ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰۱ تا ۳۲۰ مورد از کل ۳۷٬۰۲۴ مورد.
۳۰۱.

شناسایی و اولویت بندی ابعاد و راهبردهای توسعه گردشگری مذهبی در شهر اهواز با تاکید بر بقاع متبرکه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۸
گردشگری مذهبی، به عنوان زیرشاخه ای حیاتی از گردشگری فرهنگی، نه تنها جایگاه مهمی در سطح جهانی دارد، بلکه می تواند به عنوان موتور محرک اقتصادی و اجتماعی عمل کرده و از طریق افزایش درآمد و بهبود زیرساخت ها، به ویژه در نواحی کمتر توسعه یافته و حاشیه ای، منافع قابل توجهی را به ارمغان آورد. ایران به دلیل جاذبه های مذهبی فراوان، از جمله بقعه متبرکه علی بن مهزیار اهوازی که یکی از قطب های مذهبی مهم استان خوزستان است، مقصدی جذاب برای زائران محسوب می شود و پتانسیل بالایی برای جذب گردشگران دارد. با درک این اهمیت، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی ابعاد و راهبردهای توسعه گردشگری مذهبی در شهر اهواز با تأکید بر این بقعه متبرکه انجام شده است. این مطالعه از روش تحقیق آمیخته (کیفی و کمی) استفاده کرده است؛ در مرحله کیفی، با تحلیل مضمون مصاحبه ها با صاحب نظران، چهار بُعد اصلی و هجده راهبرد فرعی شناسایی شدند. در مرحله کمی، با استفاده از روش پیمایشی و تحلیل داده ها از طریق فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی شهودی(Intuitionistic Fuzzy AHP)، ابعاد و راهبردهای شناسایی شده توسط کارشناسان صنعت گردشگری اولویت بندی شدند. نتایج پژوهش نشان داد که از دیدگاه متخصصان، چهار بُعد حیاتی در توسعه گردشگری مذهبی به ترتیب اهمیت عبارتند از: «راهبردهای بازاریابی»، «آموزش و توسعه منابع انسانی»، «تقویت ساختارهای مدیریت اجرایی» و «پیاده سازی فناوری اطلاعات» در نهایت، بر اساس این اولویت بندی، پیشنهادهای اجرایی و پژوهشی برای ارتقاء جایگاه گردشگری مذهبی اهواز ارائه گردید.
۳۰۲.

شناسایی پیشران های فرایند حدنگاری (کاداستر) اراضی کشاورزی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۸۳
کاداستر اراضی کشاورزی یکی از ابزارهای کلیدی در مدیریت زمین و توسعه پایدار است که می تواند موجب شفاف سازی مالکیت، کاهش تعارضات حقوقی و بهبود بهره وری در بخش کشاورزی شود. چالش هایی همچون نبود داده های دقیق، ضعف قوانین و پیچیدگی های اداری مانع تحقق کامل این نظام در ایران هستند. در این پژوهش با هدف شناسایی پیشران های کلیدی و تحلیل آینده های محتمل کاداستر، از رویکرد آینده پژوهی و ابزار «ماتریس تأثیرات متقاطع» در نرم افزار MICMAC بهره گرفته شد. رویکرد تحقیق آمیخته بوده و با ترکیب داده های کمی و کیفی و استفاده از پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده انجام شده است. جامعه آماری شامل متخصصان حوزه های کشاورزی، منابع طبیعی، جغرافیا و فناوری اطلاعات بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند. روایی ابزار با روش دلفی و نظر خبرگان و پایایی آن با انتخاب دقیق مشارکت کنندگان تأیید شد. نتایج نشان داد که پیشران های اثرگذار بر نظام کاداستر در چهار دسته اصلی جای می گیرند: فناورانه، نهادی-حقوقی، اقتصادی-اجتماعی و زیست محیطی. متغیرهایی نظیر «شفافیت مالکیت»، «هماهنگی نهادی»، «پیشرفت فناوری های مکانی» و «سرمایه گذاری در زیرساخت های دیجیتال» بیشترین قدرت اثرگذاری و حساسیت را دارند. بر این اساس، موفقیت اجرای کاداستر در گرو توسعه فناوری های نوین، اصلاح چارچوب های حقوقی، افزایش مشارکت اجتماعی، همکاری نهادی و بهره گیری از مزایای اقتصادی آن است. یافته ها بیانگر آن است که کاداستر صرفاً یک ابزار فنی نیست، بلکه سامانه ای چندبعدی است که تحقق آن نیازمند توجه هم زمان به ابعاد مختلف حکمرانی زمین می باشد.
۳۰۳.

ارزیابی شاخص های بهداشت و درمان با استفاده از مدل تصمیم گیری چند شاخصه اِیداس (مطالعه موردی: شهرستان های استان چهارمحال و بختیاری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۹
یکی از پیامد های منفی کمبود خدمات بهداشتی و درمانی در یک منطقه، کاهش سطح سلامت افراد است که باعث کاهش توان کار و درآمد و نهایتاً فقر اقتصادی می شود؛ بنابراین برای رفع مشکلات در زمینه برخورداری از خدمات بهداشتی و درمانی باید به شناسایی نواحی محروم در جهت ارائه خدمات دهی مناسب پرداخت. در این تحقیق، با استفاده از 54 شاخص بهداشتی و درمانی، به رتبه بندی شهرستان های استان چهارمحال و بختیاری از نظر برخورداری از خدمات بهداشتی و درمانی پرداخته شد. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش از نوع «توصیفی – تحلیلی» می باشد. آمار و اطلاعات مربوطه از طریق کتابخانه ای و سالنامه آماری مرکز آمار ایران (سال 1395) استخراج گردید. تحلیل داده ها با استفاده از مدل آنتروپی شانون (جهت وزن دهی) و تکنیک ایداس (برای رتبه بندی) در قالب نرم افزار Excel و همچنین نمایش وضعیت شهرستان های استان چهارمحال و بختیاری با استفاده از نقشه کریجینگ در قالب نرم افزار Arc GIS صورت گرفته است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که بعد بهداشت روستایی دارای وضعیت بهتر و بعد نهادی دارای وضعیت بدتری به لحاظ توزیع فضایی دارند. نتایج تکنیک ایداس نشان می دهد که از نظر شاخص های بهداشتی و درمانی، شهرستان شهرکرد با وزن 0.923 برخوردارترین شهرستان و بعد از آن شهرستان های فارسان با وزن 0.770، لردگان با 0.697، بروجن با 0.694، اردل با 0.573، کوهرنگ با 0.516، کیار با 0.478، سامان با 0.363، بن با وزن 0.352 به ترتیب در رتبه های دوم تا نهم و شهرستان خانمیرزا با وزن 0.163 در رتبه دهم (آخر) قرار گرفته است. به طور کلی، می توان نتیجه گرفت که تفاوت زیادی بین شهرستان های استان چهارمحال و بختیاری از نظر خدمات بهداشتی و درمانی وجود دارد که منجر به پایین آمدن سطح سلامت در برخی از شهرستان ها شده است؛ بنابراین نگاه عدالت محور در توزیع خدمات بهداشتی و درمانی برای بهبود کیفیت سلامت شهروندان لازم است.
۳۰۴.

بررسی ارتباط بین الگوهای رودباد و فرین های دمایی سرد در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۸۸
فرین های دمایی سرد علاوه بر آسیب به بخش های انرژی، کشاورزی و محیط زیست، می تواند زندگی جانداران را به خطر بیندازد. از اینرو بررسی و شناخت این مخاطره و الگوهای جوی به وجودآوردنده آن به منظور درک بهتر و پیش بینی مناسب ضروری به نظر می رسد. رودبادهای تراز بالایی وردسپهر از عوامل مهم کنترل کننده و محرک دماهای فرین سطح زمین هستند. به منظور بررسی ارتباط بین فرین های سرد و رودبادهای تراز بالایی وردسپهر، از داده های دمای30 ایستگاه هواشناسی و داده های بازتحلیل باد تراز 300 هکتوپاسکال پایگاه ECMWF در بازه زمانی 32ساله استفاده شده است. ابتدا داده های شبکه ای رودباد با به کارگیری روش شبکه عصبی خودسامان-دهنده (SOM) خوشه بندی شد. سپس فراوانی رویدادهای فرین سردِ هر دسته، محاسبه و الگوهای سینوپتیکی مربوطه تحلیل گردید. نتایج تحقیق نشان داد با توجه به روند افزایشی میانگین دمای هوای کشور بین سال های 1992 تا 2023، میانگین فراوانی رویدادهای فرین سرد کاهش یافته است. بیشترین فراوانی فرین های سرد در شرایطی رخ داده است که رودبادهای قوی در کشور حاکمیت داشته اند. این رودبادها حاصل ادغام دو رودباد جبهه قطبی و جنب حاره بوده و غالباً در ماه های سرد سال اتفاق افتاده اند. در مورد درصد کمی از رویدادهای فرین سرد که در فصل های پاییز و بهار پرتکرار بوده اند، الگوهای تراز 300 هکتوپاسکال نشان دهنده نبود رودباد قوی می باشد.
۳۰۵.

آینده پژوهی ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی: سناریوها و پیامدهای احداث دالان زنگه زور بر امنیت و توسعه جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۸
منطقه قفقاز جنوبی در دهه های اخیر به یکی از کانون های حساس ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی جهان تبدیل شده است. احداث «دالان زنگه زور» به عنوان یک کریدور استراتژیک که جمهوری آذربایجان را از طریق ارمنستان به نخجوان و ترکیه متصل می کند، می تواند نقشه جغرافیای سیاسی منطقه را دستخوش تغییرات بنیادین نماید. جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از بازیگران اصلی منطقه، با مرز مشترک در شمال غرب کشور و پیوندهای تاریخی، اقتصادی و امنیتی با کشورهای قفقاز جنوبی، در معرض فرصت ها و تهدیدهای متنوع ناشی از فعال سازی این دالان قرار دارد. این پژوهش با هدف آینده پژوهی ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی و بررسی سناریوهای محتمل اثرگذاری دالان زنگه زور بر امنیت و توسعه ایران انجام شده است. روش تحقیق به صورت ترکیبی (کیفی–کمی) طراحی گردیده است. در بخش کیفی، تحلیل اسنادی و مرور نظام مند منابع علمی و گزارش های سیاستی (۲۰۱۹–۲۰۲۵) انجام شده و در بخش کمی، از تکنیک «سناریونویسی مبتنی بر ماتریس بحران - عدم قطعیت» برای شناسایی متغیرهای کلیدی و ترسیم آینده های محتمل تا افق ۲۰۳۵ استفاده گردیده است. داده ها از منابع معتبر داخلی و خارجی، شامل مقالات علمی، گزارش های مراکز پژوهشی بین المللی و آمار رسمی سازمان های منطقه ای گردآوری شده اند. یافته های اولیه نشان می دهد که فعال شدن دالان زنگه زور می تواند دسترسی ایران به کریدورهای فرامنطقه ای را کاهش داده و جایگاه ژئوپلیتیکی کشور را در برخی سناریوها تضعیف کند؛ درعین حال، با اتخاذ راهبردهای دیپلماسی فعال و انعطاف پذیری ژئوپلیتیکی، این دالان می تواند به فرصتی برای توسعه تجارت منطقه ای و تقویت همکاری های اقتصادی بدل شود. مقاله در پایان، مجموعه ای از راهکارهای سیاستی برای کاهش تهدیدات و افزایش بهره وری از فرصت های ناشی از تحولات قفقاز جنوبی ارائه می دهد.
۳۰۶.

شناسایی موانع جذب سرمایه های مالی در ایجاد کسب و کارهای خرد روستایی (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان مریوان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۲
پژوهش کاربردی حاضر با هدف شناسایی موانع مؤثر بر سرمایه گذاری در توانمندی های متنوع روستاهای شهرستان مریوان و تلاش در جهت تنوع بخشی به اقتصاد این مناطق از طریق جذب سرمایه انجام گرفته است. این مطالعه در سال ۱۴۰۳ و با رویکرد توصیفی–تحلیلی صورت پذیرفته است. داده های مورد نیاز در بخش نظری به روش اسنادی و در بخش میدانی از طریق پیمایش، مبتنی بر مصاحبه و توزیع پرسش نامه گردآوری شده اند. بر این مبنا؛ در ابتدا با انجام مصاحبه هایی نیمه ساختارمند، موانع و مشکلات پیش روی جذب سرمایه ها در راستای تنوع بخشی و راه اندازی کسب و کارها در منطقه شناسایی و سپس، با توزیع پرسشنامه، جهت کمی سازی و تعمیم این یافته ها در میان 100 نفر از آگاهان و متخصصان، مدیران و مسئولین و صاحبان کسب و کارهای خرد در منطقه مورد مطالعه (روستاهای شهرستان مریوان) که به روش هدفمند انتخاب شدند، موانع شناسایی شده به تایید رسیدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده آزمون تحلیل عاملی، ابزارهای آمار فضایی، تحلیل مسیر و تکنیک تئوری بنیادی انجام گرفته است، در نهایت؛ نتایج نشان داد که سه عامل اصلی ضعف سیاستگذاری، برنامه ریزی و مدیریت امنیتی با بار عاملی برابر 8/15 و تبیین 8/28 درصد واریانس ها؛ ضعف قوانین و حمایت ها و کمبود سرمایه های مالی با مقدار ویژه برابر 3/14 و تبیین 26 درصد واریانس ها؛ و ضعف در سرمایه های اجتماعی و انسانی با مقدار ویژه برابر 8.6 و تبیین 6/15 درصد واریانس ها، مهمترین موانع و چالش های پیش روی جذب سرمایه و ورود سرمایه گذاران جهت راه اندازی کسب و کارهای خرد و تنوع بخشی به اقتصاد منطقه می باشند. همچنین، مانع ضعف سیاستگذاری، برنامه ریزی و مدیریت امنیتی، بیشترین تاثیر را در نتیجه بخش بودن سرمایه گذاری ها در منطقه دارا بوده و در بین دهستانهای شهرستان مریوان، دهستان های سرشیو، کوماسی و گلچیدر دارای بیشترین ریسک سرمایه گذاری هستند
۳۰۷.

واکاوی مفهوم مشارکت در بازآفرینی بافت های تاریخی مبتنی بر مرور نظام مند و تحلیل محتوا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۷۹
در عصر حاضر، بازآفرینی به عنوان رویکردی نوین در حوزه حفظ و احیای بافت های تاریخی، جایگزین روش های پیشین شده است. یکی از تمایزات اساسی این رویکرد با سایر روش ها، تأکید بر مشارکت فعال و فراگیر ذی نفعان در فرایند بازآفرینی است. با این حال، تحقق مشارکت مؤثر و کارآمد مستلزم درک عمیقی از مفهوم و عملکرد آن در بازآفرینی است. از این رو، این پژوهش با هدف درک و شناسایی ساختار، عملکرد و اثرگذاری مشارکت در بازآفرینی بافت های تاریخی و شناسایی ابعاد اثربخشی آن انجام شد. این پژوهش در مرحله جست وجو و انتخاب منبع مبتنی بر روش مرور نظام مند چهارمرحله ای پریزما، طی جست وجو در پایگاه های استنادی برتر علمی با کلیدواژه های «بازآفرینی»، «بافت تاریخی» و «مشارکت»، ۶۳۵ منبع شناسایی نمود که از میان آن ها ۷۰ منبع برای پاسخ به پرسش اصلی پژوهش انتخاب گردید. سپس با بهره گیری از تحلیل محتوای کیفی، کدگذاری و استخراج مضامین، یافته ها به سه دسته ی ساختار، عملکرد و اثرگذاری مشارکت در بازآفرینی بافت های تاریخی دسته بندی گردید. ساختار شامل سه مقوله ی پویایی، انسجام و شمولیت؛ عملکرد شامل پنج مقوله ی بستر، عامل مؤثر، الزام قانونی شروع، سازوکار و تفاهم؛ و اثرگذاری در دو سطح شهروندی و سازمانی، هر یک با چهار بُعد اثربخشی، شناسایی شدند. نتایج نشان می دهد که برای بهره مندی حداکثری از عملکرد مشارکت با ویژگی های ساختاری یادشده، توجه به اثرگذاری آن ضروری است. اجرای صحیح مشارکت در سطح سازمانی، از طریق مدیریت ابعاد سیاسی، برنامه ریزی، فرهنگی و اقتصادی، زمینه ساز تحقق مشارکت در سطح شهروندی با ابعاد اجتماعی-سیاسی، اجتماعی-فرهنگی، کالبدی-محیطی، نهادی و سیاسی-اقتصادی خواهد شد.
۳۰۸.

تحلیل تاثیر فعالیت های انسانی و خصوصیات باد بر وضعیت مورفولوژیکی و دینامیکی ریگزارها (مطالعه موردی: ریگزارهای استان سیستان و بلوچستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۸۹
ریگزارها به مجموعه ای از تپه های ماسه ای اطلاق می شود که در شکل و اندازه های مختلفی هستند. یکی از خصوصیات ریگزارها، دینامیک فعال آن ها است که به عنوان یک تهدید جدی برای نواحی سکونتگاهی و فعالیت های انسانی محسوب می شود. ریگزارهای استان سیستان و بلوچستان دارای تنوع مورفولوژی بالایی هستند و از نظر دینامیکی نیز وضعیت فعالی دارند، به همین دلیل در این پژوهش به بررسی وضعیت مورفولوژیکی و دینامیکی آن ها پرداخته شده است. این تحقیق بر مبنای روش های سنجش از دوری و اطلاعات آماری بوده است. در این تحقیق از تصاویر ماهواره ای و اطلاعات آماری مربوط به سرعت و جهت بادهای منطقه به عنوان مهم ترین داده های تحقیق استفاده شده است. همچنین نرم افزارهای ArcGIS و WRplot ، مهم ترین ابزارهای تحقیق بوده است. در این تحقیق ابتدا به بررسی وضعیت مورفولوژیکی و دینامیکی تپه های ماسه ای پرداخته شده است و سپس ارتباط آن با سرعت و جهت بادهای منطقه و همچنین فعالیت های انسانی تحلیل شده است. نتایج این تحقیق نشان داده است که از مجموع 1068 کیلومترمربع ریگ سیستان، حدود 60 درصد از آن را تپه های ماسه ای عرضی ساده دربرگرفته است و با توجه به اینکه میانگین حرکت تپه های ماسه ای این ریگ بین 2 تا 90 متر (در طی سال های 2005 تا 2020) بوده است، بنابراین از نظر دینامیکی نیز دارای وضعیت فعالی است. همچنین نتایج آنالیز بادهای منطقه نشان داده است که در مناطق شمالی ریگ سیستان دارای بالاترین میانگین سرعت باد هستیم ولی به دلیل اینکه تپه های ماسه ای توسط فعالیت های انسانی ثبیت شده است، دارای کم ترین میزان حرکت بوده اند اما تپه-های ماسه ای مناطق جنوبی به دلیل پوشش گیاهی کم تر و نبود موانع ژئومورفولوژیکی، دارای حرکت بیش تری بوده اند.
۳۰۹.

نقش ارزش های ملی در قدرت نرم و امنیت ملی ایران(مطالعه موردی: رقابت ژئوپلیتیک ایران و ترکیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۹۴
در منظومه پیچیده روابط بین الملل، قدرت نرم به عنوان یکی از شاخه های مهم مفهوم قدرت، به مثابه مؤلفه ای تعیین کننده در تعمیق نفوذ راهبردی، ژئوپلیتیک و تأمین امنیت ملی کشورها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این مقاله با تمرکز بر ارزش های ملی به عنوان متغیر مستقل محوری، به واکاوی نقش این ارزش ها در تقویت قدرت نرم و در نتیجه، ارتقای امنیت ملی ایران می پردازد. پژوهش حاضر، این نقش را در چارچوب رقابت ژئوپلیتیک ایران با ترکیه به عنوان یک مطالعه موردی بررسی می کند. با توجه به سرمایه گذاری گسترده و فعال آنکارا در عرصه قدرت نرم، پرسش اصلی این است که استفاده ایران از مؤلفه های ملیِ قدرت نرم خود از جمله زبان و ادبیات فارسی و میراث تاریخی و تمدنی، به عنوان بخشی از منابع راهبردی غیرمادی برای تولید و قدرت نرم، چه تأثیری بر امنیت ملی ایران و به ویژه در رقابت های ژئوپلیتیک آن با ترکیه خواهد داشت؟ فرضیه مورد سنجش به این شرح است که استفاده هوشمندانه از این سرمایه های هویتی، نه تنها می تواند جایگاه رقابتی و موازنه ای ایران را در عرصه فرهنگی و تمدنی در مناطق حیاتی مانند قفقاز و آسیای مرکزی ارتقا بخشد، بلکه می تواند از طریق ایجاد جذابیت و مشروعیت، به افزایش نفوذ ژئوپلیتیکی و تحکیم پایه های امنیت ملی در برابر رقبای منطقه ای مانند ترکیه منجر شود. این تحقیق با اتخاذ روشی تحلیلی-تبیینی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و اسنادی انجام شده است. یافته های آن می تواند چارچوبی مفهومی برای تدوین راهبردهای هوشمندانه تر در سیاست خارجی و دیپلماسی فرهنگی ایران در رقابت با بازیگران منطقه ای فراهم آورد.
۳۱۰.

ارزیابی نقش تاب آوری اجتماعی شهری در مواجهه با پیامدهای ناشی از جنگ (مطالعه موردی: شهر اهواز)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۷۷
زمینه و هدف: تاب آوری اجتماعی شهری به عنوان یکی از کلیدی ترین ارکان مدیریت بحران و توسعه پایدار، پیوندی ناگسستنی با ظرفیت جوامع شهری در تحمل، انطباق و بازگشت به وضعیت مطلوب در برابر شوک های بیرونی دارد. در این میان، تجربه جنگ و پیامدهای پایدار ناشی از آن، آسیب پذیری های ساختاری و اجتماعی ویژه ای را به بافت های شهری تحمیل می کند که نیازمند رویکردی فراتر از مدیریت استاندارد بحران است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی نقش تاب آوری اجتماعی در ارتقای توانمندی شهر اهواز برای مواجهه با ابعاد چندگانه پیامدهای ناشی از جنگ و تحلیل ظرفیت های تاب آورانه ساکنان در برابر این چالش ها انجام شده است روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر ماهیت، کاربردی و از نظر روش شناسی، توصیفی-تحلیلی با رویکرد کمی است. به منظور دستیابی به اهداف پژوهش و ارزیابی نقش تاب آوری اجتماعی در مواجهه با پیامدهای جنگ در شهر اهواز، در گام نخست با بهره گیری از مطالعات اسنادی و کتابخانه ای، متغیرهای کلیدی در قالب یک مدل مفهومی استخراج گردیدند. بدین منظور، هشت مؤلفه برای «تاب آوری اجتماعی» (شامل سرمایه اجتماعی، اعتماد اجتماعی، مشارکت و تعامل، حس تعلق، رهبری اجتماعی، ارزش ها و هنجارها، دانش و اطلاعات، و کارایی جمعی) و سه مؤلفه برای «پیامدهای پس از جنگ» (شامل شاخص های کالبدی، اجتماعی-روانی و وضعیت بازسازی) شناسایی شدند. یافته ها و نتایج: تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و رویکرد حداقل مربعات جزئی (Smart-PLS) انجام پذیرفت. نتایج نشان دهنده برازش مطلوب مدل در تبیین روابط پیچیده میان تاب آوری اجتماعی و پیامدهای پسا جنگ در شهر اهواز است. تحلیل های ساختاری تأیید می کنند که تمامی فرضیات در سطح اطمینان ۹۹ درصد معنادار بوده و تاب آوری اجتماعی نقشی کلیدی در کاهش آثار جنگ ایفا می کند. مؤلفه های «مشارکت جمعی»، «انسجام محلی» و «رویکردهای اجتماع محور در بازسازی»، بیشترین سهم را در ارتقای تاب آوری شهروندان دارند. این یافته ها ضمن تأیید اعتبار ابزار سنجش، بر اولویت بخشی به عدالت در بازسازی جهت تقویت تاب آوری پایدار در این کلان شهر تأکید می ورزند.
۳۱۱.

خانواده در متن شهر: چارچوبی مفهومی برای شکل گیری محیط شهری دوستدار خانواده در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۹۸
شهرها فراتر از ظرف کالبدی، بستری برای شکل گیری روابط خانوادگی، حمایت های مراقبتی و تعاملات اجتماعی اند. در ایران اما برنامه ریزی شهری همچنان زیرساخت محور است و به نیازهای زنان، کودکان، سالمندان و خانواده های چندنسلی کمتر توجه دارد؛ موضوعی که موجب تضعیف رفاه، افزایش فشارهای روانی اجتماعی و تشدید نابرابری جنسیتی می شود. عدالت فضایی و دسترسی ایمن به خدمات، فضاهای سبز و مسیرهای پیاده روی می تواند انسجام خانوادگی و سلامت را ارتقا دهد. این پژوهش با مرور نظام مند و تحلیل محتوایی اسناد علمی و سیاستی (۲۰۰۸-۲۰۲۵) و با تبعیت از PRISMA، از میان ۴۵۰ رکورد، ۱۵۳ منبع واجد شرایط را پس از ارزیابی کیفی انتخاب و در MAXQDA کدگذاری کرد. تحلیل داده ها چارچوبی علّی نشان داد در آن ساختار کالبدی و حکمرانی از طریق متغیرهایی همچون دسترس پذیری، ایمنی، زیبایی شناسی و حس تعلق به پیامدهایی همچون زیست پذیری، عدالت فضایی جنسیتی و تاب آوری متصل می شود. یافته ها بیانگر ضرورت کاهش خودرومحوری، ایجاد فضاهای چندنسلی و ارتقای کیفیت محیطی است، در حالی که ضعف هماهنگی بین بخشی، بروکراسی و شکاف سند تا عمل موانع اصلی اند. خانواده ها باید از مصرف کننده فضا به کنشگر هم طراح بدل شوند. در این راستا، سه شاخص کاربردی شاخص دسترسی خانوادگی (FAI)، تراکم خانوادگی (FD) و عدالت جنسیتی مراقبت محور (CGJ) برای سنجش و هدایت مداخلات شهری معرفی شد. این بسته ابزارها مسیر ترجمه نظریه به عمل، پایش سیاست ها و نهادینه سازی برنامه ریزی خانواده محور را مشخص می کند. در مجموع، نتایج این مطالعه می تواند مبنایی برای تدوین سیاست ها و طراحی شهری خانواده محور در ایران و سایر جوامع با شرایط مشابه فراهم آورد.
۳۱۲.

سنجش پیشران های کلیدی مؤثر بر ارتقاء زیست پذیری در شهر طرقبه با رویکرد آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۷۴
زیست پذیری به عنوان مفهومی محوری در برنامه ریزی شهری مطرح است و با تمامی جنبه های ذهنی و عینی سکونتگاه های شهری سروکار دارد، به طوری که در تمام ابعاد شهری و فرآیندهای برنامه ریزی موردتوجه طراحان و برنامه ریزان قرارگرفته است. هدف این پژوهش، شناسایی و سنجش پیشران های کلیدی مؤثر بر چشم انداز آتی زیست پذیری شهر طرقبه می باشد. روش تحقیق حاضر توصیفی- تحلیلی و کاربردی است و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بوده است. جامعه آماری شامل ۳۰ نفر از متخصصان، مسئولان اجرایی و اساتید دانشگاهی مرتبط با مدیریت و برنامه ریزی شهری، شهرسازی، جامعه شناسی و محیط زیست در سطح شهرستان و استان بوده است. برای سنجش و تحلیل اطلاعات از نرم افزارهای آینده پژوهی شامل MICMAC و Scenario Wizard استفاده گردیده است. یافته ها نشان می دهد که از میان ۲۵ وضعیت پیش بینی شده در محیط نرم افزار Scenario Wizard، ۱۲ وضعیت (۴۸ درصد) در شرایط بحرانی، ۸ وضعیت (۳۲ درصد) در شرایط مطلوب و ۵ وضعیت (۲۰ درصد) در شرایط ایستا قرار دارند که بر این اساس وضعیت بحرانی سهم بیشتری نسبت به وضعیت های مطلوب و ایستا دارد و احتمال وقوع رخدادهای منفی (بحرانی) بیشتر از رخدادهای مثبت (مطلوب) برآورد شده است.
۳۱۳.

تأثیر ذهن آگاهی، بهزیستی و دل بستگی به مکان بر وفاداری گردشگر، مطالعه موردی: موزه های کاخ چهل ستون و کلیسای وانک اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۹۳
طی چند دهه اخیر، با ورود مباحث روانشناسی در گردشگری، محققان این حوزه، بهزیستی گردشگر و بازدیدکننده را در مقصدی نظیر موزه موردتوجه قرار دادند. چراکه موزه ها به عنوان مراکز تجربه و پربازدیدترین جاذبه های گردشگری فرهنگی توانایی خود را در تأثیرات اجتماعی بلندمدت ثابت کرده و به ارائه تجربیاتی پرداختند که می تواند به افزایش بهزیستی بازدیدکنندگان کمک کند. هدف از تحقیق حاضر، درک روابط بین بهزیستی، ذهن آگاهی، دل بستگی به مکان و وفاداری بازدیدکنندگان با نقش میانجی گری تجربه شیفتگی در بازدید از موزه است. بدین منظور برای بررسی ارتباط بین عوامل، پرسشنامه در بین گردشگران دو موزه چهل ستون و کلیسای وانک شهر اصفهان پخش و بر اساس جدول هیر و همکاران (2014) 290 پرسشنامه قابل تحلیل جمع آوری شد. برای سنجش پایایی از آلفای کرونباخ به کمک نرم افزار spss استفاده شده است. آزمون فرضیه ها نیز با استفاده از روش معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی به کمک نرم افزار pls مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها حاکی از آن است که رابطه مثبت و معنادار بین ذهن آگاهی و حس بهزیستی گردشگر در موزه با ضریب تأثیر 3/42 درصد وجود دارد. همچنین تجربه شیفتگی نقش میانجی گر بین رابطه بین ذهن آگاهی و حس بهزیستی گردشگر با ضریب مسیر 5/21 درصد دارد. یافته ها نشان داد بین حس بهزیستی گردشگر با دل بستگی به مکان با ضریب تأثیر 8/60 درصد و بین دل بستگی به مکان و وفاداری با ضریب تأثیر 3/53 درصد رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. یافته های این پژوهش می تواند بر مدیریت موزه ها به سمت پویایی و توسعه گردشگری بهزیستی مؤثر باشد.
۳۱۴.

تحلیل فضایی قابلیت دسترسی مراکز محله ای به خدمات شهری (مطالعه موردی: محله تازه شهر، اردبیل)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۵
زمینه و هدف: توزیع فضایی خدمات، امکانات، کاربری ها و فعالیت ها در شهرها و وضعیت دسترس پذیری آن ها از جمله موضوعات حائز اهمیت در حوزه مسائل شهری است. در همین راستا، موقعیت محلات در دسترسی به کاربری ها و خدمات شهری نیازمند توجه ویژه است. این پژوهش با تمرکز بر تحلیل موقعیت محله تازه شهر، به بررسی وضعیت دسترس پذیری این محله به انواع کاربری ها در بستر فضایی محله و در مقاطع فاصله ای مختلف پرداخته است. روش شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی و با رویکرد توصیفی–تحلیلی است. داده های کاربری اراضی و شبکه معابر از نقشه تفصیلی شهر اردبیل استخراج و پس از ویرایش در محیط ArcGIS تحلیل شدند. برای هر گروه کاربری، متراژ فضای اختصاص یافته در سطح زون بندی محله ای و حلقه های فاصله ای (۰–۲۰۰، ۲۰۰–۵۰۰، ۵۰۰–۱۰۰۰، ۱۰۰۰–۲۰۰۰ متر و ...) محاسبه شد. سپس جداول فراوانی و شاخص های فضایی تهیه و برای شناسایی خوشه های تمرکز یا کمبود خدمات، تحلیل لکه داغ (Getis-Ord Gi) انجام گرفت. نتایج در قالب نقشه های موضوعی طبقه بندی و تحلیل شد. نتایج و یافته ها: در برایند نتایج به دست آمده، وضعیت دسترس پذیری محله تازه شهر به طیف متنوعی از کاربری ها، چه در محدوده فضایی محله و چه در حلقه های فاصله ای مختلف، مشخص شد. این نتایج نشان می دهد که محله تازه شهر در برخی خدمات دارای سطح مطلوبی از دسترسی است، اما در برخی دیگر با محدودیت ها و کمبودهایی مواجه است. به طورکلی، وضعیت این محله در دسترسی به خدمات و کاربری های شهری، بسته به نوع کاربری و مقیاس مکانی، متغیر و نیازمند برنامه ریزی بهینه است.
۳۱۵.

کاربست مدل نرو- فازی در تحلیل عوامل مؤثر بر سلامت اجتماعی خانوارهای روستایی پیرامون شهر زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۵
روستاهای پیراشهری زنجان با چالش هایی نظیر مهاجرت، کمبود امکانات زیستی و اشتغال غیررسمی مواجه شده اند که بر سلامت اجتماعی ساکنان تأثیر گذاشته است. این پژوهش باهدف بررسی وضعیت سلامت اجتماعی خانوارهای این روستاها و شناسایی عوامل مؤثر بر آن انجام شد. مطالعه از نوع کاربردی و با ماهیت توصیفی - تحلیلی بود. داده ها از طریق روش های کتابخانه ای و میدانی (پرسش نامه) گردآوری شدند. جامعه آماری شامل بیست روستا در شعاع 20 کیلومتری شهر زنجان با 3047 خانوار بود. هشت روستا با روش نمونه گیری احتمالی (قرعه کشی) انتخاب شدند و با استفاده از فرمول کوکران (با خطای 05/0) 384 خانوار به عنوان نمونه تعیین شدند. برای تحلیل داده ها از آزمون تی تک نمونه ای و مدل نرو-فازی استفاده شد. یافته ها نشان داد که عامل اقتصادی با ورودی 14/12 و خروجی 29/14 بیشترین تأثیر را بر سلامت اجتماعی داشت. عامل اجتماعی با ورودی 77/10 و خروجی 32/12 در رتبه دوم قرار گرفت و اثر مثبت قابل توجهی نشان داد. عامل فردی با ورودی 16/8 و خروجی 61/8 تأثیر کمتری نسبت به عوامل اقتصادی و اجتماعی داشت. عامل کالبدی-زیست محیطی با ورودی 9/7 و خروجی 14/8 کمترین اثر را بر سلامت اجتماعی ساکنان داشت. این نتایج بر اهمیت عوامل اقتصادی و اجتماعی در تقویت سلامت اجتماعی تأکیددارند و می توانند به سیاست گذاری های منطقه ای برای بهبود کیفیت زندگی کمک کنند. پیشنهاد می شود برنامه هایی برای تقویت اشتغال پایدار و روابط اجتماعی طراحی شود.
۳۱۶.

ارزیابی تغییرات فرونشست زمین در آبخوان دشت ارومیه با استفاده از تکنیک تداخل سنجی تفاضلی (DInSAR)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۸۰
این پژوهش با هدف تحلیل تغییرات فرونشست زمین و بررسی ارتباط آن با افت سطح آب زیرزمینی در آبخوان دشت ارومیه، با بهره گیری از تکنیک تداخل سنجی تفاضلی (DInSAR) و داده های ماهواره سنتینل-۱ طی دوره زمانی ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۳، در محیط نرم افزار SNAP انجام شد. نتایج نشان داد بیشترین نرخ فرونشست در بخش های جنوبی محدوده مطالعاتی به میزان حدود ۹ سانتیمتر در سال رخ داده است. در مقابل، در بخش های شمالی، پدیده بالاآمدگی سطح زمین (فرازنشست) مشاهده گردید. همزمان، داده های هیدروژئولوژیکی ۲۳ چاه پیزومتری طی دوره ۱۳۸۱–۱۴۰۱ نشان دهنده افت شدید سطح آب زیرزمینی (بیش از ۱۳ متر) در طی دو دهه گذشته است. نکته برجسته تحقیق، وجود رابطه غیرخطی بین میزان افت آب و شدت فرونشست است. بر خلاف انتظار، بیشترین وسعت فرونشست در طبقات بالا در محدوده افت متوسط آب (۱.۵- تا ۳.۵- متر) و در طبقات بسیار بالا در محدوده افت کم آب (۰ تا ۱.۵- متر) رخ داده است. پژوهش حاضر نشان می دهد که شدت فرونشست زمین لزوماً با میزان برداشت بی رویه از آب های زیرزمینی ارتباط مستقیم ندارد. برخلاف انتظار، مناطق مرکزی و جنوبی با افت آب متوسط، بیشترین فرونشست را تجربه کرده اند، درحالی که مناطق شمالی با افت آب شدید، فرونشست ناچیزی داشته اند. این الگوی ناهمگون می تواند نشان دهنده این باشد که ویژگی های زمین شناسی محلی احتمالاً نقش تعیین کننده تری در توزیع مکانی فرونشست دارند.
۳۱۷.

تبیین راهبردهای شهر هوشمند پایدار دوستدار سالمند (مطالعه موردی: شهر سمنان)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۰
سالمندی به عنوان یکی از چالش های اساسی چند دهه ی اخیر بروز پیدا کرده است و اندیشمندان و جامعه شناسان بزرگ از به صدا درآمدن زنگ خطر بحران سالمندی می گویند. آنها از پیش بینی افزایش چشمگیر تعداد افراد سالمند نسبت به سایر افراد در دهه های آینده خبر می دهند. سالمندان در این دوران دارای نیازهای و خواسته های متفاوتی با دوران قبل از سالمند شدن می باشند. از طرفی با پیشرفت فناوری و تکنولوژی های هوشمند شاهد طرح مفهوم شهر هوشمند و پس از آن شهر هوشمند پایدار هستیم و احتمالاً سالمندان نسل های آتی به مراتب بیشتر درگیر تکنولوژی های روز خواهند بود. بر این اساس این پژوهش در پی آن است تا به تبیین راهبردهای شهر هوشمند پایدار دوستدار سالمند در شهر سمنان بپردازد و اشتراکات احتمالی بین دو مفهوم شهر دوستدار سالمند و شهر هوشمند پایدار را استخراج نماید. این پژوهش که از نوع کاربردی می باشد و روش مورد استفاده در آن توصیفی-تحلیلی است؛ برای گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای و مطالعه اسناد موجود بهره جسته شده است و همچنین جهت تحلیل داده های بدست آمده از نرم افزار MAXQDA استفاده نموده است. بدین صورت که اسناد بدست آمده از منابع مختلف پس از ارزیابی اولیه وارد نرم افزار شده اند تا کدگذاری بر آنها اعمال شود. پس از پایان کدگذاری چهار عامل با زیرمعیارهای متناظر آنها استخراج گردید که معیارهای مشترک میان دو مفهوم شهر دوستدار سالمند و شهر هوشمند پایدار می باشند. این معیارها عبارتند از: حمل و نقل هوشمند سالمندان، سلامت هوشمند سالمندان، مشارکت هوشمند سالمندان و زیرساخت های هوشمند و فضاهای دوستدار سالمند. این پژوهش به این نتیجه رسید که دو مفهوم شهر دوستدار سالمند و شهر هوشمند پایدار دو مفهوم کاملاً جدا از هم نیستند و دارای اشتراکاتی می باشند که این اشتراکات بیانگر مکمل بودن این دو مفهوم می باشد. در پایان پژوهش، راهبردها و سیاست هایی جهت اجرا در شهر سمنان پیشنهاد گردیده است.
۳۱۸.

بررسی رابطه کیفیت زندگی و عشق به شهر؛ مطالعه موردی: شهر شاندیز(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۳
تجربه و قدردانی شهروندان از کیفیت زندگی در شهر در نتیجه تعامل با جسم و جان آن معرف کیفیتی ذهنی است که از آن می توان به عنوان عشق به شهر یاد کرد. تبلور این کیفیت در وجود شهروندان یک شهر می تواند حاکی از وجود مزیت رقابتی و هویتی متمایز برای آن فارغ از بزرگی و اهمیت شهرهای مجاورش باشد. براین اساس، مطالعه حاضر درصدد است تا با مراجعه به ذهنیات شهروندان شاندیز، به عنوان شهر کوچکی که علی رغم همجواری با شهر بزرگ مشهد هویت مستقل خود را حفظ کرده، سطح کیفیت زندگی و عشق به شهر و هم راستایی سطوح این دو پدیده را با ماهیت متفاوت شهر مطالعه کند. بدین منظور، به پشتوانه مطالعات نظری و تجربه زیسته، پرسشنامه ای تهیه و پس از سنجش پایایی به صورت تصادفی توسط 404 نفر از شهروندان تکمیل شد. به منظور تحلیل داده ها، آمار توصیفی-استنباطی و آزمون های میانگین، همبستگی و رگرسیون استفاده شدند. نتایج نشان می دهند که نارضایتی شهروندان از سطح کیفیت مرتبط با جسم شهر، به واسطه رضایت مندی قابل توجه آنها از جان، که عموماً موضوعات اجتماعی و سیاسی-مشارکتی را شامل می شود، جبران و در مجموع به درک بالاتر از میانگین از سطح کیفیت زندگی منجر شده است. عشق ساکنان به شاندیز، فارغ از محل سکونت و بومی یا مهاجر بودن ، نیز بالاتر از میانگین است. به عنوان مثال، ساکنان مسکن مهر، که عمدتاً غیربومی هستند، علی رغم سطح پایین تجربه شان از کیفیت جسم شهر، به لحاظ جان و عشق به شهر کیفیت به مراتب بالاتر از میانگینی را تجربه می کنند. تأثیرپذیری قابل توجه عشق به شهر از جان شهر و بی تأثیری جسم شهر، آن را به عنوان جایگزین کمبودهای مادی ای که شهرهای کوچک عمدتاً در مقایسه با شهرهای بزرگ دارند، معرفی می کند. شهروند عاشق علی رغم آگاهی از کمبودها، به واسطه دلبستگی به جان شهر که در عشق به شهر نمایان می شود، می تواند ماهیت متفاوت و مستقل شهر را سبب شود. البته این به معنای غفلت از جسم شهر نیست، چراکه با افزایش آگاهی، از شدت این علاقه مندی کاسته می شود.
۳۱۹.

تعیین راهبردهای ساماندهی مناطق حاشیه نشین و اجرای آن در قالب معادله ریاضی بازآفرینی(مورد مطالعه: محله قنات ناصری شهر اراک)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۷۰
زمینه و هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی بازآفرینی شهری و ارزیابی سکونتگاه های غیررسمی با مطالعه موردی محله قنات ناصری در شهر اراک بود. محله قنات ناصری یکی از سکونتگاه های غیررسمی است که با چالش های متعددی در ابعاد کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی مواجه می باشد. به همین دلیل ضروری بود که نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای محله مشخص شده و راهکارهایی برای ساماندهی آن ارائه گردد. روش شناسی: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و هدف آن کاربردی بود. برای جمع آوری داده ها و اطلاعات از شیوه پیمایشی و اسنادی استفاده شد. جامعه آماری پژوهش ساکنین محله قنات ناصری در شمال شرق اراک بود. برای انتخاب نمونه از روش نمونه در دسترس استفاده شد. به این منظور 37 نفر از ساکنان تحصیلکرده محدوده و 21 نفر از کارشناسان و متخصصین شرکت مشاور و سازمان عمران و بازآفرینی اراک برگزیده شده و به سوالات پرسشنامه پاسخ گفتند. پرسشنامه مورد استفاده از نوع محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن با نظر متخصصان و آلفای کرونباخ تایید اعتبار گردید. داده های گردآوری شده با استفاده از آماره های توصیفی و استنباطی و مدلهای SWOT و QSPM، تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها و نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که مشارکت مردمی، بهبود زیرساخت های کالبدی، رفع مشکلات زیست محیطی و توانمندسازی اقتصادی از جمله عوامل کلیدی در بازآفرینی این محله هستند. تحلیل های انجام شده نشان داد که محله قنات ناصری در ماتریس SWOT در بخش WO (راهبردهای محافظه کارانه) قرار دارد که بر استفاده از فرصت های خارجی برای کاهش نقاط ضعف داخلی متکی است. بر همین اساس، بهره گیری از معادله ساماندهی بافت های حاشیه ای ضرورت دارد. در صورت عدم مدیریت دقیق و نظارت کامل، کسانی که قدرت بیشتری دارند، تمام منابع را کنترل می کنند و کار را برای دیگران دشوارتر می کنند. گاهی اوقات، خود دولت با اعمال محدودیت ها یا اخراج های اجباری، به حاشیه نشینان ظلم می کند. در چنین شرایطی، باید وضعیت هر یک از مناطق حاشیه ای به طور جداگانه تحلیل و بر اساس آن راهکاری ارائه شود. بر اساس یافته های این مطالعه، محله های حاشیه ای با تنگناهای متعددی روبرو هستند. روش های مورد استفاده برای ساماندهی تاکنون چندان موفق نبوده اند. بر اساس این مطالعه، استفاده از معادله ساماندهی بافت های حاشیه ای، این کاستی های روش های قبلی را ندارد. مرحله دوم به آماده سازی و دگرگونی شرایط انسانی اختصاص دارد. در نهایت، با تغییر وضعیت اجتماعی، تغییرات مثبت و پایداری در این منطقه رخ خواهد داد.
۳۲۰.

عدالت و نابرابری فضایی در الگوی مدیریت اقتصاد سیاسی باز توزیع در دهه اول انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۴۵
پژوهش حاضر به بررسی عدالت و نابرابری فضایی در چارچوب الگوی مدیریت اقتصاد سیاسی باز توزیع در دهه نخست انقلاب اسلامی می پردازد. رویکرد حاکم بر پژوهش کیفی و با روش تحلیل محتوای هدایت شده در چارچوب اقتصاد سیاسی- فضایی انجام شده است. جامعه موردمطالعه شامل قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، قانون بودجه، اساس نامه جهاد سازندگی و اساس نامه بنیاد مسکن انقلاب اسلامی است که به صورت هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق استخراج واحدهای معنایی و کدگذاری مفاهیمی مانند عدالت، باز توزیع منابع، زمین، مسکن و ... در قالب مقوله های کلان دسته بندی شدند. با تحلیل تطبیقی و بین متنی اسناد، الگوی حکمرانی باز توزیعی فضا محور به عنوان چارچوب تبیین کننده یافته ها استخراج شد. یافته های نشان می دهد، دولت از طریق ترکیب سازوکارهای حقوقی، مالی و نهادی، الگوی منسجمی از باز توزیع منابع و مداخله در سازمان فضایی کشور را دنبال کرد. قانون اساسی، نظام بودجه ای و نهادهایی مانند جهاد سازندگی و بنیاد مسکن، بستر اجرای این سیاست ها را فراهم ساخته و توسعه را در قالب گسترش دسترسی مناطق و گروه های محروم به زمین، مسکن، زیرساخت و خدمات عمومی محقق کرده اند. نتایج نشان داد سیاست های باز توزیعی دهه نخست بر مبانی نهادی، سیاسی و اقتصادی دولت محور استوار بوده و با اتکا به قانون اساسی، بودجه متمرکز و نهادهای انقلابی شکل گرفته اند و از طریق سازوکارهایی مانند واگذاری زمین، توسعه مسکن، گسترش زیرساخت ها و تخصیص هدفمند اعتبارات به طور مستقیم بر توزیع فضایی منابع و فرصت های توسعه اثر گذاشته اند. در مجموع، الگوی حاکم را می توان حکمرانی باز توزیعی فضا محور دانست که در آن دولت نقش هم زمان تنظیم گر اقتصاد و تولیدکننده فضا را ایفا کرده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان