تحلیل و تبیین مدل بومی استطاعت ناپذیری مسکن در کلان شهرهای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه فضایی دوره ۳ بهار ۱۴۰۵ شماره ۱
1 - 16
حوزههای تخصصی:
استطاعت ناپذیری مسکن در کلان شهرهای ایران تحت تأثیر نوسانات ساختاری اقتصاد و ناکارآمدی های نهادی، به بحرانی چندبعدی مبدل شده است. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل نظام مند موانع استطاعت پذیری و تبیین یک مدل بومی برای درک چرخه بازتولید فقر مسکن در بستر کلان شهری ایران است. این تحقیق با اتکا به رویکرد کیفی و راهبرد "فراترکیب" انجام شده است. در این راستا، ۵۱ مقاله علمی-پژوهشی منتخب در بازه زمانی 15 سال اخیر، با استفاده از روش «تحلیل مضمون» واکاوی شدند. جهت اعتبارسنجی و تعیین وزن ابعاد شناسایی شده، از تحلیل فراوانی سنجی استفاده گردید و در نهایت، روابط میان مضامین از طریق «نقشه نگاری مفهومی» و «سنتز تفسیری» تبیین شد. تحلیل داده ها منجر به شناسایی ۶ بعد کلان و ۲۹ مؤلفه اصلی گردید. یافته ها نشان می دهد که ابعاد «حکمرانی» (۸۴.۳٪) و «اقتصاد» (۸۲.۳٪) بیشترین سهم را در ادبیات پژوهشی به خود اختصاص داده اند. مدل فرآیندی مستخرج از پژوهش نشان می دهد که «دیالکتیک تورم و مالی شدن مسکن» به عنوان محرک اصلی، در بسترِ «تمرکزگرایی فضایی» و تحت تأثیر عوامل میانجی نظیر «ناکارآمدی نهادی و خلأهای قانونی»، به پیامدهای ناگواری همچون «طرد فضایی، افت کیفیت زیست و گسترش سکونتگاه های غیررسمی» منجر شده است. نتایج نشان می دهد که بحران استطاعت پذیری در ایران بیش از آنکه ناشی از کمبود عرضه کالبدی باشد، محصول شکست حکمرانی در تنظیم گری بازار زمین و مداخلات نامناسب اقتصاد کلان است. لذا برون رفت از این وضعیت مستلزم چرخش پارادایمی از سیاست های عرضه محور به سمت «حکمرانی هوشمند زمین»، اصلاح نظام مالیاتی و بازطراحی سیاست های تأمین مالی در انطباق با واقعیت های بومی ایران است.