فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۵۲۱ تا ۸٬۵۴۰ مورد از کل ۱۷٬۰۲۸ مورد.
اجمال و تفصیل در مثنوی مولوی
حوزههای تخصصی:
رازمندی باد صبا در شعر حافظ(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تحلیل موضوعی داستان حدود معرفت آدمی (فیل) در مثنوی معنوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بار امانت حافظ
حوزههای تخصصی:
رند در دیوان حافظ
منبع:
حافظ مهر ۱۳۸۵ شماره ۳۵
حوزههای تخصصی:
ضرورت گسترش فرهنگ ایرانی و زبان فارسی
منبع:
حافظ مهر ۱۳۸۵ شماره ۳۵
حوزههای تخصصی:
زن در ادبیات کهن
منبع:
حافظ مهر ۱۳۸۵ شماره ۳۵
حوزههای تخصصی:
داستان های تاریخی
حوزههای تخصصی:
دنیای بهتر برای کودکان
« گرال » ، جامی بسان « جام کیخسرو »(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی عرفان تطبیقی و بازتاب اندیشه های عرفان ایران در دیگر فرهنگ ها زمینه ای را فراهم می آورد که از رهگذر آن می توان بنیان باورهای عرفان شرقی و پدیده های نمادین فرهنگ ایرانی را که در قرون وسطی و پیش از آن بر عرفان مسیحیت سایه افکنده باز شناخت. بیشتر این باورها را از چشم انداز آشنایی مغرب زمین با پیشینه های فرهنگ و اساطیر ایرانی، آیین مانی، زرتشت، اسلام و سرانجام دیدگاه های شیخ اشراق آنان سخت گره خورده است، به ویژه دیدگاه های شیخ شهاب الدین سهروردی در قصه...
جامعه آرمانی در نگاه فارابی و سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
" فارابی از پیشاهنگان فلسفه مدنی و طراحی نظریه جامعه آرمانی در عالم اسلامی است. نگارنده بر آن است که دیدگاه های اجتماعی سعدی را با مبانی جامعه آرمانی وی بسنجد. فارابی مدینه فاضله را در چارچوب نظم کلی حاکم بر جهان ارزیابی می کند و هدف جامعه آرمانی را رسیدن به کمال انسانی و دستیابی به سعادت می داند. در این مدینه، پیامبر شایسته ترین فرد برای ریاست جامعه آرمانی است و در غیبت او نوبت به شخص دوم (امام) می رسد و چنانچه امام در جامعه نباشد. شورایی از فرزانگان که دست کم یکی از آنها فیلسوف است جامعه را اداره می کند.
اما سعدی به دنبال برقراری عدالت و رفع ستم است و هر کس به شرط دین ورزی و دادگری می تواند رییس جامعه مطلوب وی شود. در این جامعه، وظیفه سلطان برقراری امنیت و آرامش و داد و دهش است."
شیوه های روایت پردازی در گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
" ساز و کار جهان واقعیتی که سعدی در حکایت های گلستان در پی بیان و تصویر آن است، به همراه ساختار حکایت های پردازی های گلستان، آن را در موضعی کاملا متفاوت و متمایز از کتاب های تعلیمی و حکایت های اخلاقی رایج در ادب فارسی، قرار می دهد. در این نوشتار کوشش شده تا این دو وجه و سایر جلوه های حکایت پردازی های گلستان، به ویژه از منظر چگونگی حضور راویان مختلف و رابطه میان راوی «روایت پرداز» و «کنش گر» ، به بحث واکاوی گذاشته شود. از این رهگذر توجهی خاص و نسبتا مفصل به ساختار حکایت ها از جنبه «زاویه دید» مبذول شده است. بر این اساس راویان روایت ها به پنج دسته تقسیم شده اند:
الف: راوی دانای کل مداخله گر، ب: دانای کل بی طرف، ج: دانای کل محدود، د: اول شخص درگیر، ه: اول شخص ناظر. نتیجه ای که از بررسی آماری که از مجموعه حکایت های هفت باب نخست گلستان به دست آمده است، نشان می دهد.
آمار بیشترین کاربرد متعلق به راوی نوع «الف» است، و راوی نوع «د» کم ترین شمار را به خود اختصاص داده است. افزون بر آن در تحلیل آماری این نکته نیز به اثبات رسید که میزان به کارگیری زاویه دیدهای گوناگون، متناسب با مضمون و محتوای هر باب است و از این جهت رابطه معنی داری میان مضمون هر باب با شیوه روایت پردازی وجود دارد.
"
فزون از خویش
حوزههای تخصصی:
به دشوار نیز نمی توان غیر از مولانا جلال الدین، انسانی را یافت که با هیاتی همچون هر انسان دیگر، دانشی برتر از هرآنچه گفته ایم و شنیدیم و خوانده ایم داشته باشد، او که قرعه فال به نامش زده بودند و دیدگانش به نعیم و ملکی کبیر افتاده بود، از نطق همچون اناری متراکم بر خود می شکافید و همچون موری پر توانو مصر، باری افزون بر تاب انسانی بر دوش می کشید: این مقاله، ملاحظاتی است بر ...
دیوانگی و دیوانه نمایی در ادبیات عرفانی
حوزههای تخصصی:
عشق و محبت و زیبایی؛ یکی از دغدغه های همیشگی بشر بوده و درگیری های دنیایی و فکری با آن داشته است. این موضوعات اساسی، در عرفان نیز تبلور خاصی یافته اند تا آنجا که به عنوان یکی از بحث های عرفان در شاخه های گوناگون آن مطرح گردیده اند. عشق به معشوق، مستغرق شدن در جمال بی پایان نگار ازلی و سر کشیدن جرعه ای شراب نام محبت یار، حالتی به عاشق می دهد که او را از وادی عقل وهوشیاری به صحرای بی کران جنون و سرگشتگی می کشاند و به اصطلاح متصوفه، او را از «صحو» به «سکر» رهنمون می گردد و در بیخودی و مستی و دیوانگی از اثر می ناب وحدت، خود را بیگانه می یابد و رفتار و کرداری از او سر می زند که از عقل بشری و هوشیاری دنیوی به دور است و به حالات مجانین نزدیک تر است و همین امر، باعث به وجود آمدن حالات و کرداری می شود که بیشتر کاویده خواهد شد. این مجانین و مستان الهی در پناه این بیخودی و جنونشان، به زیباترین و ناب ترین ارتباط معنوی و درونی با معشوق یکتای ازلی شان می رسند و چنان به پختگی می رسند که از خودیِ خودشان اثری نمی ماند و آنچه برجا می ماند فقط «او»ست و لاغیر... .