در مکتب عرفان اسلامی از بدو تالیف وپیدایش آثار عرفانی، همواره نکوهشِ نفس اماره مورد نظر شاعران ونویسندگان عارف بوده است، به گونه ای که در کمتر کتاب عرفانی است که نفس اماره از دیدگاه عرفان مورد نکوهش قرار نگرفته باشد. برای اطلاع بیشتر، در این مقاله مساله مورد بحث را از دیدگاه صوفیانِ صاحبدل وعارفان دلسوخته کامل بررسی می کنیم.
اصطلاح قاهرى و دلبرى درکلیات فارسى اقبال به معناى صفات جلال و جمال خداوند و تجلى این صفات بر مؤمن به کار رفته است. از دیدگاه اقبال، عارف واقعى داراى هر دو صفت جلال و جمال الهى است و فقدان هر یک از این صفات الهى براى عارف نقص محسوب مى شود. اما از آنجایى که جمال خداوند بر جلال او مى چربد، عارف نیز به تبع معشوق خود پیش از آنکه داراى صفات قهرآمیز باشد، داراى صفات مهرآمیز است.
این مقاله به طور فشرده به سیر زندگانی و آثار و تحلیل افکار میرزا عبدالکریم رایض الدین اعجوبه از شخصیت های برجسته سلسله عرفانی ذهبیه، که از طریق معروف کرخی، دربان بارگاه و ارادتمند حضرت امام رضا، خود را به این امام همام منسوب می دارند، می پردازد. در ابتدا نام و نسبت، مولد و منشا، خانواده و فرزندان و مذهب و مشرب این عارف برجسته ی ربع آخر قرن سیزدهم، مورد بحث قرار می گیرد...
شاه نعمت الله ولی که درسال 731هـ .ق در شهر حلب به دنیا آمده ودرسال 832هـ .ق یا به نقل دیگر 834 هـ .ق درکرمان وفات نموده ودرماهان به خاک سپرده شده ،عارفی شاعربود که درسبک های مختلف شعری طبع آزمایی کرده است ودردیوان اشعار خود ظرایف ونکات عرفانی را آموزش داده است.یکی از ویژگی های اندیشه وشعر او دیدگاهی است که نسبت به عقل داشته ومانند دیگر عرفا آن رابه دو نوع تقسیم نموده است.عقل کلی را نایب خدا دانسته ومدح گفته،ولی عقل جزئی یا عقل معاش را تحقیر کرده است که دراین مقاله به هشتادوشش ویژگی وصفتی که برای عقل جزئی وسودنگرذکرنموده، پرداخته شده است.
در این مقاله به ارتباط عرفانِ مولانا با دیدگاه های سنت گرایانه و تجدد گرایانه و مدرنیته پرداخته شده و ادعا دارد که عرفان نردبان آسمان است اما چنین نیست که هیچ نسبتی با اندیشه های جدید و مدرن نداشته باشد؛ به ویژه درعرفان مولانا که پیامی نوین برای انسان دارد، ازنظر مبانیِ فکری نزدیکی های فراوانی با مدرنیته دیده می شود و بلکه از دیدگاهی با مبانی فراتجددگرایی یا پست مدرنیسم نیز هم اندیشی هایی دارد. مولانا علم گرایی و عقل گرایی به معنای کلی را تبلیغ می کند و از تقلید و تعصب بازمی دارد، به فلسفه عشق و زیبایی معتقد است و از کثرت گرایی، وحدت ادیان، تساهل و تسامح و احترام به مخالفان جانبداری می نماید.
تا نگردى آشنا زین پرده رازى نشنوى گوش نامحرم نباشد جاى آواى سروش سخن سنجان را در شناخت واژگان زبان، چهارگونه آشنایى با لغات و واژه هاست که به چهار عرف لغوى و شرعى و خاص و عام در علم بیان نامبردارند و هر یک را در وضع، حقیقتى و مجازى است. و هرکه خواهد تا به حقائق آثار و دقائق افکار و رقائق اسرارگویندگان و نویسندگان، در بلنداى تاریخ ادب و فرهنگ و حکمت و عرفان، در یک قوم و ملت، یا نحله و طبقه از ادیبان و متشرعان و حکیمان و عارفان پى برد، او راگزیر وگریزى از شناخت این عرفها و آشناییها نیست چه درک و فهم این اشارات است که سرانجام به بشارات ا نجامد. أنکس است اهل بشارت که اشارت داند نکته ها هست بسى، محرم اسرار کجاست2 هرگلى را رنگ و بوى داده اند هر نگارى را به شکلى زاده اند چشم نرگس را خمارین لاله را داغ عشقى بر جبین بنهاده اند 3