در تعدادی از روستاها ی د ور افتاده در منطقه ای از کردستان، یک گروه کوچک از جنگجویان اسلامگرای افراطی به عنوان شاخه ی کردی القاعده متهم شده و از آن پس به هدف تازه ای از جنگ بین المللی علیه تروریسم تبدیل شده است. این گروه برای بازسازی وجهه ی خود در انظار عموم همچنین رفع محدودیتهای ایجاد شده انصار الاسلام نام گرفت. این گروه برای تداوم حیات خود در اطراف کوههای صعب العبور بالاتر از شهر حلبچه درجنوب غربی عراق دقیقاً درنز دیکی مرز ایران،یک اتحادیه ی منطقه ای مستقل را بوجود آورده است.این اتحادیه نقش خود را بعنوان یک اقلیت خرابکار در عرصه ی سیاسی کردی عمدتاً سکولار در حکمرانی سلیمانیه تقویت کرد. انصار الاسلام در یک جنگ فرسایشی با نیروی نامنظم حکومیت اقلیم درگیر بوده است وگاه بی گاه به اهداف سکولار کردی با درجات متفاوتی از موفقیت حمله کرد ه است. احزاب کردی عمده که کنترل حریم کردستان در شمال عراق را به عهده دارند به منظور شکست دادن این مقاومت محلی از طریق مداخله ی خارجی، بر تهدید جدی این گروه و رابطه آن با تروریسم تاکید کرده اند.
این مقاله در پی آن است که چالشها و موانع توسعه مردم سالاری (دموکراسی) در کشور مصر را از دیدگاه جامعه شناسی سیاسی بررسی کند. بنا به ماهیت موضوع از روش اسنادی، و برای دستیابی به آخرین داده های آماری مربوط به شاخصهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور مصر از منابع معتبری چون بانک جهانی و صندوق جمعیت سازمان ملل استفاده شده است. اطلاعات جمع آوری شده بیانگر این واقعیت است که تاریخ سیاسی، موقعیت جغرافیایی و ویژگیهای جمعیت شناختی، فرهنگ سیاسی و ساختارهای اقتصادی و سیاسی این کشور به گونه ای در تحدید استقرار مردم سالاری نقش مهم و برجسته ای ایفاء کرده اند. نتایج نهایی این بررسی، که با استفاده از مؤلفه های علمی یک نظام مردم سالار انجام شده است، نشان می دهد که زیرساختهای اقتصادی- اجتماعی و سیاسی کشور مصر نه تنها با حاکمیت یک نظام مردم سالار منافات دارند بلکه استقرار مردم سالاری در این کشور با چالشهای جدی دیگری در سطح منطقه، مثل فرهنگ سیاسی حاکم بر جهان عرب و تضاد در میان دولتهای منطقه نیز مواجه است
اعتراضات اخیری که جهان عرب را فراگرفته، با نتایج سیاسی مختلفی مواجه شده، به طوری که حاکمان مصر و تونس به سرعت و حکومت لیبی پس از ماه ها مقاومت سقوط کردند. حال آنکه در بحرین و یمن، جنبش های اعتراضی تاکنون موفق به سرنگونی حاکمان نشده و حکومت ها پایداری قابل توجهی نشان داده اند. در این مقاله تلاش خواهیم کرد که چرایی نتایج سیاسی مختلف اعتراضات در جهان عرب را بررسی کنیم. دامنه پژوهش حاضر پنج کشور مصر، تونس، لیبی، یمن و بحرین را دربر می گیرد که بیش از کشورهای دیگر دستخوش بحران سیاسی بوده اند. در این مقاله از نظریه گلدستون در رابطه با چرایی پیروزی برخی انقلاب ها و عدم موفقیت برخی دیگر، استفاده شده است. بر این اساس، فرضیه مقاله عبارت است از: نتایج سیاسی متفاوت اعتراضات مرهون ترکیبی از عوامل شامل میزان مشروعیت سیاسی حکومت ها، میزان بسیج اجتماعی معترضان و درنهایت واکنش ارتش و قدرت های بین المللی بوده است، بنابراین وضعیت متفاوت مؤلفه های فوق در کشورهای دستخوش بحران، باعث نتایج سیاسی متفاوت شده است.