در این جُستار، کوشش خواهد شد تا پس از طرح اجمالیِ مبانی نظری بینامتنیت و معرفی زمینه های ایرانی (در ادبیات و تفسیر دینی) و اروپایی (میخائیل باختین، ژولیا کرستوا، ژرار ژنت و اومبرتو اکو)، روابط میان عناصر درون متن با بیرون از متن - خواه بافت و محیط فیزیکی، خواه جهان بیناذهنی جامعة زبانی یا فرهنگ و جهان ذهنی خواننده – و تأثیر آن ها در شکل گیری معنای کلی متن و در نتیجه، معنایی که فراتر از برآیند معنای تک تک عناصر درون متن و ساختار درونی متن است، بررسی شود. در این راستا، نمونه هایی از روابط برون متنی در متن های مختلف ارائه و این روابط دسته بندی خواهد شد.
ادبیات عامیانه، با آنکه به ظاهر ادبیاتی شفاهی و غیرمنشیانه است، ژرف ساختی فنی دارد که آن را با ادبیات منشیانه، در حوزه ای مشترک قرار میدهد. تنها تفاوت این دو ادبیات را میتوان در زمینة به کارگرفتن عناصر صوری دانست.این پژوهش برآن است خاطرنشان کند که صور خیال در هردو نوع ادبیات، اعم از عامیانه وغیرعامیانه، در طیفی مشابه و مشترک درحرکت اند. دیده میشود برخی از مخاطبان ادبیات، ادبیات و داستان های عامیانه را چندان جدی نمیگیرند و آن را از نوع فانتزی و غیرضروری برای زندگی تعبیر میکنند، درحالیکه چنین نیست و ادبیات از هرنوعی که باشد، مهم ترین عامل انتقال اندیشه و کارکرد آن برای هرچه دقیق تر و صحیح تر ارتباط و تفاهم انسانی است.
این مقاله به بررسی ریخت شناسانه داستان شیخ صنعان پرداخته است. نخست به تعریف ریخت شناسی پرداخته و سپس داستان را از منظر ریخت شناسی تجزیه و تحلیل کرده است و به: قهرمانان داستان، خویشکاریهای قهرمانان، زمان، مکان، انگیزشها، و حرکتها تقسیم نموده است. پس از تجزیه و تحلیل، این داستان با داستانهای مشابه از نظر ساختار مقایسه شده است از جمله پنج داستان: (عبدالرزاق صنعانی، ابوعبدالله اندلسی، راقاللیل، موذن بلخ، ولی سمرقندی) و شباهتها و تفاوتهای این داستانها با داستان مورد بحث بررسی شده است که طبق این بررسی دو داستان نخست بویژه داستان عبدالرزاق صنعانی بسیار از نظر ساختار همانند است و داستانهای دیگر با داشتن شباهتهای اندک تفاوتهای چشمگیری با ساختار داستان شیخ صنعان دارد.
فرهنگ فارسی معین، بین سالهای 1342 تا 1352 در شش جلد منتشر و تاکنون بارها تجدید چاپ شده است. استاد معین، این فرهنگ را به منظور پاسخگویی به بخشی از نیازهای دانشپژوهان گرد آورده؛ از روش علمی در سه بخش لغات، ترکیبات خارجی و اعلام استفاده کرده است. مولف همچنین از استادان و خاورشناسانی که در تألیف کتاب با او همکاری کردهاند؛ درمقدمه جلد نخست نام برده است. نگارنده با توجه به اهمیت و تجدید چاپ این کتاب و مراجعه گسترده و مکرر اهل نظر، مواردی از «بخش ترکیبات خارجی» را به منظور ویرایش و بازنگری در چاپهای بعدی یادآوری میکند و پس از اشاره به روش استاد معین در نگارش فرهنگ فارسی، از پیشوایان فرهنگنویسی او، سخن میگوید. ترکیبات خارجی فرهنگ فارسی، شامل واژههایی از زبانهای عربی، ترکی و اروپایی مندرج در نوشتار و گفتار زبان فارسی است. این گونه ترکیبات، اغلب ویژگیهای اصلی خود را حفظ کردهاند. محدود بودن این گونه ترکیبات از نظر هویت دستوری به دو گروه ترکیبی و فعلی، موجب شده است مولّف کتاب، به ویژگیهای دستوری ترکیبات خارجی نپردازد و در این مقاله نیز از آن سخنی به میان نیاید. پیشینه نقد وبررسی فرهنگ معین به چندسال پس از انتشار آن میرسد که به عنوان نمونه میتوان مقاله دکتر علی اشرف صادقی در مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران را برشمرد. مقاله حاضر، صرف نظر از علل و عوامل و نوع اشتباهات و کاستیها با نگارشی متفاوت از گفتارها و مقالات دیگر، به بازنگری در فرهنگ معین میپردازد. با این امید که گامی در ویرایش این کتاب مرجع، برداشته باشد.