ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۸۱ تا ۱٬۵۰۰ مورد از کل ۳۷٬۰۲۴ مورد.
۱۴۸۱.

Analyzing the role of political divisions in spatial transformations, with an emphasis on urban sprawl and the formation of marginalized communities (A case study: Tehran's Districts 18 and 19)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۱۴
This research examines the effects of these changes on the spatial structure of cities and the challenges arising from them. in this regard, the current study was conducted with the aim of measuring and analyzing the role of political divisions and their effects on the spatial transformations of Tehran's Districts 18 and 19, with an emphasis on the phenomenon of sprawl and the formation of marginalized communities. based on the research objectives and the components under review, the research is of an applied type, and its method is descriptive-analytical. Theoretical data were prepared using a documentary method, and empirical data were prepared using a survey method. The statistical population consisted of 93 experts and specialists selected through judgmental or purposive sampling. To analyze the information obtained, statistical tests such as the one-sample T-test and Friedman test were used in SPSS software. The analysis of the role of political divisions in the spatial transformations of Tehran's Districts 18 and 19 showed that these divisions have been unable to manage sprawl and the formation of marginalized communities in these areas and, in some cases, have intensified spatial instabilities. In the economic dimension, an increase in land prices and a weakness in attracting investment and the equitable distribution of opportunities are evident. In the environmental dimension, the destruction of ecosystems and a reduction in biodiversity are visible. In the socio-cultural dimension, although a sense of belonging and social participation has improved, social divides and inequalities have intensified.
۱۴۸۲.

نقش توانمندسازی کارکنان در تاب آوری سازمانی با میانجی گری چابکی سازمانی (مورد مطالعه: شهرداری مشهد مقدس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۲۸
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر توانمندسازی کارکنان بر تاب آوری سازمانی با میانجی گری چابکی سازمانی است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی پیمایشی و جامعه آماری پژوهش، شهرداری مشهد مقدس بود. با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 198 نفر برآورد گردید. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده توزیع و تکمیل پرسش نامه انجام شد. برای سنجش متغیر توانمندسازی از پرسش نامه توانمندسازی روان-شناختی اسپریتزر، برای سنجش متغیر تاب آوری سازمانی از پرسش نامه کلاهنن، همچنین برای سنجش متغیر چابکی سازمانی از پرسش نامه تورنگ لین و همکاران استفاده شده است. در تحقیق حاضر آزمون پایایی، آلفای کرونباخ تمامی متغیرها بیش از 7/0 به دست آمد که نشان از پایایی مناسب ابزار داشت. روایی پرسش نامه ها براساس نظرات اساتید مورد برسی قرار گرفت و جرح و تعدیلاتی در پرسش نامه صورت پذیرفت. در این پژوهش برای تجزیه وتحلیل داده ها و اطلاعات و آزمون فرضیه ها از نرم افزارهای SPSS و PLS استفاده شده است. نتیجه تجزیه وتحلیل-ها بیان گر این است که چابکی سازمانی تأثیر توانمندسازی کارکنان را بر تاب آوری شهرداری شهر مشهد مقدس میانجی گری می کند. توانمندسازی سازمانی بر تاب آوری کارکنان شهرداری مشهد مقدس تأثیر مثبت و معنادار دارد. توانمندسازی بر چابکی سازمانی شهرداری مشهد مقدس تأثیر مثبت و معنادار و چابکی بر تاب آوری کارکنان شهرداری مشهد مقدس تأثیر مثبت و معنادار دارد.
۱۴۸۳.

برند سازی مقاصد شهری با تاکید بر کارآفرینی گردشگری (مورد مطالعه: شهر نهاوند)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۱۴
برند سازی شهری یکی از ابزار های کلیدی در توسعه پایدار و ایجاد مزیت رقابتی برای شهر ها است. این مفهوم با معرفی ظرفیت های منحصربه فرد یک شهر، نقش مهمی در جذب گردشگران، سرمایه گذاران و توسعه کارآفرینی ایفا می کند. شهر نهاوند، با دارا بودن پتانسیل های غنی در حوزه گردشگری، به ویژه طبیعت گردی و تولید گیاهان دارویی، ظرفیت بالایی برای تبدیل شدن به یک برند شهری معتبر دارد. پژوهش حاضر با استفاده از مدل پنج فازی مورگان و پریچارد، فرآیند برند سازی شهر نهاوند را بررسی کرده و به منظور توسعه آن استراتژی های اجرایی ارائه می دهد. روش تحقیق مقاله کیفی بوده و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۱ نفر از متخصصان و ذی نفعان حوزه گردشگری، کشاورزی و مدیریت شهری گرد آوری شده است. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار ATLAS-TI و تکنیک کد گذاری باز انجام شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که برند سازی نهاوند با تأکید بر ظرفیت های گیاهان دارویی، به ویژه گشنیز، می تواند فرصت های جدیدی برای کارآفرینی، توسعه صنایع تبدیلی، تقویت گردشگری سلامت و اکوتوریسم فراهم کند. در این راستا، پیشنهاداتی هم چون ایجاد برند رسمی برای نهاوند به عنوان "شهر گیاهان دارویی"، توسعه زیرساخت های گردشگری، اصلاح الگوی فضای سبز شهری و راه اندازی مراکز تحقیقاتی و نمایشگاهی مرتبط ارائه شده است. در نهایت، برند سازی شهری می تواند نقش کلیدی در تقویت هویت مکانی نهاوند، افزایش اشتغال زایی و جذب سرمایه گذاران داخلی و خارجی ایفا کند.
۱۴۸۴.

گونه بندی معماری عشایری (نمونه موردی: عشایر سلیمانی، استان کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۴۴
مقدمه: معماری عشایری با گونه های متنوع خود، یکی از نمودهای باارزش معماری در ایران به شمار می رود و به عنوان بخشی از میراث فرهنگی، واجد ارزش های ملموس و ناملموس است. هدف پژوهش: هدف این پژوهش، ارائه ی گونه بندی جامعی برای معماری عشایری است؛ گونه بندی ای که نه تنها تنوع مسکن موقت عشایر کوچ رو را دربرگیرد، بلکه کلیه ی سازه های مرتبط با معماری عشایری را نیز شامل شود. روش شناسی: داده های این پژوهش با استفاده از مطالعه اسنادی (کتابخانه ای) و پیمایش میدانی در زیست گاه های عشایری گردآوری شده اند. روش تحقیق نیز کیفی با رویکرد توصیفی- تحلیلی است. قلمروجغرافیایی پژوهش: نمونه موردی این پژوهش، عشایر ایل سلیمانی در استان کرمان است. نتاتیج و بحث: جامعه عشایری از معماری متنوع و ارزشمندی برخوردار می باشد که مسکن موقت کوچ نشینی، همچون سیاه چادر، کپر و آلاچیق، تنها یکی از گونه های آن به شمار می رود که با عنوان «یورت» شناخته می شود. گونه بندی معماری عشایری باید بر پایه الگو یا الگوهایی انجام شود که تمامی سازه های این معماری را دربرگیرد؛ در این میان، گونه بندی از دیدگاه «ژنوتیپ» این امکان را فراهم می سازد. عشایر با توجه به ماهیت متحرک و کوچ نشین خود، سازه هایی موقت، نیمه موقت و دائمی ایجاد می کنند که قابلیت گونه بندی بر اساس الگوی «مکانی- زمانی» را دارند. افزون بر این، معماری عشایری متناسب با نیازهای جامعه، کارکردهای متنوعی چون فضای اسکان، نگهداری دام، قلعه، بازار، فضای بازی و مقبره را دربرمی گیرد که امکان طبقه بندی آن بر اساس الگوی «عملکردی» نیز وجود دارد. نتیجه گیری: معماری عشایری محدود به مسکن های موقتی مانند سیاه چادر و آلاچیق نیست، بلکه گونه هایی متنوع و گسترده از سازه ها را دربرمی گیرد؛ از جمله سیاه چادر، کپر، آلاچیق، قلعه، مقبره، بازار، فضاهای اسکان ماسونری، فضاهای بازی و محل های نگهداری دام.
۱۴۸۵.

تدوین مدل ارزیابی خدمات فرهنگی اکوسیستم در مناطق خشک و بیابانی بر مبنای مرور نظام مند: مطالعه موردی مناطق خشک ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۷
خدمات فرهنگی اکوسیستم مؤلفه ای پیچیده و ذهنی است که بر کیفیت زندگی، انسجام اجتماعی و حفظ تنوع فرهنگی اثرگذار است. ضمن این که ارزیابی خدمات فرهنگی اکوسیستم در مناطق خشک و بیابانی اغلب تحت تأثیر سوگیری به سمت معیارهای توسعه یافته برای اکوسیستم های معتدل و شهری قرار دارد. این پژوهش با هدف شناسایی، تحلیل و اولویت بندی معیارهای ارزیابی خدما ت فرهنگی متناسب با ویژگی های طبیعی و فرهنگی مناطق بیابانی، به ویژه در بافت ایران، انجام شد. منابع مورد نیاز با استفاده از روش مرور سیستماتیک و پروتکل پریسما، 80 مقاله ISI از پایگاه های Web of Science و Scopus انتخاب و با نرم افزار مکس کیودا تحلیل شدند. همچنین، از VOSviewer برای تحلیل علم سنجی 500 مقاله استفاده شد. 80 مقاله ISI منتخب بین سالهای (2000–2025) با نرم افزار مکس کیودا 2024 تحلیل کیفی شدند. همچنین، 500 مقاله برای تحلیل علم سنجی با VOSviewer 1.6.18 مورد بررسی قرار گرفت. مدل توسعه یافته بر اساس نظرات کارشناسی و با روش AHP (فرآیند تحلیل سلسله مراتبی) توسعه یافت. تحلیل مکس کیودا نشان داد معیارهای «ارزش زیبایی شناختی» (%03/29) و «گردشگری» (%9/14) بیشترین فراوانی را در مطالعات جهانی دارند، اما در مناطق بیابانی اهمیت آنها کاهش می یابد. بر اساس روش AHP و نظر کارشناسان، مدل توسعه یافته پیشنهاد شد که در آن «میراث فرهنگی» (وزن=405/0)، «هویت و حس مکان» (0.283) و «ارزش های نمادین و مذهبی» (198/0) به عنوان محورهای اصلی شناسایی شدند. ضریب ناسازگاری (CR=0.0228) نشان دهنده سازگاری بالای قضاوت کارشناسی است. مدل توسعه یافته پیشنهادی، با تمرکز بر معیارهای بومی و غیرمرئی، چارچوبی عادلانه و کاربردی برای ارزیابی خدمات فرهنگی در مناطق بیابانی ارائه می دهد و می تواند به عنوان ابزاری مؤثر در برنامه ریزی و مدیریت پایدار این مناطق مورد استفاده قرار گیرد.
۱۴۸۶.

تحلیل مکانی–زمانی روند و همبستگی شاخص های اقلیمی و زیست محیطی مرتبط با بیابان زایی در شهرستان های خاتم و ابرکوه با استفاده از داده های ماهواره ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۹
بیابان زایی در مناطق خشک و نیمه خشک ایران با تغییرات شاخص های اقلیمی و زیست محیطی همراه است. هدف این پژوهش، تحلیل مکانی–زمانی روند و روابط آماری شاخص های جانشین اقلیمی و زیست محیطی مرتبط با فرآیندهای بیابان زایی در شهرستان های خاتم و ابرکوه طی دوره ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۲ است. بدین منظور، شاخص پوشش گیاهی NDVI به عنوان نماینده وضعیت پوشش گیاهی از MODIS، رطوبت خاک و تبخیر–تعرق واقعی از TerraClimate و بارندگی و سرعت باد از WorldClim استخراج شد. تحلیل روند بلندمدت با استفاده از آزمون ناپارامتری من–کندال و برآوردگر شیب سن انجام گرفت و روابط آماری بین شاخص ها با ضریب همبستگی پیرسون در مقیاس پیکسلی بررسی شد. نتایج نشان داد که ۶۳ درصد از پیکسل های منطقه روند کاهشی معنی دار در NDVI داشته اند (میانگین شیب سن 002/0- در سال) و بارندگی نیز در ۶۹ درصد از منطقه با کاهش متوسط 5/1 میلی متر در سال همراه بوده است. هم زمان، رطوبت خاک در ۵۸ درصد از پیکسل ها روند منفی و تبخیر–تعرق واقعی در ۴۷ درصد از نواحی خشک و پست روند افزایشی نشان داد. سرعت باد نیز در ۴۲ درصد از مناطق باز شرقی روند افزاینده داشت. تحلیل همبستگی بیانگر وجود روابط مثبت و معنی دار بین NDVI و بارندگی و رطوبت خاک در بخش عمده منطقه و روابط منفی قابل توجه بین NDVI و سرعت باد در دشت های خشک است. این نتایج بیانگر هم زمانی و هم راستایی تغییر شاخص های محیطی با شرایط مرتبط با بیابان زایی بوده است..
۱۴۸۷.

عوامل مؤثر بر تحولات دارایی های معیشتی در روستاهای گردشگرپذیر (مطالعه موردی شهرستان رودسر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۰۸
هدف: هدف از انجام این پژوهش شناسایی عوامل و مؤلفه های اثرگذار بر تحولات دارایی های معیشتی در روستاهای گردشگرپذیر بوده که به واسطه توسعه گردشگری تحت تأثیر قرار می گیرند که شدت و روند این تغییرات و همچنین دامنه اثرگذاری بر ساکنان به مؤلفه هایی زیادی بستگی دارد که گردشگری در بستر آن شکل گرفته است. آنچه که در این مقوله مهم بوده، توجه به اصل پایداری و بهبود زندگی تمامی ساکنانی است که از رشد گردشگری متأثر می شوند. روش پژوهش: این پژوهش در روستاهای گردشگرپذیر شهرستان رودسر در شرق استان گیلان انجام شده است. این پژوهش از نوع پژوهش های کمی/کیفی و مبتنی بر روش قیاس اقترانی است. روش جمع آوری داده ها با بررسی متون و اسناد علمی، پیمایش میدانی و مصاحبه با خبره محلی، کارشناسان و متخصصان صورت گرفته و تحلیل آنها با استفاده از مدل Q است. در انتخاب نمونه ها از روش گلوله برفی استفاده شد. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش عوامل مؤثر بر تحولات دارایی های معیشتی به ترتیب اهمیت و بیشترین امتیاز شامل: تعاملات سازنده میان دست اندرکاران کلیدی توسعه گردشگری، مزیت رقابتی گردشگری، نقش آفرینی حمایتی دولت، فرهنگ محوری و توسعه زنجیره تأمین و ارزش گردشگری و آخرین مورد، مجاورت فضایی و وجود ظرفیت های طبیعی بوم شناختی بوده است. نتیجه گیری: مؤلفه های مرتبط با بخش گردشگری که سبب تحولات دارایی های معیشتی می گردد در دو گروه عوامل درونی و بیرونی قابل دسته بندی هستند که شکل و کارکرد روستا را دچار دگرگونی کرده و هر چقدر این مؤلفه ها سبب توسعه خدمات عمومی و شکل گیری بیشتر فعالیت های گردشگری پایدار گردد، به سوی تأثیرات مثبت گردشگری سوق پیدا می کند.
۱۴۸۸.

تبیین علّی-لایه ای ملاحظات زیست محیطی برنامه 1410 شهرداری اصفهان با استفاده از روش CLA(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۷
شهر اصفهان با چالش های زیست محیطی متعددی نظیر بحران آب، آلودگی هوا و تغییرات اقلیمی روبه روست؛ چالش هایی که کیفیت زندگی شهروندان را به شدت تهدید کرده و مانعی جدی در مسیر تحقق توسعه پایدار شهری به شمار می روند. در این میان، «برنامه ۱۴۱۰ شهرداری اصفهان» به عنوان طرحی کلان، با هدف بهبود شرایط زیست محیطی، ارتقاء کیفیت زندگی و افزایش تاب آوری شهر در برابر مخاطرات محیطی، تدوین شده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل ژرف تر عوامل مؤثر بر بحران های زیست محیطی و شناسایی راهکارهای مؤثر، پایدار و قابل اجرا برای مواجهه با آن ها انجام شده است. مسائل زیست محیطی در این مطالعه در چهار سطح تحلیلی موردبررسی قرارگرفته اند: نخست، مشکلات آشکار و روزمره؛ دوم، عوامل ساختاری و مدیریتی؛ سوم، الگوهای فکری مؤثر بر سیاست گذاری شهری و چهارم، باورها و نمادهای فرهنگی که نگرش عمومی به محیط زیست را شکل می دهند. داده های تحقیق از طریق مطالعه اسناد، تحلیل گزارش های شهرداری، انجام نظرسنجی از شهروندان و مصاحبه با ۳۰۰ نفر از نخبگان، خبرگان و مدیران شهری گردآوری شده است. نتایج نشان می دهد که برنامه ۱۴۱۰ در مسیر اجرا با چالش های اساسی مواجه است و برای تحقق اهداف خود نیازمند رویکردی جامع، سیستم محور، مشارکتی و فرابخشی است. نبود هماهنگی بین بخشی، کمبود منابع مالی، ضعف در یکپارچگی نهادی، و نادیده گرفتن ظرفیت های مردمی از موانع اصلی در مسیر پیش روی آن به شمار می روند. همچنین، یافته ها حاکی از آن است که بدون اصلاح نگرش های مدیریتی و بازنگری در مدل های حکمرانی شهری، دستیابی به بهبود معنادار در وضعیت زیست محیطی شهر امکان پذیر نخواهد بود.
۱۴۸۹.

نقد نظری و روش شناختی پژوهش های مرتبط با شهر خلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۸۰
مفهوم شهر خلاق در کشور ما متناسب با روند جهانی در جامعه دانشگاهی و سیاست گذاری مورد استقبال واقع شده است. ولی باگذشت بیش یک دهه از ورود این مفهوم، هنوز این مفهوم و ابعاد آن به درستی تبیین نگردیده و مفهوم شهر خلاق در تحقیقات داخلی فاقد دقت نظرهای نظری و روش شناختی بوده است. توجه به جوانب مختلف این مفهوم و پرهیز از خلط رویکردهای مختلف و نقد نظری و روش شناختی پژوهش های انجام شده ضروری است. این تحقیق بنا به ماهیت و روش پاسخ دهی به مسئله تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی و جهت تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل محتوای کمی و کیفی بهره می برد. برای نقد و بررسی پژوهش های مرتبط با شهر خلاق، 58 اثر پژوهشی انتخاب گردید. به طورکلی این تحقیق به این نتیجه می رسد که از لحاظ نظری و روش شناختی پژوهش های مرتبط با شهر خلاق دچار سوءتعبیر و تفسیر است. به طوری که تحلیل محتوای پژوهش ها نشان می دهد اتخاذ مبانی و چارچوبی غیر از ویژگی های نظریه و روش علمی؛ عدم تبیین دقیق نظریه فلوریدا و پیش فرض گرفتن یافته های آن در بستر ایران؛ استناد به شاخص های نامعتبر؛ اتخاذ شاخص های متناقض با ادبیات نظری؛ عدم توجه به اعتبار مدل اندازه گیری (روایی و پایایی) در سنجش شهر خلاق؛ اتخاذ رویکردی مخالف ادبیات نظری در گردآوری داده ها و واحد سنجش؛ برقراری رابطه علی بین مفهوم و اجزاء تشکیل دهنده آن؛ تقلیل بومی سازی نظریه ها به شاخص های محقق ساخته از حوزه بایدها و نبایدها؛ تأکید صرف بر سنجش و عدم ورود به بحث تبیین از جمله مهم ترین عوامل مؤثر در انحراف مطالعات داخلی در نگرش به شهر خلاق است.
۱۴۹۰.

تحلیل مورفوتکتونیکی حوضه سفیدرود، ایران: کاربرد تلفیقی دنباله فیبوناچی و توزیع گاما در شناسایی الگوهای ساختاری فعال(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۲
حوضه سفیدرود در شمال غرب ایران به عنوان یکی از مناطق فعال تکتونیکی در زون البرز-ایران مرکزی، دارای پیچیدگی های زمین ساختی قابل توجهی است. این مطالعه با استفاده از الگوهای ریاضی - هندسی، به ویژه دنباله فیبوناچی و نسبت طلایی، به همراه روش های آماری پیشرفته شامل توزیع گاما، آزمون کای دو و تحلیل فیشر، به بررسی وضعیت مورفوتکتونیکی و نئوتکتونیکی این حوضه و زیرحوضه های آن پرداخته است. داده های توپوگرافی و ساختاری از نقشه ها و تصاویر ماهواره ای استخراج و با استفاده از GIS تحلیل شدند. سپس، بر اساس یک چارچوب کمّی مبتنی بر نسبت های فیبوناچی، داده ها به پنج طبقه از نظر شدت فعالیت مورفوتکتونیکی طبقه بندی گردیدند. نتایج نشان داد که 96 درصد از سطح حوضه در محدوده مورفوتکتونیک ضعیف تا شدید قرار دارد و تنها چهار درصد از حوضه، تحت فعالیت نئوتکتونیکی قرار دارد، که عمدتاً در امتداد دره قزل اوزن- شاهرود با فعالیت نئوتکتونیکی شدید مشخص می شود. تحلیل های گاما، تعادل دینامیکی حوضه را با مقادیر چولگی (0.7171) و کشیدگی (0.782) تأیید کردند. علاوه براین، تحلیل کای دو نشان داد که زیرحوضه ها از نظر فعالیت های مورفوتکتونیکی مستقل هستند، اما تحلیل فیشر برجسته کرد که تمام زیرحوضه ها در یک ساختار ارگودیک مشترک عمل می کنند. این یافته ها حاکی از وجود یک سیستم سایبرنتیکی منفی دارای حافظه نمایی است که حوضه را به سمت سطح اساس (دریای خزر) در حال تنظیم کردن است.
۱۴۹۱.

تحلیل الگوی مکانی تاب آوری کالبدی سکونتگاه های روستایی شهرستان رودبار در برابر زلزله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۹۶
تاب آوری یکی از مفاهیم کلیدی در علم روانشناسی و فیزیک است، که در دهه آخر قرن بیستم وارد علم جغرافیا شده و از جنبه های مختلف انسانی و طبیعی مورد بررسی قرار گرفته است. در این پژوهش تعیین الگوی فضایی میزان تاب آوری کالبدی سکونتگاه های روستایی در برابر زلزله مد نظر است. بدین منظور از 12 معیار، 36 زیر معیار، روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و جمع وزنی (WS) برای تعیین میزان تاب آوری و همچنین دو آماره I موران محلی و تحلیل نقاط داغ (G* گتیس-اورد) برای نوع الگوی فضایی تاب آوری سکونتگاه ها استفاده شد. نتایج نشان داد که میزان تاب آوری سکونتگاه های روستایی به روش AHP به ترتیب برابر با 66/0%، 24/13%، 61/59%، 49/26% و 0% و با استفاده از روش WS برابر با 32/3%، 77/33%، 64/55%، 27/7% و 0% برای گزینه خیلی کم، کم، متوسط، زیاد و خیلی زیاد بدست آمد. الگوی خوشه ای بالا-بالا (HH) در ناحیه جلگه ای و پایکوهی و الگوی خوشه ای پایین-پایین (LL) در ناحیه کوهستانی مشاهده گردید.در مجموع نتایج بدست آمده از روش AHP و WS با روش های I موران محلی و تحلیل نقاط داغ (G* گتیس-اورد) یکی بوده و عدم همگنی در میزان تاب آوری کالبدی سکونتگاه های روستایی در برابر زلزله کاملا محرز است.
۱۴۹۲.

شناسایی مناطق مستعد دفن زباله بر مبنای پارامترهای محیطی و اعمال مناطق ممنوعه (مطالعه موردی: شهرستان دالاهو)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۲۸
یکی از عوامل اصلی آلودگی و تخریب محیط زیست، زباله ها و پسماندهای خانگی و صنعتی هستند، بنابراین مکان یابی صحیح سایت های دفن زباله می تواند نقش مهمی در کنترل و یا کاهش این آلودگی ها داشته باشد. با توجه به اهمیت موضوع، در این پژوهش به شناسایی مناطق مستعد دفن زباله در شهرستان دالاهو در استان کرمانشاه پرداخته شده است. این تحقیق با بهره گیری از روش های سنجش ازدوری و روش های تصمیم گیری چندمعیاره انجام شده است. مهم ترین داده های مورد استفاده شامل تصاویر ماهواره های MODIS، CHIRPS و گوگل ارث، نقشه های زمین شناسی 1:00000 و مدل رقومی ارتفاعی 30 متر بوده است. در این تحقیق از نرم افزارهای ArcGIS، IDRISI، Super Decisions و سامانه گوگل ارث انجین استفاده شده است. همچنین در این تحقیق از 10 پارامتر لیتولوژی، فاصله از گسل، ارتفاع، شیب، تراکم پوشش گیاهی، میانگین بارش سالانه، فاصله از رودخانه، فاصله از جاده اصلی، فاصله از نقاط شهری و فاصله از نقاط روستایی و مدل های ANP (به منظور وزن دهی به پارامترها) و WLC (به منظور ترکیب لایه های اطلاعاتی) به منظور شناسایی مناطق مستعد دفن زباله استفاده شده است. بر اساس نتایج حاصله، حدود 48 درصد از وسعت شهرستان دالاهو پتانسیل آلودگی و تخریب محیط زیست بالایی دارند، بنابراین سایت های دفن زباله باید به دور از این مناطق باشد. حدود 31 درصد از محدوده مطالعاتی نیز پتانسیل کمی جهت ایجاد سایت دفن زباله دارند. با توجه به موارد ذکر شده، تنها بخش کمی از شهرستان دالاهو که حدود 8 درصد از وسعت آن محسوب می شود از نظر پارامترهای مورد استفاده دارای پتانسیل نسبی جهت ایجاد سایت های دفن زباله است.
۱۴۹۳.

سنجش تغییرات تاب آوری روستایی در دو دوره قبل و بعد از توسعه گردشگری(مورد مطالعه: روستاهای بخش اورامان بخش سروآباد استان کردستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۸
کاهش آسیب پذیری از طریق افزایش تاب آوری نواحی روستایی به عنوان راهکار اصلی حرکت در مسیر پایداری برای نواحی روستایی در عصر حاضر توسط برنامه ریزان توسعه، مورد استقبال و برنامه ریزی قرار گرفته است تا نواحی روستایی در برابر تهدیدها و فشارهای اقتصادی و طبیعی، مقاوم و سازگار گردند. در این راستا در پژوهش حاضر، توسعه گردشگری به عنوان فعالیتی تحول زا در محیط روستایی بخش اورامان شهرستان سروآباد مورد بررسی قرارگرفته تا اثرگذاری توسعه این فعالیت در تغییرات وضعیت تاب آوری منطقه شناسایی گردد. بدین منظور، با گردآوری داده ها به روش اسنادی در بخش نظری و پیمایشی؛ مبتنی بر توزیع پرسشنامه و مصاحبه در بخش میدانی، تأثیرات توسعه گردشگری در تغییرات سطح تاب آوری محیط روستایی در دو دوره قبل و بعد از توسعه گردشگری در منطقه مورد مطالعه سنجیده شد. رویکرد حاکم بر پژوهش، رویکردی آمیخته از هر دو روش کمی و کیفی است. تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده در بخش کیفی به روش تکنیک تئوری بنیادی و در بخش کمی با آزمون های آماری ویلکاکسون، تحلیل مسیر و رگرسیون نشان دادند که میانگین سطح تاب آوری روستاهای منطقه در سطح معنی داری 05/0 از میانگین برابر 81/2 دوره قبل به 95/2 در دوره بعد، رسیده است. بنابراین، می توان اظهار کرد که گردشگری موجب بهبود سطح تاب آوری روستاهای مورد مطالعه شده ، اما این بهبود وضعیت نسبی، شکننده و محدود است تا بتوان پی برد که ضعف ها و موانعی، پیش روی اثرگذاری مطلوب گردشگری در بهبود سطح تاب آوری روستاهای منطقه وجود دارد. در مجموع نیز، 62  مانع یا چالش، پیش روی توسعه مطلوب گردشگری در روستاهای منطقه مورد مطالعه وجود دارد که در قالب چهار عاملی اصلی نارسایی های مدیریتی، ضعف برنامه ریزی و کمبود خدمات و امکانات مورد نیاز جهت توسعه گردشگری در منطقه؛ ضعف در تأمین منابع مالی و فضای امنیتی حاکم بر روستاهای منطقه؛ نارسایی های اجتماعی و فضای نامناسب کسب و کار و ضعف در بازاریابی و آموزش و کمبود تقاضا جهت توسعه گردشگری در روستاهای منطقه خلاصه شدند.
۱۴۹۴.

تحلیل نقش ژئومورفولوژی در وضعیت اقتصادی نوار مرزی (مطالعه موردی: نوار مرزی استان کردستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۱۶۶
استان کردستان از نظر ژئومورفولوژی در واحد کوهستان قرار دارند و همین مسئله سبب شده است تا با محدودیت های زیادی جهت اشتغال در بخش های مختلف کشاورزی و صنایع همراه باشد. محدودیت در اشتغال، سبب کاهش اشتغال پایدار، افزایش اشتغال کاذب از جمله قاچاق کالا و همچنین افزایش مهاجرت شده است. با توجه به اهمیت موضوع، در این پژوهش به تحلیل نقش ژئومورفولوژی در وضعیت اقتصادی نوار مرزی استان کردستان پرداخته شده است. در این تحقیق از روش های توصیفی-تحلیلی استفاده شده است. مهم ترین داده های تحقیق، اطلاعات آماری مربوط به منطقه موردمطالعه، مدل رقومی ارتفاعی 30 متر، تصاویر گوگل ارث و نتایج حاصله از پرسشنامه بوده است. مهم ترین ابزارهای تحقیق، ArcGIS،Expert Choice ، SPSS و گوگل ارث است. این تحقیق در چند مرحله انجام شده است که در مرحله اول، به بررسی وضعیت ژئومورفولوژی و کارکردی روستاهای منطقه پرداخته شده است. در مرحله دوم، رابطه عوامل ژئومورفولوژی و وضعیت اقتصادی منطقه تشریح شده است و در مرحله سوم نیز به ارائه راهکارهای مؤثر جهت بهبود وضعیت اقتصادی منطقه پرداخته شده است. بر اساس نتایج حاصله، وضعیت ژئومورفولوژیکی نوار مرزی استان کردستان و عدم توجه به توانمندی های آن سبب کاهش درصد اشتغال و همچنین گرایش به مشاغل کاذب از جمله کولبری و قاچاق کالا شده است. همچنین بر اساس نتایج حاصله که مبتنی بر وضعیت ژئومورفولوژی منطقه و نظرات کارشناسان است، مهم ترین راهکارهای اقتصادی در نوار مرزی شهرستان های سروآباد و سقز، توسعه وضعیت گردشگری است و همچنین در نوار مرزی شهرستان های مریوان و بانه نیز تشویق برای جذب سرمایه گذاری داخلی و خارجی به عنوان مهم ترین راهکار انتخاب شده است. در مجموع، نتایج حاصله از این بخش نیز نشان داده است که یکی از مهم ترین مشکلات منطقه، عدم توجه به وضعیت ژئومورفولوژیکی و یا برنامه ریزی بدون توجه به وضعیت محیطی منطقه بوده است.
۱۴۹۵.

بررسی و ارزیابی میزان رضایتمندی و ادراک شهروندان از اصل نوشهرگرایی پیاده مداری در شهر اهواز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۵
زمینه و هدف: پیاده روی به عنوان یکی از مهم ترین شیوه های جابه جایی پایدار، دارای آثار مثبت گسترده ای در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و فردی است و در ادبیات برنامه ریزی شهری نوین به عنوان یکی از اولویت های اساسی و در عین حال حلقه مفقوده توسعه شهری مطرح می شود. پیاده راه ها به عنوان یکی از مهم ترین فضاهای عمومی شهری، کارکردهای متنوعی از جمله گذران اوقات فراغت، خرید روزانه، تعاملات اجتماعی، دیدارهای روزمره، ادراک محیطی، تقویت هویت مکان و ارتقای ایمنی، امنیت، سرزندگی و زیست پذیری شهری را بر عهده دارند. در این میان، بافت مرکزی شهر اهواز با چالش هایی همچون معابر کم عرض و نامنظم، ضعف زیرساخت های شهری، ریزدانگی قطعات، کاهش کارکرد مراکز محلی، کمبود کاربری های خدماتی، فرسودگی کالبدی، افزایش ترافیک و آلودگی های صوتی و همچنین ضعف در توجه به فضاهای پیاده محور و سبز مواجه است. این شرایط ضرورت توجه به بازآفرینی و ارتقای کیفیت فضاهای شهری را دوچندان می سازد. روش بررسی: روش پژوهش با توجه به هدف نظری- کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش، توصیفی- تحلیلی است. اطلاعات مورد نیاز در این بررسی از طریق روش های میدانی و اسنادی گردآوری شده اند. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی رضایتمندی شهروندان از فضاهای پیاده راه در شهر اهواز انجام شده است. جامعه آماری شامل ساکنان، کسبه و استفاده کنندگان محدوده مورد مطالعه بوده و حجم نمونه با استفاده از روش کرجسی مورگان تعیین گردیده است. داده ها با بهره گیری از نرم افزار SPSS و آزمون فریدمن مورد تحلیل قرار گرفته اند. یافته ها و نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که بعد کالبدی بیش ترین نقش را در رضایتمندی شهروندان ایفا می کند، پس از آن ابعاد اجتماعی، اقتصادی و در نهایت زیست محیطی در رتبه های بعدی قرار دارند. به طور کلی، یافته ها بیانگر آن است که ارتقای کیفیت فضاهای پشتیبان می تواند نقش مؤثری در افزایش رضایتمندی شهروندان و بهبود عملکرد شبکه های پیاده راهی در بافت مرکزی شهر اهواز داشته باشد. با توجه به اهمیت بعد کالبدی در افزایش رضایتمندی شهروندان، پیشنهاد می شود در طرح های پیاده راه سازی آینده، توجه ویژه ای به کیفیت طراحی بدنه ها، مبلمان شهری، نورپردازی و بهسازی جداره های شهری صورت گیرد تا جذابیت بصری و عملکردی فضا تقویت شود. با توجه به رضایت نسبتاً مطلوب شهروندان از بعد اجتماعی، پیشنهاد می شود برنامه ریزی برای برگزاری رویدادهای فرهنگی، هنری و اجتماعی در این محور افزایش یابد تا سطح تعاملات اجتماعی و حس تعلق شهروندان تقویت شود.
۱۴۹۶.

ارزیابی تأثیرات کاهش جزایر حرارتی شهری زیرساخت های سبز بر افزایش بهره وری کارهای سبک و سنگین: مطالعه موردی: کلانشهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۱۸۲
جزایر حرارتی شهری آثار زیانباری بر محیط زیست، سلامت و رفاه انسانی و بهره وری کارهای سبک و سنگین دارد. کاهش بهره وری و ظرفیت نیروی کار نیز آثار منفی اقتصادی زیادی به دنبال دارد. در این بین، زیرساخت های سبز شهری بر کاهش جزایر حرارتی شهری و به تبع آن بر افزایش کیفیت زندگی شهروندان، افزایش میزان سلامت، آسایش حرارتی شهروندان و افزایش میزان بهره وری کار تأثیر فزآینده ای دارد؛ از این رو محققان در پژوهش حاضر به نقش کاهشی جزایر حرارتی شهری زیرساخت های سبز کلانشهر تبریز در افزایش بهره وری کارهای سبک و سنگین پرداخته اند. در این پژوهش از داده های مرتبط با تصاویر ماهواره ای لندست (مربوط به سه دوره زمانی 1363، 1381 و 1401)، کاربری اراضی/ پوشش اراضی، داده های هواشناسی و جدول بیوفیزیکال استفاده شده است. همچنین در این پژوهش داده ها با استفاده از GIS و مدل سرمایش شهری نرم افزار InVEST تجزیه و تحلیل شده است. نتایج نشان داد که کلانشهر تبریز در سال 1363 در کلاس های 0، 25، 50 و 75 درصد به ترتیب 15/14، 53/3، 25/58 و 06/24 درصد، در سال 1381 در کلاس های 0، 25 و 50 درصد به ترتیب 89/1، 61/66 و 49/31 درصد و در سال 1401 در کلاس های 25، 50 و 75 درصد به ترتیب 24/0، 29/51 و 46/48 درصد از بهره وری خود را در کارهای سنگین از دست داده است. همچنین، کلانشهر تبریز در سال 1363 در بهره وری از دست رفته برای کارهای سبک در کلاس های 0 و 75 درصد به ترتیب 10/76 و 89/23 درصد از بهره وری خود را در کارهای سبک از دست داده و در سال 1381 تنها کلاس صفر درصد داشته است. به عبارت دیگر، تبریز در این سال در کارهای سبک هیچ گونه بهره وری را از دست نداده است. کلانشهر تبریز در سال 1401 نیز در کلاس های 0، 25، 50 و 75 درصد به ترتیب 54/51، 72/20، 68/22 و 05/5 درصد از بهره وری خود را در کارهای سبک از دست داده است.
۱۴۹۷.

تشخیص چند زمانه تغییرات کاربری و پوشش زمین بر پایه بردارهای نهفته مدل بنیادین آلفاارث: چارچوب شباهت پیکسل محور در منطقه ای نیمه خشک با شهرنشینی شتابان (۲۰۱۷–۲۰۲۴، البرز، ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۷
تغییرات کاربری و پوشش زمین در مناطق خشک و نیمه خشک ایران، به ویژه نواحی با شهرنشینی سریع، چالش اصلی مدیریت پایدار سرزمین است. روش های سنتی مانند طبقه بندی نظارت شده و شاخص NDVI به دلیل وابستگی به داده های محلی، تجمیع خطاها و ناتوانی در تمایز تغییرات گیاهی از تحولات ساختاری، محدودیت های جدی دارند. این پژوهش چارچوبی نوین پیکسل محور و چندزمانه بر پایه تحلیل شباهت بردارهای نهفته مدل AlphaEarth ارائه می دهد تا بر این کاستی ها غلبه کند. بردارهای ۶۴بعدی با تفکیک ۱۰ متری برای ۲۰۱۷–۲۰۲۴ استخراج شد و چهار معیار شباهت (کسینوسی، همبستگی پیرسون، عدم شباهت و SSIM) پیکسل به پیکسل محاسبه گردید. تحلیل ها شامل شناسایی خوشه های تغییر (Hotspot/Coldspot)، طبقه بندی پایداری چندسطحی، تجمیع شهرستانی و روند زمانی بود. نتایج با NDVI و مطالعات پیشین مقایسه شد. یافته ها حاکی از پایداری بالای ۷۷.۷۸٪ مساحت استان البرز (۴۰۳۰.۴۰ کیلومترمربع) است، در حالی که ۲.۳۶٪ از مساحت استان (۱۲۲.۳۰ کیلومترمربع) تغییرات شدید را تجربه کرده؛ این تغییرات عمدتاً در شهرستان های نظرآباد، اشتهارد، فردیس و چهارباغ متمرکز بوده اند. میانگین شباهت کسینوسی استانی ۰.۹۵۶۹، در دامنه بالای مقادیر گزارش شده در مطالعات مشابه قرار می گیرد و نشان دهنده قابلیت مناسب چارچوب پیشنهادی در بازنمایی پایداری و الگوهای سازگار با تحولات ساختاری–کارکردی اراضی است. تحلیل روند زمانی، افت پایداری در دوره ۲۰۲۰–۲۰۲۱ و بازگشت نسبی پایداری در دوره بعدی را نشان می دهد. برخلاف NDVI که عمدتاً نوسانات پوشش گیاهی و زیست توده را بازتاب می دهد، این رویکرد می تواند شواهد مکملی از الگوهای سازگار با تحولات ساختاری–کارکردی کاربری اراضی، به ویژه در پهنه های شهری، صنعتی و کم پوشش گیاهی، فراهم سازد. این چارچوب بدون نیاز به داده های محلی و با مقیاس پذیری بالا، ابزاری کارآمد برای پایش تغییرات در مناطق خشک فراهم می آورد و می تواند مبنایی علمی برای برنامه ریزی آمایش سرزمین و سیاست گذاری محیطی فراهم سازد.
۱۴۹۸.

بررسی وضعیت گردشگری روستایی با رویکرد اجتماع محور در استان گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۲۲۳
 هدف از پژوهش حاضر تبیین وضعیت گردشگری روستایی با رویکرد اجتماع محور در استان گیلان می باشد. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر رویکرد توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق، ساکنان روستاهایی است که گردشگری در آنها رونق و همچنین صاحبان کسب و کار در روستاها است. جهت تعیین تعداد نمونه ها با استفاده از جدول مورگان، 384 نفر معین شد که به منظور افزایش سطح اطمینان و کاهش خطا در داده ها، تعداد نمونه ها افزایش یافته است. پرسشنامه ها در دو سطح تکمیل گردید که از این میان تعداد 550 پرسشنامه را روستاییان، 220 را صاحبان کسب و کار تکمیل نمودند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها نیز  با استفاده از نرم افزار Amos نسخه 24 به بررسی سطح برازش و نیکویی شاخص ها و سپس با استفاده از تحلیل مسیر در نرم افزار Spss نسخه 26 به تبیین وضعیت گردشگری اجتماع محور در سطح استان گیلان پرداخته شد. نتایج تحقیق بیانگر این موضوع است که که مدیریت و پایداری در کسب و کارهای گردشگری مالکیت در کسب و کار گردشگری، اشتغال جامعه محلی، مشارکت در اجرای برنامه های گردشگری و عدالت در منافع محلی  در توسعه گردشگری اجتماع محور در سطح روستاهای استان گیلان بر تبیین گردشگری اجتماع محور موثر هستند. بنابراین با. فراهم کردن شرایط امن برای سرمایه گذاری جامعه محلی در زمینه کسب و کار،  ارائه تسهیلات لازم برای دستیابی آسان تر جوامع محلی، جوانان به خدمات مالی حمایت قانونی از جامعه محلی و سایر موارد دیگر می توان به گردشگری اجتماع محور در منطقه مورد مطالعه رسید.
۱۴۹۹.

ارزیابی زمانی- مکانی بارش ماهیانه مبتنی بر داده های CHIRPS، TRMM و MERRA در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۲۷
سابقه و هدف : بارش، به منزله یکی از اصلی ترین مؤلفه های بیلان آب، نقش مهمی در توزیع مکانی و زمانی آب در دسترس دارد و مهم ترین عاملی است که در چرخه هیدرولوژی، دخالت مستقیم دارد. به دلیل فقدان داده های بارش به روز و طولانی مدت با صحت مناسب و تغییر پذیری زیاد این کمّیت در مکان و زمان، پایش آن در وسعت های زیاد، بسیار دشوار است. همچنین هزینه بر بودن ایجاد ایستگاه اندازه گیری بارش، کمبود ایستگاه، مستقر نبودن دستگاه های ثبت کننده در مناطق صعب العبور، برداشت های نقطه ای و تعمیم پذیر نبودن اندازه گیری ها در نواحی وسیع و نیز نبودِ توانایی مطلوب در ثبت بارندگی های رگباری و سنگین همرفتی، همواره پژوهشگران حوزه های جوّی و هیدرولوژی را در اندازه گیری بارش، با چالش مواجه کرده است؛ ازاین رو استفاده از محصولات ماهواره ای جایگزین مناسبی برای دستیابی به داده های بارش، به ویژه در مناطق فاقد آمار و مناطق با تراکم ایستگاه های زمینی پایین است. اما محصولات ماهواره ای نیز خطاهای متعددی دارند؛ به همین دلیل، ارزیابی و بررسی دقت این محصولات قبل از استفاده، ضروری است. بنابراین، در تحقیق حاضر، محصولات بارش سه ماهواره CHIRPS، MERRA و TRMM در مقیاس ماهیانه، در سطح کشور ایران، ارزیابی شده است. مواد و روش ها: در این مطالعه، داده های 222 ایستگاه سینوپتیک کشور ایران، از ژانویه 2005 تا دسامبر 2019، در مقیاس زمانی ماهیانه از سازمان هواشناسی کل کشور دریافت شد. محصولات بارش ماهواره هایCHIRPS ، TRMM و MERRA نیز از سایت ناسا دانلود و پس از همسان سازی فرمت داده ها، به داده های عددی هم واحد تبدیل شدند. دراِدامه، داده های ماهواره ای و داده های ایستگاه های سینوپتیک زمینی به صورت یکپارچه درکنار هم قرار گرفتند و درنَهایت، داده های تخمینی و مشاهده ای اعتبارسنجی شدند تا میزان خطای پیش بینی ماهواره ها، با استفاده از شاخص های آماری شامل Bias، MAE، RMSE، R و R^2 به دست آید و موفقیت سنجنده ها، با استفاده از شاخص های مطابقت شامل POD، FAR و CSI، صحت سنجی و بررسی شود. نتایج و بحث: با توجه به نتایج، TRMM با 84/23 = RMSE و 69/0 = R^2، درمقایسه با ماهواره های دیگر، عملکرد خوبی داشته است. سایر شاخص ها نیز حاکی از برتری این ماهواره بر دیگر ماهواره هاست. ماهواره MERRA، با 57/30 = RMSE و 56/0 =R^2، درمقایسه با TRMM عملکردی ضعیف و درقیاس با CHIRPS عملکردی بهتر داشته است و از این لحاظ، در رتبه دوم قرار دارد. ماهواره CHRIPS نیز تقریباً در همه شاخص ها عملکردی ضعیف تر از دو ماهواره دیگر نشان داده است. با توجه به این اطلاعات و مقدار Bias حاصل شده، هر سه ماهواره بارندگی را کمتر از مقدار واقعی برآورد کرده اند اما ماهواره TRMM، درمقایسه با دو ماهواره دیگر، کم برآوردتر بوده و در این شاخص نیز، برتر از دو ماهواره دیگر عمل کرده است. نتیجه گیری: صحت سنجی تک تک ایستگاه ها نشان داد که داده های هر سه ماهواره، طبق شاخص POD، دامنه تغییرات اندک و نزدیک به صفر دارند و طبق شاخص های FAR و CSI، این اختلاف حدود 5/0 است؛ بیشترین آن به محصولات ماهواره MERRA، با دامنه تغییرات 148/0، تعلق دارد که نشان می دهد طبق این شاخص ها، می توان به داده های این ماهواره ها تاحد بسیاری اعتماد داشت. نتایج FAR و CSI بیان می کند که هرچند محصولات MERRA در تمامی ایستگاه ها، با اختلاف بسیار جزئی، کمترین میزان خطا و اشتباه را در تشخیص روزهای غیربارانی و بارانی داشته اند، براساس نتایج این تحقیق می توان گفت که درمجموع، محصولات ماهواره TRMM دارای صحت مناسب، تشخیص و مطابقت مطلوب در تمامی ارزیابی هاست.  
۱۵۰۰.

تبیین نقش منظر تاریخی- طبیعی در هویت بخشی به شهر از دیدگاه شهروندان (مطالعه موردی باغ تاریخی چشمه بلقیس شهر چرام)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۲
باغ های تاریخی در فضاهای شهری بخشی از هویت مناطق شهری هستند که با اتکا به عناصر و ارزش های فرهنگی تاریخی ریشه دار در حافظه تاریخی ساکنان، از اصلی ترین عوامل شکل دهی به فضای شهر و منظر آن قلمداد می شوند. در این پژوهش، عوامل مؤثر بر هویت بخشی به شهر از دیدگاه شهروندان، در باغ تاریخی چشمه بلقیس شهر چرام (واقع در شهرستان چرام از توابع استان کهگیلویه و بویراحمد) شناسایی و تحلیل شده است. پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت و روش توصیفی تحلیلی است. داده های پژوهش با ابزار پرسش نامه محقق ساخته گرد آوری شده است که روایی آن با شیوه صوری و پایایی آن با بهره گیری از آزمون آلفای کرونباخ به تأیید رسیده است. جامعه آماری پژوهش دربردارنده 15218 تن از شهروندان شهر چرام است. حجم نمونه با نرم افزار اسمارت پاور برآورد شده است، که با در نظر گرفتن بیشترین اطمینان، کمترین میزان خطا و توان آزمون حجم نمونه ای به تعداد دویست نفر محاسبه شد. تحلیل توصیفی از ویژگی های جامعه نمونه و شناخت وضعیت شاخص های موردبررسی با نرم افزار اس پی اس اس صورت پذیرفته است. تعیین نقش هریک از شاخص های بررسی شده در تبیین هویت شهری و شناسایی میزان بارهای عاملی در قالب یک مدل عاملی مرتبه دوم نیز با نرم افزار ایموس صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد که عامل دلبستگی با وزن رگرسیونی 92/0 بیشترین بار عاملی را در تبیین هویت شهری دارد. پس از آن، عوامل خاطره انگیزی، تعلق مکانی، تعامل اجتماعی، خوانایی، تشخص و منحصربه فرد بودن، مشارکت شهروندان و عامل های آشنایی و شناخت و تمایز و پویایی به ترتیب با بارهای عاملی 90/0، 78/0، 74/0، 65/0، 64/0 و 60/0 با متغیر سطح بالاتر خود همبستگی داشته اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان