از آنجا که دانشگاه ها به عنوان متولیان اصلی تربیت و پرورش منابع انسانی متخصص در جامعه، نقش اساسی دارند، توجه به مقوله کارآفرینی دانشگاهی به توسعه بهتر این امر کمک می کند. شاید تغییر رویکرد دانشجویان و دانش آموختگان از کارجویی به کارآفرینی به سبب درک این مطلب است که در دنیای امروز دانش آموخته ای نسبت به سایرین دارای مزیت رقابتی است که پا را از حوزه دانش و محفوظات خود فراتر گذاشته و در حل مسایل عملی آن محدوده تخصص، مهارت داشته و موفق عمل کند. به همین دلیل است که آموزش کارآفرینی در دو حالت ساخت یافته با برنامه های آموزشی گوناگون و گاهی با صرف وقت زیاد یا کارگاه ها و سمینارهای آموزشی کوتاه مدت مورد توجه بیشتری قرار می گیرد. دانشگاه می تواند و انتظار می رود که با تکیه بر رسالت اصلی خود یعنی آموزش و پژوهش، مسیر کاربری نمودن و بهره برداری از قابلیت های ایجاد شده در دانش آموختگان را از طریق ایجاد SME های دانش بنیان هموار و رشد مداوم دانشگاه، صنعت، دولت و سایر بخش های جامعه را در همه زمینه ها عینیت بخشد. برای دست یابی به این منظور به نظر می رسد باید تغییراتی در نوع و روش آموزش و نحوه تعامل دانشگاه با صنعت انجام شود.
هر حوزه علمی نوظهوری با موضوع مشروعیت علمی مواجه میباشد و کارآفرینی نیز بهعنوان یک حوزه علمی نوظهور از این قاعده مستثنی نیست و در وضعیت گذار از مرحله مشروعیت قرار دارد. در این نوشتار کارآفرینی بهعنوان یک حوزه علمی نوظهور براساس چهار ویژگی شامل: یک چارچوب علمی قوی، روششناسی ویژه، جریان پژوهشی، آموزشی و نشر و در نهایت دارا بودن مصادیق حرفهای و اجرایی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. یافتهها این مقاله نشان میدهند که کارآفرینی بهعنوان یک حوزه علمی نوظهور در وضعیت چالش مشروعیت علمی قرار دارد و برای گذر موفقیتآمیز از این مرحله بایستی توجه ویژهای به ابعاد الگوی مفهومی مادر، روششناسی پژوهشی و پژوهشهای اکتشاف محور و نظریهگرا داشته باشد.
هدف این مطالعه شناسایی شاخص های موفقیت کارآفرینان روستایی از دیدگاه آنان بوده و از دو روش کیفی و کمی استفاده شده است. در بخش کیفی با استفاده از گروه متمرکز، از 15 نفر کارآفرینان روستایی به صورت مصاحبه باز، خواسته شد تا شاخص هایی که کارآفرین موفق را از کارآفرین غیر موفق متمایز می کند، بیان کنند. پس از تحلیل محتوایی داده ها 12 شاخص موفقیت به دست آمد. در بخش کمی، پرسش نامه ای با 18 گویه در اختیار 60 نفر از کارآفرینان روستایی قرار گرفت تا شاخص های موفقیت را اولویت بندی کنند. سپس با استفاده از مقیاس بندی چند بعدی، اطلاعات تجزیه و تحلیل شد.
"کارآفرینی در ایران پدیده جدیدی است و مطالعات بسیار محدودی در این زمینه خصوصاً در رابطه با موضوع کارآفرینی زنان انجام شده است. علی رغم اینکه اخیراً شاهد افزایش علاقهمندی زنان ایرانی به داشتن مشارکت اقتصادی و اجتماعی و خصوصاً تحصیلات عالی هستیم، ولی در بهره مندی از مشارکت آنان در امور اقتصادی جامعه با مشکلاتی مواجهیمم.
از سوی دیگر، استراتژیهای متفاوت زنان و مردان کارآفرین در راه اندازی و مدیریت کسب و کار و رویکرد متفاوت آنان به موفقیت، منشأ تفاوتهایی در کسب و کارهای آنان می باشد.
لذا به منظور دریافت شناختی کلی از زنان کارآفرین تحصیلکرده دانشگاهی و کسب و کارهای آنان، همچنین شناسایی عوامل مؤثر در راه اندازی موفق کسب و کارهای کارآفرینانه توسط این زنان، مطالعه ای وسیع و ملی در جامعه زنان کارآفرین تحصیل کرده دانشگاهی ایران با استفاده از پرسشنامهای که بدین منظور طراحی و با نظر خبرگان کارآفرینی و انجام پیش آزمون، اصلاح گردید، انجام گرفت. این مقاله به بیان قسمتی از نتایج این مطالعه در ارتباط با استراتژیها و رویکرد زنان کارآفرین دانشگاهی به موفقیت میپردازد. نتایج این مطالعه نشان میدهد که زنان کارآفرین ایرانی، با برنامهریزی و با هدف ارائه محصولات و خدماتی با کیفیت بهتر، کسب و کار خود را راهاندازی میکنند و داشتن برنامه کسب و کار، نقش مهمی در راه اندازی موفق کسب و کار آنان دارد. همنچنین زنان کارآفرین ایرانی، موفقیت خود را در درجه اول در رسیدن به رضایت شخصی و اثبات شایستگیهای خود و سپس در سودآوری می دانند."
دانش سازمانی و مدیریت در طول یک صد سال اخیر دستخوش تغییرات و تحولات بنیادی شده است. از اوایل دهه 1980، سازمان ها به منظور تسریع تغییرات، توجه زیادی به خلاقیت و نوآوری نشان دادند. امروزه سازمان ها باید نوآوری داشته باشند تا زنده بمانند؛ بنابراین بهترین روش تشویق افراد خلاق است تا در ساختار سازمان به یک کارآفرین تبدیل شوند. هدف از مقاله حاضر بررسی رابطه مهارت ها و قابلیت های کارآفرینی با میزان کارآفرینی سازمانی است. جامعه پژوهش کلیه مدیران میانی شرکت ایران خودرو هستند که به روش نمونه گیری تصادفی 132 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه محقق ساخته بر اساس طیف لیکرت است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که رابطه معناداری بین مهارت ها و قابلیت های کارآفرینی با میزان کارآفرینی سازمانی وجود دارد، هم چنین میزان کارآفرینی سازمانی با توجه به متغیرهای جنس، سن، سطح تحصیلات و سنوات خدمت متفاوت است.