قرن ششم، گویی عصر شاعران متلون و متزلزل و بی بهره از پشتوانه های قابل اتکای اجتماعی، اقتصادی و فکری و عقیدتی است. این شاعران نه مثل برخی از اسلاف خود – مانند رودکی و عنصری – از صله ها و حاتم بخشی های بی پایان ممد وحانشان برخوردارند و نه مثل بعضی از اخلاف کریم طبع و بلند نظر خود – همانند عطار و مولانا – به دور از محیط دربار، در پی کشف و تجربه آفاق و قلمروهای ناشناخته انسانی، هنری و سخنوری اند.جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی، یکی از نمونه های بارز شاعران این دوره است. او هم دل در گرو معتقدات دینی و ارزشهای اخلاقی دارد و هم در اثر ناگزیری یا فزون طلبی، عملا آنها را نادیده می گیرد. هم مدح و غزل می سراید و هم خود را به سبب سرودن آن ملالت می کند. هم از حکمت و معرفت نشان دارد و هم آثار تزلزل و تلون در وجنات سروده هایش هویداست و این همه، چنان نیست که بتوان آن را به تنوع طلبی و عادت گریزی ذاتی شعر و هنر نسبت داد و دامان شاعر را از اتهام آلودن گوهر هنر به هوسها ونیازهای حقیر، مبرا دانست؛ اما در عین حال نباید فراموش کرد که شعر این دسته از شاعران، بیش از آنکه سند تغیر احوال و بی ثباتی شخصیت آنان باشد، آینه بی غبار روزگارانی است که در آن مسندنشینان ناسزاوار حکم می رانند و جریان شعر و هنر را بر بستر هوسها و امیال خام خود به هر سو می کشانند.
در این مقاله به بررسی سیر تحول شخصیت شاعری اخوان می پردازیم . ابتدا برخی مفاهیم کلیدی ، مثل شخصیت شاعری و شخصیت تاریخی را تعریف کرده ایم و سپس به بررسی اشعار اخوان پرداخته ایم . سیر تطور شخصیت اخوان در آثارش از شاعری فردگرا و سنت گرا آغاز شده (دوره اول) و در ادامه به شاعری اجتماعی ، امیدوار و مبارز می رسد (دوره دوم) . در دوره سوم تکوین شخصیت شاعریش ، او شاعری است معترض ، پرخاشگر ، نالان و گریان . در مرحله چهارم ، شاعری می بینیم گرفتار یاس اجتماعی و پناه برده به خوش باشیهای تخدیری و سرانجام در مرحله پنجم با شاعری مواجه می شویم که پس از گذر از دوره یاس اجتماعی ، گرفتار یاس فلسفی شده و به گذشته ، حال و آینده خد با تردید می نگرد .