هدف این مقاله مقایسه تطبیقی دو فرهنگنامه مهم و درخشان در آسمان فرهنگ لغت زبان عربی: صحاح جوهری و قاموس فیروز آبادی است، تا با روشن ساختن نکات مشترک و اختلاف ایندو، برتریهای یکی را بر دیگری آشکار سازد. در این مقاله در می یابیم که این دو فرهنگنامه درسیر فرهنگنامه های لغت عربی مکمل یکدیگر بوده اند.این مقاله مجامع علمی را برای تألیف یک فرهنگنامه نوین لغت عربی که در آن معانی الفاظ عربی به زبانی ساده و به دور از پیچیدگی به طور اعم، و ریشه و تطور تاریخی معانی این الفاظ به طور اخص مورد نظر باشد، دعوت می کند.
این مقاله به نقاط مثبت و منفی شعر سعدی پرداخته است. منظور از فراخی شگرفیها، نغزیها و زیباییهای سخن سعدی است که سعدی را به آن پایگاه بلند در پهنه ادب و فرهنگ ایران و حتی جهان رسانیده است. منظور از تنگنا نیز پیچش و تاریکی و دشواری است که گاه در سخن سعدی یافت میشود و مقصود بیتهایی است که با وجود سادگی واژگان و زبانشناسی اما معنای بیتها به آسانی مشخص نمیشود زیرا ساختار نحوی آنها پیچیده و درهم است.
توجه به تصحیح نسخه های کهن، هنوز از اهمیت بسیار برخوردار است در این مقاله، ضمن اشاره به اهمیت کار علامة قزوینی در تصحیح تاریخ جهانگشای جوینی از سه نسخة نویافته سخن می رود که علامه قزوینی به آنها دسترسی نداشته است. این نسخه ها گروه برخی مشکلات متن جهانگشا را می گشایند. که در این مقاله برخی آز آنها نقل شده است.
این مقاله به نوگرایی و نواندیشی سعدی اشاره دارد و نویسنده عقیده دارد نوگرایی در کلام سعدی مبتنی بر نوگرایی و تجددطلبی فکری وی بوده است. سعدی هم در کلام و هم در فکر نوگرا و متجدد بوده است. سعدی در سبک نثر و نظمش تکلف گذشته را کنار نهاد و به سوی سادگی رفت. حکایات را به تناسب موضوعات، بلند و کوتاه کرد و مجموعه آثاری که او خلق کرد، نشاندهنده نوعی نواندیشی و تجددطلبی فکری است. اگر سعدی در فکر و پندار نوگرا نبود، قطعا در گفتار نمیتوانست به نوگرایی دست پیدا کند.