سهروردی (549؟- 587ق) یکی از مؤثّرترین شخصیّت های عرفانی و فلسفی در تاریخ فرهنگ ایران و جهان اسلام و بنیان گذار مکتب اشراق است. در دستگاه اندیشگی وی، وقوف بر غربت انسان در جهان و شوق بازگشت به موطن نخستین جایگاهی خاص دارد. این موضوع به طور عمده در آثار رمزی وی، به ویژه در رساله قصة الغربةالغربیه به زیبایی مجال طرح یافته است. در این پژوهش سرودة پورنامداریان با نام «ای شوق وصل و شور شهادت» از مجموعه شعر رهروان بی برگ(1382) که در حال وهوای «شهادت» سروده شده و بیش از هر چیز مبتنی بر دستگاه فکری سهروردی در رساله پیش گفتهاست، به روش تحلیلی و با رویکردی انتقادی بررسی شد. نتایج تحقیق نشان داد با توجّه به آثار پژوهشی شاعر در حوزة فلسفة اشراق و سهروردی پژوهی، قصة غربت غربیبه طور مستقیم زمینه ساز آفرینش سروده یادشده با حال وهوای «مرگ و حیات» و به ویژه گزینش مرگ آگاهانه (شهادت) در بستر مفاهیم عرفانی شده است.
ادبیات کودک، خصوصا ژانر داستان، طی سالیان گذشته از قالب ها و باورهای کلاسیک و ازپیش تعیین شده خود فاصله گرفته، وجوه روایتمندی این آثار رانیزدستخوش تغییر و تحول ساخته است. دراین میان تلاش نویسندگان کودک برای همراهی با تحولات ساختاری- محتوایی شکل یافته در ادبیات و همگام با تحولات اجتماعی ازیک سو و تبدیل مخاطب منفعل کودک به خواننده ای فعال ازسوی دیگر، به خلق داستان های پسا مدرن انجامیده است. داستان "آقارنگی و گربه و ناقلا" ازجمله داستان های کودک از فرهادحسن زاده است که توانسته باورهای عامیانه درباره داستان کودک را به چالش بکشد و با استفاده از ویژگی های روایی پسا مدرن، علاوه برحفظ باورپذیری متن برای این دسته از مخاطبان، ذهن او را به پرسش دربرابر واقعیت های پذیرفته شده از داستان و جهان فرا خواند. بهره گیری از ویژگی هایی همچون راوی متکثر و اقتدارشکن، فراداستان، تلفیق سبک ها و ژانرها و فرجام متکثر ازجمله ویژگی های پسامدرنیستی اثرموردنظر است که درکنار تصویرگری هماهنگ با متن در پژوهش پیش رو بدان پرداخته شده است. براین اساس برخورداری از صدای راوی کودک دربرابر راوی دانای کل بزرگسال وهمچنین استفاده از تکینک هایی چون هوش آزمایی و دعوت به همکاری کودک درجهان متن درکنار پایان بندی نامعین و متکثر با هدف تأکیدهرچه بیشتر برداستانی بودن ، خواننده را به تلاشی خلاقانه و فعال برای پاسخ گویی به پرسش های ذهنی خود فرامی خواند.