گلستانِ سعدی همواره از قلل رفیع نثر پارسی به شمار آمده است. از مسائلی که کمتر بدان پرداخته شده، شگردهای هنری گزینش فعل و تأثیر آن بر کیفیت شیوه تعلیم در گلستان است. در دستور نقش گرای هَلیدی مقوله فعل با نام فرایند، از رهگذر نظام گذرایی (قابلیت دستوری بازنمایی تجربه در زبان) و فرانقش اندیشگانی و تجربی بررسی می شود؛ با بررسی انواع و بسامد فرایندهای اثر، می توان به دنیای ذهن نویسنده و درنهایت سبک او پی برد. فرایند رخ داد، کنش، احساس، گفتار یا بود ونبود امری است که در قالب گروه های فعلی تحقق می یابد. نظام گذرایی امکانی برای گزینش نظام مند فرایندها در بررسی سبک شناختی متون و روشن ساختنِ انگیزه های نویسنده است. هدف اصلی این پژوهش بررسی مؤلفه های اصلی شاهکار ادبی گلستان و تبیین ویژگی های آن با کمک این مقوله است. ازاین رو پس از شرح فرایند و انواع آن، فرایندهای هفت بابِ آغازیِ گلستان بررسی و بسامد هریک مشخص می شود. حاصل آنکه سعدی در ساخت و گزینش فرایندها، افزون بر معنی، وزن، ایفای نقش در تکرارهای هنری و داشتن ظرفیت، به بیان هم زمانِ چند مفهوم برای تقویت اصل ایجاز توجه کرده و صنعت پردازی های وی برای تحقق این اهداف بوده است. بیشترین نمونه ها فرایند رفتاری است؛ این نشان از تمرکز گلستان بر انسان، روابط اجتماعی انسان ها و پیگیری اصل تعلیم دارد.
ظهر فی إیران وفی القرن التاسع من الهجرة شاعر بارع وعارف سالک خلّف نتاجات شعریة ونثریة عدیدة لاتزال مرجعا علمیا للمحققین، وطالبی الأدب والتصوف إلی یومنا هذا. ولد عبدالرحمن جامی سنة سبع عشرة وثمانمائه فی مدینة جام فی بیت علم وورع. بدأ دراسته منذ الطفولة عند أبیه ودخل مجالس العلم، وتتلمذ عند کبار الأساتذة، وأخذ منهم العلوم المختلفة کالفقه والفلسفة والحکمة وغیرها.وله أیضا مقدرة شعریة عالیة، رفعته إلی أعلی الدرجات الأدبیة بین شعراء الفرس. وهو بسبب میله إلی التصوف التحق إلی الطائفة النقشبندیه المشهورة حیث کانت تضمّ کبار مشایخ الصوفیة، فالتزم بمبادئها حتی أصبح فیما بعد شیخا من شیوخها، وواعظا من وعّاظها.أما آثاره فمنها الشعر ومنها النثر، وهی تمثل براعة الشاعر الأدبیة، و لاتخلو من نزعاته الصوفیة، ومنها دیوان شعره الذی یشتمل علی القصائد والغزلیات والرباعیات والدوبیت، وهو مملوء بالوعظ والحکمة والحب الخالص لمبدأ الحیاة ومقصدها. عاش جامی إحدی وثمانین سنة وتوفی سنة ثمان وتسعین وثمانمائة فی هرات ودفن فیها. فجاء هذا المقال کی یلقی الضوء علی نتاجات هذا الأدیب الإیرانی البارع.
لوتمن با الهام از نگرش های زبان شناختی دوسوسور و یِلْمْزلِف و تکیه بر روش شناسی ساختارگرا نظریات بکر و بدیعی در بابِ چگونگی تحلیلِ ساختارِ اثر هنری به دست می دهد. او با طرحِ موضوعِ «هنر به مثابه نظامِ نظام ها» نشان می دهد که اثر هنری نوعی «نظامِ الگوسازِ ثانوی» است که بر اساسِ الگوی اولیه زبان شکل می گیرد. با این همه، اثر هنری از آن جایی که اطلاعاتِ بیشتری را در فضای محدودتری می گنجاند، نسبت به زبانِ معمول ساختار پیچیده تری دارد. بنابراین مقاله پیش رو می کوشد ضمنِ بررسی خاستگاه های نظری اندیشه لوتمن، استدلال های وی را در این باره بررسی و تحلیل کند. در این بررسی مشخص می شود که در اثر هنری، تمامی فرم ها قابلیتِ آن را دارند که سمانتیره یا دلالتمند شوند. بر این اساس، در اثر هنری چندین نظام به طور هم زمان فعّال می شوند؛ تنش و برخورد بین این نظام ها موجبِ تشدید یا تقویتِ دلالتمندی اثر و در نتیجه غنای آن می شود. در پایان این بررسی، نگارنده با طرحِ موضوع «انتظام معنایی» یا «بازی مدلول ها» می کوشد نکته ای هرچند مختصر در حوزه نشانه شناسی شعر پیش روی نهد.
رشد مباحث نظری درباره ادبیات جهان در یکی دو دهه اخیر حاصل واکنش به محدودیتهای رشته ادبیات تطبیقی و تلاش برای بازتعریف اصول نقد ادبی در قالب ادبیات جهان است. یک هدف ادبیات جهان، توسعه روشهایی علمی است که برای مطالعه ادبیات های غیرغربی در نقد ادبی و، در نتیجه، نگارش تاریخ ادبیات جهان کافی باشد. با ترجمه جمهوری جهانی ادبیات اثر پاسکال کازانووا، بخشی از این مباحث اخیراً به زبان فارسی هم راه پیدا کرده است. در این مقاله پس از معرفی مختصر چهارچوب نظری ادبیات جهان، در مورد سه محور اساسی طرح کازانووا (مدل جمهوری، مرکزیت شهر پاریس، و ایدئولوژی ملت-دولت) بحث خواهم کرد. ضمن پرسش در مورد پیش فرض های کتاب اضافه خواهم کرد که چرا تاریخ ادبیات فارسی در قالب چنین تعاریفی نمی گنجد و چرا پذیرش این روایت از تاریخ ادبیات جهان، تغییرات معرفت شناسانه ای را ضروری می کند که نتیجه منطقی آن حذف بخش اعظم تاریخ ادبیات فارسی از تاریخ ادبیات جهان است. بعد در همین ارتباط به ترجمه خواهم پرداخت و در مورد روابط قدرت و استعمار نهفته در آن اشاره خواهم داشت.