ادبیات نمایشی آمریکا از روزهای آغازین، همواره سیر تکاملی را پشت سر گذاشته است. این نوع ادبیات، که به صورت جدی در قرن بیستم آغاز می شود با نمایشنامه های یوجین او نیل شناخته می شود. همزمان و پس از او نمایشنامه نویسان متعددی ظهور کردند که برجسته ترین آنها تنسی ویلیامز و آرتور میلر هستند. این دو به همراه او نیل نمایشنامه نویسان مدرنیست محسوب می شوند . با ظهور ادوارد البی نوع جدیدی از این ادبیات ظهور می کند که ناشی از تئاتر آبسورد اروپاست. پس از البی، نمایشنامه نویسان مطرح دیگری که با آغاز پست مدرنیسم پا به عرصه نمایشنامه نویسی...
ایبسن در نمایشنامه های دشمن مردم، مرغابی وحشی و روسمرسهولم با تأکید بر گفتمان روشنگری به ساختار، چهره ها و درونمایه آنها سامان می دهد. این گفتار روسمرسهولم را از جنبههای شک ایبسن به ذهنیتگرایی، تاریخیگری و قهرمانپروری/ دورانسازی روشنگران بررسی میکند. همچنین، نویسنده پیدایش گروتسک (grotesque) یا قناس در این اثر را پیکانی می داند که هم روشنگران و هم خود ایبسن را نشانه میرود.
مضمون نارسیس یکی از انگیزه های ثابت تفکر پل والری می باشد. در واقع تصویر انسانی نارسیس در اثر نویسنده یک نشانه محسوب می گردد و جنبه نمادین دارد. این نشانه نه تنها در آثاری وجود دارد که به اسطوره نارسیس اختصاص یافته است بلکه در مجموعه یادداشتهای پل والری نیز مشاهده می شود که در واقع استفاده شناخت شناسی از خود شیفتگی می باشد و با عناصر «آینه»، «من» و«تصویر من در آینه» نشان داده شده است. در این مقاله تحلیلی ما با ابزار زبانشناسی و نشانه شناسی به جستجوی هویت در آثار پل والری پرداخته ایم. شخصیت «نارسیس» به عنوان«کسی که شیفته خودش» است و خود شیفتگی علاوه بر معنای «عشق به خود» معنای دیگری در آثار نویسنده دارد. این معنی جدید «شناخت خویش» است که نتیجه «عشق به خود» می باشد. به این ترتیب نشان خواهیم داد که جستجوی هویت در والری نه تنها نوعی «خود شیفتگی» بلکه «خود شناسی» می باشد که در آن من نویسنده «درهر لحظه توانایی آن را دارد که راجع به خود قضاوت نماید».