شهرهای کهن که غالباً مبتنی بر الگوی پیاده بناشده اند، از سطح پیاده مداری مطلوبی برخوردار بودند؛ اما باگذشت زمان، خصوصاً پس از دوران پهلوی و با تمایل بیشتر به استفاده از اتومبیل، این مطلوبیت روبه زوال نهاد. در زمان حال نیز توسعه شهرها اتومبیل محور است، درحالی که شهر پیاده مدار با برنامه ریزی ساختار محیطی و کاربری زمین، شهروندان را به قدم زدن در شهر ترغیب می کند. بر این مبنا هدف از پژوهش حاضر ارزیابی و مقایسه وضعیت پیاده مداری در محله های توسعه یافته شهری در دوره های مختلف زمانی و با ویژگی های متفاوتِ کالبدی، اجتماعی و اقتصادی، است. موردمطالعه پژوهش شهر سمنان انتخاب شده است که از سه ناحیه تشکیل شده و از هریک از نواحی، یک محله موردبررسی قرارگرفته است. رویکرد بکار رفته در پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و از روش واک اسکور به منظور ارزیابی قابلیت پیاده مداری در این سه محله استفاده شده است. نتایج حاصل از به کارگیری روش واک اسکور در پژوهش نشان می دهد محله گلشهر در ناحیه دو به سبب تعدد و تنوع فعالیت ها و قرارگیری در فاصله قابل دسترس برای ساکنان، پیاده مدارترین محله در میان این سه گزینه می باشد. پس از گلشهر، محله پاچنار، در ناحیه یک، با دارا بودن بافت تاریخی و غالباً فاقد برنامه ریزی، مطلوب ترین وضعیت را دارا است و درنهایت محله مدیران، در ناحیه سه، با ساختاری غالباً مسکونی، کمترین حد از تنوع کاربری ها، پیاده روهای کم عرض، یک شکلی فضای محله و نبود عناصر هویت بخش در اولویت نهایی به لحاظ وضعیت پیاده مداری قرارگرفته است. از سوی دیگر با توجه به نتایج حاصل از پژوهش و بررسی های میدانی می توان پیشنهاد هایی چون، بهبود وضعیت سیستم روشنایی، ارتقاء امنیت، ایجاد سبزینگی در حاشیه معابر و افزایش کیفیت بصری مسیرها، روسازی و بهبود وضعیت پیاده روها، رعایت مقیاس انسانی در ساخت وسازها، افزایش اختلاط کاربری ها، بهبود کیفیت مبلمان شهری و خوانایی محیط (قابلیت شناسایی مسیرها) و درنهایت به کارگیری نماهای جذاب و متنوع در ساختمان ها را به منظور بهبود وضعیت پیاده مداری در هر یک از محله ها ارائه نمود.
تمرکز زیاد مردم و فعالیت های اقتصادی در مناطق شهری سبب تقویت ارتباط بین شهر، سلامت و محیط زیست می شود. شهر زیست پذیر از دیدگاه سازمان جهانی بهداشت شهری است در آن با آفرینش و گسترش پیوسته شرایط فیزیکی، اجتماعی، زیست محیطی و استفاده بهینه از منابع و امکانات موجود، محیطی فراهم شود که در اثر آن مردم جامعه ضمن حمایت یکدیگر و مشارکت گروهی در انجام کلیه امور زندگی، قابلیت های خود را به حداکثر ممکن برسانند. اساس شهر زیستپذیر بر این اصل استوار است که سلامتی چیزی بیش از مراقبت های پزشکی است. محیط زیست سالم و پرورش جامعه نیز ویژگی های کلیدی هستند. روش پژوهش توصیفی تحلیلی می باشد. برای شناسائی ابعاد گوناگون زیست پذیری در مناطق شهری تهران با استفاده از آخرین آمار و اطلاعات و ابزار پریسشنامه در قالب 4 مؤلفه و در میان 10 ناحیه منطقه یک تهران، مورد مطالعه قرار گرفته و نتایج آن با بهره گیری از مدل تحلیل عاملی ارزیابی شده است. نتایج نشان میدهد مولفه های اقتصادی و کالبدی پیش بینی کننده خوبی برای متغیر زیست پذیری به شمار می آیند.
شهرنشینی، رشد شهری و گسترش نامطلوب آن به عنوان پدیده ای جهانی، همه کشورهای دنیا را تحت تاثیر قرار داده است. این پژوهش از لحاظ ماهیت هدف کاربردی و از نظر روش شناسی توصیفی تحلیل می باشد. به به دنبال بررسی روند گسترش فیزیکی و الگوی گسترش شهر اهواز در افق 1400 است. برای دستیابی اهدف ابتدا روند گسترش فیزیکی در دوره 35 سال (1360 تا 1395) بررسی شد و سپس 14 شاخص برای بررسی گسترش بهینه توسعه شهر اهواز در افق 1400 استخراج شدند که با استفاده از منطق فازی (FUZZY) این شاخص ها استاندارد شدند و در ادامه برای مدل بهینه با استفاده از مدل تحلیل ترکیبی ANPDEMATEL سه سطح برای گسترش این شهر مشخص شده که در ترکیب با OVERLAYFUZZY و GAMA 9/0 در محیط Gis نقشه های خروجی نیز با استفاده از نرم افزار های envi و arcgis استخراج گشت. نتایج نشان داد در سطح مدل های پیش بینی کننده اراضی کشاورزی با وزن های 0.101 و 0.118 بیشترین اهمیت و مهم ترین عامل تغییر یافته در روند گسترش فیزیکی شهر اهوا بوده است. همچنین خروجی سطح بندی گسترش فیزیکی در افق 1400 مشخص شد
باگسترش روزافزون شهرنشینی و برخلاف توسعه تکنولوژی و تدابیر مدیریتی روزبه روز معضلات شهری افزایش می یابد. یکی از زمینه های ناپایداری شهری به ویژه درکشورهای درحال توسعه، گونه ای از سکونت با مشکلات فراوان و موسوم به اسکان غیررسمی است. فشارها و تهدیدهای این نوع سکونت برمحیط و کالبد شهری را اگر باخطرات ناشی از ناپایداری کالبدی، که تهدیدی جدی برای ساکنان و سایر شهروندان می باشند را در نظر بگیریم لزوم توجه و برنامه ریزی برای ساماندهی وضعیت فعلی و جلوگیری از گسترش این سکونت گاه ها درآینده عیان می گردد. در سال های اخیر و با تغییرنگرش و رویکرد مواجهه با معضل اسکان غیررسمی در جهان و توجه به بهسازی و توانمندسازی این محلات، در ایران نیز سیاست های همانند با ابزارهایی مانند خودیاری اهالی، تسهیلات بانکی و اعتبارات دولتی مورد تأکید قرارگرفته است. شهر کرمانشاه به عنوان یکی ازشهرهای درگیر با معضل اسکان غیررسمی دارای اسکان های متعدد نامتعارف است که یکی از این اسکان های غیررسمی به نام محله چمن دارای مشکلات فراوانی است. با انجام مطالعات از طریق مدارک و اسناد موجود و هم چنین توزیع پرسشنامه، به جمع آوری اطلاعاتی درباره مشکلات موجود و وضعیت ساکنان محله پرداخته است و با تحلیل داده ها و استفاده از تجربیات توانمندسازی و بهسازی در ایران و سایر نقاط جهان بررسی و امکان سنجی این سیاست ها در نمونه موردی و پیشنهاد راهبردهایی مناسب جهت ساماندهی نمونه موردی پرداخته شده است. از نتایج به دست آمده این پژوهش می توان به این مهم اشاره کرد که انجام توانمندسازی و بهسازی محله در گروی تغییر نگرش ساکنان و جلب اعتماد آنان است و با انجام این امور می توان به افزایش رفاه و پایداری اقتصاد شهری شهروندان و ساکنان امیدوار بود.
شهرستان رشت از ابتدای شکل گیری، شرایط منحصر به فردی را نسبت به مناطق پیرامونی خویش تجربه نموده و گرایشی روزافزون به تمرکز گرایی داشته است. شکل گیری رابطه ای یک سویه و جهت دهی اکثر جریان های حیاتی و کارکردی استان به سمت شهرستان رشت موجبات انزوا و عدم تحرک را برای سایر نقاط سکونت گاهی استان به همراه داشته است؛ که این امر با افزایش فعالیت های شهرستان رشت، تشدید خواهد شد. این پژوهش زمینه های تمرکز گرایی شهرستان رشت را در سه زمینه ی اداری- سیاسی، اقتصادی – خدماتی و جمعیتی بررسی نموده است و ضمن تشریح مهم ترین نمود ها و مصادیق تمرکزگرایی در زمینه های فوق؛ جهت کاهش تمرکز گرایی در شهرستان رشت و جهت دادن جریان ها به سایر نقاط و بالطبع متعادل نمودن جریان ها و روابط دو سویه؛ از الگوی نوین استراتژی توسعه ی منطقه ای (RDS)، بهره گرفته است. استراتژی توسعه ی منطقه ای با تفکر راهبردی، اجتماع محور و انعطاف پذیر خود در برقراری تعادل های منطقه ای بسیار موثر است چرا که در این الگو تلاش می شود تا از توان ها، ظرفیت ها و اقدامات و همکاری تمامی مناطق بهره جسته و آن را به بهترین شکل ممکن سازمان دهی کرد.
فرآیند ارتقای روابط اجتماعی در محلات مسکونی به عنوان بخشی از مکانیسم بهبود سلامت و تندرستی ساکنان، زمینهای ارزشمند برای طراحان و برنامه ریزان فراهم می آورد تا با مهیاسازی مولفه های کالبدی محلات مسکونی در تحقق این هدف نقش آفرین باشند. پژوهش حاضر تلاش می نماید تاثیرات چگونگی دسترسی ساکنان را در قالب نفوذپذیری خیابان ها بر سطح همبستگی اجتماعی و سلامت روانی آنها در پنانگ مالزی بصورت تجربی بیازماید. تحقیق حاضر از نوع کاربردی و روش انجام آن توصیفی-تحلیلی می باشد و داده های مورد نیاز با استفاده از روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه از میان نمونه آماری 271 نفر جمع آوری شده اند. تجزیه و تحلیل داده ها با بهره گیری از نرم افزارهای SPSS و AMOS در قالب آمار توصیفی و استنباطی انجام شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد نفوذپذیری بر میزان همبستگی اجتماعی و سلامت ساکنان تاثیرگذار می باشد. نقش میانجی گرایانه همبستگی اجتماعی در رابطه بین نفوذپذیری و سلامت ساکنین نیز توسط نتایج تحقیق تائید شد. براین اساس، در بخشهایی از محله مسکونی که نفوذپذیری کمتری وجود داشت، ساکنان همبستگی اجتماعی بیشتری را تجربه کرده اند و سلامت عمومی بالاتری را گزارش داده اند. علاوه براین، نتایج این تحقیق موید این نکته خواهد بود که ورود افراد غریبه به قلمرو نیمه عمومی محله، انگیره ساکنین را جهت ارتباطات با یکدیگر کاهش می دهد. همسویی یافته های این تحقیق با نتایج پژوهش هایی که به دنبال گسترش خیابان های بن بست و گذرهای کمتر نفوذپذیر در جهت خلق فضاهای قابل دفاع در محلات مسکونی هستند، می تواند این ایده را شکل دهد که تقویت نظام سلسله مراتبی فضا و کنترل دسترسی ها در محلات مسکونی می توانند علاوه بر ارتقای همبستگی در جهت سلامت ساکنین نقش آفرینی نماید.
گردشگری امروزه در چارچوب طرح های آمایشی اعم از ملی، منطقه ای و محلی به عنوان یکی از ابزارها و مؤلفه های اثرگذار توسعه و محرومیت زدایی به شما می رود و ازمهم ترین عوامل عمران ناحیه ای است. فعالیتی متعادل کننده که موجب توسعه اقتصادی و اجتماعی در سطح منطقه ای شده و توزیع عادلانه درآمد و همچنین سطح اشتغال را به دنبال دارد. بنابراین گردشگری روستایی نیز جزئی از صنعت گردشگری به حساب می آید که می توان با برنامه ریزی اصولی و مناسب و شناسایی مزیت ها و محدودیت های آن، نقش مؤثری در توسعه محلی و درنتیجه توسعه ملی و تنوع بخشی به اقتصاد ملی بر عهده داشته باشد، ازاین رو در این پژوهش سؤال این است که پتانسیل ها و محدودیت های توسعه پایدار گردشگری در روستای ونایی کدام است؟ و چه راهبردها و راهکارهایی جهت توسعه پایدار گردشگری که منجر به توسعه روستایی و توسعه منطقه ای و ملی بشود وجود دارد؟ به این منظور پژوهش حاضر با استفاده از مطالعات میدانی و تعیین نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها به شیوه مدل برنامه ریزی راهبردی SWOT و ترکیب آن با AHP به ارائه و اولویت بندی استراتژی ها و راهبردها در جهت توسعه پایدار گردشگری در روستای ونایی پرداخته است. تجزیه وتحلیل های تجربی در روستای مورد مطالعه نشان می دهد که آستانه آسیب پذیری این روستا به علت گردشگری بودن بالاست و نیازمند ارائه سیاست های مناسب در جهت رفع محدودیت ها و استفاده از مزیت های نسبی موجود می باشد.
Hail phenomenon is one of the hazardous weather phenomena that can make the highest amount of damage to farms, gardens, cars, rooftops, etc. in a very short time (a few minutes), depending on the diameter of the particles. One of the best ways to study this devastating climatic phenomenon is the use of atmospheric instability indices. The indices which are calculated with the help of radiosonde data give a fairly comprehensive vision regarding the occurrence of such phenomenon. In this study, the incidence of moderate to severe hail is investigated in the period of 1990-2010. First, the atmospheric codes related to hail phenomena were applied to extract the data, then radiosonde data in intended time were received and applying the RAOB software, the physical status of atmosphere was studied. In the studied period, two hail examples were reported on November 27, 2008 and December 5, 2008. In the first instance of hail that occurred on November 27, 2008, the status of some indicators was calculated and it was found that LCL was at an altitude of 284 meters, CCL at an altitude of 1582 meters, LFC at an altitude of 6230 meters, the ice surface at an altitude of 3278 meters, the LI index was -0.2, the K index was 25.7 ° C, and PWC was 28 mm. In the above mentioned conditions, there was a hail with a diameter of 25.4 mm. In the second instance of hail that occurred on December 5, 2008, the status of some indicators was calculated and the results showed that LCL was at an altitude of 280 meters, CCL at an altitude of 1762 meters, LFC at an altitude of 2271 meters, the ice surface at an altitude of 2771 meters, the LI index was -1.4, the K index was 27.1 ° C, and PWC was 23.6 mm. In the above mentioned conditions, there was a hail with a diameter of 3.6 mm. Given that in many ways, the status of most atmospheric indicators in the two above examples of hail were close to each other, it turns out that in similar circumstances, the greater the distance the ice level gets to the summit of cloud, the greater is the probability of hails larger in diameter. The value of this distance for November 27, 2008 was at approximately 6384 meters and for December 5, 2008, it was at about 5012 meters.
مقدمه: در حال حاضر، روستاهای کشور ایران با توجه به ویژگی ها و استعدادهایشان از نارسایی هایی برخورداند که معلول فقدان شناسایی نقاط قوت و فرصت های موجود در سطح محلی می باشند، در این راستا، شهرستان خلخال نیز با داشتن درصد بالای روستانشینی و با توجه به پتانسیل های لازم را برای یک زندگی مطلوب روستایی با چالش های زیادی در ابعاد (اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، محیطی، کالبدی و نهادی-مدیریتی) مواجه است، که تاکنون برای آنها تدابیری اندیشیده نشده است.هدف پژوهش: هدف پژوهش حاضر، تعیین و تبیین راهبردهای توسعه روستایی در قلمرو کوچ نشینان شهرستان خلخال می باشد.روش شناسی تحقیق: پژوهش حاضر از نظر هدف جزء تحقیقات کاربردی محسوب می باشد، و از لحاظ روش جز روش های کیفی و کمی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل دو بخش است، بخش اول کلیه سکونتگاه های روستایی در شهرستان خلخال می باشد. با توجه به ماهیت طرح و به منظور شناخت کامل، تمام شماری صورت گرفته است. بخش دوم: افراد متخصص در گروه (اساتید دانشگاه، متخصصان در حوزه توسعه روستایی)، افراد مطلع و آگاه (اعضای شورای روستاها و دهیاران) می باشند، که بر اساس نمونه گیری هدفمند تعداد 30 نفر به عنوان جامعه نمونه در این بخش تعیین شدند.قلمروجغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی این پژوهش در قلمرو کوچ نشینان شهرستان خلخال مورد بررسی قرار گرفته است.یافته ها و بحث: در مجموع 50 نقطه قوت در روستاهای خلخال شناسایی شده است. در میان نقاط قوت عوامل اقتصادی و کالبدی-فضایی با 30 درصد تاثیر، موثرترین نقاط قوت و عامل نهادی-مدیریتی با 4 درصد کم اثرترین بوده است. همچنین تعداد 53 نقطه فرصت در سکونتگاه های روستایی این شهرستان شناسایی شد، در میان نقاط فرصت، عامل اجتماعی-فرهنگی با 19/30 درصد موثرترین و عامل نهادی-مدیریتی با 0 درصد، کم اثرترین بوده است. در نهایت نتایج نشان داد، از بین راهبردهای مطرح شده، توسعه کسب و کار های کوچک برای زنان روستایی با توجه به امکانات و توان روستاها بیشترین میزان اهمیت را در توسعه روستایی خلخال به خود اختصاص داده است.نتایج: بدون عنایت کافی به بررسی عرصه های روستایی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، محیطی، کالبدی و نهادی-مدیریتی، آنچه اتفاق افتد، نه به نفع مراکز روستایی و نه یاور کانون قلمرو کوچ نشینان خلخال خواهد بود.
شهر همدان به عنوان یکی از کلان شهرهای جدید کشور ، امروزه با چالش های گسترده ای در فرآیند مدیریت شهری از تمامی جنبه های درون سازمانی و برون سازمانی مواجه است. در طی سال های اخیر سوء مدیریت در ارائه خدمات در بین مناطق شهری ، عدم عدالت فضایی ، ناهمگونی های کالبدی – فضایی ، عدم شفافیت در ارائه طرح ها و برنامه ها و افزایش مشکلات شهروندی در ارتباط با این حوزه سبب افزایش مشکلات شهر همدان شده و به طوری که ادامه روند حاضر می تواند شهر را در سطوح منطقه ای نیز با بحران هایی جدی مواجه کند .با توجه به اهمیت موضوع حاضر و لزوم مطالعات منطقه ای در این حوزه ، پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و کمی شاخص های حکمروایی خوب شهری همدان به تفکیک مناطق را مورد مطالعه قرار می دهد.جامعه آماری تحقیق حاضر را کلیه کارشناسان خبره و عالی مجموعه مدیریت شهر همدان تشکیل می دهند که حجم نمونه آن تعداد 35 نفر تخمین زده شد.تحلیل یافته های پژوهش بر اساس مدل های آزمون میانگین در نرم افزار spss و مدل تصمیم گیری چندشاخصه تاپسیس در نرم افزار Matlab انجام گرفت. نتایج نشان داد شاخص های حکمروایی خوب شهری در شهر همدان در وضعیت مطلوبی قرار ندارد و در این میان مناطق 3 و 2 این شهر با وضعیت کمبود شدید شاخص های حکمروایی شهری مواجه می باشند.
ساخت و سازهای غیراصولی و بی رویه در مناطق شهری و پیرامون آن ها بدون در نظر گرفتن شرایط محیطی از قبیل شیب، نوع خاک و ضخامت آن، سطح ایستابی آب های زیرزمینی، فاصله ی مناسب از کانون زلزله های احتمالی و...، منجر به پدیده ی مکان یابی و مکان گزینی غیراصولی شهرها می گردد. این پژوهش با ارائه ی الگویی مناسب به دنبال مکان یابی فضای بهینه در شرایط وقوع زلزله در شهرستان سپیدان می باشد. در مرحله ی اول به شناسایی عوامل مؤثر بر مکان گزینی پرداخته شده، سپس لایه های اطلاعاتی عوامل تأثیر گذار در مکان یابی، با استفاده از منطق فازی در سامانه های اطلاعات جغرافیایی تهیه و نقشه ی نهایی از روی هم گذاری لایه های اطلاعاتی، به دست آمده است. نتایج حاکی از آن است که با توجه به امکانات شهر سپیدان، برای ایجاد فضای بهینه در شهرستان، مناسب تر است که سه سطح مدیریتی و شش پایگاه مختلف در نظر گرفته شود تا در مواقع بروز حادثه ی زلزله، امدادرسانیِ به موقع و مناسب تر در تمام نقاط صورت گیرد. این سه سطح عبارت اند از: اولویت اول روستای خانی وزک، اولویت دوم اطراف ده لاله و اولویت سوم روستای خفری که دو سطح در غرب شهر و یک سطح در جنوب قرار دارد و نقاط روستایی اطراف خود را پوشش می دهند.
حضور حرکت پیاده در فضاهای محله ای و افزایش قابلیت پیاده مداری محلات، افزایش امنیت، ایمنی و روابط اجتماعی، دسترسی ها، هویت محله ای، حس تعلق محله، کیفیت محله و کاهش مشکلات زیست محیطی نظیر آلودگی هوا و صوتی و ... را در پی خواهد داشت. مقاله حاضر در محدوده محلات جدید و قدیمی شهر رشت واقع در استان گیلان در راستای پاسخ گویی به این سوال که قابلیت پیاده مداری در سطح محلات مورد مطالعه چگونه است؟ انجام گرفته است. روش تحقیق، به لحاظ هدف کاربردی، به لحاظ ماهیت توصیفی – تحلیلی و روش جمع آوری اطلاعات، روش کتابخانه ای و میدانی می باشد. بدین منظور ابتدا وضعیت شاخص های پیاده مداری در محلات جدید و قدیمی بررسی و با ضوابط استاندارد هر کدام مورد مقایسه قرار گرفت و سپس راهبرد بهینه در راستای بهبود وضعیت پیاده مداری محلات جدید و قدیمی ارائه گردید. جامعه آماری در این تحقیق ساکنان تعداد 5 محله جدید و 5 محله قدیمی است، این محلات دارای 124382 هزار نفر جمعیت می باشد، که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 366 نفر از ساکنان این محلات به عنوان نمونه انتخاب شدند. در این راستا با توجه به نزدیک بودن تعداد جمعیت محلات جدید(61722 نفر) و محلات قدیمی(62660 نفر)، تعداد 183 پرسش نامه در محلات جدید و تعداد 183 پرسش نامه در محلات قدیمی تکمیل گردید و برای درک شکاف شاخص های مورد مطالعه از نظر ساکنان بین محلات جدید و قدیمی، با توجه به ماهیت فاصله ای داده ها، از آزمون t مستقل استفاده شده است. نتایج ارزیابی ها در سطح هر یک از محلات جدید مورد مطالعه نشان می دهد که اکثر شاخص های پیاده مداری دارای وضعیت مناسبی نمی باشد و فاصله زیادی با ضوابط استاندارد آن دارند، به جز عرض پیاده رو، جنس کف پیاده رو، دسترسی به حمل و نقل و مراکز آموزشی که فقط در محلات بلوار گیلان، کاکتوس و چمران مناسب می باشد و در سطح هر یک ازمحلات قدیمی مورد مطالعه نیز اکثر شاخص های پیاده مداری دارای وضعیت مناسبی نمی باشد و فاصله زیادی با ضوابط استاندارد آن دارند، به جز اختلاط کاربری ها، تراکم جمعیت مناطق مسکونی، دسترسی به حمل و نقل و مراکز تجاری که فقط در محلات باقرآباد، دباغیان و پاسکیاب مناسب می باشد. نتایج حاصل از آزمون T نشان می دهد که در بسیاری از مؤلفه ها در بین دو جامعه (پاسخ دهندگان) تفاوت معناداری وجود دارد. در مجموع می توان گفت که محلات جدید در بیش تر موارد نسبت به محلات قدیمی طبق مطالعات میدانی و همچنین از نظر پاسخ دهندگان دارای شرایط بهتری از نظر قابلیت پیاده مداری می باشند.
ایده پایداری در گردشگری از جدیدترین و مهمترین موضوعات مورد بحث کشورهای صاحب نام در این صنعت است که این پژوهش سعی در بررسی شاخص زیست محیطی آن در منطقه 22 شهر تهران دارد. این پژوهش با رویکرد کمی و کیفی انجام شده است و اطلاعات آن از طریق داد ههای اسنادی، مصاحبه نیمه ساختار یافته (از مسئولان و مردم عادی) و نیز تکمیل پرسشنامه حاصل شده است. روش این تحقیق پیمایشی و از ابزار پرسشنامه برای گردآوری داده ها استفاده شده است. حجم نمونه مورد بررسی 150 نفر از اهالی منطقه 22 و 170 نفر از بازدیدکنندگان از این منطقه که به ترتیب به صورت نمونه گیری سهمیه ای و نمونه گیری اتفاقی انتخاب شده اند. قوی ترین بعد این منطقه، بعد محیط زیست است که در سطح پایدار بالقوه قرار دارد و در پرسشنام ههای انجام شده توسط بازدیدکنندگان و مردم بوم ینمره متوسط رو به بالا به مؤلف ههای این بخش داده شده است. منطقه 22 در حوزه هایی مانند حفاظت از محیط زیست و ایجادجاذبه های جدید وضعیت خوبی دارد؛ ولی عدم بهره برداری تجاری از جاذب ههای موجود یک نقطه ضعف برای این منطقه است. از پیشنهادهای مطرح، استفاده از کارشناسان حرف های گردشگری، تجاری سازی جاذبه ها و توجه به مشارکت مردمی است .
امروزه با توجه به این که برنامه ریزی توسعه کالبدی شهر، به عنوان یک ضرورت اساسی در برنامه های توسعه شهری محسوب می شود، پراکنده رویی شهری به عنوان یکی از محوری ترین بحث ها در سراسر جهان مطرح است. این پدیده در اثر برهم کنش عوامل متعددی ظاهر می گردد و یکی از راهکارهای مدیریت، کنترل و کاهش اثرات منفی آن، شناسایی همین عوامل اثرگذار در بروز پدیده پراکنده رویی در شهرهاست. از این رو شناخت عوامل موثر در شکل گیری و گسترش شهرها می تواند در اتخاذ تصمیم های مناسب برای آینده آن ها کمک نماید. شهر تهران به عنوان پایتخت کشور طی سال های گذشته از نظر فیزیکی روند رو به رشد فزاینده ای را تجربه کرده است. به دلیل رانت های حاصل از رشد پراکنده و دست اندازی به اراضی اطراف که منجر به بروز ناهنجاری هایی در فرآیند رشد فیزیکی آن شده ، درک مکانیزم روند گسترش فیزیکی این شهر، از اهم اهداف تحقیق حاضر است. این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی می باشد. در این راستا با تجزیه و تحلیل داده های تراکمی رشد هوشمند، شامل متوسط طبقات، ضریب تراکم، متوسط سطح اشغال مسکونی، تراکم خالص مسکونی (نفر در هر هکتار)، متوسط سطح مسکونی (مترمربع)، مساحت زمین مسکونی (هزار مترمربع)، تراکم ناخالص جمعیتی (نفر در هر هکتار)، تعداد قطعه مسکونی در محلات 14 گانه منطقه2 شهرداری تهران با استفاده از مدل تحلیلی الکتر و آنتروپی به بررسی موضوع پرداخته شده است.
توسعه دریامحور از مفاهیم مطرح در چند دهه اخیر بوده که توسط نظریه پردازان توسعه دریایی مطرح گردیده است. این مفهوم به ویژه برای ایران به عنوان یک کشور دریایی بسیار حائز اهمیت است و راه میان بر توسعه برای این کشور است. در این مطالعه با استفاده از روش توصیفی تحلیلی آسیب شناسی توسعه دریامحور حوزه خلیج فارس و دریای مکران تجزیه و تحلیل شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که سواحل مکران و بخش بزرگی از سواحل خلیج فارس بکر مانده اند و تاکنون از منظر مولفه های توسعه مورد غفلت قرار گرفته اند. این در صورتی است با گسترش سرمایه گذاری و ایجاد زیر ساختهای لازم توسعه ساز می توان ظرفیت بالقوه این سواحل را به ظرفیت بالفعل بدل نمود و توسعه منطقه را فراهم نمود. همچنین این سواحل در حوزه های مختلف توسعه دریامحور از قبیل اسکان بخشی از جمعت فلات مرکزی و کم آب ایران به شرط ایجاد شهرهای ساحلی جدید، توسعه حمل و نقل دریایی، تولید انرژی دریایی، مواد خام و معدنی دریایی و گردشگری دریایی، دارای اهمیت بسیار است. در کنار توجه به ظرفیت های بالقوه و بالفعل، دلایل عدم توسعه این مناطق نیز به تسهیل توسعه دریامحور و درک شرایط کمک شایانی می کند. به طور کلی عدم توسعه دریامحور این مناطق به دلیل نبود برنامه توسعه دریا محور، عدم جذب سرمایه به ویژه سرمایه گذاری خارجی است. این وضعیت نیز به نوبه خود ناشی از عوامل اولیه مانند تحریم های بین المللی و یکجانبه و عدم پیوستن به گروه ویژه اقدام مالی و پیروی از توصیه نامه های آن؛ و عوامل ثانویه مانند عضویت دائم ایران در سازمان تجارت جهانی و پیوستن و تقویت کریدورهای بین المللی با محوریت خلیج فارس و دریای مکران است. اهمیت برداشتن موانع فوق، در باب ورود تکنولوژی به ایران نیر دارای اهمیت است. ورود تکنولوژی های جدید نیز به نوبه خود می تواند تسهیل گر توسعه دریامحور باشد. امکان توسعه ایران از طریق توسعه دریامحور به ویژه با اتکاء بر حوزه خلیج فارس و دریای مکران نیز بیش از سایر طرق مطروحه، میسر و بالقوه است. بنابراین حل و فصل اختلافات منطقه ای و بین المللی و کاهش سطح تنش جهت رفع تحریم های یکجانبه و بین المللی، عضویت ایران در سازمان جهانی تجارت و تقویت کریدورها با محوریت ایران و پیوستن به گروه ویژه اقدام مالی و پیروی از 40 توصیه این نهاد اثر گذار است.
خورشید به عنوان منبع انرژی، سرآغاز حیات و منشأ تمام انرژی های دیگر شناخته شده است. تابش جهانی خورشید یکی از سازه های بنیادی هر گستره اقلیمی شمرده می شود. از این رو، شناخت ویژگی ها و نیز پیش بینی این سازه های اساسی، تاثیر زیادی در برنامه ریزی های وابسته به انرژی دارد. استفاده از تصاویر ماهواره ای و مدل های سنجش از دور به عنوان ابزاری مناسب و کم هزینه برای تخمین تابش خورشیدی، در سال های اخیر بوده است. جهت انجام این پژوهش، از تصاویر مربوط به سال 2020 ماهواره لندست 8 سنجنده OLI و سنجنده TIRS و الگوریتم سبال استفاده شد. از نرم افزارENVI جهت تصحیحات هندسی، اتمسفری و رادیومتریک تصاویر ماهواره ای و همچنین اجرای محاسبات مربوط به مدل سبال و از نرم افزار ArcGIS جهت ایجاد پایگاه داده، تحلیل های مکانی، عملیات کارتوگرافیکی و در نهایت پیاده کردن مدل استفاده گردید. نتایج حاصل نشان می دهد میانگین بیشترین تابش موج کوتاه ورودی به میزان 816 وات بر مترمربع در ژوئیه و کمترین مقدار در فوریه به میزان 302 وات بر مترمربع بوده است. این در حالی است که بیشترین مقدار تابش خالص در ژوئن به میزان در بازه 680-602 وات بر مترمربع با مقدار 32 درصد می باشد. تفاوت در مقدار تابش خالص رسیده به زمین در منطقه مورد مطالعه، ناشی از تفاوت زاویه تابش خورشید و تعداد ساعات آفتابی در ماه های مختلف سال است. در نهایت می توان نتیجه گرفت که تابش خورشیدی در منطقه، در سال مورد بررسی پتانسیل لازم برای اجرای طرح-های فتوولتائیک خورشیدی را دارا می باشد.
مقدمه در سطح جهانی، از زمان بحران مالی در سال 2008، سرمایه ای کردن و سفته بازی مسکن در جغرافیا گسترش یافته، در اقتصاد سیاسی تعمیم یافته و در سیستم نظارتی جا افتاده است [1]. اما وجود خانه های خالی از سکنه در کشورهای مختلف جهان و کشور ما در کنه طبیعت خود مسئله محسوب نمی شود. آنچه در این زمینه چالش برانگیز است، نرخ متوسط خانه های خالی در کشور و مقایسه آن با میانگین جهانی و نرخ طبیعی خانه های خالی است. با وجود اختلاف قابل توجه، فرضیه نگاه سرمایه ای به مسکن و احتکار مسکن در کشور مطرح می شود (نگارندگان، 1402). خانه های خالی به عنوان نشانه ای از کاهش جمعیت، اثرات منفی بر یک محله از نظر اقتصادی، امنیتی و مدیریت شهری دارند [2]. خانه های خالی بدون مراقبت می توانند مشکلات مختلفی را در یک محله ایجاد کنند، از جمله آسیب رساندن به چشم انداز، افزایش خطرات ریزش ساختمان، و آتش سوزی. آن ها همچنین می توانند منجر به بهداشت نامناسب ناشی از تخلیه غیرقانونی و حیوانات انگلی شوند و یا به محل پرورش جنایت تبدیل شوند، به ویژه در مناطق مسکونی با تراکم بالا این عوارض می تواند بسیار جدی باشد [5]. طبق گزارش مرکز آمار در سال ۱۳۹۵، 2/6 میلیون خانه خالی در کشور وجود داشته و بدون هیچ استفاده ای رها شده است [6]. عدم اطمینان به بازار سرمایه، کالای امن بودن مسکن، اعتقاد به عدم کاهش قیمت مسکن میان سرمایه گذاران، افزایش تحریم ها و رکود صنعت و عدم سرمایه گذاری در آن و از سویی، ورود بخشی از تسهیلات اعطایی در قالب طرح های زودبازده به بخش مسکن موجبات رونق سفته بازی و تبدیل شدن مسکن به کالایی سرمایه ای را فراهم کرده که از عوامل اصلی افزایش قیمت مسکن در ایران به شمار می رود [7]. زمینه های فکری، فرهنگی، اقتصادی به موضوع مسکن در جهان با نگاه به این مسئله در ایران تفاوت هایی دارد، که به این واسطه تحلیل دقیق مسائل مسکن خالی در کشور با نگاهی به ادبیات جهانی را لازم ساخته است.
مواد و روش هاروش این تحقیق، مرور نظام مند ادبیات نظری در حوزه تحقیق است. تفاوت مرور نقلی (رایج در تحقیقات فعلی) با مرور نظام مند در این است که مرور سیستماتیک به بررسی تمامی نتایج به دست آمده (پس از اعمال فیلتر معین) از پایگاه داده مشخص شده در تحقیق می پردازد و بنابراین هیچ منبع مهمی در موضوع تحقیق فروگذار نمی شود. به این منظور، پایگاه گوگل اسکولار به عنوان پایگاه اطلاعاتی تحقیق و در دو زبان فارسی و انگلیسی تعیین شد. سپس با بررسی متون مختلف در حوزه خانه های خالی، کلمات کلیدی به شرح زیر انتخاب، و پس از جست وجو در پایگاه گوگل اسکولار، با استفاده از هر یک از کلید واژگانِ زیر تعداد نتایجِ زیر در حوزه منابع فارسی حاصل شد که به دلیل محدود بودن، همگی مورد بررسی قرار گرفتند. در زبان انگلیسی، در مرحله اول به علت تعدد نتایج و ابهام در میزان ارتباط آن ها با موضوع، منابع واجد حداقل 40 ارجاع (یعنی منابع مرجع و اصلی) انتخاب شدند. این امر امکان آشنایی با ادبیات تخصصی موضوع، واژگان کلیدی و مفاهیم اصلی در پژوهش های موجود را فراهم کرد. در مراحل بعدی معیار ورود منابع به فرایند تحلیل، تسهیل شد و تعداد نتایج بسط یافت. به طور کلی پیش از این هیچ مقاله ای در کشور به صورت سیستماتیک مبحث خانه های خالی را بررسی نکرده، لذا این نوشتار اولین در نوع خود است.
یافته هااطلاعات منابع از چند جهت قابل جمع بندی و ارائه است:مکان و رویکردمنابع لاتین به ترتیب فراوانی در کشورهای چین، آمریکا، مکزیک، استرالیا، کره، نروژ، فنلاند، سوئد، ژاپن، کانادا، مالزی، فرانسه و آلمان انجام شده است. پس، کشورهای مختلف جهان در سطوح گوناگون با پدیده خانه خالی مواجه و درگیر موضوع هستند. کشورهایی که برنامه های تأمین مسکن گسترده تری داشته اند، با سطح بالاتری از احتکار مسکن و مسکن خالی مواجه بوده اند. از میان این کشورها تنها در آلمان تحقیقات بیانگر عدم شواهد احتکار و سوداگری مسکن (به دلیل نسبتِ پایین قیمت مسکن به درآمد متوسط) است و به پایش برای جلوگیری آتی از این امر توصیه شده است.محتوامحتوای منابع فارسی یا در صدد مشروعیت دادن به اخذ مالیات و جرم انگاری مساکن خالی هستند و یا به دنبال بررسی کمی میزان خانه های خالی و مقایسه آن با رده جهانی و استدلال بر غیر منطقی و ناعادلانه بودن آن هستند. منابع لاتین بر علل و پیامدها متمرکز هستند و راه حل ها را مبتنی بر زمینه خاص محلی، متفاوت می دانند و غالباً از ارائه نسخه واحد اجتناب دارند.علل اصلیمنابع فارسی، عوامل اصلی در بروز پدیده احتکار مسکن را در 3 حوزه تغییرات نقدینگی در کشور، نرخ ارز حقیقی و تغییر در سود سپرده تسهیلات مسکن می دانند و دولت را موظف به کنترل این عوامل هنگام بروز تغییر برای پیشگیری از تأثیر ثانوی بر بازار مسکن می دانند. علل اصلی از منظر منابع لاتین، اشکال در نحوه پرداخت وام های مسکن، سیاست ها و پروژه های دولتی، ضعف قانون گذاری و خلأ قانونی، و نیز انتظارات تورمی مبتنی بر افزایش گذشته قیمت مسکن بوده است.پیامدهای اصلیپیامدها در منابع فارسی بررسی نشده و پیامدها در منابع لاتین غالباً شامل افزایش قیمت مسکن، شتاب سریع قیمت مسکن در آینده، کاهش ارزش رهن مسکن در بانک ها، ورشکستگی بانک های محلی و رکود اقتصادی است. راه حل های اصلیراه حل کشورهای مختلف جهان در بحث خانه های خالی عموماً مبتنی بر رشد و توسعه ارائه خدمات شهری و در مقابل آن اخذ مالیات بر عایدی سرمایه و به تبع آن، مالیات بر خانه های خالی است که در این صورت افکار عمومی به دلیل جذب امکانات شهری به پرداخت مالیات اقناع، و با دولت همکاری بیشتری خواهد داشت. راه حل عمده دیگر، سامانه جامع املاک و اسکان همراه با ضمانت اجرایی است که در اقدام به آن شهرداری ها واجد صلاحیت بیشتری هستند. عمده راه حل های منابع لاتین شامل مدیریت توسط بانک های زمین، برنامه ریزی مسکن و اشتغال در مجاورت یکدیگر، عرضه برنامه ریزی شده زمین، پایش انتظارت تورمی گروه های مختلف جامعه و درنهایت، اخذ مالیات بر عایدی سرمایه و مالیات بر خانه خالی با شرایط خاص و اثربخش است، اما در کشور ما راه حل بخشیِ گرفتن مالیات از خانه های خالی بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. در قالب نتیجه عمده دیگر می توان تفاوت های میان منابع فارسی و لاتین را برشمرد:منابع فارسی غالباً بدون درگیری عمیق با علت های اصلی و پشت پرده خالی ماندن مسکن، دولت را در این امر به عنوان کاتالیزور اصلی مؤثر دانسته و بلافاصله به سمت راه حل های بخشی و یا را ه حل های مالی و تنبیهی رفته اند. در منابع فارسی پیامدهای مسکن خالی بررسی نشده، اما منابع لاتین غالباً به صورت تحلیلی و با ریشه یابی در حوزه علل و یا پیامدها سعی کرده اند راه هایی برای حرکت محلی در هر زمینه خاص به سمت راه حل زمینه گرا باز کنند.در برخی موارد مشاهده شده که منابع فارسی از اصطلاحات و عبارات تخصصی موضوع مانند اصطکاک بازار (عدم رسیدن عرضه به تقاضا)، دوره های رونق و رکود، مالیات بر عایدی سرمایه بدون توجه دادن به محتوای اصلی آن ها استفاده کرده و به این ترتیب ادبیات موضوع را به صورت پوسته ای به کشور انتقال کرده اند.
نتیجه گیریدر زمینه علت های خالی ماندن خانه ها، منابع لاتین عمدتاً علت اصلی در زمینه مکانی خود را، برون یابی پذیری تغییرات قیمت مسکن نسبت به گذشته و انتظارات تورمی ناشی از آن [14، 16، 48، 63] و نیز سیستم معیوب و غیر پویای تخصیص وام های مسکن به صورتی که احتکار مسکن را ترغیب می کنند [13، 18، 50،70-71]، دانسته اند. اما در ایران نبود بازار مطمئن برای سرمایه گذاری و حفظ ارزش پول و امن بودن مسکن به صورت کالای سرمایه ای [7] در کنار عدم نظارت مکفی دولت بر مالکیت املاک [6] دلیل اصلی وجود احتکار مسکن و خانه های خالی است.با بررسی منابع به نظر می رسد که باید راه حل های ریشه ای تری نسبت به اخذ مالیات بر خانه خالی برای حل این معضل مورد توجه قرار گیرد:1. قبح فقهی و اسلامی احتکار مسکن باید با ابزارِ جامعه روحانیت و با همکاری رسانه های جمعی و وزارت راه و شهرسازی برای عموم مردم تأکید ویژه شود. 2. سرمایه های سرگردان به نحو احسن توسط دولت مدیریت شود که در مسیر احتکار مسکن قرار نگیرد.3. تکمیل اطلاعات در سامانه جامع املاک و اسکان کشور توسط افراد باید دارای ضمانت اجرایی و تشویق و تنبیه قابل توجه و تأثیرگذار باشد. 4. کمیسیون های مشترکی بین دستگاه های ذی نفوذ در این امر (از جمله سازمان امور مالیاتی، وزارت راه و شهرسازی، شهرداری، دادستانی کل کشور، سازمان تبلیغات اسلامی و...) تشکیل شود تا از موازی کاری و یا اهمال کاری دستگاه ها پیشگیری شود.5. خلأ پژوهشی در حوزه یافتن علل و پیامدهای خانه های خالی در شهرهای مختلف کشور وجود دارد. لازم است با پرداخت به آن ادبیات نظری مربوطه و سپس راه حل های عملی بومی سازی شود. 6. راه حل هایی مانند تأسیس بانک های زمین، تشکیل پایگاه داده جامع، همه جانبه و به روز از مساکن خالی، برنامه ریزی سکونت و اشتغال به صورت توأمان و با رعایت اختلاط آن ها، اخذ مالیات بر عایدی سرمایه، و شفافیت سیاست های دولت برای پیشگیری از رانت نگهداری مسکن، از جمله سیر تحولاتی است که می تواند در زمینه محلی شهرهای ایران امکان سنجی شود.
اثرگذاری پاندمی ها(نظیرکرونا)برحمل ونقل عمومی یکسان نیست. بااین حال کمتر مطالعه ای به نقش معیارهای میانجی دراین اثرگذاری پرداخته است. براین اساس تحقیق حاضر برآن است در قالب روش توصیفی-تحلیلی، معیارهای مرتبط با تغییرات تعدادمسافران قطارشهری مشهد در دوران کرونا را بررسی کند. جامعه آماری شامل مسافران خط2قطارشهری به تفکیک ایستگاه دربازه زمانی 1397تا1398(قبل از کرونا) و 1399تا 06/1400(پس از کرونا) و کاربری های خدماتی 500متری پیرامون هرایستگاه و متغیرهای تحقیق نیز شامل تغییرات مسافران خط2قطارشهری بعدکرونا(متغیر وابسته)، تعدادجمعیت و درآمدساکنین و نوع کاربری های پیرامون هر ایستگاه(متغیر مستقل) می باشد. پس از مطالعات نظری و تدوین مدل مفهومی، باتشکیل پایگاه اطلاعات مکانی از موقعیت هرایستگاه، داده های مربوط به تعدادمسافر، جمعیت ساکن، درآمدافراد و کاربری های پیرامون هرایستگاه، در آن ثبت گردید. بهره گیری از روش های آمارتوصیفی و استنباطی، اساس کار در این زمینه بوده است. نتایج نشان داد،کرونا تاثیریکسانی برتغییرات مسافران در ایستگاه های خط2نداشته، به گونه ای که در33% ایستگاه ها پس از کرونا تعداد مسافران افزایش و در67%کاهش یافته است. استفاده از آزمون های "تی دونمونه ای مستقل"، "ترند" و "همبستگی" بیانگرآن بودکه متغیرهای جمعیت، درآمد وتنوع کاربری به عنوان متغیرهای میانجی ارتباطی با تغییرات مسافران ندارند. درحالی که سطح و عملکرد کاربری های خدماتی ارتباط معناداری را با این موضوع نشان داد. یافته های تکمیلی حاصل از روش "تحلیل تمایزی" نشان داد که دربین کاربری های خدماتی، نحوه آرایش کاربری های تجاری و کارگاهی مهمترین عامل در تمایز محدوده های با افزایش و کاهش تعداد مسافران است. انطباق کاربری های کوچک مقیاس تجاری و همجواری آنها با کاربری های کارگاهی-تولیدی در محدوده های با افزایش مسافر، قابلیت انعطاف پذیری این الگو در مقایسه با الگوهای بزرگ مقیاس را در مواجهه با پاندمی ها نشان داد که می تواند دستمایه خوبی برای مطالعات آتی باشد.
در حال حاضر، بافت های فرسوده تاریخی به عنوان مشکل اساسی در شهرهای مختلف و حتی روستاها مطرح می باشند. بافت های فرسوده همچون حافظه تاریخی شهر عمل کرده و بیانگر هویت شهر می باشد. لذا نگهداری از آثار ارزشمند موجود در بافت به امری ضروری بدل شده است. این پژوهش با هدف ساماندهی بافت فرسوده شهر آباده با کمترین میزان مداخله به منظور حفظ هویت تاریخی شهر صورت می گیرد. گردآوری داده ها به روش کتابخانه ای و پیمایشی صورت گرفته است. به منظور تدوین راهبرد از ماتریس راهبردی کمی QSPM استفاده شده است. براساس یافته های تحقیق راهبردهای امکان بهره گیری از ساختمان های با ارزش و موعقیت بافت به منظور تقویت حس تعلق به عنوان اولویتدارترین راهبردها جهت ساماندهی بافت فرسوده بافت فرسوده شهر آباده مشخص شدند.. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .