدت حتی در سال هایی که منطقه فاقد ایستگاه های ثبت بارش بوده است، فراهم می کند. در این تحقیق برای برآورد آمار میانگین بارندگی ماهانه و فصلی و سالانه در 305 ایستگاه هواشناسی موجود در سه استان اردبیل و آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی در دو دهه پیش از تأسیس این ایستگاه ها، از 36600 داده ثبت شدة آمار بارندگی ماهانه در دورة ده ساله 2004-1995 استفاده شد. این داده ها به عنوان ورودی برای آموزش شبکه های عصبی با الگوریتم پس انتشار خطا به کار گرفته شدند. طول و عرض جغرافیایی، ارتفاع، شیب، عدد ماه و میانگین بارندگی ماهانه 5 ایستگاه نزدیک تر به هر ایستگاه نیز به عنوان پارامترهای ورودی شبکه انتخاب شدند. ابتدا شبکه عصبی برای دوره ده ساله 2004-1995 آموزش داده شد و دقتی معادل (84/0=R) به دست آمد. پس از آموزش شبکه عصبی، اقدام به برآورد داده های میانگین بارندگی ماهانه و فصلی و سالانه در دوره زمانی 1994-1975 در ایستگاه های موجود در منطقه مطالعاتی گردید. دقت شبکه عصبی در این برآورد معادل 7/0، 78/0 و 88/0 به ترتیب برای تخمین مقادیر میانگین بارندگی ماهانه و فصلی و سالانه در سطح منطقه مورد مطالعه بود. میزان این دقت برای هر سه استان به صورت مجزا اعتبارسنجی شد و بیشترین دقت در استان آذربایجان غربی (معادل 78/0) به دست آمد. سپس اقدام به تولید نقشه های درون یابی شده میانگین بارندگی ماهانه و فصلی و سالانه در سطح منطقه مطالعاتی، با استفاده از تخمینگر زمین آماری کریجینگ براساس داده های برآوردشده با تکنیک شبکه های عصبی و داده های موجود ثبت شده در ایستگاه ها در دوره زمانی 2004-1975 گردید. نتایج این تحقیق امکان دسترسی به آمار پیوسته و درازمدت بارندگی و همچنین بررسی تغییرات توزیع مکانی بارندگی را در منطقه شمال غرب کشور از گذشته تا امروز میسر می سازد.
بر اساس قانون اساسی کشور، داشتن مسکن مناسب، حق هر فرد و خانوار ایرانی است و رسالت اقتصاد کشور، تأمین نیازهای اساسی مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت و درمان، آموزش و پرورش و امکانات لازم در جهت تشکیل خانواده برای همگان است. در این راستا، جهت تأمین مسکن اقشار کم درآمد و تنظیم بازار عرضه و تقاضای مسکن، احداث نوعی مسکن ویژه؛ با عنوان مسکن مهر از سال 1386 اجرایی شد که بازخوردهای گسترده ای در عرصه های مختلف اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی به همراه داشته است. این طرح بر بازار عرضه و تقاضای مسکن و پوشش بخشی از نیاز مسکن گروه های کم درآمد شهری نقش موثری ایفاء نموده است؛ لیکن به دلایل مختلف، بهره برداری از پروژه ها با چالش های متعدد مواجه است این امر ضرورت تحقیق در این خصوص را آشکار می سازد. این تحقیق با هدف تحلیل بخش تقاضا و همچنین بررسی ویژگی های خانوارهای ساکن در مسکن مهر در سطح استان فارس و تحلیل بازتاب های اجتماعی ناشی از آن ارائه شده است. برای این منظور، تعداد 384 پرسشنامه در سطح پنج شهرستان منتخب شامل شیراز، فیروزآباد، آباده، نورآباد و استهبان به صورت تصادفی طبقه بندی شده تکمیل گردید و داده های به دست آمده با استفاده از آمار توصیفی و آزمون های استنباطی قیاسی تحلیل شد. نتایج نشان دهنده آن است که ساکنان مسکن مهر بیشتر از طبقه کارگری، فاقد تحصیلات عالیه و اقشار کمتر برخوردار جامعه بوده و عامل هزینه اسکان، مهمترین دلیل جابجایی برای سکونت در مسکن مهر بوده است. از سوی دیگر، تفاوت معنی دار در برخورداری از شاخص های اجتماعی شامل همبستگی اجتماعی، مشارکت در روند اجرای پروژه و رضایت کلی از محل سکونت در بین ساکنان شهرهای مختلف وجود دارد. نتایج همچنین نشان دهنده تفاوت الگوی مصرف در مناطق مختلف جغرافیایی و اقلیمی استان است. در مجموع نتایج حاصل از این پژوهش می تواند در برنامه ریزی های آتی مسکن اجتماعی در سطح کشور سودمند باشد.
تراکم ساختمانی به عنوان نسبت سطح زیربنای ساختمان (در تمام طبقات) به مساحت قطعه زمین مسکونی، موضوع مهمی در برنامه ریزی شهری و مدیریت زمین است. امروزه به دلیل کمبود منابع و برای کاهش هزینه های توسعه شهری و ارائه خدمات مطلوب تر و در عین حال اقتصادی تر، توجه به متراکم شدن جمعیت و به تبع آن افزایش تراکم ساختمانی بیش تر شده است. هدف این مقاله مروری بر مفهوم تراکم ساختمانی و بررسی اسناد و ضوابط مصوب درباره این موضوع طی سال های گذشته در شهر تبریز می باشد. روش تحقیق بر اساس ماهیت تحقیق توصیفی- تحلیلی است. در آستانه شروع مطالعات طرح جامع سوم شهر تبریز، به نظر می رسد هنوز ابعاد این موضوع در طرح های توسعه شهری شهر تبریز، خصوصاً طرح های جامع قبلی به خوبی مورد بررسی و تحلیل قرار نگرفته است. امروزه افزایش تراکم ساختمانی در شهرهای با جمعیت رو به رشد، یکی از راه کارهای مناسب جهت کنترل توسعه بی رویه و تعادل بخشی فضایی شهرها مورد تأیید قرار گرفته، در حالی که، افزایش تراکم در شهرها در صورت عدم تعادل و توازن، عامل بروز معضلات و مشکلات عدیده ای خواهد بود که حل آن ها زمان، نیرو و هزینه گزافی را می طلبد. نتایج بررسی های به عمل آمده نشان می دهد بین مصوبات طرح های جامع و ضوابط به کار گرفته شده در طرح های تفصیلی و حتی طرح های اجرا شده تفاوت آشکاری وجود دارد. کاهش فضای باز از 55 مترمربع مصوب طرح جامع به 10 مترمربع در طرح تفصیلی تبریز نمونه ای از این تفاوت هاست. بدیهی است هر گونه تغییر در تراکم ساختمان ها اثرات مستقیم در جمعیت پذیری و به تبع آن زیرساخت ها، سرانه و سطوح خدماتی شهر خواهد داشت. این امر علاوه بر این که توسعه پایدار شهر را به شدت تحت تأثیر قرار خواهد داد، وضعیت و پیامدهای ناخواسته ای را به شهر تحمیل خواهد کرد.
رشد و گسترش گردشگری از جمله پدیده های مهم اواخر قرن بیستم است که با سرعت بیشتری در قرن جدید ادامه دارد. در صورت برنامه ریزی و توسعه از پیش اندیشیده شده، گردشگری قادر است منافع مستقیم و غیرمستقیم اقتصادی، اجتماعی ، فرهنگی، محیطی و سیاسی را ایجاد و سهم قابل توجه ای را در توسعه ملی ایفا نماید. مراکز اقامتی بویژه هتل ها یکی از ارکان مهم و اساسی گردشگری محسوب می شود. کمیت و کیفیت آنها در توسعه گردشگری یک مکان نقش زیادی دارد. شهر شیراز به دلیل بهره مندی از جاذبه های متنوع فرهنگی ، تاریخی و طبیعی از موقعیت ممتازی از نظر جاذبه های گردشگری در سطح جهانی برخوردار است. اما متناسب با قابلیت های موجود نتوانسته است از گردشگری بهره ببرد. با توجه به اهمیت موضوع در این مقاله به بررسی و تحلیل کیفی و مکانی مراکز اقامتی در شهر شیراز پرداخته شده است. نوع تحقیق، بنیادی - توسعه ای است و روش بررسی آن توصیفی- تحلیلی می باشد. جامعه آماری ، گردشگران خارجی و داخلی را که در تیرماه 1390 در هتل های شیراز اقامت کرده اند، مورد تحقیق قرار داد. حجم نمونه از طریق فرمول کوکران محاسبه و 250 نفر تعیین شد. اعتبار و روایی پرسشنامه به-طریق محتوایی و بر اساس نظر متخصصین مورد سنجش قرار گرفت. پایایی پرسشنامه از طریق الفای کرونباخ اندازه گیری شد که از پایایی مطلوب (08/0) برخوردار بود. اطلاعات از طریق نرم افزار spss و مدل کای اسکوئر تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحقیق نشان می دهد بهبود کیفیت امکانات و خدمات مراکز اقامتی(هتل ها) باعث جذب و توسعه گردشگری در شهر شیراز می شود و بین کیفیت امکانات و خدمات مراکز اقامتی(هتل ها) و میزان رضایتمندی گردشگران رابطه معناداری وجود دارد و همچنین مراکز اقامتی با توجه به نقش و کارکرد تفریحی شیراز از توزیع فضایی مناسبی برخوردارند.
این پ ژوهش برای اولین بار با هدف بررسی فرایند مدیریت پسماندهای بیمارستانی در بیمارستان های شهر کرج در سال 1387 انجام شده است. روش گردآوری داده ها, مصاحبه و مشاهده و ابزار گردآوری پرسشنامه ای به سبک لیکرت است. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی-تحلیلی و نرم افزار SPSS استفاده شده است. یافته ها نشان میدهد که 64 درصد از بیمارستان های مورد پژوهش از نظر تولید مواد زاید عفونی وضعیت مطلوبی داشته اند. جداسازی از مبدأ در 100درصد از واحدها انجام میگیرد, اما این جداسازی به صورت کامل صورت نگرفته و زباله های معمولی بخش ها نیز هنگام حمل با زباله های عفونی مخلوط و آلوده میشوند در مجموع عملکرد فوق وضعیت مطلوبی دارد. 100درصـــد از بیمارستانها دارای زباله دان ?شرایط مطلوب? هستند به طوریکه در تمام موارد زباله های عفونی در ظروف پلاستیکی محکم در دار همراه با کیسة زباله استفاده میشدند و در 8/81 درصد موارد، جمع آوری زباله از بخش ها به وسیلة ظروف مخصوص چرخدار در بسته صورت میگیرد و 8/81 درصد از جایگاههای موقت نگهداری زباله, فضای مناسب با حجم زباله داشته اند. عملکرد حمل و نقل در واحد های مورد پژوهش مطلوب بود. در زمینة دفع در 1/9 درصد از واحد های مورد پژوهش، زباله های عفونی با استفاده از اتوکلاو ضدعفونی و بیخطر سازی و در 1/9 درصد از آنها زباله های عفونی سوزانده میشد. بنابراین میتوان عملکرد فوق را ضعیف توصیف کرد. به طورکلی میتوان نتیجه گرفت که مدیریت پسماند در بیمارستان های مورد پژوهش در حد مطلوبی صورت نمیگیرد و در یک جمع بندی کلی این عملکرد در محور های تفکیک زباله، جمع آوری زباله از بخش ها، نگهداری موقت و حمل به طور قابل قبول انجام میگیرد ولی در محور های دفع ضعیف است.
سازمان همکاری شانگهای یکی از سازمان های بزرگ امنیتی و اقتصادی در قاره آسیا است که گستره آن منطقه اوراسیا را نیز در برگرفته و از نظر استراتژیک و ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک اهمیت خاصی پیدا کرده است. این سازمان نهادی است تازه تاسیس با حرکت تکاملی تند و سریع که مورد توجه رقبا و مجامع بزرگ اقتصادی در جهان قرار گرفته است.مقاله حاضر ضمن بررسی ریشه ها و عوامل استراتژیک پیدایش و علل استمرار و گسترش حوزه جغرافیایی سازمان شانگهای، تاثیرات عضویت ایران در این سازمان را نسبت به منافع و امنیت ملی کشورمان با تاکید بر جایگاه استراتژیک ایران در منطقه خاورمیانه مورد بررسی قرار می دهد.
"بهره برداری بهینه از منابع و جاذبه های مقاصد گردشگری، مستلزم برنامه ریزی است و انجام این مهم نیز به شناخت کامل و دقیق موضوع برنامه ریزی یعنی جاذبه ها وابسته است. متاسفانه تاکنون مبنا و تکنیک کارآ و علمی قابل قبولی برای برنامه ریزی توسعه جاذبه های مقصد در ایران به کار گرفته نشده است. تکنیک تحلیل سلسله مراتبی(AHP) یکی ازانواع تکنیک های تحلیل علمی است که امکان بررسی گزینه های مختلف را به برنامه ریزان و مدیران می دهد. این شیوه با در نظر گرفتن اثر همزمان کلیه معیارهای دخیل و مقایسه امتیازات آنها، به اولویت بندی گزینه ها پرداخته و با به کارگیری روابط معرفی شده، گزینه مطلوب را تعیین می نماید.
هدف این مقاله ارزیابی و سطح بندی جاذبه های گردشگری با استفاده از تکنیک تصمیم سازی چند معیاره است. در این مقاله ابتدا مبانی نظری و کاربردپذیری «تکنیک تحلیل سلسله مراتبی» در ارزیابی جاذبه های گردشگری بحث شد. سپس به کمک این تکنیک، جاذبه های تاریخی - فرهنگی شهرستان نیشابور مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و اولویت بندی و نهایتا سطح بندی شد. انطباق سطح بندی جاذبه ها با «مدل چرخه حیات محصول» و «نقشه ادراکی» از جمله یافته های این تحقیق است.
نتایج نهایی تحقیق نشان داد که جاذبه های شهرستان به لحاظ اولویت توسعه در سه سطح قرار دارند و این سطوح می توانند مبنایی برای برنامه ریزی و تصمیم گیری مدیران گردشگری شهرستان نیشابور باشند."
در این مقاله، سعی شده است تحولات کالبدی شهرهای ایرانی- اسلامی با مورد نمونه شهر تبریز و تاثیر مدرنیسم بر این تحولات تفسیر و تبیین گردید. الگوی کلی طرح شهر ایرانی- اسلامی در دو دوره قبل و بعد از مدرنیسم و تطبیق آن با شهر تبریز مورد بحث قرار گرفته است. همچنین دوره های تحول شهر تبریز و عوامل تاثیرگذار مدرنیستی و ملی و منطقه ای بر این تحولات مطالعه شده است. در نهایت، نتیجه گرفته شده است که تحولات شهری معاصر ایرانی- اسلامی (تبریز) بیشتر ناشی از ظهور مدرنیسم در اقتصاد، اجتماع، سیاست، فرهنگ، و غیره است که تحولات کالبدی شهر تبریز را به وجود آورده است.
در تحقیق حاضر همبستگی پوشش گیاهی متراکم با متغیرهای اقلیمی ماهانه بارش، رطوبت نسبی و دما (متوسط، حداکثر و حداقل) در مراتع متراکم ایران مورد ارزیابی قرار گرفت. برای این هدف از داده های 134 ایستگاه هواشناسی و تصاویر NOAA-AVHRR سال 2006 استفاده شد. سپس داده های هواشناسی با استفاده روش بهینه زمین آماری درون یابی گردید. بعد از اصلاح تصاویر ماهواره ای و محاسبه NDVI، مقادیر حداکثر ماهانه استخراج شد. در نهایت، همبستگی داده های هواشناسی و مقادیر NDVI به صورت ماهانه انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که همبستگی NDVI با رطوبت نسبی (میانگین و حداکثر) و دمای حداکثر بالاتر است، اما با بارش و دمای حداقل پایین تر است و می توان گفت هر چه عنصری دارای توزیع یکنواخت تر مکانی باشد، تأثیر آن در پیش بینی مقدار NDVI بیشتر است. تأثیر آب و هوای فصل گرم بر روی NDVI بیشتر از فصل سرد بوده است، و این خود به نیاز آبی و دمایی گیاه متناسب با رشد پوشش گیاهی برمی گردد. در تابستان با افزایش دما و کاهش رطوبت نسبی نقش بارش بسیار افزایش می یابد. همچنین تأثیر دما در زمستان مثبت است و به طرف ماه های گرم سال منفی می گردد. دیگر اینکه بالاترین همبستگی (78/0) در ماه اکتبر و پایین ترین همبستگی 23/0 برای ژانویه به دست آمد. در اغلب متغیرهای هواشناسی، نتایج درون یابی کوکریجینگ دارای کمترین مقدار خطاست، اما در درون یابی دمای میانگین، روش وزن دهی عکس فاصله نتیجه قابل اعتمادی را ارائه داد. همچنین نتایج تأثیر تأخیر زمانی، نشان دهنده پاسخ پوشش گیاهی به بارش 2 ماه قبل و دما و رطوبت نسبی 1 ماه قبل است، دلیل کوتاهی زمان پاسخ گیاه به عناصر اقلیمی، قرارگیری ایران در عرض های خشک و نیمه خشک است.
این پژوهش ضمن برآورد توابع تولید، تقاضای خردهفروشی، عرضه نهاده مزرعه و خدمات بازاریابی دو محصول گوشت گاو و گوسفند، رفتار اقتصادی حاشیه بازاریابی گوشت قرمز را نسبت به تغییر عوامل انتقالدهنده تابع تقاضای گوشت آماده طبخ، عرضه دام زنده و خدمات بازاریابی در دوره 1383-1377 مورد بررسی قرار داده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که بهطور نمونه، کشش حاشیه بازاریابی گوشت گاو و گوسفند نسبت به تغییر در قیمت علوفه، به ترتیب 037/0 و 032/0 است. همچنین وجود قدرت بازاری در فرایند بازاریابی گاو و گوسفند موجب افزایش حاشیه بازاریابی آنها شده است. بنابراین به نظر میرسد با رقابتی شدن ساز وکار بازارهای مرتبط با گوشت گاو و گوسفند، رفتارحاشیه بازاریابی گوشت گاو و گوسفند منعکسکننده هزینه نهایی بازاریابی این محصولات گردد.
در این تحقیق میزان تبخیر و تعرق و نیاز آبی گندم برای شهرستانهای اسلام آباد غرب، سرپل زهاب و روانسر طی یک دوره آماری 18 ساله از 1988- 2005 و نتایج بر اساس ماههای میلادی براورد شده است.در ابتدا با استفاده از میانگین بلند مدت داده¬های اقلیمی(دما و بارش) دوره¬های خشک و مرطوب برای هر سه ایستگاه تعیین شد. طول دوره خشکی در این منطقه - که از اوایل بهار تا اواسط پاییز ادامه دارد - با زمان رسیدن محصول و حساسیت آن به کمبود آب منطبق می باشد. لذا در این موقع از سال نیاز به آبیاری تکمیلی است و بناچار بخش اعظم از این مناطق که اکثراً به صورت دیم کشت می شوند، مجبور به استفاده از آبهای زیرزمینی هستند. بنابراین نتیجه آن افت شدید سطح آبخوان در دشتهای این منطقه است؛ کاهش نزولات جوی طی سالهای اخیر را نیز باید به این مسأله اضافه کرد.سپس با استفاده از مدل کروپ وات به محاسبه تبخیر و تعرق واقعی محصول گندم و نیاز آبی و آبیاری این محصول مهم در منطقه مطالعه شده پرداخته شد که برای این منظور ابتدا میانگین داده¬های اقلیمی (حداکثر و حداقل دما، بارش ماهانه، سرعت باد، رطوبت نسبی و تابش روزانه)، سپس الگوی کاشت محصول ( تاریخ کاشت، مقدار ضریب روزهای هر مرحله از رشد، عمق ریشه، عمق نفوذ و مساحت کشت شده برحسب درصد)، نوع خاک، کل رطوبت در دسترس، رطوبت اولیه خاک(به درصد از کل رطوبت) و... در مدل وارد شده و در هر مرحله نتایج آن به صورت جدول و نمودار ارائه شده است. در نهایت برای هر کدام از ایستگاهها جدول زمانبندی آبیاری و نمودار میزان کسری پیش بینی شده رطوبت خاک به میزان کسری واقعی آن طی دوره رشد و در حالت مقایسه¬ای به دست آمده است، نیاز آبی، نیاز آبیاری و مقدار تبخیر و تعرق نیز به صورت نمودار و طی دوره رشد محصول ترسیم شدهاند.با توجه به نتایج حاصل از جداول زمانبندی آبیاری در هر سه ایستگاه و با توجه به حاکم بودن خشکی و مواجه شدن خاک با کسری رطوبت، دو تا سه آبیاری تکمیلی نیاز است تا محصول برای برداشت آماده شود.
طی دهه های اخیر، شواهد بسیار زیادی از تغییرات فزاینده ی اجتماعی، اقتصادی و محیطی در سطح کشور مشاهده شده است که عمدتاً به تغییرات فضایی منتهی شده اند. با توسعه ی فن آوری، انسان عناصر و شرایط طبیعی را به میزان قابل توجهی شناسایی کرده و چگونگی بهره برداری و شیوه ی مدیریت منابع طبیعی را تحول بخشیده و نیاز به برنامه-ریزی کالبدی را افزایش داده است. در این زمینه ساکنان نواحی روستایی نیز استثنا نبوده اند. بنابراین نیاز به فضا جهت انجام یک برنامه ریزی مدیریت کالبدی مبتنی بر اصول علمی و دیدگاه های نظریه ای توسعه ی پایدار، که متناسب با روش شناسی مناسب باشد، بیش از پیش ضرورت پیدا کرده است. بر این اساس در مطالعه ی حاضر برای اولین بار از یک روش شناسی ترکیبی (کمی- کیفی) برای برنامه ریزی و توسعه ی کالبدی مناطق روستایی کشور بهره گرفته شد، که از ویژگی های اساسی آن، استفاده ی همزمان از روش های کمی و کیفی مشارکتی در چارچوب برنامه ریزی راهبردی است، که از نگاه چندسطحی در برنامه ریزی و روش شناسی پیروی می کند. سؤال کلیدی مقاله این است که روش های ممکن برای برنامه ریزی کالبدی مناطق روستایی کدام اند و تلفیق این روش ها چگونه امکان پذیر است؟ و آیا روش شناسی ترکیبی مشارکتی به کار رفته، امکان دسترسی به اهداف برنامه ریزی کالبدی در مناطق روستایی را فراهم می سازد؟ نتایج به دست آمده نشان می دهد که تدوین یک نظام مدیریت و برنامه ریزی راهبردی کالبدی پایدار و اصولی با مشارکت سطوح مختلف برنامه ریزی (از سطح ملی تا محلی) و عاملان توسعه (مردم، سیاست گذاران و برنامه ریزان) با روش شناسی ترکیبی مشارکتی امکان پذیر است.
با ورود به نیمه ی دوم دهه ی هشتاد، بیش از چهل سال از زمان تهیه واجرای طرح های جامع شهری در ایران می گذرد. بر اساس بررسی های انجام شده این طرح ها با وجود همه ی تمهیدات، رویکردها وابزارهای قانونی خود از دست یابی به اهداف تعیین شده، به دلایل مختلف، بازمانده اند. در نوشتار حاضر با فرض این که ناهماهنگی سازمان های مؤثر در امور خدمات شهری، نحوه ی تهیه واجرای طرح ها و نبود منابع مالی به همراه عدم وجود نیروی تخصصی در ناکارآمدی این طرح ها مؤثر بوده است، با تکیه بر مطالعات میدانی ، اسنادی وکتابخانه ای پیرامون موضوع بحث نموده است. نتایج حاصل از این تحقیق، بیانگر آن است که نبود مدیریت واحد شهری ، کیفیت مطالعات وبرآورد مهندسین مشاور و ناتوانی شهرداری ها از بعد مالی وانسانی، در ناکارآمدی طرح ها مؤثر بوده است.
وقوع سیلاب های عظیم در نواحی جنوبی و کاهش میانگین بارش کل در کشور، حاکی از تأثیر پدیده های مخرب اقلیمی بر آب وهوای کشور است. برای پیش بینی سیلاب ها و مطابقت انواع فعالیت های اقتصادی وابسته به آب، ضروری است که منابع و عوامل انتقال رطوبت و نوع آن ها در سطوح مختلف جو شناسایی شود. در این پژوهش، حمل و انتقال بخار آب از طریق رودخانه های اتمسفری (ARS) بررسی شده است. در آغاز، داده های دوباره پردازش شدة رطوبت ویژه، برای دورة سه ساله (2011-2013) از مرکز داده های واکاوی شدة NCEP اخذ و نقشة ترازهای مختلف وردسپهری تهیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که سالانه به طور میانگین، حدود دوازده رودخانة اتمسفری تشکیل می شود که رطوبت بخشی از بارش های ایران را تأمین می کند. بررسی ها نشان داد که رودبادها عامل به وجودآورندة این پدیده است. رطوبت موجود در این رودخانه ها به طور میانگین حدود شش برابر محیط اطرافشان است و در طول مسیر، از چشمه های اتمسفری تغذیه می کند. از نظر رطوبت، رودخانه های اتمسفری جنوبی و جنوب غربی بیشترین مقدار رطوبت را دارد و از نظر بارش، رودخانه های اتمسفری جنوبی دارای بیشترین مقدار بوده و حتی منجر به سیلاب و آب گرفتگی معابر در شهرهای جنوبی شده است.