ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۹٬۴۴۱ تا ۲۹٬۴۶۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۲۹۴۴۱.

بررسی عوامل درآمدی و قیمتی در تقاضای گردشگری داخلی ایران با تاکید بر قیمت سوخت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۶ تعداد دانلود : ۲۶۹
دولت ها با بهره گیری از صنعت گردشگری داخلی سعی در ایجاد و بهبود زیرساخت های داخلی، شکوفایی اقتصادی، ایجاد اشتغال و کاهش فقر در مناطق مختلف کشورها می نمایند. با توجه اهمیت این صنعت، در این مطالعه سعی شده است، آثار درآمدی و قیمتی افزایش قیمت سوخت در صنعت گردشگری داخلی در کنار دو متغیر اقتصادی نرخ ارز حقیقی و درآمد خانوارها با استفاده از داده های فصلی طی دوره زمانی 1Q1387- 4Q1398 مورد بررسی قرار گیرد. با توجه به اینکه، تاثیر متغیرهای اقتصادی کلان بر یکدیگر وابسته به شرایط اقتصادی است و شرایط اقتصادی در طول زمان در حال تغییر است، در مدلسازی انجام گرفته این پویایی ها مدنظر قرار گرفته و از مدل حالت و فضا استفاده شده است. نتایج حاصل از برآورد الگوی مطالعه نشان داده است، نرخ ارز حقیقی، تولید ناخالص داخلی حقیقی و قیمت بنزین تاثیر معناداری بر تعداد سفرهای داخلی با اقامت شبانه دارد. اما تاثیر یارانه نقدی پرداختی به خانوارها بر تقاضای سفر معنادار نیست.
۲۹۴۴۲.

عوامل مؤثر در تمایل به گردشگری با تأکید بر نقش امنیت ذهنی گردشگران (مورد مطالعه: شهرستان بم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۶ تعداد دانلود : ۲۶۹
در راه شناخت فاکتورهای موثر بر میزان تمایل به گردشگری در دنیا و در ایران گام هایی برداشته شده است. از جمله ی این فاکتورهای موثر، می توان به امنیت ذهنی گردشگران و ابعاد آن در تعیین میزان تمایل به گردشگری یک مقصد اشاره کرد. در این مطالعه برای تسهیل در اندازه گیری متغیر مستقل امنیت ذهنی به دو مولفه ی جدید امنیت ذهنی سلبی و امنیت ذهنی ایجابی تعریف و ارائه شده است. بر این اساس سعی شده است که سهم افزاینده یا کاهنده ی دو مولفه ی سلبی و ایجابی امنیت ذهنی در تعیین میزان تمایل به گردشگری مورد سنجش قرار گیرد، تا از این طریق به شناخت میزان اهمیت هر کدام از مولفه ها دست یافته شود. این پژوهش به صورت کمی و با روش پیمایش و ابزار پرسشنامه به انجام رسیده است. یافته ها حاکی از این است که امنیت ذهنی سلبی با بتای 20/0- دارای تاثیری کاهنده و امنیت ذهنی ایجابی با بتای 40/0 دارای تأثیر فزاینده در تعیین میزان تمایل به گردشگری افراد می باشند. در راستای تقویت تأثیر امنیت ذهنی ایجابی و تضعیف تأثیر امنیت ذهنی سلبی، پیشنهادهایی در انتهای مطالعه ارائه گردیده است.
۲۹۴۴۳.

ارزیابی تأثیر گردشگری مذهبی در امنیت محیط های روستایی(مطالعه موردی: روستاهای شهرستان کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۸ تعداد دانلود : ۲۶۱
مقدمه:  امروزه در جهان، امنیت مهمترین فاکتور در تدوین استراتژی های توسعه گردشگری پایدار به شمار آمده، و با آن ارتباط مستقیم دارد. به صورتی که امنیت گردشگری می تواند منجر به توسعه اقتصاد محلی، افزایش اشتغال و سطح درآمد جوامع بومی، بالاخص نواحی روستایی گردد. هدف:  هدف از پژوهش حاضر؛ ارزیابی تأثیر گردشگری مذهبی در امنیت محیط های روستایی در قالب سه فاکتور امنیت ارتباطی، اجتماعی و زیست محیطی می باشد. روش شناسی:  واحد تحلیل در این مطالعه روستا بوده و جامعه آماری آن از دو گروه جامعه میزبان(101 نفر) و خبرگان(24 نفر) تشکیل شده است. لذا از طریق پرسشنامه محقق ساخته که روایی و پایایی آن نیز تائید شده، انجام گرفته است. جهت تجزیه و تحلیل، وزن دهی و رتبه بندی معیارها از روش MABAC وFAHP ، استفاده شده است. قلمرو جغرافیایی پژوهش:  قلمرو جغرافیایی پژوهش شامل روستاهای شهرستان کرمان در استان کرمان می باشد ، این شهر در میان دشت کرمان از شمال به دشت زنگی آباد و زرند، از جنوب به دشت ماهان، از شرق به ارتفاعات صاحب الزمان و جنگل قائم، از غرب به کوه های حد فاصل دشت کرمان و رفسنجان و درّه باغین، محدود می شود. یافته ها و بحث:  یافته های پژوهش نشان داده که میانگین وزنی اثرگذاری گردشگری مذهبی بر امنیت جامعه محلی در سطح 99 درصد معنادار بوده. به صورتی که بعد ارتباطی امنیت با ارزش وزنی 524/0 و بعد زیست محیطی با ارزش وزنی 187/ 0به ترتیب بالاترین و پایین ترین اهمیت را به خود اختصاص داده اند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که به لحاظ ناامنی، روستاهای لنگر و حجت آباد به ترتیب بالاترین و پایین ترین رتبه را داشته اند. بر این اساس با بر طرف نمودن نقاط ضعف امنیتی روستاها می توان نقش بسزایی در توسعه گردشگری و بالا بردن امنیت محیط های روستایی منطقه ایفا نمود.
۲۹۴۴۴.

تحلیل مطلوبیت عناصر گردشگری از نگاه شهروندان در مجموعه ی عباس آباد بهشهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۶ تعداد دانلود : ۲۳۲
گردشگری گسترده ترین فعالیت خدماتی است و به طور مسلم در آینده با سرعتی بیش از گذشته و امروز توسعه خواهد یافت. مجموعه ی عباس آباد بهشهر به عنوان یکی از مهم تر ین اماکن گردشگری استان مازندران علی رغم قابلیت های تاریخی و اکوتوریستی بسیار بالا نتوانسته است هماهنگ با رشد صنعت گردشگری جایگاه مناسبی را در جذب گردشگران ملی و بین المللی در کشور به دست آورد. مقاله ی حاضر با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و با هدف شناخت و آگاهی از مطلوبیت عناصر گردشگری در مجموعه ی عباس آباد بهشهر تهیه شده است. به گونه ای که ضمن شناخت ویژگی های جامعه ی آماری، میزان رضایت آنان از امکانات و خدمات گردشگری منطقه ی مورد مطالعه، ارزیابی شده و پیشنهادهایی برای استفاده ی بهینه از قابلیت ها و امکانات موجود گردشگری ارائه گردیده است.  جامعه ی آماری این پژوهش، همه ی شهروندان ساکن شهر بهشهر بوده اند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده و به کار گیری فرمول کوکران تعداد 378 نمونه مورد پرسشگری مستقیم قرار گرفته اند. پس از جمع آوری اطلاعات میدانی از طریق ابزار پرسشنامه، روابط بین متغیر های پژوهش از طریق آماره های توصیفی (جدول فراوانی، نمودار و ...) و استنباطی (آزمون T-Test) ؛ در قالب نرم افزار SPSS مورد بررسی قرار گرفته است. آنالیز انجام گرفته از طریق آزمون T تک دامنه ای نشان داده است که بیشترین مطلوبیت این مجموعه از نظر جامعه ی آماری (با 5/41درصد پاسخ ها) مربوط به «جاذبه های طبیعی» و کمترین مطلوبیت نیز مربوط به «امکانات اقامتی» آن با 5/26درصد فراوانی  بوده است.
۲۹۴۴۵.

توسعه الگوی پیشایندی مالکیت روانشناختی نسبت به مقاصد گردشگری: تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۷ تعداد دانلود : ۲۹۸
مقدمه: مالکیت روانشناختی در بازاریابی مقصد و فعالیت های برندینگ نقش دارد و منجر به افزایش جذابیت مقصد شده است. هدف این مقاله شناسایی پیشایندهای مالکیت روانشناختی گردشگران نسبت به مقاصد گردشگری است.داده و روش: در این پژوهش از روش آمیخته استفاده شده است. در مرحله اول عوامل مؤثر بر مالکیت روانشناختی گردشگران نسبت به مقصد گردشگری از طریق مصاحبه عمیق با خبرگان (شامل اساتید دانشگاه و مدیران و متخصصین در صنعت گردشگری) شناسایی گردید. روش نمونه گیری کیفی هدفمند و گلوله برفی بود. مصاحبه با 10 نفر از خبرگان انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل تم استفاده شد. سپس، یک پیمایش کمی به وسیله پرسشنامه بین 384 نفر از گردشگران شهرهای گردشگری بزرگ ایران (از جمله یزد، تهران، اصفهان، مشهد و شیراز ) انجام گرفت. روش نمونه گیری کمی با توجه به نامحدود بودن جامعه آماری، نمونه گیری در دسترس بود. برای بررسی اعتبار مدل از تحلیل عاملی تأییدی و مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد.یافته ها: یافته ها نشان داد عوامل مؤثر بر مالکیت روانشناختی گردشگران شامل تصویر مقصد، عامل اجتماعی فرهنگی، زیست محیطی، اقتصادی، مدیریتی، زمینه ای، بازاریابی و جاذبه است. بر اساس نتایج بخش کمی اعتبار مدل مفهومی تأیید شد.نتیجه گیری: در این تحقیق عوامل مؤثر بر مالکیت روانی گردشگران نسبت به مقصد گردشگری شناسایی شده است. این یافته ها کاربردهای نظری و عملی زیادی برای سیاست گذاران و برنامه ریزان در حوزه گردشگری خواهد داشت.
۲۹۴۴۶.

ارزیابی میزان فرونشست دشت همدان-بهار با استفاده از روش سری زمانی SBAS(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۷ تعداد دانلود : ۲۴۰
دشت همدان-بهار در طی سال های اخیر با افت شدید سطح آب زیرزمینی مواجه بوده است که این عامل سبب شده تا این منطقه در معرض وقوع مخاطره فرونشست قرار گیرد. بر این اساس در این تحقیق ابتدا با استفاده از اطلاعات مربوط به ۱۳ چاه پیزومتری در محدوده مطالعاتی، وضعیت افت سطح آب زیرزمینی در منطقه ارزیابی شده است و سپس با استفاده از ۱۶ تصویر ماهواره سنتینل ۱ (از تاریخ ۱۱/۰۱/۲۰۱۶ تا ۱۹/۱۲/۲۰۱۷) و روش سری زمانی SBAS به ارزیابی میزان جابجایی عمودی منطقه پرداخته شده است. نتایج ارزیابی وضعیت آب زیرزمینی منطقه بیانگر این است که محدوده مطالعاتی در طی سال های اخیر با روند افزایشی افت سطح آب زیرزمینی مواجه بوده است به طوری که میزان افت سطح آب در بعضی از چاه ها به ۲ متر در سال رسیده است که این میزان سبب افت شدید سطح آب در آن منطقه شده است. همچنین نتایج حاصله از ارزیابی میزان جابجایی منطقه بیانگر این است که این محدوده در طی دوره زمانی ۲ ساله ۲/۱۳۳ میلی متر فرونشست داشته است. به علاوه نتایج حاصله از همبستگی بین میزان افت سالانه سطح آب چاه ها با میزان فرونشست منطقه بیانگر این است که بین افت سطح آب چاه ها و میزان فرونشست منطقه رابطه مستقیم برقرار است و ضریب همبستگی آن ها ۹۴/. می باشد.
۲۹۴۴۷.

”کاربرد مدل های رقومی ارتفاع (DEM) در کاهش بلایای طبیعی در جاده ها“ مطالعه موردی: جاده چالوس از سد کرج تا تونل کندوان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۶ تعداد دانلود : ۲۴۸
مدل های ارتفاعی که تبیین رقومی از تغییرات پیوسته مربوط به پستی و بلندی ها می باشند، قادرند که جاده ها را در یک موقیعت واقعی نمایش دهند و امکان مدیریت روی جاده های کوهستانی را تسهیل بخشند . همچنین این مدل ها قادرند با استفاده از تصاویر ماهواره ای پتانسیل خطرات طبیعی را محاسبه نمایند و از این طریق در کاهش بلایای طبیعی جاده ای سودمند باشند. این تحقیق جاده چالوس از کرج تا کندوان را - که حوادث بی شماری در مسیر آن رخ می دهد - انتخاب نموده است . چون این قسمت جاده در حوضه آبریز سد کرج ( امیرکبیر) واقع شده است لذا از مدل ارتفاعی (DEM) این حوضه که از تصاویر راداری (SRTM) استخراج شده، استفاده گردیده است. از این مدل لایه های پستی و بلندی (Hillshade) استخراج گردیده و لایه های منحنی میزان، شبکه زهکشی شیب، جهت شیب، مسیر بزرگترین شیب و . . . تهیه شده است همچنین این قسمت جاده از نقشه  1/50000 استخراج و پس از زمین مرجع کردن آن در مجموعه لایه های فوق قرار گرفته است و پس از تحلیل، پتانسیل خطرات طبیعی در مسیر این جاده را ارزیابی نموده است.
۲۹۴۴۸.

تبیین الگوی مدیریت شهری در شهرهای حساس به آب، مطالعه موردی: شهر زاهدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۲ تعداد دانلود : ۱۷۱
شهر زاهدان در دهه های گذشته با گسترش بی رویه ای مواجه بوده است و تأمین آب آشامیدنی شهروندان این شهر جزء حادترین مشکلات شهر بوده و به شدت با کمبود منابع آب روبه روست. هدف این پژوهش تبیین الگوی مدیریت شهری در شهر حساس به آب زاهدان است که از حیث هدف، کاربردی و ازنظر ماهیت توصیفی- تحلیلی می باشد. جمع آوری اطلاعات موردنیاز به دو روش مطالعات اسنادی و میدانی (پرسشنامه) صورت گرفته است. جامعه آماری تحقیق شامل مسئولان، مدیران و کارشناسان حوزه امور آب، شهرداری شهر زاهدان و دانشگاه سیستان و بلوچستان بوده است. حجم نمونه بر اساس روش نمونه گیری هدفمند 30 نفر تعیین شده است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های آماری مانند شایپرو- ویلک، تی تک نمونه ای، ضریب همبستگی پیرسون و تکنیک تحلیل عاملی در نرم افزار SPSS استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که بین مدیریت شهری در این شهر حساس به آب با شاخص های حکمروایی حساس به آب (842/.)، سرمایه اجتماعی (860/.)، بهره وری و راندمان (847/.)، زیرساخت های تطبیقی (599/.)، سلامت اکولوژیکی (720/.)، کیفیت فضای شهری (877/.)، مدیریت چرخه آب (703/.)، به حداقل رساندن رسوب گذاری ها (811/.)؛ رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. با توجه به تحلیل عاملی که در این پژوهش مبنا قرار گرفت و با توجه به نتایج این تحلیل، در نهایت یک الگوی سه سطحی مدیریت منابع آب شهری شامل؛ 1- مدیریت پایدار انسانی- اجتماعی 2- بهره وری بهینه و حفاظت اکولوژیکی 3- کیفیت عملکرد شهری. به منظور مدیریت بهینه منابع و مصارف آب در شهر حساس به آب زاهدان، استخراج و ارائه گردید
۲۹۴۴۹.

ارزیابی مؤلفه های مؤثر بر تغییر کاربری مسکونی شهری(نمونه موردی: کلان شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۹ تعداد دانلود : ۲۵۹
شهراهواز در دهه های گذشته با توجه به در مرکزیت قرار گرفتن استان، مها جرت های بی رویه روستا- شهری، نرخ بالای رشد جمعیت، عدم سیاستگذاری های صحیح و متناسب با استاندارهای شهرسازی و عدم رعایت سرانه ها و تراکم های شهری تغییرات زیادی را در کاربری های اراضی خود تجربه نموده است، بطوری که فضای مسکونی نسبت به سایر کاربری ها تغییرات زیادی داشته است. این امر باعث گردیده است تا زمین های کشاورزی مرغوب زیادی از شهر اهواز زیر ساختمان سازی های غیراصولی شهری قرار گیرد.به همین منظور، هدف پژوهش حاضر ارزیابی مؤلفه های مؤثر بر تغییر کاربری مسکونی شهری(نمونه موردی: کلان شهر اهواز) است. روش انجام پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده که اطلاعات آن از طریق مطالعات کتابخانه ای و از طریق تکمیل پرسشنامه جمع آوری گردیده است و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون T و از رویکرد آماری مدلسازی معادله های ساختاری (SEM)  استفاده شد. نتایج نشان داد که الگوی مفهومی پژوهش از برازش مطلوب برخوردار است. از طرف دیگر، نتایج نشان داد که بین مولفه های پژوهش حاضر با تغییرات کاربری مسکونی شهری رابطه ی مثبت و معناداری وجود دارد؛ و همچنین نتایج آزمون تی تک نمونه ای نشان داد که بالاترین میانگین و در نتیجه بیشترین تاثیر بر تغییر کاربری مسکونی به ترتیب مربوط به عامل محیطی (با میانگین 01/4)، عامل اقتصادی (96/3)، عامل اجتماعی (86/3) و عامل فرهنگی (52/3) بود. مطابق نتایج بیشترین تاثیر مربوط به عامل محیطی و کمترین تاثیر مربوط به عامل فرهنگی بود. بنابراین جهت انجام اقدامات لازم نیازمند توجه جدی مدیران و برنامه ریزان شهری و منطقه ای است.  
۲۹۴۵۰.

بررسی تأثیر تقاضای گردشگری بر توسعه مالی با تمرکز بر اثرات تعاملی آنها بر رشد تولید سرانه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۷ تعداد دانلود : ۲۷۱
زمینه و هدف: درک ارتباط بین توسعه مالی و فعالیت های گردشگری برای جذب سرمایه گذاری و ارتقای رشد پایدار حائز اهمیت است. مخارج گردشگری و تعداد گردشگران بین المللی به عنوان مؤلفه های تقاضای گردشگری، به طور مستقیم یا به واسطه ی تأثیری که بر سطح توسعه مالی دارند، می توانند بر رشد اقتصادی اثر گذار باشند.روش شناسی: با استفاده از رویکرد خودرگرسیونی با وقفه های توزیعی (ARDL) برای داده های اقتصاد ایران طی دوره زمانی ۱۳۷۴ تا ۱۳۹۷، ارتباط تقاضای گردشگری با سطح توسعه مالی، آزمون می شود. سپس، نحوه تأثیر توسعه مالی بر ارتباط بین تقاضای گردشگری و رشد تولید ناخالص داخلی سرانه، بررسی می شود. یافته ها: نتایج بر ارتباط مثبت و معنادار بین سطح تقاضای گردشگری و توسعه مالی دلالت دارد؛ به ازای یک درصد رشد مخارج گردشگری، شاخص توسعه مالی، به میزان ۳۴۲۵/۰ درصد افزایش می یابد. رشد یک درصدی ورود گردشگران بین المللی، به افزایش ۶۰۹/۰ درصدی شاخص توسعه مالی منجر می شود. اثر تعاملی توسعه مالی و مخارج گردشگری بر رشد تولید سرانه، ۴۰۸/۰ و به لحاظ آماری معنادار است. بر این اساس می توان استدلال کرد بهبود توسعه مالی به تقویت اثر مخارج گردشگری بر رشد تولید سرانه منجر می شود. نتیجه گیری و پیشنهادات: نتایج سازگار با فرضیه رشد منجر به گردشگری بوده و حاکی از آن است که مقامات می توانند رشد اقتصادی را با تقویت بخش گردشگری و توسعه مالی، بهبود بخشند.نوآوری و اصالت: توجه به اثر شاخص های تقاضای گردشگری بر سطح توسعه مالی، و نیز اثر تعاملی آنها بر رشد تولید سرانه، خلأ مطالعاتی موجود را پوشش می دهد و مزیت مطالعه حاضر محسوب می شود.
۲۹۴۵۱.

ارزیابی روش های آمار کلاسیک در تخمین و بازسازی دمای روزانه کشور ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۷ تعداد دانلود : ۲۴۲
سابقه و هدف: تصمیم گیری و مدیریت مؤثر درزَمینه توسعه پایدار منابع طبیعی نیازمند دسترسی به اطلاعات دقیق و به روز اقلیمی است. این اطلاعات امکان بررسی نقش تغییرات اقلیمی را در موضوعات گوناگون مهیا می کنند و براساس آن، می توان راهکار های مدیریتی مؤثری را تدوین کرد. در این راستا، پارامتر دما یکی از مهم ترین شاخص های اقلیمی است که نقش محوری را در تحلیل ها و پژوهش های محیطی ایفا می کند. با توجه به نقش اساسی دما در موضوعات گوناگون، دسترسی به داده های دمایی دقیق و جامع اهمیت بسیاری دارد. این داده ها باید به گونه ای باشند که بتوانند تصویری واضح و کامل از الگوهای دمایی، در طول زمان، ارائه دهند. اما متأسفانه، داده های اقلیمی اغلب با مشکلاتی مانند انقطاع آماری و خطاهای اندازه گیری مواجه اند. این مشکلات ممکن است به تصمیم گیری های نادرست و برنامه ریزی های ناکارآمد منجر شوند. در این پژوهش، با استفاده از روش های آماری، سعی شده است داده های دمایی موجود و انقطاع های آماری آنها با استفاده از روش هایی ازجمله مختصات جغرافیایی (گرافیکی)، نسبت نرمال، ضریب همبستگی وزنی و میانگین حسابی که در تکمیل داده های اقلیمی شناخته شده و پرکاربردند، تحلیل و ارزیابی شود. انتخاب روش مناسب از میان این روش ها می تواند دقت تخمین داده های دمایی را افزایش دهد و در تصمیم گیری های مبتنی بر داده های جامع تر و معتبرتر، نقش اساسی داشته باشد. درنَهایت، هدف از این پژوهش معرفی بهترین روش برای تخمین اطلاعات و رفع انقطاع آماری است که پژوهشگران، مدیران و سیاست گذاران را درزَمینه توسعه پایدار و درک بهتر شرایط اقلیمی و اتخاذ تصمیماتی هوشمندانه تر و مؤثرتر، یاری خواهد کرد.مواد و روش ها: در این پژوهش، به منظور رفع خلأ آماری، روش های شناخته شده و محبوب آمار کلاسیک شامل روش مختصات جغرافیایی، نسبت نرمال، ضریب همبستگی وزنی و میانگین حسابی، در تخمین داده های دمایی کشور ارزیابی شد. به منظور بررسی بهترین روش برای تکمیل اطلاعات مفقودی، از اطلاعات 125 ایستگاه استفاده شد. این ایستگاه ها دارای اطلاعات کامل (بدون هیچ گونه مفقودی)، درطول 21 سال (2020-2000 م.) بودند. ازآنجاکه محاسبات گسترده و زمان بر بودند، با انتخاب 10٪ این ایستگاه ها به صورت تصادفی با پراکندگی مکانی مناسب، عملیات پرکردن اطلاعات روی ایستگاه های منتخب انجام شد. اطلاعات ایستگاه های منتخب، در هر مرحله و به صورت جداگانه، حذف و براساس پنج ایستگاه مجاور خود، بازسازی شدند و به منظور ارزیابی روش های مذکور، از معیار های ارزیابی آماری ضریب تبیین (R2)، جذر میانگین مربعات خطا (RMSE) و میانگین انحراف مطلق (MAD) استفاده شد.نتایج و بحث: با ارزیابی نتایج حاصل از بررسی مقادیر محاسباتی ازطریق روش نسبت نرمال درمقابل مقادیر مشاهداتی، مشخص شد تمامی ایستگاه های مورد بررسی همبستگی بالایی دارند؛ این نکته بیانگر مقبولیت روش نسبت نرمال برای تخمین داده هاست. با توجه به مقادیر متوسط حاصل از ارزیابی نتایج، روش نسبت نرمال، ضریب همبستگی وزنی، مختصات جغرافیایی و میانگین حسابی به ترتیب، با مقدار RMSE معادل 05/3، 28/3، 30/3 و 51/3 درجه سلسیوس، اولویت بندی می شوند. بنابراین روش نسبت نرمال در میان سایر روش های مورد مطالعه از مقبولیت بیشتری برخوردار است و ازاین رو، در رفع مشکلاتی اعم از فقدان اطلاعات، خطای موجود در داده ها و همچنین گسترش دوره زمانی مطالعاتی، می توان از آن بهره برد.نتیجه گیری: در میان روش های مورد بررسی، روش نسبت نرمال به صورت کلی مقبولیت و کیفیتی بیشتر از دیگر روش ها دارد که توصیه می شود در پژوهش های آتی، در محدوده مطالعاتی مشابه، از این روش استفاده شود. در مراتب بعدی، به ترتیب روش مختصات جغرافیایی، همبستگی وزنی و میانگین حسابی قرار دارند. شایان توجه است، با اینکه سایر روش ها در مراتب اهمیت بعدی واقع شده اند، همچنان در برخی ایستگاه ها کارآیی مناسبی نشان می دهند؛ بنابراین در شرایط متفاوت، روش های متنوعی می تواند نیاز به ترمیم داده ها را رفع کند و با توجه به محدوده مورد مطالعه، باید بهترین روش انتخاب شود و به کار رود.
۲۹۴۵۲.

مقایسه دو مدل WLC و TOPSIS در آنالیز تناسب اراضی توسعه شهری (مطالعه موردی: فومن و شفت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۶ تعداد دانلود : ۳۰۷
در بسیاری از کشورهای جهان سوم از جمله ایران پدیده توسعه شهری یکی از مهمترین عوامل ایجاد تغییرات در کاربری اراضی می باشد. اغلب شهرها در مسیر گسترش خود موجبات نابودی زمین های کشاورزی را فراهم آورده و آنها را تحت پوشش گسترش شهری قرار داده اند. این مساله از نظر اقتصادی و فعالیت های کشاورزی به ویژه در استانی همانند گیلان به دلیل آب و هوای معتدل و خاک حاصلخیز از مواردی ست که طلب می کند تا با برنامه ریزی مناسب از گسترش کنترل نشده این شهرها جلوگیری نمود. در این راستا ما برآن شدیم تا در این مطالعه بر اساس روش های ارزیابی چند معیاره (مدلهای WLC و TOPSIS) در محیط GIS و بر اساس پارامترهای مختلف از آنالیز تناسب اراضی به عنوان ابزاری جهت برنامه ریزی و پیش بینی الگوی بهینه توسعه شهری در شهرهای فومن و شفت در غرب گیلان استفاده کنیم نتایج نشان داد که طبقه بندی خروجی دو مدل به کار رفته متفاوت بوده اما مناطق مناسب برای توسعه شهری در دو روش همپوشانی داشته اند. متناسب ترین مناطق برای توسعه شهری در قسمتهای شمالی و شرقی به دست آمده است. همچنین شاخص کاربری اراضی بالاترین اهمیت را در پهنه بندی منطقه داشته است. بر اساس نتایج، توسعه درونی شهرهای منطقه به عنوان اولویت اول پیشنهاد می گردد.
۲۹۴۵۳.

توسعه انرژی های تجدیدپذیر بر اساس شاخص گرین متریک (مطالعه تطبیقی: دانشگاه گیلان و دانشگاه سِگِد مجارستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۶ تعداد دانلود : ۲۳۴
مبسوط پیشینه و هدف: نظام رتبه بندی گرین متریک بر پایه سه شاخص محیط زیستی، اقتصادی و اجتماعی استوار است. هدف این نظام رتبه بندی، بررسی نحوه برخورد دانشگاه ها با مسائل براساس مدل توسعه پایدار می باشد. در نتیجه، بسیاری از دانشگاه ها در جهت اجرای برنامه های منطبق بر اهداف توسعه پایدار با هدف کاهش اثرات زیست محیطی در حال فعالیت می باشند. از طرفی، استفاده از انرژی های تجدیدپذیر مانند انرژی خورشیدی به عنوان منبعی مهم جهت جایگزینی سوخت های فسیلی براساس اهداف توسعه پایدار همواره مورد توجه نظام های رتبه بندی دانشگاه ها بوده است. مطالعه حاضر با هدف مقایسه تطبیقی رتبه و عملکرد دانشگاه گیلان و دانشگاه سِگِد مجارستان در زمینه استفاده و توسعه انرژی های تجدیدپذیر براساس نظام رتبه بندی گرین متریک انجام شده است. مواد و روش ها: این پژوهش به روش توصیفی و با تحلیل اسنادی انجام شده است. برای گردآوری داده ها و ارزیابی تطبیقی جایگاه دانشگاه های گیلان و سِگِد در نظام رتبه بندی سبزترین دانشگاه های جهان از اطلاعات آماری موجود در گرین متریک استفاده شده است. در ادامه با مراجعه به سایت دانشگاه گیلان و دانشگاه سِگِد مجارستان، عملکرد این دانشگاه ها در زمینه مدیریت سبز و به طور ویژه استفاده از انرژی های تجدیدپذیر مورد بررسی قرار گرفت. سپس، مبانی نظری و سابقه پژوهش در زمینه استفاده از انرژی های تجدیدپذیر در دانشگاه ها بررسی شد. در نهایت پس از تجزیه و تحلیل و ارزیابی ها، نتیجه گیری صورت گرفت. یافته ها و بحث: نتایج نشان داد که دانشگاه سِگِد با کسب 85/1141 امتیاز و نصب 2754 قطعه پنل خورشیدی و برنامه ریزی جهت نصب 2040 قطعه پنل دیگر در 42 ساختمان خود، ضمن قرار گرفتن بین 100 دانشگاه سبز جهان توانسته است با تولید و صرفه جویی در مصرف انرژی، به عنوان سبزترین دانشگاه مجارستان معرفی شود. از این رو، نصب پنل های خورشیدی در سقف ساختمان ها براساس زاویه استاندارد موجب کاهش نسبت سطح نور خورشید و در نتیجه، کاهش مصرف انرژی در خنک سازی در این دانشگاه شده است. همچنین با اجرای فناوری منحصر به فرد استفاده از گرمای فاضلاب برای خنک سازی و گرمایش، سالانه بیش از 300 تن از انتشار آلاینده دی اکسید کربن در دانشگاه سِگِد کاسته شده است. طبق نتایج، دانشگاه گیلان علی رغم حضور کوتاه و 4 ساله خود در رتبه بندی گرین متریک نیز توانسته است با رویکردی ویژه در حوزه مدیریت انرژی های تجدیدپذیر، رتبه 198 سبزترین دانشگاه های جهان را به خود اختصاص دهد. نصب سیستم روشنایی خورشیدی بر روی ایستگاه اتوبوس، نصب چراغ چشمک زن راهنمایی و رانندگی با استفاده از صفحه های خورشیدی و ساخت نیروگاه فتوولتائیک با ظرفیت تولید 100 کیلووات از جمله این اقدامات می باشد. همچنین در دانشگاه گیلان، تولید گازهای گلخانه ای به میزان 112500 کیلوگرم معادل عدم استفاده از 215 تن زغال سنگ در سال کاهش یافته است. همچنین، احداث نیروگاه فتوولتائیک در دانشگاه گیلان باعث شده تا ضمن تأمین بخشی از انرژی مورد نیاز این دانشگاه، از هدررفت انرژی نیز جلوگیری به عمل آید. نتیجه گیری: با وجودی که دانشگاه گیلان با ساخت نیروگاه فتوولتائیک با ظرفیت 100 کیلووات توانسته است ضمن تأمین بخشی از نیاز خود به انرژی، با کاهش تولید گازهای گلخانه ای و توسعه مدیریت انرژی در حفاظت از محیط زیست و اهداف توسعه پایدار به دستاوردهای مهمی دست یابد اما در مقابل، دانشگاه سِگِد به عنوان سبزترین دانشگاه مجارستان و پیشگام در تولید و استفاده از انرژی های تجدیدپذیر با برنامه ریزی و سرمایه گذاری توانسته است با نصب 2754 قطعه پنل خورشیدی در 24 ساختمان اصلی دانشگاه به یکی از اعضای مؤثر شبکه بین المللی گرین متریک تبدیل شود. در این راستا، پیشنهاد می شود برای دستیابی به توسعه پایدار در دانشگاه ها، دستورالعمل استفاده از انرژی های تجدیدپذیر با توجه به ظرفیت دانشگاه ها تدوین و اجرا شود. با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش، استفاده از انرژی خورشیدی و احداث نیروگاه فتوولتائیک می تواند موجب کاهش اثر ردپای اکولوژیک و کاهش وابستگی به منابع سوخت فسیلی در دانشگاه ها شود.
۲۹۴۵۴.

شناسایی و سطح بندی عوامل مؤثر در اوقات فراغت بانوان با تأکید بر فعالیت های بدنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۰ تعداد دانلود : ۱۶۵
هدف این پژوهش تدوین شناسایی و سطح بندی عوامل مؤثر در اوقات فراغت بانوان با تأکید بر فعالیت های بدنی با رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری است. این پژوهش از نظر جهت گیری پژوهش، کاربردی و از نظر فلسفه پژوهش، در زمره پژوهش های آمیخته است. جامعه آماری این تحقیق را متخصصان و کارشناسان اوقات فراغت و همچنین متخصصان مدیریت ورزشی و کارشناسان برگزاری رویدادهای ورزش خانوادگی و زنان تشکیل داده اند. در بخش کیفی تحقیق، به منظور گردآوری اطلاعات از ابزار مصاحبه عمیق و در بخش کمّی تحقیق، ابزار به کارگرفته شده پرسش نامه بود. به منظور تجزیه وتحلیل اطلاعات بخش کیفی از سه فرایند هم پوش کدگذاری باز، محوری و گزینشی و به منظور تحلیل اطلاعات بخش کمّی از روش مدل سازی ساختاری تفسیری با نرم افزار ISM software استفاده شد. یافته ها در بخش کیفی، نشان داد عوامل مؤثر در اوقات فراغت بانوان با تأکید بر فعالیت های بدنی، از 115 کد باز و 33 مفهوم و 14 مقوله اصلی تشکیل شده است. همچنین نتایج مدل ساختاری تفسیری در بخش کمّی، نشان داد که درک نیاز به ورزش بانوان، تجهیزات و امکانات اثرگذار، وضعیت جامعه پذیری اوقات فراغت بانوان و وضعیت درآمدی و مالی بانوان در سطح اول، عوامل فردی در سطح دوم، شرایط اجتماعی خانواده و بستر سازی سازمان ها برای اوقات فراغت بانوان و دانش افزایی بانوان درمورد اوقات فراغت در سطح سوم، ترویج فعالیت های بدنی در قالب اوقات فراغت برای بانوان، بهبود جامعه پذیری افراد در جامعه، حمایت های مالی در بخش خصوصی و دولتی، آموزش و توجه به یافته های پژوهشی مرتبط و بهبود وضعیت روان شناختی فردی در سطح چهارم و بهبود وضعیت زندگی در سطح پنجم قرار دارند.
۲۹۴۵۵.

کاربرد سنجه های سیمای سرزمین در ارزیابی ژئومورفودایورسیتی مناطق بیابانی مطالعه موردی-پلایای مسیله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۸ تعداد دانلود : ۲۴۴
مناطق هموار بیابانی همانند پلایاها، به دلیل تنوع فراوان اشکال ژئومورفولوژی و پتانسیل زیادی که جهت توسعه ژئوتوریسم دارند، از اهمیت بالایی برخوردار است. ارزیابی این مناطق با استفاده از مدل های آماری و کمی جهت تعیین پهنه هایی که ارزش ژئومورفودایورسیتی بالایی دارند، می تواند رویکرد جدیدی را جهت توسعه پایدار این مناطق در اختیار برنامه ریزان سرزمین قرار دهد. این تحقیق باهدف ارزیابی ژئومورفودایورسیتی در پلایای مسیله در محدوده دریاچه نمک و حوض سلطان انجام گرفت. اشکال ژئومورفولوژی در این منطقه با بهره گیری از تصاویر ماهواره ای و مطالعات میدانی استخراج گردید و از شاخص های کمی سنجه های سیمای سرزمین شامل هشت شاخص تراکم ناهمواری هر قطعه، غنای نسبی هر قطعه، شاخص ناهمواری سیمپسن، شاخص ناهمواری شانون، شاخص دایورسیتی شانون، شاخص دایورسیتی سیمپسن، شاخص دایورسیتی اصلاح شده سیمپسون و شاخص اصلاح شده ضریب ناهمواری سیمپسون، در نرم افزار Fragstats به منظور ارزیابی غنای واحدهای ژئومورفولوژی در پلایای مسیله استفاده شد. نتایج نشان می دهد که واحدهای ژئومورفولوژی مخروط افکنه، کفه نمکی و کفه های گلی نمکی و تپه های ماسه ای به ترتیب بیشترین ارزش را در بین سنجه های سیمای سرزمین به خود اختصاص داده اند. علاوه بر آن از دیدگاه سنجه های سیمای سرزمین منطقه شمال غرب کاشان و ابوزیدآباد بیشترین تنوع ژئومورفولوژی را دارا هستند. این پژوهش نشان داد که استفاده از واحدهای ژئومورفولوژی می تواند به عنوان شاخصه مناسبی در ارزیابی تنوع سیمای سرزمین به خصوص در مناطق هموار که تنوع مورفومتری و زمین شناختی دارند، مورداستفاده قرار گیرد.
۲۹۴۵۶.

تحلیل اثربخشی تسهیلات مقاوم سازی در توسعه مسکن روستایی (مورد: بخش مرکزی شهرستان شهریار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۸ تعداد دانلود : ۲۴۳
مقدمه:  کیفیت نامطلوب و آسیب پذیری نسبتا زیاد مساکن روستایی از حوادث زیان بار و نا خواسته طبیعی هرساله هزینه های زیادی را بر خانوار و جامعه روستایی تحمیل می نماید این امر به دلیل استفاده از مصالح کم دوام، مکان یابی غیر اصولی و نامناسب و ... می باشد. لذا برای رفع مشکالات روستایی و تسهیل درفرایند توسعه روستایی دولت در برنامه چهارم توسعه طرح ملی مقاوم سازی مساکن روستایی را بصورت همه جانبه آغاز کرد. در این طرح تسهیلات مقاوم سازی با اهدافی چون: احداث مسکن مقاوم، تامین مسکن متناسب با نیاز روستاییان و ... به روستاییان عرضه می گردد.هدف:  هدف این تحقیق تحلیل اثربخشی تسهیلات مقاوم سازی برتوسعه مسکن روستایی است.روش شناسی:  پژوهش حاضر با رویکرد کاربردی و در قالب مطالعات تحلیلی توصیفی صورت پذیرفت. جامعه آماری مطالعه حاضر مساکن برخوردار از تسهیلات مقاوم سازی شده بخش مرکزی شهرستان شهریار می باشد .در بخش مرکزی شهرستان شهریار در برهه زمانی6 ساله اجرای طرح بهسازی که با برنامه چهارم توسعه مصادف می باشد614 واحد مسکونی مقاوم سازی شده است. بمنظور تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد، برمبنای این فرمول 120 نفر از روستائیانی که از تسهیلات اعطایی استفاده نمودند، انتخاب شدند. روش پژوهش مطالعه حاضر اسنادی میدانی می باشد .در مطالعات میدانی برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته بهره گرفته شد .برای سنجش روایی و پایایی ابزار تحقیق از روش آلفای کرونباخ استفاده شد .برای آزمون فرضیات و همچنین اولویت بندی عوامل و گویه های مؤثر در ثربخشی تسهیلات مقاوم سازی از آزمون های علامت t تک نمونه ای و پیرسون و رگرسیون خطی استفاده شد.قلمرو جغرافیایی پژوهش:  این مطالعه در مناطق روستایی شهرستان شهریار به انجام رسید.یافته ها و بحث:  نتایج نشان داد که، مؤثرترین متغیر مستقل در این معادله، مدیریت اجرای طرح تسهیلات بانکی هستند. با توجه به اینکه ضریب بتای آن برابر با 0.65 است به ازای هر یک واحد تغییر در انحراف معیار اقرار به اشتباهات و شکست ها، به اندازه 0.65 در انحراف معیار اثربخشی طرح مقاوم سازی در توسعه مسکن روستایی (متغیر وابسته) تغییر ایجاد می گردد. به عبارت دیگر با افزایش مدیریت اجرای طرح تسهیلات بانکی، میزان اثربخشی طرح مقاوم سازی در توسعه مسکن روستایی نیز افزایش پیدا می کند و بالعکس. بعد از مدیریت اجرای طرح تسهیلات بانکی، سطح درآمد خانوار قویترین متغیر مستقل است که، دارای جهت مثبت است. ضریب بتای این متغیر 0.197 است که نشان می دهد به ازای هر واحد تغییر در انحراف معیار سطح درآمد خانوار، به اندازه 0.197 در انحراف معیار اثربخشی مثبت طرح مقاوم سازی در توسعه مسکن روستایی (متغیر وابسته) تغییر ایجاد می گردد.نتیجه گیری: نتایج حاصل از پژوهش بیان گر این واقعیت می باشد که از بین عوامل اثرگذار براثربخشی تسهیلات مقاوم سازی بیش از همه عوامل نحوه مدیریت اجرای تسهیلات و به ترتیب سطح درامد خانوار و سطح آگاهی روستاییان تاثیرگذار بوده اند.
۲۹۴۵۷.

کاربست مدل WEAP در پیش نگری تبخیرتعرق پتانسیل تحت سناریوهای SSP تغییر اقلیم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۷ تعداد دانلود : ۲۷۵
تبخیرتعرق به عنوان یکی از مولفه های اصلی چرخه ی آبشناسی، از پدیده تغییر اقلیم اثرات قابل توجهی را می پذیرد. هدف اصلی این پژوهش برآورد میزان تبخیرتعرق پتانسیل در دوره زمانی آینده و مقایسه آن با دوره پایه با استفاده از برونداد مدل های اقلیمی جهت اجرای مدل منابع آب WEAP در ایستگاه های منتخب حوضه کرخه می باشد. دوره های 2019-1999 و 2100-2020 به ترتیب به عنوان دوره پایه و دوره آینده در نظر گرفته شد. برونداد دو مدل اقلیمی منتخب بر اساس توصیه های پیشین بنام های  MPI-ESM1-2-LR وKIOST-ESM  اخذ شده از پایگاه داده های اقلیمیESGF تحت دو سناریوی اقلیمی SSP2-4.5 و SSP5-8.5 و همچنین داده های ایستگاه های همدیدی برای حوضه کرخه در برآورد تبخیرتعرق پتانسیل در دوره های آینده و پایه استفاده شده است. با توجه به خروجی های مدل WEAP میزان تبخیرتعرق پتانسیل تا سال 2100 میلادی روندی افزایشی خواهد داشت، بیشترین میزان افزایش پیش نگری شده درمدل MPI-ESM1-2-LR تحت سناریوی SSP5-8.5 به میزان 89 میلی متر در ماه ژوئن و در مدل KIOST-ESM به میزان 73 میلی متر در ماه بدست آمد. کمترین مقادیر به ترتیب برابر 26 و 5/0- میلی متر در ماه های دسامبر و سپتامبر می باشند. متناظراً این مقادیر تحت سناریوی SSP2-4.5 به ترتیب برابر با 4/85، 3/64، 3/23 و 6/4 - در ماه های ژوئن، می، دسامبر و سپتامبر نسبت به دوره پایه برآورد شد. همچنین میزان تبخیرتعرق پتانسیل در ایستگاه هایی با اقلیم مدیترانه ای معتدل نسبت به ایستگاه هایی با اقلیم خشک معتدل تغییرات بیشتری را تجربه خواهند کرد.
۲۹۴۵۸.

واکاوی عوامل تاثیرگذار بر خشکسالی هیدرولوژیک. مطالعه موردی: حوضه های آبخیز استان لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۶ تعداد دانلود : ۲۶۱
برای برنامه ریزی مدیریت بهینه منابع آب به ویژه در حوضه های آبخیز بزرگ، شناخت روابط هیدرولوژیکی جهت تشخیص عوامل تأثیرگذار بر خشکسالی هیدرولوژیک امری ضروری به نظر می رسد. خشکسالی از جمله عوامل طبیعی است که طی چند دهه گذشته خسارات زیادی را متوجه جوامع و محیط زیست ایران و حتی جهان نموده است. این تحقیق به بررسی عوامل تأثیرگذار بر خشکسالی هیدرولوژیک حوضه آبخیز استان لرستان می پردازد. ابتدا 25 ایستگاه مناسب با توجه به پراکنش جغرافیایی و تنوع مساحت این استان در نظر گرفته شدند. اطلاعات فیزیوگرافی ایستگاه ها با استفاده از نقشه های توپوگرافی استخراج، سپس تجزیه و تحلیل عاملی روی 15 متغیر نمونه برداری شده از ایستگاه ها در نرم افزار آماری R-3-1-1 انجام شده است. نتایج نشان دادند که متغیرهای بارش، مساحت، تراکم زهکشی، و درصد اراضی فقیر از عوامل اصلی بوده و در مجموع 684/84 درصد از کل تغییرات در داده ها را بیان می کنند. سپس متغیرهای چهارگانه استخراج شده با تحلیل خوشه ای گروه بندی شدند و در نهایت دو گروه همگن بدست آمدند. به منظور بررسی صحت تحلیل خوشه ای در تعیین مناطق همگن از تحلیل ممیزی استفاده شد. تحلیل ممیزی صورت گرفته برای دو گروه همگن بر اساس متغیرهای چهارگانه یک تابع متمایز کننده ایجاد گردید. نتایج ضرایب تابع متمایز کننده در حالت استاندارد نشان دادند که در تابع ایجاد شده متغیر بارش با بارندگی متوسط با بیشترین بار وزنی 979/0، و متغیر مساحت با بار وزنی877/0، مهمترین متغیرهای متمایز کننده گروه های همگن از یکدیگر می باشند. در نهایت مقادیر همبستگی برآورد شده نشانگر آن است که دو گروه همگن از یکدیگر مجزا می باشند.
۲۹۴۵۹.

ارزیابی توزیع فضایی سرمایه اجتماعی در شهرهای ساحلی، مطالعه موردی: بندر بوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۷ تعداد دانلود : ۲۴۷
طرح مسئله: امروزه علاوه بر سرمایه انسانی، مالی و اقتصادی، سرمایه دیگری نیز سرمایه اجتماعی نامیده می شود. این مفهوم از سرمایه به تعاملات و ارتباطات بین اعضای یک شبکه به عنوان منبعی ارزشمند می نگرد که با ایجاد هنجارها و اعتماد متقابل، به تحقق اهداف جمعی و فردی اعضا می انجامد. همچنین سرمایه اجتماعی یک فرصت مهم برای جامعه شهری محسوب می گردد که می تواند در جامعه مد نظر محققان جهت مطالعات کاربردی شهری تلقی گردد بر این مهم است که سرمایه اجتماعی هم می تواند به عنوان یک ابزاری اثر گذار باشد.این سرمایه با وجود یک جامعه آگاه شهری قابل دسترس است و توانایی این را دارد که در جامعه تغییرات مثبتی به نفع مردم در محله ها ایجاد نماید و زمینه ساز تحول جوامع شهری و محله های شهری باشد.هدف: هدف این پژوهش ارزیابی توزیع فضایی سرمایه اجتماعی در محله های شهری، بندر بوشهر است. روش: پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی – پیمایشی بوده است. ابزار به کاررفته به منظور جمع آوری داده ها، پرسشنامه هست. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه شهروندان شهر بوشهر می باشد. نمونه آماری پژوهش بر اساس فرمول کوکران، 384 نفر به دست آمده است، اما به منظور کسب اطلاعات دقیق تر، 403 پرسشنامه جمع آوری گردید. نتایج: نتیجه سؤالات پژوهش حاکی از آن است که اعتماد اجتماعی، امنیت اجتماعی و هنجارگرایی اجتماعی در محله های شهری تفاوت معناداری وجود ندارد. مشارکت اجتماعی، انسجام اجتماعی، شبکه و نهادهای محلی، مسئولیت پذیری اجتماعی، رضایتمندی اجتماعی و تعامل اجتماعی در محله های شهری تفاوت معناداری وجود دارد. نوآوری: جنبه نوآوری پژوهش، ارزیابی مؤلفه های سرمایه اجتماعی در محله های شهر بوشهر است.
۲۹۴۶۰.

واکاوی تأثیرات ناشی از بحران کووید- 19 بر صنعت گردشگری ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۸ تعداد دانلود : ۲۸۷
علیرغم اینکه گردشگری با یک روند رو به رشد و مثبت در جهان روبرو بود و پیشرفت اقتصادی قابل توجهی در مقاصد گردشگری ایجاد کرده است ، این پیشرفت با بروز برخی از بحران ها و وقایع منفی مختل شده است. بحران هایی نظیر سیل، زلزله، شیوع بیماری های پاندمیک ، تهدیدی بی سابقه در صنعت گردشگری هستند که بر تصمیم سفر گردشگران اثرگذارند و موجب کاهش قابل توجه تقاضای گردشگری می شوند.پژوهش حاضر سعی دارد اثرات چالش برانگیز ناشی از کووید-19 بر صنعت گردشگری کشور ایران را مورد بررسی قرار دهد و سناریوهایی را در راستای رفتار گردشگر پس از عبور از این بحران و کنش واکنش متصدیان امر گردشگری در دوران پساکرونا و در افق 1405 ارائه دهد. روش انجام پژوهش به صورت توصیفی – تحلیلی و پیمایشی با استفاده از روش تحلیل محتوا ، روش دلفی و سناریونویسی صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد کووید-19 تأثیرات مخرب و جبران ناپذیری بر صنعت گردشگری ایران و تصمیم سفر گردشگران داخلی و خارجی و درک آنان از وضعیت موجود دارد و در نهایت 3سناریوی طلایی، سیاه و سفید و بحرانی در قبال آینده گردشگری ایران در افق 1405 مطرح گردید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان