فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۱ تا ۳۰۰ مورد از کل ۳٬۱۰۲ مورد.
بررسی معناشناختی استعاره زمان در داستان های کودک به زبان فارسی (گروه های سنی الف، ب، ج)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استعاره یکی از مهم ترین موضوعات مورد بحث در زبان شناسی شناختی است. هدف از مقاله حاضر بررسی وجود و کیفیت استعاره ی مفهومی «گذر زمان به مثابه حرکت در مکان» در قصه های کودک در گروه های سنی الف، ب و ج، در چارچوب معناشناسی شناختی بر اساس نظریه معاصر استعاره ی لیکاف است.
روش انجام این مقاله به صورت توصیفی– تحلیلی بوده است. در این مقاله داده ها به روش کتابخانه ای و از 60 کتاب کودک گرفته شده است.
به طور کلی می توان از این مقاله چنین نتیجه گیری کرد که: الف) به نظر می رسد، کودک فارسی زبان، در گروه های سنی مورد بررسی، مفهوم زمان را به واسطه ی حرکت در مکان درک می کند و این نه تنها از طریق حرکت خطی، در راستای افقی و عمودی امکان پذیر است بلکه جهت حرکت از لحاظ کیفی می تواند متفاوت باشد؛ بدین معنی که حرکت می تواند به صورت حجمی، فضا یا ظرفی را پُر کند، سطحی را بپوشاند یا به صورت تغییر حالت و وضعیت خود را نشان دهد. ب) کودک فارسی زبان، در گروه های سنی مورد بررسی، نه تنها مفهوم زمان را به واسطه ی حرکت در مکان درک می کند بلکه عملکرد الگوی نگاشت "" زمان چیز است""، ""آن چیز در حرکت است"" در استعاره زمان، با فرافکنی هستی شناسانه به ماه و خورشید و اشیاء پیرامون کودک وابسته است و بر درک مفهوم زمان تأثیر مستقیم دارد.
بررسی وضعیت جذابیت رابط کاربری گرافیکی وب سایت های کودک و نوجوان در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
جایگاه مفاهیم فلسفی در ادبیات داستانی کودک ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف یافتن مفاهیم هستی شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی، در داستان های کودکان انجام شده است. نمونه ی مورد بررسی 41 داستان برگزیده ی کودکان است که از سوی کانون پرورش فکری کودک و نوجوان انتشار یافته است. تحلیل این آثار نشان داد که از میان مفاهیم فلسفی مطرح شده در داستان های برگزیده، 49% به حوزه ی هستی شناسی، 39% به حوزه ی ارزش شناسی و 12% به حوزه ی معرفت شناسی اختصاص داشته است. یافته های کلی پژوهش در ارتباط با نحوه ی پرداختن به مفاهیم نشان می دهد که در هیچ یک از حوزه ها، پرداختن به مفاهیم طرح شده در داستان های برگزیده از سوی نویسندگان ادبیات داستانی به گونه ای نبوده است که برانگیزنده ی قدرت تفکّر و تأمل در مخاطبان خود باشد
تجزیه و تحلیل پیرنگ در داستانک های نخودی اثر محمد هادی محمدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله بر آن است تا با استفاده از یکی از رویکردهای علمی در حوزه ی روایت شناسی (مکتب پاریس: گرماس، کورتز، فونتنی و ...) خوانشی بر عنصر پیرنگ در «داستانک های نخودی» اثر محمد هادی محمدی داشته باشد. پیرنگ نادرست که تجلی تفکر پراکنده ی «نویسنده ی مجازی» است، باعث می شود تمام اثر این ناهماهنگی را متجلی سازد. این موضوع سبب می شود علاوه بر آسیب های اشاره شده در بالا، زیبایی اثر هنری مخدوش شود. به همین دلیل می توان ادعا کرد بین اندیشه و ساختار، از یک طرف و ساختار و زیبایی، از طرفی دیگر، رابطه ای مستقیم وجود دارد. به همین دلیل نگارنده ی مقاله، می کوشد این روابط را بررسی کند. هدف از تجزیه و تحلیل این داستانک ها ابتدا این است که خواننده با انسجام یا عدم انسجام اندیشه ی «نویسنده ی انتزاعی» با یکی از عناصر اصلی و سازنده ی روایت که پیرنگ نام دارد؛ آشنا شود. آن گاه، به عنوان هدف دیگر، چگونگی ظاهر شدن معنا از لایه های ژرف به لایه های سطحی نیز روشن شود؛ زیرا پیرنگ عنصر اصلی ژرف ساخت هر روایت است و مقوله های معنایی که همان «مربع معنائی» هستند از درون این عنصر ساختاری بیرون می آیند. در پایان، بومی سازی نظریه های مربوط به پیرنگ با فرهنگ ایرانی، به ویژه در حوزه ی ادبیات کودک و نوجوان، باعث می شود نویسندگان کودک و نوجوان به اهمیت پیرنگ در روایت های داستانی آگاه شوند