کهن ترین نظریة ادبی بشر نظریة الهامی بوده است. این نظریه در اولین مظاهر خود، در باور انسان عصر اساطیر، الهام را به خدایان و فرشتگان نسبت می داد و در جدیدترین مظاهر خود، روان ناخودآگاه انسان را منبع الهام می دانست. تاریخ تطوّر بوطیقای الهام، در جهان غرب به چند دوره اصلی تقسیم می شود: مدلهای باستانی الهام؛ احیای نظریة یونانی- رومی اصل الهی شعر و جنون الهامی شاعر در عصر رنسانس؛ مدل های روشنگری و رمانتیک و نظریات مدرن و پست مدرن. در این جستار، پس از مرور تطور نظریات و مدلهای الهام در غرب، مدل باستانی ایزد الهام دهنده را در فرهنگ ایران باستان و منابع الهام در شعر فارسی دورة اسلامی، را بررسی کرده ایم. مطابق این تحقیق، منابع نظریة الهامی در شعر فارسی دورة اسلامی را می توان به چند بخش تقسیم کرد: ادامة باورهای باستان و تداوم خویشکاری الهام بخشی سروش؛ نفوذ سنتهای عرب جاهلی؛ بسط باورهای اسلامی و فرهنگ قرآن و حدیث و سنت نبوی، و بالاخره رشد باورهای عرفانی و اشراقی دربارة اصالت ناخودآگاهی و سکر و شهود و وساطت فرشتگان. این مدلها منبع الهام را در آغاز بیرونی تصور می کردند، ولی در دیدگاه عرفانی، این منبع درونی و قابل تطبیق با ناخودآگاه الهام گیرنده است که با مدلهای روان شناختی مدرن در غرب سنجیدنی است.
با تأکید بر عواملی که برای وزارت فرهنگ فرانسه، امکان رسیدن به مرحله پختگی و به ویژه شتاب در نوین سازی را در راستای اقدامات وزیران پیشین نظیر «آندره مالرو» فراهم کرده است، این مقاله به مطالعه سیاست گذاری های فرهنگی دوره وزارت «ژاک لانگ» (1986-1981 و 1993-1م) می پردازد. حوزه ادبیات نمایشی (تئاتر و سینما) تا اندازة زیادی گویای روند طی شدة ژاک لانگ، وزیر مشهور به حمایت از گونه های متنوع ادبیات نمایشی است. این مقاله با مطالعه نظرهای منتقدان فرانسوی و تحلیل نتایج و پیامدهای سیاست گذاری فرهنگی دوره وزارت لانگ، در صدد پاسخ به این پرسش است که آیا در این دوره، موازنه ای میان خلق و اشاعه، تنوع و کیفیت، و عرضه و تقاضا وجود داشته است؟ فرضیه این پژوهش بر پیشی گرفتن خلق بر اشاعه، تنوع بر کیفیت و عرضه بر تقاضا نهاده شده است. مقاله مذکور درصدد آن است که در این دورة وزارت، میزان اهمیت خلق و اشاعه آثار هنری در فرانسه را ارزیابی کند، برتری یکی را بر دیگری به اثبات برساند و در نهایت، با توجه به نظرات متفکران فرانسوی به تحلیل نتایج مثبت و منفی این سیاست گذاری ها و محدودیت های آن بپردازد
نام کتاب: مجتمعنا فی الفکر و التراث الشهید السید محمدباقر الصدر
نویسنده: سید منذر حکیم
ناشر: مرکز تحقیقات علمی مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی
سال چاپ: 1388
تعداد صفحات: 524 قطع: وزیری
کاربست نظریه های جدید زبان شناسی در تحلیل متون دینی، افق های جدیدی را در برابر پژوهشگران هر دو حوزه قرار می دهد. نظریه کنش های گفتاری آستین و سرل از جمله این نظریه ها می باشد. بررسی ارتباط میان ذهن گوینده و کنش و کاری که با زبان انجام می شود، هدف اصلی این نظریه زبان شناسی است که با تأثیر از مطالعات فلسفه تحلیلی مطرح شد. به کارگیری این نظریه در تحلیل متن قرآن، لایه های عمیقی از معانی آیات را آشکار می سازد و نشان می دهد که چگونه می توان از گزاره ها و اسلوب های شایع در قرآن با توجه به سیاق و بافت آیات، معانی متعددی برداشت کرد. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با تأکید بر الگوی جان سرل در این نظریه، به تحلیل کنش های گفتاری در سوره مریم می پردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد که از میان کنش های پنجگانه سرل، کنش های اظهاری، ترغیبی و سپس عاطفی بیشترین بسامد را در این سوره دارند. کنش اظهاری غالبا به منظور باز خوانی سرگذشت اقوامی است که به دلیل غفلت و سرپیچی از پیشوایان دینی، دچار گمراهی و در نهایت هلاکت شده اند. کنش ترغیبی ضمن آگاه نمودن مخاطبان از سرنوشت پیشینیان، آنان را به پیمودن مسیر سعادت و رستگاری تشویق می کند و کنش عاطفی نیز برای بیان حالات و شرایط روحی و عاطفی شخصیت های مذکور در سوره مریم می باشد. غالب این کنش ها به صورت غیر مستقیم می باشند و توان تعبیری و عمق معانی آیات به گونه ای است که در بسیاری از موارد بیش از یک کنش گفتاری در این آیات وجود دارد.