در این گفتوگو به ایستار روشنفکران دهههای 40، 50 و 70 ایران در برابر مدرنیته پرداخته شده است. بیشترین مباحث حول محور افکار شریعتی است و اینکه آیا میتوان او را مدرن به حساب آورد یا خیر. در نهایت اختلاف نظر میان شرکت کنندگان بر سر این مسئله باقی مانده است.
در نظر آقای اکرمی، محیط زیست زمین بهشدت به خطر افتاده و همه انسانها با هر مبنای فلسفی و فکری باید در فکر حفاظت از آن باشند. این امر ممکن نمیشود مگر با مشارکت همگانی و احساس همبستگی انسانی فراملیتی و پدیدآمدن جهانی واحد. تنها در سایه نظام جهانی واحد است که تنازع بر سر ربودن هرچه بیشتر امکانات حیات پایان میپذیرد.
مقاله حاضر که متن تلخیص شده سخنرانى آقاى شبسترى در کنگره دینپژوهان کشور است، ضمن تذکر اهمیت و محوریت «ایمان» در تفکر دینى، نسبت آن را با مقوله تاریخ دین و دینشناسى تاریخى بازمىکاود . به نظر آقاى شبسترى، میان ایمان و دینشناسى تاریخى رابطه برقرار است و براى تعیین معناى ایمان، حتما نیازمند دینشناسى تاریخى هستیم .
آقاى سروش در این گفتار بر لزوم جاىگزینى مفهوم «جامعه اخلاقى» بهجاى مفهوم «جامعه مدنى» تاکید مىکند و معتقد است این مفهوم هم قابلفهمتر است و هم ضرورىتر . جامعه باید بسترى فراهم سازد که اخلاقى بودن و اخلاقى زیستن در آن سهل و آسان باشد .
سکولاریسم (دینگریزى) یک ایدئولوژى ضد دینى است که با مطلق کردن ارزشهاى دنیوى، هر گونه رابطه میان انسان و خدا را رد و آگاهانه صدق تجربیات و باورهاى دینى را انکار مىکند. اما سکولاریزاسیون (دینجدایى) مفهومى است که براى توصیف و تحلیل فرآیندهاى جوامع مدرن به کار برده مىشود. این جدایى حداقلى که مورد تأیید نویسنده است، به معناى فرآیند تفکیک و تمایز ساحتهاى قدسى و عرفى از یکدیگر و تحدید حدود و تبیین مناسبات میان آنهاست.
سخنرانى آقاى آغاجرى در همدان که واکنشها و بازتابهاى متفاوتى در مطبوعات داشت، همچنان به طور کامل منعکس نشده است . از آنجا که این سخنرانى سهم بسیارى در ایجاد جریاناتى به سود یا زیان سخنران در مطبوعات داشته و مضامین آن به طور ضمنى در مطبوعات منعکس شده، بر آن شدیم تا خلاصهاى گویا و واقعنما از آن را در این شمارهى بازتاب اندیشه بیاوریم و آن را به اجمال بررسى کنیم . موضوع اصلى سخن، طرح پروتستانتیسم اسلامى است که گوینده، آن را بر پایهى نظریهى دکتر شریعتى مطرح ساخته و در ضمن آن، به نقد روحانیت اسلامى و جایگاه آن پرداخته است و حتى و به این نیز اکتفا نشده و توهین و افترا نیز در کار آمده است . صرفنظر از توهینهاى وى، اصل گفتار نیز از جهات متفاوتى قابل تامل است و جاى نقد بسیار دارد .
فوکویاما در این گفتوگو از کتاب جدید خود بحث مىکند که در آن، تا حدودى، از نظریه قبلى خود درباره «پایان تاریخ» عدول کرده است. اگر دانش ژنتیک کنترل نشود، بشریت در شکل کنونى خود به پایان خواهد رسید و با ظهور انسان نو معلوم نیست که آینده تاریخ چه سرنوشتى خواهد داشت.
آقاى مهندس مرعشى، که از ابتداى انقلاب تا کنون از مدیران نظام جمهورى اسلامى بوده است، در این گفتوگو از تجربیات حوزهى مدیریتبعد از انقلاب سخن مىگوید . این گفتوگو شامل دو بخش است که در اینجا تنها بخش نظرى آن آمده است و علاقهمندان به بحثهاى عملى، و تحلیل دو دههى گذشتهى حوزهى مدیریت نظام را به اصل مقاله ارجاع مىدهیم . به نظر آقاى مرعشى، فقدان سازمان متکى به فهم جمعى، که بر اثر استعمار و استبداد پدید آمده، یکى از مشکلات اساسى مدیریت در کشور ماست . خودمدارى ایرانیان نیز میراث برجاىمانده از استبداد است که کماکان گریبانگیر فرهنگ ایرانیان است . آقاى مرعشى با مقایسهى دو فقه «ساختارگرا» و فقه «نظامگرا» به نقیصههاى فقه ساختارگرا و لزوم ایجاد و توسعهى فقه نظامگرا مىپردازد .
موضوع سخن، نقد اخلاقی قدرت است که تنها به نقد نظام توتالیتر پرداخته است. در این نوشتار، به رابطه فضایل و حاصل آنها، عدالت، با اختیار و تشکیل هرم قدرت اشاره شده و رابطهای معکوس میان اختیار و تجمیع قوا دیده شده است. از نظر نویسنده محترم، نظام توتالیتر فضیلتپرور نیست و در نتیجه مورد نقد اخلاقی واقع میشود.