در دو دهه 65-1355 و 75-1365 بسیاری از مسائل اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی ایران را می توان از دیدگاهی تطبیقی بررسی نمود. در این میان، مناطق حاشیه ای به ویژه در غرب و شرق کشور از اهمیت خاصی برخوردارند. در این مقاله، یکی از این مناطق، تنها از جنبه اشتغال مورد توجه قرار گرفته است.تحلیل کمی روند اشتغال در استان خراسان وضعیت هایی نسبتا متفاوت را در دو مقطع زمانی یاد شده نشان می دهد. اگر چه درکل استان کاهش رشد سالانه اشتغال تحولی منفی است، اما کاهش شدید رشد شاغلان خدماتی (8/104 درصد به 1/30 درصد) و رشد قابل ملاحظه شاغلان صنعتی (3/9 درصد به 8/23 درصد) تحولی مثبت تلقی می گردد. در مجموع در قلمرو وسیعی از استان به ویژه درفردوس، تربت حیدریه، گناباد، سبزوار، تربت جام، بیرجند و اسفراین رشد بیشتر اشتغال کشاورزی را فقط در کوتاه مدت می توان فرایندی مثبت تلقی کرد، مگر این که با تدارک زیر ساخت های لازم در بخش روستایی – کشاورزی، توامان امکان رشد و توسعه سایر بخش ها نیز فراهم گردد.
اصولا افزایش طبیعی جمعیت و در واقع رشد عرضه نیروی کار درنواحی روستایی بیشتر از نواحی شهری است؛ این امر باعث شده که بهره دهی روستایی کاهش یابد و تفاوت درآمدهای روستایی و شهری بیش از پیش معنا دارشود و در نتیجه برشتاب مهاجرت به شهرها افزوده گردد.در سیستان و بلوچستان عواملی از قبیل رکود اقتصادی در روستاها، بیکاری تعداد زیادی از نیروی مازاد بخش کشاورزی، عدم گسترش مناسب زیر ساختهای خدمانی در روستاها، خشکسالی و سیلابهای پی در پی درمنطقه از یک سو و وجود زمینه های اشتغال و درآمد نسبی بهتر در شهرها، امکان اشتغال و فعالیت در آن سوی مرز (پاکستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس) و غیره بر شدت مهاجرتهای روستایی در دهه های اخیر دامن زده است؛ چنان که از سال 1345 تاکنون بیش از 000/600 نفر فقط از سیستان به خارج از منطقه مهاجرت کرده اند. این روند پیامدهای متعددی بر مبدا و مقصد مهاجرت در پی داشته است؛ که از آن جمله می توان به خالی شدن بسیاری از روستاها از سکنه، به انفعال کشیده شدن جمعیت باقیمانده در روستاها، گسترش حاشیه نشینی شهری، دامن زدن به ناهنجاریهای اجتماعی و اخلاقی در شهرها، عدم پویای اقتصاد ملی و منطقه ای و در مجموع عدم توسعه شهری و روستایی مناسب در منطقه، اشاره نمود.بمنظور تعدیل روند مهاجرتهای روستایی در این استان بایستی به نکات زیر توجه کرد؛1- ضرورت کاهش عدم تعادل فرصت های اشتغال در شهر و روستا2- تامین نیازهای اساسی و خدمات زیر بنایی در نواحی روستایی3- توسعه و توجه بیش از پیش به بخش کشاورزی در منطقه4- گسترش صنایع کوچک، کاربر و صنایع جنبی فعالیتهای کشاورزی در استان5- تامین سرمایه و جهت دهی سرمایه های کوچک در بخش تولید و توسعه روستایی
برای مبارزه با پدیده خشکسالی و مشکل کم آبی ، افزایش بارش از طریق بارورسازی ابرها بعنوان یکی از راههای نوین تأمین استحصال منابع آب مطرح گردیده و از طریق شناسایی قابلیتهای سیستم های باران زا در تولید بارش و تحلیل سینوپتیکی آنها به این مقصود می توان نائل شد . پژوهش حاضر که در منطقه کرمان صورت گرفته است با استفاده از اطلاعات جوّ بالای منطقه و توجه به شرایط سینوپتیکی و دینامیکی جو و مطالعه ویژگیهای ترمودینامیکی هوایی که منطقه را تحت تأثیر قرار می دهد ، سه الگوی سینوپتیکی : کم فشارهای سودانی ، سیستم های ترکیبی سودانی – مدیترانه ای و کم فشارهای مدیترانه ای استخراج گردیده است . نتایج مطالعه نشان می دهد که برای اجرای پروژه های باروری ابرها و جبران کم آبی منطقه ، لازم است تا از الگوهای مذکور استفاده شود.
در اداره مطلوب امور کلیه جوامع، مدیریت نقش مهم و سازنده ای ایفا می کند؛ همان گونه که جامعه بدون مدیر گرفتار سرگردانی و پیشانی خواهد شد، مدیران فاقد ابزارهای لازم برای اداره امور نیز قادر نخواهند بود تا قلمرو زیر فرمان خود را به گونه ای مطلوب اداره کنند. این وضعیت بعد از اصلاحات ارضی و در نهایت از سال 1354 و حذف قانون کدخدایی از نظام مدیریت ده، در هر صورت، درجوامع روستایی ایران اتفاق افتاد. قبل از آن و از عمق تاریخ، روستاهای ما هریک کدخدایی داشتند که برخاسته از بطن جامعه، پرورده همان جامعه و دارای سه بعد لازم مدیریت روستا بود، یعنی: 1- دارا بودن ویژگیهای فردی و خانوادگی و به عبارت گویاتر عقل و خدمندی، توان مالی مناسب وبی نیازی نسبی، معتمد بودن، و خلاصه آنچه به لحاظ این مسوولیت مورد نیاز بود، از اصول اساسی انتخاب کدخدا محسوب می شد.2 - دارای بیشترین حق نسق در منابع تولید روستایی و پشتیبانی مالی و اجتماعی از سوی مردم و مالک نیز بود.3- پشتیبانی کامل نیروهای دولتی را در منطقه تحت مدیریت خود (ده) دارا بود. از آن پس، با انتخاب اعضای انجمن ده، شورای اسلامی ده و شورای اسلامی شهر و روستا از طریق صندوق آرا دو بعد از ابعاد سه گانه یاد شده اهمیت ویژه خود را از دست داد و تنها شمارش آرا تعیین کننده مدیر آینده ده گردید؛ آن هم در دوره ای مشخص و البته کوتاه. در مورد بعد سوم ازمشخصات کدخدای سابق، تضادها در واگذاری نقشها، و تعبیرات مختلف از وظایف و اختیارات مدیر ده، موجب شد تا هیچ یک از مدیران نام برده نتوانند هماهنگی اجتماعی ده را که از ضرورتهای تحول اقتصادی، خدماتی و فرهنگی ده به شمار می رود سامان بخشی کنند. نگارنده، بر اساس تجارب و مطالعات طولانی مدت و پیوسته خود کوشیده است تا ویژگیهای هر دو نظام (کدخدایی و شورایی) را طی 40 سال گذشته تحلیل کند، نقاط ضعف و قوت هر یک را در بوته تحلیل قرار دهد، و پیشنهادی در مورد مدیریت آینده جوامع روستایی کشور مطرح سازد، ضمن این که بر این باورنیز هست که کدخدای سابق مدیر زمان خاص خود بود و امروز و آینده جوامع روستایی، نیازمند مدیران زمان خویش اند. در نهایت بر این موضوع نیز تاکید می کند که مدیریت امروزی ده نیز قادر نیست تا نظم مورد نیاز را در ابعاد مختلف حیات مناطق روستایی تامین کند. لذا ابعاد قدرت و مسوولیت آن به سامانی دوباره نیازمند است.
آب و هواشناسی کاربردی، داشته های اقلیمی را، در اجرای هدف های علمی، اقتصادی، و صنعتی به ویژه در سال های اخیر بسیار به کار می گیرد. همچنین تاثیرهای اقلیمی محیط در زمینه پزشکی نیز بسیار اهمیت دارد. اما جنبه های جغرافیایی بررسی های اقلیم، کاربرد متداول تری یافته و توسعه اقلیم شناسی کاربردی زمینه ای اساساً جغرافیایی دارد. در بررسی انجام شده رابطه عامل های اقلیم و آلودگی هوا و تعداد مراجعه کنندگان بیماری سکته قلبی در تهران در دوره آماری 94-1990با روش های آماری توصیفی، همچنین استفاده از ضریب همبستگی بین متغیرها سنجیده شده، و فرضیه ها با استفاده از آزمون t استیودنت آزمایش شده و نتایج زیر حاصل گردیده است. هر جا با افزایش تعداد مراجعه کنندگان به بیمارستان ها رو به رو هستیم میزان برخی از عامل های آلودگی هوا به ویژه منواکسیدکربن (CO)، دی اسیدنیتروژن (NO2) و دی اکسیدگوگرد (SO2) به میزان قابل ملاحظه ای افزایش داشته است. همچنین تعداد مراجعه کنندگان در فصل زمستان به دلیل فراوانی و تنوع اینورژن، طولانی بودن شب ها و افزایش میزان آلودگی هوا بیشتر است. بروز بیماری سکته قلبی به عامل های گوناگون بستگی دارد، از جمله آن ها آلودگی هوا است و پژوهش حاضر موید آن است.
مکان یابی پروژه های صنعتی در نواحی روستایی، می تواند عملکردی مثبت درجهت رفع معضلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نواحی روستایی تلقی شود. در بررسی های انجام شده مشخص گردیده است که شهرک صنعتی مشهد، به لحاظ واقع شدن در حاشیه شهر مشهد، در دهستان تبادکان و در 15 کیلومتری شمال شرقی شهر مشهد، برای نواحی روستایی این محدوده، دارای اهمیت بسیار است. این شهرک توانسته است تعداد زیادی از جمعیت روستاهای اطراف را جذب کار نماید و در زمینه ارتقای کیفی زندگی آنان موثر واقع شود. ایجاد و گسترش صنعت در نواحی روستایی عامل ایجاد فعالیت های تلفیقی با کشاورزی و صنعتی در نواحی روستایی است و توان اشتغال زایی و به دنبال آن کسب درآمد در نواحی روستایی را افزایش می دهد.