بیمه اختیاری برخلاف بیمه اجباری خودبه خود و بدون اطلاع متقاضی بیمه قابل تصور نیست. در این جا شخص متقاضی باید در فرضی که خود را واجد شرایط مندرج در قوانین یا هریک از آئین نامههای مرتبط با بیمه اختیاری میداند به سازمان مراجعه و تقاضای خویش را به طور مکتوب به این سازمان تسلیم نماید. این امر «اختیاری» بودن بیمه است که بدون خواست شخص بیمهای به سود وی برقرار نمیشود در حالی که در بیمه اجباری نه تنها رضایت بیمه شده و به تبع درخواست وی شرط نیست حتی علیرغم میل کارگر یا شخص مشمول بیمه اجباری، مزایا به سود وی برقرار است. اما صرف انتخاب وضعیت استفاده از بیمه اختیاری برای برقراری مزایا و حمایت ها کفایت نمیکند. متقاضی باید واجد شرایطی باشد که سازمان براساس مقررات تشخیص میدهد. پس از احراز این شرایط قانونی توسط سازمان و اعلام آن به متقاضی قرارداد بیمه اختیاری با اوصاف و ویژگیهای خاص منعقد میشود و از این لحظه و بهتر بگوییم از لحظه ثبت تقاضای بیمه رابطه بیمهای اختیاری برقرار میگردد.
امروزه تعامل شرکت ها با مشتریان در قالب مدیریت ارتباط با مشتری به طور قابل توجهی تغییر یافته است. شناسایی ویژگی های مشتریان مختلف و تخصیص بهینه منابع به آنها با توجه به ارزشی که برای شرکت ها دارند، به یکی از دغدغه های اصلی در حوزه مدیریت ارتباط با مشتری تبدیل شده است. هدف این مقاله ارائه مدل مناسبی جهت بخش بندی مشتریان بر اساس برخی از مهم ترین ویژگی های مالی، جمعیت شناختی در قالب عوامل مؤثر بر شاخص های ارزش دوره عمر مشتری (آر.اف.ام) می باشد. در فرایند پیشنهادی این تحقیق که در شرکت بیمه سامان اجرا شده است، پس از تعیین مقادیر شاخص های مدل آر.اف.ام (RFM) شامل تازگی مبادله، تعداد دفعات مبادله و ارزش پولی مبادله در 180000 مشتری و وزن دهی آنها با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی، تعداد خوشه بهینه بر اساس شاخص سیلوئت و نرخ تأثیر شاخص های آر.اف، ام با استفاده از الگوریتم Two-step انجام شد و در مرحله بعد به خوشه بندی مشتریان با استفاده از روش K-means پرداخته شده است. نتایج مطالعه حاضر، زمینه را برای تحلیل ویژگی های مشتریان شرکت در سه بخش اصلی فراهم نمود. همچنین با اولویت بندی خوشه ها بر اساس شاخص های آر.اف.ام، مشتریان کلیدی و با ارزش شرکت مشخص شدند. در نهایت نیز پیشنهادهایی به شرکت برای بهبود سیستم مدیریت ارتباط با مشتری ارائه گردید.
مقاله حاضر در پی بررسی رابطه متغیرهای هوش عاطفی و کیفیت زندگی کاری با بهره وری کارکنان است. جامعه آماری پژوهش، کارکنان شرکت های بیمه شهر تهران هستند و نمونه ای به حجم 300 نفر از آنها به صورت تصادفی انتخاب شده است.
ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه است، لذا جهت سنجش هوش عاطفی از آزمون شاته و همکارانش و جهت سنجش کیفیت زندگی کاری و بهره وری کارکنان از پرسش نامه های محقق ساخته 29 و 22 سؤالی استفاده شد و جهت سنجش پایایی ابزار از آلفای کرونباخ استفاده شد. ضریب پایایی کل پرسش نامه بهره وری برابر با 81%، ضریب پایایی کل پرسش نامه کیفیت زندگی کاری برابر با 86% و ضریب پایایی آزمون هوش عاطفی برابر با 80/0 بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد. براساس پژوهش در سطح معناداری 01/0، متغیرهای هوش عاطفی و کیفیت زندگی کاری و ابعاد آنها رابطه معناداری با بهره وری کارکنان دارند و همچنین در سطح معناداری 01/0، متغیرهای کیفیت زندگی کاری و همدلی به ترتیب بیشترین و کمترین اثر رگرسیونی بر متغیر بهره وری دارند.
از آنجایی که اقتصاد ایران مبتنی بر نفت بنا نهاده شده است، مسائل مربوط به این حوزه از اهمیّت ویژه ای برخوردارند. یکی از موضوعات و مسائل مورد توجه در این زمینه نقش کم صنایع نفتی در پرتفوی صنعت بیمه می باشد که نشان گر چالش های متعدد در زمینه تعامل این دو صنعت می باشد. مضافاً بر اینکه با اعمال تحریم های بین المللی در زمینه بیمه پروژه های نفتی و بیمه شناورها و نفتکش ها با مشکلات مضاعفی رو به رو شده ایم.
در این تحقیق که از نوع کاربردی است، با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی سعی می شود راهکاری جهت تعامل بین بازار سرمایه و بیمه برای حل معضل اصلی کمبود ظرفیت سرمایه ای بیمه های داخلی پیشنهاد شود و از طریق تبدیل ریسک به اوراق بهادار، به ارائه یک ابزار نوین مالی به نام اوراق بیمه اتکایی اسلامی جهت انتقال ریسک در صنعت نفت بر مبنای فقه امامیه بپردازد. این ابزار در شرایط تحریم که دولت، صندوق ویژه تحریم را برای پشتوانه بیمه های اتکایی درست نموده است، اهمیّت دوچندان پیدا کرده است و با تبدیل نمودن تهدید تحریم به یک فرصت می تواند جایگزین این صندوق شود. علاوه بر آن این ابزار در شرایط غیر تحریم نیز راهکاری کارآمد برای افزایش ظرفیت سرمایه ای شرکت های بیمه ای خواهد بود. از طرفی استانداردهای بسیار بالا در حوزه صنعت نفت و احتمال خسارت بسیار پایین آن ها و از طرف دیگر وجود حق بیمه های سنگین در این صنعت بر بازدهی و جذابیت این اوراق افزوده است.
در بین انواع بیمه نامه ها، بیمه نامه های عمر و پس انداز، هم به جهت تأمین نیاز مالی افراد خانواده بعد از فوت سرپرست آن و هم به جهت پس اندازی، دارای موقعیتی ممتاز است. در این مقاله باتوجه به نقش انکارناپذیر بازاریابی در توسعه و گسترش این بیمه نامه ها، مدل مدیریت منسجم خدمات استفاده شد و تأثیر هریک از عناصر هشتگانه آن، از طریق آزمون tو دوجمله ای و از نگاه 72 نفر از بازاریابان به عنوان جامعه آماری تحقیق، بر میزان تمایل به خرید بیمه نامه های عمر و پس انداز سنجیده شد. این تحقیق از نوع پیمایشی بوده و برای گردآوری اطلاعات از پرسش نامه ای حاوی 22 سؤال که پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ به اثبات رسیده (81/0) استفاده شده است. نتایج آزمون نشان می دهد عناصر قیمت و محصول از بیشترین تأثیر در میان سایر عوامل برخوردار بوده اما عنصر شواهد فیزیکی مورد تأیید قرار نگرفت.