با پدیداری گونههای گوناگون درگیری و روشهای نوین جنگی که در افغانستان و عراق پیاده شد ، حقوق بشر دوستانه با مشکلات تازهتری روبه رو شده است . گفتمانهای گوناگونی درباره منطقه گرایی حقوق بین المللی بشر دوستانه در جریان است . گفتمان نسبیت گرایی فرهنگی که تنها در دانشگاهها جریان داشت به تازگی توجه همه کشورها را جلب کرده و حقوق بشر دوستانه اسلامی مورد توجه قرار گرفته است . با این همه ، پیش بینی سودمندیها و آسیبهای موضوع منطقهگرایی برای حقوق بین المللی بشر دوستانه ضروری است...
هدف من از تبیین و تشریح ماجرای یازدهم سپتامبر و یا به اصطلاح من «پدیده سپتامبر» در این مقاله آن است که با مدد یالکتیک تاریخی، فلسفه سیاسی هگل را از بنبست دوران پس از جنگ سرد برهانم. البته نه به زبان و شیوه فلسفه سیاسی هگل که همه چیز فقط بر مفهوم دولت تاکید دارد.
دگرگونی های ساختاری در روابط بین الملل پس از پایان جنگ سرد، جهان را وارد مرحله انتقالی با ویژگی های تازه کرده است. این تحول باعث شده تا همکاری های منطقه ای در نقاط گوناگون جهان اهمیت بیشتری پیدا کند؛ به گونه ای که موفقیت در سیاست های منطقه ای، نه تنها تابعی از تدبیر هر یک از کشورهای منطقه، بلکه مستلزم مشارکت کلیه کشورهای منطقه در فرایند منطقه گرایی است. منطقه گرایی نیز در بستر یک سامانه منطقه ای امکان پذیر می شود. با عنایت به اینکه شورای همکاری خلیج فارس به عنوان یکی از مهم ترین طرح های منطقه گرایی در میان سایر طرح ها در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا مطرح است، در این مقاله درصدد هستیم امکان شکل گیری سامانه منطقه ای شورای همکاری خلیج فارس را با ارائه یک الگوی تحلیلی در چارچوب سامانه سیاسی، سامانه اقتصادی، سامانه امنیتی و سامانه اجتماعی-فرهنگی موردسنجش قرار دهیم. فرض مهم این نوشتار آن است که شورای همکاری خلیج فارس با چالش ها و محدودیت های درون منطقه ای (متغیرهای درون سامانه ای) زیادی مواجه نیست که موفقیت آن را با تردید روبه رو سازد. یافته های پژوهش نیز با بررسی متغیرهای سیاسی، اقتصادی، امنیتی، اجتماعی- فرهنگی در چارچوب سامانه سیاسی، سامانه اقتصادی، سامانه امنیتی و سامانه اجتماعی- فرهنگی این فرض را تأیید می کند.