فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲۱ تا ۲۴۰ مورد از کل ۶۹۱ مورد.
Translating Literary Types
حوزههای تخصصی:
رستاخیز ادبی ایران
منبع:
گوهر مهر ۱۳۵۲ شماره ۹
حوزههای تخصصی:
نگاهی گذرا؟
مترجم دقیق ترین خواننده متن است
حوزههای تخصصی:
گفتار در ترجمه پذیری شعر
حوزههای تخصصی:
کودک درون من
حوزههای تخصصی:
ارداویراف نامه (3)
منبع:
مهرسال سوم ۱۳۱۴ شماره ۳
صحیفه سجادیه و ترجمه ای جدید به فارسی
حوزههای تخصصی:
ترجمة عربی مقوله های فرهنگی داستان فارسی شکر است از محمدعلی جمال زاده بر اساس نظریة نیومارک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی و نقد چگونگی انتقال عناصر فرهنگی داستان فارسی شکر استاثر محمدعلی جمال زاده از فارسی به عربی با استفاده از الگوی پیتر نیومارک در تقسیم بندی مقوله های فرهنگی و راهکارهای ترجمة آن، هدف این پژوهش است. مهم ترین یافته های پژوهش حاضر که با روشی توصیفی تحلیلی نوشته شده، بیانگر این مطلب است که داستان فارسی شکر استتمام پنج دستة مقولة فرهنگی مورد نظر نیومارک را دارد و مترجم برای ترجمة این داستان، بیشتر از راهکار «معادل فرهنگی» سود جسته است و بدین صورت، ترجمه ای مخاطب محور ارائه کرده است.
تعادل واژگانی و اهمیّت آن در فهم دقیق متن (موردکاوی پنج ترجمه فارسی از خطبه های نهج البلاغه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین مسائل مورد توجّه در فرایند ترجمه، دستیابی به تعادل و برابری در ترجمه است که از طریق مطالعه جنبه های مختلف زبان مبدأ صورت می پذیرد و یکی از مهم ترین زمینه های مورد پژوهش در تعادل ترجمه ای، برابری واژگانی است. هرچند این امر به شکل کامل در بین دو زبان مبدأ و مقصد، به علّت امکانات زبانی مختلف، قابل دستیابی نیست، امّا وظیفه مترجم این است که تا آنجا که امکان دارد، بکوشد برابرنهادهای واژگانی دقیقی ارائه نماید. یکی از شیوه های دستیابی به برابری واژگانی در فرایند ترجمه، توجّه به لایه ها و آحاد مختلف معنایی واژگان و پدیده هایی همچون شمول معنایی و چندمعنایی و نیز توجّه به بافت و موقعیّت کلام است. از این رو، با تقسیم بندی برابری واژگانی به پنج قسمت، افزون بر شناخت حوزه معنایی واژگان، به ترجمه ای صحیح و برابر می توان دست یافت. این پنج قسم عبارتند از: برابری یک به یک، برابری یک به چند، برابری چند به یک، برابری یک به جزء و برابری یک به صفر. پژوهش حاضر بر آن است که به تطبیق پنج ترجمه فارسی از خطبه های نهج البلاغه شامل ترجمه های دشتی، شهیدی، فقیهی، فیض الإسلام و جعفری بپردازد تا از این رهگذر، میزان موفقیّت مترجمان یاد شده در تحقّق برابری واژگانی را مورد سنجش قرار دهد. برآیند پژوهش نشان می دهد که برخی مترجمان به خاطر آگاهی نداشتن از لایه های مختلف معنایی واژگان و نیز شناخت کافی نداشتن از برخی مؤلّفه های معنایی همچون پدیده چندمعنایی، معنای مطلق و نسبی واژگان نتوانستده اند ترجمه ای دقیق ارائه کنند.
ترجمه ناپذیرها و ترجمه پذیرها و راه آینده
منبع:
کلک آبان ۱۳۶۹ شماره ۸
حوزههای تخصصی:
چالش های معادل یابی اصطلاحات«ساختار» و «ساختارگرایی» در قاموس های لغوی و پژوهش های نوین عربی
حوزههای تخصصی:
اصطلاحات «ساختار: Structure» و «ساختارگرایی: Structuralism» از جمله اصطلاحاتی هستند که در آثار معجم نویسان، ناقدان و زبانشناسان عربی، حجم وسیعی از معادل های واژگانی را به خود اختصاص داد ه اند که رایج ترین آنها: «البنیویة، البنییة، البنائیّة، البنویّة، البنیانیّة، الهیکلیّة، الترکیبیّة و...» است. این نوع چالش های ترجمه های در زبان عربی به دلایلی چون «برداشت متفاوت ناقدان و زبانشناسان عربی از مفاهیم نوین نقد غربی، عدم آگاهی نویسندگان از کار های علمی یکدیگر و تعصّبات نژادی و زبانی به وجود آمده است، چالش برانگیزترین معادل های این اصطلاحات در زبان عربی واژه های «البنییّة» و «البنیویة» است، نویسندگان و معجم نویسانی که این دو اصطلاح را در آثارشان به کار برد ه اند، بر اساس دو اصل دستور زبان عربی «البنییّة» و یا نظریّة رواج غلط مشهور (البنیویة) به این کار اقدام کرد ه اند. در این جستار برآنیم تا پس از واکاوی این اصطلاحات در معجم ها، آثار نقدی، پژوهش های زبانشناسی و دستور زبان عربی صحّت و سقم هر کدام را مورد بررسی قرار دهیم و مشخّص کنیم که این معادل یابی های آشفته بر چه مبنایی شکل گرفته است.
علل وجود ترجمه های متعدد از یک متن ادبی (Pourquoi plusieurs traductions d'un texte littéraire?)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چرا ما شاهد ترجمه های متعدد از یک متن ادبی هستیم؟ اگر یک زبان مبداء و یک زبان مقصد وجود دارد دلیل پیدایش ترجمه های متعدد از یک متن ادبی چه می تواند باشد؟ در این مقاله به طور مختصر ملاحظه خواهیم کرد که ترجمه ادبی انتقال ساده مطالب از یک زبان به زبان دیگر نیست بلکه یک تفسیر است و مستلزم انتقال یک فرهنگ به فرهنگ دیگر است. سوالی که مطرح می شود این است که آیا متنی که مترجم به وجود می آورد بایستی با فرهنگ مقصد همخوانی داشته باشد یا با فرهنگ مبداء؟