فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۷۴۱ تا ۷٬۷۶۰ مورد از کل ۱۷٬۰۲۸ مورد.
مفاخر فرهنگی ایران از فردوسی و حافظ تا علامه طباطبایی و ...
منبع:
حافظ اسفند ۱۳۸۶ شماره ۴۸
حوزههای تخصصی:
مولوی شناسی: مولوی و مثنوی اش
منبع:
حافظ مرداد ۱۳۸۶ شماره ۴۳
حوزههای تخصصی:
نقش ارتباطات غیر کلامی در داستان پردازی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محور و پایه داستانپردازی مولانا گفتگوست. در بیان چارچوب هر داستان مثنوی، محور و مدار ارتباط، که همانا انتقال مفهومی از ذهنی به ذهن دیگر است، گفتگوی شخصیتهاست که شالوده و ساختمان حکایتها را می سازد؛ اما مولانا در بسیاری از داستانها از نوع ارتباط دیگری هم بخوبی بهره برده است که در علوم ارتباطات و جامعه شناسی امروز از آن به «ارتباطات غیرکلامی» تعبیر می کنند. اینکه چرا وی در بیابان نکاتی دقیق و عمیق به یکباره به این ابزار رو می آورد، نشاندهنده این نکته است که او از تفاوتها و شباهتهای ارتباطات کلامی و غیرکلامی آگاهی کامل داشته است؛ قابل اعتمادتر بودن، استمرار بیشتر داشتن، چند کانالی بودن، مرتبط بودن با فرهنگ، نمادین بودن آن و در عین حال، قاعده مند بودن ارتباطات غیرکلامی و بویژه جلوگیری کردن از سوء برداشتهایی که غالبا در ارتباطات کلامی رخ می دهد از جمله عوامل موثر بسیار مهمی است که مولانا را مخصوصا در مواقعی خاص- که در مقابله بدان پرداخته می شود - به بهره گیری از این شیوه علمی وا می دارد. در این مقاله با بهره گیری از منابع علمی ابتدا منظور از این اصطلاح، اصول ارتباطات غیرکلامی، ویژگیهای آن، شباهتها و تفاوتهای آن با ارتباطات کلامی باز شناسانده می شود. سپس چگونگی استفاده مولانا از این ابزار ارتباطی در مثنوی و بویژه در داستانپردازی آن بازگو می شود. همچنی این نکته مورد دقت نظر قرار می گیرد که در چه مواردی این شیوه ارتباط، بیشتر و بهتر توانسته است پاسخگوی بیان مفاهیم ذهنی مولانا برای مخاطبان او باشد و بیشترین تکیه او در این زمینه شامل چه مواردی بوده است. بیان مصداقها و نمونه های شعری تا اندازه زیادی این الگوی ساختاری داستانپردازی مولانا را روشنتر خواهد کرد. سرانجام در پایان مقاله به نتیجه گیری پرداخته می شود.
نیم نگاهی به بررسی عوامل تاویل پذیری و جنبه های چند معنایی شعر حافظ
حوزههای تخصصی:
طنز سعدی
حوزههای تخصصی:
ادبیات فارسی سرشار از طنز است از متون ادبی گرفته تا متون تاریخی، عرفانی، فلسفی، دینی، علمی و حتی پزشکی و جغرافیایی. در ادبیات طنزآمیز فارسی برخی افراد حرفهای کار کردهاند و برخی غیر حرفهای که هدف گروه اول طنز و شوخی و گروه دوم اهدافی دیگر بوده است. نویسنده این مقاله عقیده دارد که سعدی هم به طور حرفهای و هم به طور غیرحرفهای طنز را به کار گرفته است. سعدی در بخش خبثیات طنزپردازی کاملا حرفهای است که طنز را برای طنز نوشته است. سعدی آثار دیگرش چون: گلستان، بوستان و غزلیاتش را به خاطر طنز ننوشته اما این آثار سرشار از طنز و شوخ طبعیاند. نویسنده در ادامه مقاله انواع سخنان طنزآمیز سعدی را در قالبهای گوناگون بررسی میکند.
عاشقانه های سعدی به زبان تازی
حوزههای تخصصی:
این مقاله ابتدا به جایگاه سعدی در ادب عربی نظر داشته و پس از اشاره به کمیت و درونمایهها و اغراض اشعار عربی او، به عاشقانهها پرداخته شده و از میان جهتگیریهای مختلف شاعر در مقوله عشق، ده مورد بارز انتخاب شده و به همان مناسبت ابیاتی با ترجمه فارسی و تحلیل مختصر ذکر شدهاند.
نگاهی به لالاییهای کرمان
خامه ی خورشید
از عدم تا عدم
از سماع تا وجد
حوزههای تخصصی:
سماع و وجد از امور پسندیده و رسوم اختیاری در نزد صوفیه است که ایشان آن را به اجتهاد خود وضع کرده اند، بنابراین می توان انتظار داشت که علاوه بر معنای ظاهری، پوشیدگی هایی نیز در این رسم و امر باشد. هدف از تدوین این مقاله، دستیابی به این سرّ و نیک فهمیدنِ این رسم است.
در نزد این طایفه، سماعِ درست، شنیدن به حق است و شنیدنِ هر چیز بر پایة حق و حقّانیت آن. این امر بنای آن می گردد که اهل سماع با عنایت به بحث وجد در سه طبقه جای گیرند: طبقة اول ابنای حقایق هستند که در سماع، گفت و گوی خود با حق را می شنوند. ایشان را «واجدان مفتون» خوانند.
طبقة دیگر اهل مناجات اند که به واسطة درک معانی کلام و ابیات، سماع ایشان به گونة خطاب دل ایشان با حق است. ایشان را «واجدان مغلوب» خوانند.
اما طبقة سوم که حقانیّت شان در نزد صوفیه محرز است را فقرای مجرد نامیده اند زیرا سماع ایشان به دلیل بریدن از جملة تعلقات دنیایی، حقیقی و با صفایِ باطن است. صوفیه ایشان را «واجدان منظور» می نامند.
کنسرواتیزم و مشابهت های مضامین «کلیله و دمنه»و «مرزبان نامه» با آن
حوزههای تخصصی:
کنسرواتیزم (محافظه کاری) مکتبی است که بر نابرابری انسان ها با یکدیگر تأکید می کند و آن را انگیزة اصلی سعی و کوشش آدمیان در زندگی می داند. در این مکتب، مالکیت همچون خانواده و مذهب اموری مقدس شمرده می شود. محافظه کاری سلطة دولت را همچون سلطة پدر می داند، به تعبیری می توان اساسی ترین ویژگی محافظه کاری را حفظ وضعیت موجود و احتیاط در نیل به وضعِ مطلوب دانست. گرچه کلیله و دمنه و مرزبان نامه به نمونه و الگویی متفاوت از کنسرواتیزم متعلق است، اما سعی شده است تا امکان تطبیقِ این دو اثر با مضمون یادشده (کنسرواتیزم) در نظر و نگاهی روش شناسانه پی گرفته شود. به نظر می رسد این دو کتاب مملو از مضامینی است که با مفهوم کنسرواتیزم سازگارند.
نگاهی سبک شناختی به واژگان در زبان شعر فروغ
حوزههای تخصصی:
فروغ فرخزاد از چهره های صاحب سبک شعر پارسی است. یکی از وجوه مهم سبک شناختیِ شعرِ او، زبان متمایز شعرهایش است که در هر دو محور عمدة نحو و واژگان برجسته است. این نوشتار، واژگان شعر فروغ را با شیوة توصیف و ارائه آمار بررسی کرده و هم چنین به تبار لغات، دایرة واژگانی، برجستگی واژگان خاصِ مفرد و مرکب و نیز نوع و ساختمان فعلِ اشعار او و پیوند میان سبک واژگانی و عواطف و ذهنیت شاعر پرداخته است.
غزل سعدی به روایت فروغی و یوسفی
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی دو تصحیح مهم و معروف غزلیات سعدی که یکی مربوط به محمدعلی فروغی و دیگری مربوط به غلامحسین یوسفی است، میپردازد. در این بررسی بیش از صدغزل از سعدی در دو تصحیح مورد مقایسه قرار گرفتهاند و نکات اساسی و تفاوتها یادداشت شدهاند. در پایان نویسنده اشاره میکند: تفاوتهایی از این دست در میان نسخه های مختلف تصحیح شده کلیات سعدی ما را به ضرورت رویکرد به تصحیح انتقادی متن کلیات رهنمون میسازد.
دیباچه/سعدی
حوزههای تخصصی:
در این دیباچه نویسنده به بررسی وضعیت ناشناخته دورانشناختی سعدی و نیز دیدگاههای مختلف پیرامون کنکاش آثار سعدی پرداخته و معتقد است که: تاریخچه زندگانی و نیز دورانشناسی سعدی به گونهای ناشناخته در هالهای از شک و گمانها و ظنهایی غریب فرو رفته و تاکنون شواهد و مدارک مستدل و صریح مبنی بر دستیابی به حقیقتی واحد پیرامون وی در تذکرهها و کتب تاریخی و یا آثار خود شیخ یافته نشده است و تمامی آنچه را که از وی باز میشناسیم، حدسها و گمانههایی است مبنی بر برداشتهایی که گاهاً چندان استوار نیز به نظر نمیرسد. عرصه این ناآشناییها و ناشناختگیها تنها به قلمرو دوران شناختی زندگی سعدی و نیز عملکردهای وی محدود نمیگردد، بلکه گسترة وسیعی از ابهامات را نیز پیرامون آثار وی، تردید در تعلق برخی آثار همچون هزلیات به وی، تاریخ سرودن بخشهای مختلف کلیات سعدی، نحوه و ترتیب قرار گرفتن این آثار و... را دربرمیگیرد که بیشک پس از گذر هفت قرن از حیات سعدی اندیشمند، در کشوری که وی را چونان قلهای و ستارهای تابناک در تاریخ تمدن، اندیشه و فرهنگ خویش میدانیم و بیشک علاقهمندان و دلبستگان به وی از شمار خارجند، چندان مطلوب و دلپسند به نظر نمیرسد.
سعدی و تندروان تصوف
حوزههای تخصصی:
نویسنده در این مقاله اشاره میکند که سعدی در تمام آثارش جز «بایزید بسطامی» از هیچ یک از افرادی که در عالم تصوف به تندروی شهرهاند اعم از: حلاج، شمس تبریزی، مولوی و شیخ صنعان نامی نبرده است، حتی کلمات و واژههایی که در شعر قرن 6 به بعد به شدت رواج داشته چون مغ، شطح و طامات و... نیز چندان اسمی به میان نیامده که میتوان آن را نتیجه تفکر یا جهاننگری خاص سعدی است که مظهر اعتدال و میانه روی در هر امری به حساب میآمده است.
نفس و بازتاب آن در مثنوی مولانا
حوزههای تخصصی:
نَفْس مراتب دارد: نفس اماره، نفس لوامه، و نفس مطمئنه. مولانا اصطلاحات نفس سَبُعی و نفس بَهیمی را به کار می برد. مولانا نفس را چون دزدی می داند که طاعات و عبادات ما را از انبار وجودمان می رباید. گاه نفس را به دوزخی تشبیه می کند که خود همچون اژدهاست. او نفس را سرمنشأ تمام گمراهیها می شمارد. قرآن در آیه دوم از سوره «القیامه» به نفس لوامه اشاره و از آن به روح انسانی که دچار لغزش شده تعبیر می کند.
در این مقاله، نویسنده با ارجاع به اشعار مولانا و، همچنین، برخی منابع معتبر انواع نفس را توضیح می دهد و به موازات آن راههای درمان امراض نفس و چگونگی مبارزه با آن را بیان می کند.