بیدل دهلوی (1054 1133 ه.ق.) یکی از بلند آوازه ترین شاعران پارسی گوی سرزمین هندوستان و بزرگترین شاعر شاخه هندی سبک مشهور به هندی است، اما اشعار او در ایران به قدر کافی نقد و بررسی نشده است. وزن یکی از عناصر اصلی شعر و از مهمترین عوامل تاثیر گذاری آن است. بنابراین، در مسیر ارزیابی و نقد شعر، یکی از گام های اصلی، بررسی کیفیت وزن آن است. اغلب بیدل خوانان و بیدل شناسان، غزل های او را ارزشمندترین محصولات طبعش می دانند. از سوی دیگر، قالب غزل با توجه به پیشینه و ماهیت غنایی اش پیوند عمیقتری با موسیقی دارد و نقش وزن در آن برجسته تر از دیگر قالب هاست. به همین دلایل، در پژوهش حاضر، وزن غزل های این شاعر معرفی و با اوزان رایج غزل فارسی و غزل قرن یازدهم مقایسه شده است و خصوصیات وزنی غزلیات او آشکار گردیده که خلاصه آن چنین است: بیدل 2858 غزل را در 32 وزن سروده است که از آن میان، شش وزن پرکار بردتر که 81% کل غزل ها را شامل می شود، همان شش وزن پرکاربرد کل غزل فارسی و غزل قرن یازدهم است. بدین ترتیب، بیدل که اشعارش به متفاوت و نامعمول بودن زبانزد است، از نظر وزن بیش از چهارپنجم غزلهایش، تا حد زیادی مطابق معیار و «معمولی» است، اما در اوزان نسبتا کم کاربردتر، تشخص ها و نوآوریهایی در کار این شاعر وجود دارد: بیدل در پنج وزن از اوزان بسیار نادر شعر فارسی، از 1 تا 56 غزل، و به یک وزن دیگر نیز که بنا بر شواهد موجود، در شعر کلاسیک فارسی هیچ نمونه شناخته شده ای ندارد، چهار غزل سروده است.
"نمود از ویژگی های ساختاری و معناشناختی فعل است که در بین دستور زبان دانان ایرانی، نخستین بار در بحث ویژگی های فعل در زبان فارسی باستان، مورد توجه پرویز ناتل خانلری قرار گرفته است. پس از آن این مبحث به دستور زبان فارسی معیار نیز راه یافت و در سال های اخیر در مقاله ها و نیز کتاب های درسی دستور زبان فارسی جنبه هایی از آن مطرح شد. با این همه در منابع یاد شده تمامی جلوه ها و کارکردهای این مقوله چنان که باید تبیین نشده و در مواردی نیز با عناوین دیگری مورد بحث قرار گرفته است. تجربه نویسنده در تدریس دستور زبان نشان می دهد دانشجویان زبان و ادبیات فارسی یا تمایزی بین نمود و مقوله های زمان و وجه فعل قایل نیستند و یا به درستی جنبه ها و کار کرد های نمود فعل را در نمی یابند.
این نوشته کوششی در تبیین جنبه ها و مرزهای مقوله دستوری نمود و انواع گوناگون آن در زبان فارسی معیار است.
"
حکیم نظامی گنجوی از استادان بزرگ و از ارکان شعر فارسی است. در ادب فارسی داستان پردازی، در منظومه های پرآوازه او به اوج خود رسید. از جمله این منظومه ها، مثنوی هفت پیکر یا هفت گنبد است که گاهی بهرام نامه نیز خوانده شده و چهارمین منظومه نظامی است.
با نگاهی سطحی به آثار نظامی، این پرسش به ذهن خواننده متبادر می گردد که چگونه شاعری که عمری را در ریاضت و سیر و سلوک روحی و معنوی گذرانده و در روزگار جوانی مخزن الاسرار را آفریده، پیرانه سر اقدام به نظم داستانهای بزمی و عاشقانه نموده است؟ اما با توجه به شخصیت نظامی که مرد دین و حکمت و اخلاق است و با تامل در داستانهای وی -که دربردارنده نتایج اخلاقی و عرفانی است- درمی یابیم که اگرچه «به حسب صورت افسانه است، اما از روی حقیقت، کشف حقایق و معارف را بهانه است.» شاعر پرآوازه گنجه از نظر اعتقادی مسلمان معتقدی است. وی همه آثار خویش را با توحید و مناجات خدا آغاز می کند. ایمان و اعتقاد وی به رسالت نبی اکرم (ص) و خلافت خلفای راشدین به طریق سنیان در آثار او کاملاً مشهود است.
در این مقاله، داستان انبیا در مثنوی هفت پیکر و برداشت تاویلی نظامی از این مایه های داستانی بررسی می گردد.
ماهیت علمی ادبیات، به عنوان تجلی شهودی و روانی آدمی، تاکنون به طور کامل مورد بررسی و تحلیل قرار نگرفته است. اغلب نظریه پردازان ادبی نیز آن را از منظر زیباییشناختی و یا اخلاقی مورد توج ه قرار داده، و گاهی نیز آن را در حد التذاذ نفسانی پایین آورده اند. در حالی که میان کارکردهای غریزی ذهن و کارکردهای ادبی و در پی آن میان احساس و اندیشه انسان با جهان هستی رابطه هماهنگ و تنگاتنگی وجود دارد که از طریق تخیل ادبی این شناخت و ارتباط برقرار می گردد. جلوه های بیانی سخن ادبی نیز - مانند نماد، استعاره، تمثیل، رؤیا و داستان و...- همگی صورت های مختلف معرفتی و اندیشه زایی ادبیات به شمار می آیند.
در این مقاله سعی شده تا ضمن بررسی آراء نظریه پردازان مه م ادبی جهان، مؤلفه ها و مشخص ه های علمی و اندیشه زایی ادبیات نیز مورد شناسایی و تبیین قرار گیرد.
این پژوهش، با بررسی پیوند ادبیات و هنر، درپی یافتن پاسخی برای این پرسش است که دلیل گستردگی این پیوند در شعرهای نظامی، به هنر شعر و شاعری برمی گردد - که قابلیت جای دادن سایر هنرها را در خود دارد- یا اینکه شاعر هنری به مانند نظامی، با آگاهی گسترده از هنرهای گوناگون، این گنجایی را در شعر ایجاد کرده است؟
ضرورت این تحقیق، نیاز پرداختن به مباحث میان رشته ای و بینامتنی است که امروزه در جامعه ادبی، فراوان احساس می شود و سنجه ما در این بخش، آمیختگی و جریان سازی هنرها در شعر است و به همین دلیل از برخی هنرها که تنها اشاره ای به آن ها شده بود، گذشته ایم.
آغاز پژوهش، بررسی ادبیات و هنر در مفهوم سنتی و خاص آن است و در ادامه با گریزی به تعریف هنر از دیدگاه نظامی، نمود هنرها در اشعار او برجسته می شود.