این نوشتار، با هدف بررسی و نقد کتابِ نقد تطبیقی ادیان و اساطیر در شاهنامة فردوسی، خمسة نظامی و منطق الطیر، نوشتة حمیرا زمردی، استادیار دانشگاه تهران، فراهم آمده است. حاصل این بررسی این است که اولاً، مبنای کار نویسنده در این کتاب، پذیرش بی علت و غیرعلمی نظریه ای است که از جانب برخی غربیان، در باب ادیان و اساطیر و ارتباطشان با یک دیگر و نحوة پیدایی شان ابراز شده است. ثانیاً، روش کار نویسنده مبتنی بر روش علمی و پژوهشی نیست؛ زیرا در سراسر کتاب در هر بخش، نخست مطالبی از اساطیر ملل گوناگون آورده می شود و آن گاه، با تقطیع ابیاتی از شاهنامه یا آثار نظامی و عطار چنین القا می کند که متون نام برده نیز متأثر از همان اساطیر و درواقع، مبیّن آن هاست. ثالثاً، بی توجهی نویسنده به فردوسی، نظامی و عطار از حیث اعتقاد آگاهانه و راسخ ایشان به اسلام و تجلی فرهنگ اسلامی است که در جای جای آثارشان به چشم می خورد و بینونتی تام با اساطیر و نظریات به اصطلاح اسطوره شناسان دارد. در نتیجه، حاصلِ کار نویسنده تلاشی است برای مشابه جلوه دادن متون سترگ ادب کلاسیک فارسی با دیدگاه های ایدئولوژیک اسطوره شناسان غربی و این که این ها چیزی نیست جز همان اساطیر الاولین.
نام ایوان ضحّاک در شاهنامة فردوسی به صورت «کنگ دز هوخت» آمده است. برخی از محققان، جزء «هوخت» در ترکیب را با واژة hūxt در پهلوی تطبیق داده و آن را «کنگ دز پاک» معنی کرده اند. این تعبیر صائب به نظر نمی رسد؛ چه قراینی در دست است که نشان می دهد لفظ «هوخت» در این ترکیب ربطی به واژة hūxt در پهلوی ندارد. گذشته از این، واژة hūxt در متون پهلوی به معنی «پاک» استعمال نشده است. نام ایوان ضحّاک، علاوه بر شاهنامة فردوسی، در گزارشی از حمزة اصفهانی به صورت «کلنگ دیس» و «دمن حت»، در مجمل التواریخ و القصص به صورت های «کنگ دژ هوخت»، «کلنگ دیس» و «دس حت» و جزء اوّل آن در تاریخ الامم به صورت «زرنج» ضبط شده -است. بر اساس شواهد و قراینی که در مقالة حاضر گزارش شده اند، می توان یقین داشت که همة این گونه ها، تعبیر نادرستی از Kurind dušīd/ dužīd در خداینامة پهلوی هستند؛ خود گونة اخیر نیز قطعاً مأخوذ از اصل Kuuiriṇta dužīta (تحت اللفظ: «کُریْنْد صعب العبور» یا «کُریْنْد دست نایافتنی») نام جایگاهی در اوستا است
خواجه حسین ثنایی مشهدی، از شعرای برجسته قرن دهم هجری است. اثر مشهور ثنایی دیوان او است؛ اما جز این، در برخی از منشآت قرون بعد، نامه هایی نیز از او به جای مانده است. همچنین، یک مثنوی هشتصد بیتی به نام اسکندرنامه از او در دست است. به جرأت می توان گفت که کمتر جنگ و مجموعه ای بعد از قرن دهم سراغ داریم که غزلی یا قصیده ای و یا حتی بیتی از ثنایی را در خود جای نداده باشد. در این مقاله، ضمن گذری بر زندگی، آثار، و ویژگی های شعر ثنایی، آثار او در کتابخانه های ایران، هند، و پاکستان، اعم از دیوان های موجود و یا اشعار پراکنده در مجموعه ها و جنگ ها (شامل 73 مورد)، نسخه شناسی شده است.
کتاب یکی از مهمترین عناصر برنامه درسی است. اهمیت کتاب در هر برنامه به نقش هماهنگ کننده آن بین سایر عناصر برنامه درسی، بر می گردد. اغلب اوقات کتاب تعیین کننده روش تدریس نیز می باشد؛ زیرا بیشتر مدرسان روش و راهبردهای تدریس خود را بر اساس روش کتاب انتخاب می کنند. در برنامه درسی آموزش قواعد عربی نظریات و دیدگاه های متفاوتی در مورد معیارهای کیفیت کتاب دانشگاهی آموزش قواعد وجود دارد که نقطه مشترک همه آنها ضرورت تالیف کتاب بر اساس معیارهای نوین تنظیم محتوی است.
تحلیل محتوی یکی از روش های نوین برای ارزیابی محتوی کتاب ها در برنامه درسی است. در این روش نقاط قوت و ضعف کتاب بر اساس معیارهای علمی و تربیتی نوین بررسی می شود.
این پژوهش می کوشد با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر تحلیل محتوی به بررسی نقاط قوت و ضعف کتاب های آموزش قواعد عربی در مقطع کارشناسی رشته زبان و ادبیات عربی بپردازد. از بین کتاب های موجود دو کتاب « مبادی العربیه» و « الجدید فی الصرف و النحو» که بیشترین استفاده را در دانشگاه ها دارند، انتخاب شدند و با استفاده از معیارهای تحلیل محتوی این دو کتاب بررسی شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد که روش غالب این دو کتاب در آموزش قواعد، روش سنتی قیاسی است. از نقاط ضعف بارز این کتاب ها عدم تبیین اهداف آموزشی برای مدرس و دانشجو و فقدان تمارین و متون متنوع برای نهادینه کردن قواعد است.
با نگاهی به تاریخ زندگی سخنورانِ اندیشمند، به نام کسانی برمی خوریم که زیستن آنها متفاوت از دیگران بوده است و این تفاوتِ برخاسته از پیچیدگی های شخصیّتی باعث شده است که هر کس از پندار خود سخنی دربارة آنان بگوید و امکان شناخت حقیقی آنها فراهم نیاید. از جملة این کسان در تاریخ ادب فارسی، صادق هدایت در دورة معاصر است که پرسش ها، سرگشتگی ها و شوریدگی هایِ حاصل از تفکرات خود را در داستان هایش بیان کرده است. همانند این اندیشمند در ادب تازی، ابوالعلاء معرّی است که همان پیچیدگی های فکری و شخصیّتی را در روزگار گذشته دارا بوده است. ممکن است بخشی از این اندیشه ها و باورها تحت تأثیر اندیشه های گنوسی (= آمیزه ای از عقاید فلسفی – دینیِ یهودی، مصری، بابلی، یونانی، سوری و ایرانی) شکل گرفته باشد. پژوهش کنونی بر آن است که برخی از همین باورهای مشترک فکری برخاسته از اندیشه های گنوسی، چون مانویت، مزدکیه و مرقیون، همانندِ دوری جستن از زنان، اجتناب از خوردنِ گوشت و توجّه به گیاه خواری، باور به رنجبار بودنِ زیستن و آمیختگی تن و جهان به شرارت را آشکار سازد.
تعداد آثاری که به بررسی تاریخ ادبیات معاصر پرداخته اند (تاریخ تحلیلی شعر نو، چشم انداز شعر معاصر ایران، از صبا تا نیما و ...) اگر فراوان نباشند، اندک نیز نیستند اما در این میان با چراغ و آینه شفیعی کدکنی چه به دلیل نام و اعتبارِ نویسنده آن و چه به دلیل تز و فرضیه تازه آن کتابی است از لونی دیگر؛ فرضیه ای که تمام تحولات شعر مدرن فارسی را تابعی از متغیّر ترجمه شعر و ادبیات اروپایی می داند. با چراغ و آینه با معرفی جنبه های ادبی شخصیت هایی چون وثوق الدوله و معرفی بسیاری از سرچشمه های الهام شاعران معاصر و .... کتابی سودمند و قابل اعتناست. با این حال انتقاداتی نیز بر آن وارد است. از جمله: اختصار و جاافتادگی مطالب، لغزش در تعریف مفاهیم نظری |فلسفی، فقر تاریخیّت و تأکید بسیار بر نقش ترجمه در پیدایش ادبیات و شعر معاصر. اما انتقاد اصلی به فرضیه و تز کتاب بازمی گردد، زیرا پیش و بیش از ترجمه، بی اعتباری گفتمان سنتی بود که زمینه را برای شکل گیری شعر معاصر آماده ساخت و در این میان ترجمه تنها نقشی تثبیت گر (و نه بدعت گذار) داشت.
مثنوی پژوهی تا این اواخر، شامل کتاب ها و مقالاتی بود که از دریچه مباحث کلامی و شرح و حاشیه به بررسی مثنوی می پرداخت. دلیل آن نیز تعلیمی بودن این کتاب است؛ اما مدتی است که برخی از مثنوی پژوهان و محققان مرزهای مثنوی پژوهی را از مباحث کلامی پیش تر برده، به ساختار و روایت شناسی داستان های آن نیز توجه کرده اند؛ اشارت های دریا: بوطیقای روایت در مثنوی یکی از شناخته شده ترینِ این آثار است که می کوشد شیوه روایت منحصر به فرد مثنوی را به خوانندگان نشان دهد.
با وجود تمام نوآوری های کتاب یاد شده، انتقاداتی نیز بدین کتاب وارد است: الف) انتخاب نادرست نظریه کتاب (ساختارگرایی و منطق مکالمه باختین)؛ ب) رویکرد ارزش مدارانه و نه انتقادی در برخی از فصول کتاب (به ویژه در فصل چهارم)؛ پ) پراکندگی و عدم انسجام مطالب.
شعر خاقانی ازجمله اشعاری است که افزون بر پیشینة شرح نویسی چند سده ای، به گواه کتب، مقالات، پایان نامه ها و تحقیقات دانشگاهی سه دهه اخیر، به شکل خاص مورد توجه قرار گرفته است. تحقیق در سوانح زندگی، اندیشه و افکار، سبک و زیباشناسی شعر، تدوین فرهنگ لغات و اصطلاحات، شرح مشکلات شعر، و شرح قصاید منتخب او اخیراً منجر به راه یافتن شرح کامل قصاید او به بازار کتاب و به تبع آن به منزلة منبع درسی دانشگاه ها شده و میان استادان و دانشجویان از اقبالی نسبی نیز برخوردار گشته است.
مقالة حاضر، با نگاهی انتقادی به نقد و تحلیل شکلی ـ محتوایی نقد و شرح قصاید خاقانی از دکتر محمد استعلامی پرداخته و پیشنهادهایی برای تکمیل و بهبود کار ارائه شده است.