فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۱ تا ۳۰۰ مورد از کل ۸۵۹ مورد.
خورشید و خفاش در مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مولانا در مثنوی از واژگانی بهره برگرفته که از ارزش های معنایی چندگانه ای برخوردارند. از جملهی آنها، دو واژگان خورشید و خفاش هستند. در این پژوهش با ذکر نمونه هایی نشان داده میشود که خورشید و خفاش در مثنوی با توجه به ویژگیها یا فضایی که واژگان هم نشین آنها در زنجیرهی کلام فرآهم آورده اند میتوانند نماد شخصیّت هایی قرار بگیرند که با آنها سنخیّت دارند. باید توجه داشت مولانا این دو واژه را چنان طبیعی در بافت کلام جای داده که ارزش نمادین آن ها در نگاه نخست بر خواننده نمایان نمیشود، سپس تأمّل و درنگ در نشانه ها میتواند مفهوم نمادین آنها را توجیه نماید.
واژه های هندی در شعر مولانا
حوزههای تخصصی:
تاثیرات اقبال از مولانا در مثنوی اسرار خودی
حوزههای تخصصی:
مولانا و تصوف
حوزههای تخصصی:
آینه ام ، آینه ام ، مرد مقالات نی ام ؛ نگاهی به آراء و اندیشه های شمس در مقالات
حوزههای تخصصی:
زن در مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
على رغم نگاه ارزشمند و والای مولانا به زنان، چه در زندگی خانوادگی خود و چه در جامعه، و به رغم بسیاری از اشعار نغز و پر نکته او پیرامون زنان گاه در مثنوی، شاهد حکایتها و اشعاری هستیم که نه با دید مولانا در زندگی خانوادگی اش تناسب چندانی دارد و نه با دیگر اشعار او. با توجه به اینکه قرآن و حدیث دو منشا عمده اشعار مولانا محسوب می شود به نظر می رسد اشعار مورد نظر بیش از آنکه متاثر از و یا متناسب با آیات قرآنی باشد همسو با احادیث و روایات است که بتدریج در عرف زمانه خود را مستتر کرده است.
اهل کتاب در مثنوی معنوی
حوزههای تخصصی:
زرین کوب و مولانا
حوزههای تخصصی:
بررسی تطبیقی دیدگاه مولانا و پنج شاعر عارف جهان
حوزههای تخصصی:
حکایت آن چوپان و درد « بودن »
حوزههای تخصصی:
لباس حرف دریدم ، سخن رها کردم ، کهن الگوها در حکایت طوطی و بازرگان
حوزههای تخصصی:
ترجمه ، تکلمه و بررسی احادیث مثنوی ، تالیف دکتر احمد خاتمی
حوزههای تخصصی:
مولانا الگو و نظریه
حوزههای تخصصی:
انسان کامل از دیدگاه مولوی
حوزههای تخصصی:
شطحیات منظوم مولانا در غزلیت شمس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
من چه گویم یک رگم هشیار نیست وصف آن یاری که او را یار نیست هر که گلزار نهانی دیده است غارت عشقش زخود ببریده است در نظر صوفیان، شطح عبارت از کلمات و سخنانی است که در حالت سکر و بیخودی و غلبات شور و وجد و مستی و جذبه بر زبان جاری می شده است. غلبه وجد و بیخودی در صوفی به جایی می رسد که او خویشتن داری را از دست می دهد و ناگزیر به افشاری راز می شود. حاصل این افشارگری شطح است. کاوش در بسیاری از غزل های مولانا جلال الدین مولوی نشان می دهد که این اشعار محصول لحظات از خود بی خود نشان شاعر است که، در آن، ضمیر ناخودآگاه به فعالیت می افتد و بسیاری از تابوها و موانع ذهنی را در می نوردد تا بتواند آزادانه و رها و بی پروا دریافت های مکاشفه آمیز خود را بیان کند. اشعاری از این دست دارای برخی ویژگی های سوررئالیستی و قوانین و نظام خودند که بر اساس آنها می توان سخنان شطح آمیز را بازشناخت.