زندگی شخیص و ادبی ایوان بونین ادیب و شاعر روس را می توان به دو دوره قبل از انقلاب اکتبر و بعد از آن یعنی دوران مهاجرت او تقسیم کرد البته سالهای 1894 و 1895 م زمانی که او بال تالستوی آنتون چخوف کوپرین کارالنکا و گورکی آشنا شد را باید سالهای تحول در زندگی ادبی بونین به حساب آورد مضمون بیشتر آثار دوره اول زندگی ادبی او موضوعات و حوادث خارج از روسیه است ولی در زمان مهاجرت تقریبا موضوع همه آثار او به روسیه و حوادث ناشی از انقلاب اکتبر بر میگردد بونین شاعر نثر نویس و مترجم علاقه زیادی به سفر داشت حضور وی در ممالک اسلامی و آشنایی او با قران فرهنگ و تاریخ اسلام باعث شد تحت تاثیر این سفرها اشعاری بسراید که امروزه ره توشه ای غنی و جاودانه برای ادبیات روسیه در جهان به شمار می آید او اشعاری با الهام از آیات قرانی و مفاهیم شرقی سروده و مضامین این اشعار حاکی از احترام ویژه او به اسلام پیامبر اکرم و امت اسلامی است بونین در این اشعار امت اسلام را به مبارزه با نفس و دشمنان بیگانه دعوت می کند و از آنها می خواهد ضمن حفظ کمالات انسانی خود در مقابل بیگانگانی که هیچ گونه برتریی نسبت به خود آنها ندارند تسلیم نشوند
"بحث و بررسی پیرامون مفاهیم مختلف برای تبیین معانی آنها همواره وجود داشته و دارد. در میان این مباحث به مواردی بر می خوریم که حاکی از تعبیرات متفاوت و گاه آشفتگی در تعریف قالب های کلامی همچون هزل، طنز، استهزا و هجو است. این واژگان چنان در کنار هم قرار می گیرند و گاه جایگزین یکدیگر می شوند که گویی معانی یکسانی دارند و مترادف هم به حساب می آیند، حال آنکه هر یک جلوه ای گوناگون از کلام مطایبه آمیز و بیانگر دیدگاه ها، افکار و هدف های متفاوت نویسنده است.
در این مقاله برآنیم تا به مطالعه کاربرد هزل در اثر جاودانه مارسل پروست، در جستجوی زمان از دست رفته، بپردازیم و این ویژگی ظریف و مطبوع- و شاید ناشناخته- رمان او را بر جسته سازیم. در این میان، با ارایه مثال های گوناگون، از سویی به نقش احساسات تعلق خاطر راوی به برخی از شخصیت های داستان خواهیم پرداخت- که در پیدایش هزل نویسنده موثرند- و از سوی دیگر، بازتاب های این قالب کلامی مطلوب را بر سبک نوشتاری وی نمایان خواهیم کرد. تجزیه و تحلیل قالب شیرین، لطیف و گیرای هزل مارسل پروست در محور اصلی مقاله قرار دارد تا دریابیم به چه سان این نویسنده چیره دست برای بیان اندیشه های ظریف خود، با قریحه هنرمندانه و طبع زیرکانه اش، بر رمان خود زیوری زیبا و خوشایند می پوشاند.