فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۶۱ تا ۱٬۸۸۰ مورد از کل ۱۷٬۰۲۸ مورد.
معرفت شهودی در مثنوی مولوی
حوزههای تخصصی:
دو شاخه اصلی معرفت بشری را می توان معرفت فلسفی و معرفت شهودی نامید. معرفت شهودی یا اشراقی که مبتنی بر مشاهده قلبی است، سابقه دیرین دارد و به خصوص در میان شرقیان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. عرفا این شاخه را اصلی ترین شاخه معرفت می دانند.در این مقاله نخست معرفت شهودی یا تجربه دینی تحلیل شده و سپس نظرات مولوی در این باره تبیین شده است. نویسنده پس از تحلیل تجلی خداوند بر دل اولیا و انبیا و انسانهای پاک و تجلی او برجهان به بحث عشق و کشف و ادراک جهان غیب و کشف اسرار نهان پرداخته است.
بررسی و تحلیل کهنالگوی ایمان ابراهیمی در نگاه مولوی و سورن کرکهگور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادب پژوهی ۱۳۸۷ شماره ۵
حوزههای تخصصی:
نگارنده در این مقاله سعی میکند با توجه به اهمیت مولوی و کرکهگور در جهانبینی عرفان اسلامی و مسیحیت؛ نوع قرائت آن دو را در زمینه کهن الگوی ایمان ابراهیمی بررسی و اشتراکات و افتراقات آن دو را در هنگام خوانش این واقعه (متن) نشان دهد. مهمترین اشتراک مولوی و کرکهگور در این زمینه، گذر از سطوح ظاهری واقعه و رسیدن به حقیقت عمل قربانی فرزند است که حاصل نگاه ویژة آن دو در ساحت دینی و فراتر رفتن از ساحت اخلاقی عمل است. مولوی و کرکهگور- علیرغم اختلاف در برخی نکات- با گذر از صورت قصه به ویژگی خود عمل و نتایج آن پرداختند و وظیفة انسان مؤمن را در ساحت دینی تسلیم شدن در برابر خدا میدانند. تسلیم و ایمانی که نوعی حالت دلسپردگی شورمندانه به خداوند است. کرکهگور دربارة عمل قربانی فرزند، چهار تصویر ارائه میکند که نگاه مولوی از میان آنها تا حدودی به تصویر دوم نزدیک است و آن اینکه ابراهیم یقین دارد فرزندش زنده خواهد ماند. ابراهیم بر این اساس رمز خلوص، از خود گذشتگی، تسلیم و توکل، و مظهر عاشقان از جان و مال و فرزند گذشته معرفی شده که در اصل مقاله به صورت تطبیقی بدان خواهیم پرداخت.
جایگاه گی یار در ادبیات تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده: این جستار دو بخش اصلی دارد: بخش اول درباره پیشینه ادبیات تطبیقی در فرانسه و معرفی مختصر ماریوس فرانسوا گی یار و کتاب معروفش ادبیات تطبیقی است. بخش دوم ترجمه تقریظ ژان ـ ماری کاره بر کتاب ادبیات تطبیقی گی یار است که خود از دو بخش تشکیل می شود: اول، مقدمه مؤلفان کتاب مرجع ادبیات تطبیقی چاپ دانشگاه پرینستن بر تقریظ کاره؛ دوم، مقدمه بر ادبیات تطبیقی نوشته ژان ـ ماری کاره. بخش دوم جستار برگرفته از کتاب مرجع ادبیات تطبیقی چاپ دانشگاه پرینستن تألیف دیوید دمراش و دو تن از همکاران اوست. مؤلفان این کتاب که درباره فراز و فرود ادبیات تطبیقی و ادبیات جهان از اروپای عصر روشنگری تا دهکده جهانی امروز است، مقدمه های کوتاه و روشنگری بر مقالات کتاب نوشته اند که ترجمه مقدمه آنان را نیز در اینجا آورده ایم.
تفسیر شعر عقوبت شاملو با استفاده از بینامتن حافظ
منبع:
سالنامه حافظ پژوهی ۱۳۹۸ دفتر ۲۲
1-18
حوزههای تخصصی:
سیمای ابراهیم بت شکن در آینه مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیمای ابراهیم در مثنوی علاوه بر مقام نبوت ‘ سیمای عارف کاملی است که در مبارزه با بت نفس ‘ الگوی سالکان و مریدان بحر صفا گشته است . مولوی در داستان ابراهیم با توجه کامل به اشارات و دقایق قرآنی ‘ به ذکر سرگذشت شیخ کاملی می پردازد که در میدان نظر و عمل سربلند و پیروز ‘ مراحل فنای فی الله را پشت سر می گذارد و با اطمینان کامل به مرحله شهود بقا نایل گردیده و به مقام خلیل اللهی می رسد . ابراهیم از نگاه مولانا بیانگر سیر تخلی و تحلی و تجلی عارف است .
انواع «ی» در زبان فارسی و دشواری های ترجمة آن به عربی
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث مهم دستور زبان فارسی که نقش به سزایی در روند کار ترجمه بین دو زبان فارسی و عربی، بازی می کند، چندگونگی «ی» در این زبان است. شاید کمتر زبانی را بتوان یافت که در آن یک حرف تا این حد دارای کارکردهای متنوع و مختلف باشد؛ کارکردهایی که غالباَ کمترین هم پوشی را با هم داشته و کاملاَ با هم متفاوتند. پژوهش حاضر بر آن است تا با ذکر چگونگی مشکل آفرینی این تنوع در نمونه های واقعی ترجمه، تمامی انواع «ی» را ذکر کرده و معادل عربی آن ها را مشخص کند، کاری که به نظر می رسد تا به امروز مورد غفلت واقع شده است. مهم ترین یافته های این پژوهش که با روش تحلیلی- توصیفی نگاشته شده است بیانگر آن است که تنوع «ی» در زبان فارسی دشواری هایی را در امر ترجمه به وجود می آورد که بیشتر ناشی از خلط انواع «ی» و عدم تمییز بین آن ها است.
دوگانگی شخصیت در شعر حافظ(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
نخستینه ها در شاهنامه ی فردوسی
حوزههای تخصصی:
اقتضای حال، زبان رمزی و تاویل شعر عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله در پی تبیین کیفیت درک معنی سخن و عواملی است که درک مشترک معنی را دچار اختلال می کند. به نظر نویسنده علت اختلال در فرآیند ادراک معنی سخن، یا فاقدِ مصداقِ تجربی بودن سخن است که این وضع ناشی از پیدا نکردن مدلولی قابل قبول در حیطه تجربه بنابر معنای زبان شناختی ثابت و همیشگی سخن است و یا برای معنی زبان شناختی سخن می توان مصداقی تجربی پیدا کرد؛ اما بافتِ بیرونیِ حاکم بر سخن مانع قبول مصداقِ ناشی از معنی درونی یا معنی زبان شناختی کلام می شود. در این هر دو صورت برای آن که از سخن معنیِ قابلِ قبولی درک کنیم که فرض می کنیم متکلم یا نویسنده آن را اراده کرده است، دست به تاویل سخن می زنیم؛ یعنی خود را از اقتدار نشانه ها که معنی از پیش قراردادی شده خود را بر ما تحمیل می کنند، آزاد می کنیم و به نشانه ها معانی خود را تحمیل می کنیم. به عبارت دیگر بر نظام نخستین و جبری کلام، نظامی ثانوی بنا می کنیم که در این نظام، نشانه ها از بار ذهنیت ما سرشار می شوند. فرآیند معنی بخشیدنی از این دست به متن، به معنی تلقی کردن نشانه ها در مقام رمز و تاویل پذیری متن است. نظام تک معناییِ زبان که از این نظرگاه در هم می ریزد و در نتیجه چند معنایی جانشین تک معنایی جانشین تک معنایی می گردد، شیوه تازه ای از خواندن ایجاد می کند که خصلتِ معنی زاییِ جانشینِ معنی پذیریِ متن از اسباب اصلی آن است. این مقاله با ارائه نمونه هایی در پی اثبات مطالبی از این دست و شیوه برخورد با متن هایی از این نوع و نگاهی از این دریچه به شعر کلاسیک فارسی است.
سراپا؛ یکی از انواع ادبی غریب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گاه از اعماق واکاوی های تحقیقی در انواع مشهور و رایج ادبیّات فارسی، بعضی انواع غریب ادبی از زیر آوار فراموشی رخ می نمایاند؛ انواعی که در دوره های خاصّی از ادوار گذشته، از رواجی و اقبال شایانی برخوردار بودند. یکی از این انواع ادبی، «سراپا»ست. با بررسی این نوع و پیش زمینه های تاریخی و جغرافیایی اش، می توان به پاره ای از دلایل اصلی محبوبیّت آن ، بویژه در دورة سبک هندی پی برد. در این مجال کوتاه ، لاجرم تمرکز عمدة نگارنده بر یافتن و معرّفی مختصر سراپاها و تحلیل ساختار ادبی و وجوه بلاغی این نوع ادبی است. هرچند به تناسب حال و مقام، اشاره وار از بن مایه ها و زمینه های اجتماعی - فرهنگی آنها مثل جنس کاوی وجمال شناسی معشوق هم سخن به میان خواهد آمد.
بررسی مآخذ برخی از اندرزهای شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه به اندرز و اندرزگویی در ایران قدمتی به درازای تاریخ دارد، به طوری که در میان قدیمی ترین آثار باقی مانده از ایران باستان، می توان شاهد حضور پندها و اندرزها بود.
این سنّت در دوران اسلامی ادامه یافته و به موجودیت خود تا روزگار ما نیز ادامه داده است و در این مسیر تقریباً طولانی، بسیاری از ادیبان و بزرگان ایرانی بدان روی آورده و در این زمینه آثاری گرانقدر از خود به یادگار نهاده اند.
یکی از بزرگترین شاعران ادبیات فارسی که به مقوله پند و اندرز توجّه خاصی داشته، ابوالقاسم فردوسی است، وی در شاهنامه برای پند و اندرز جایگاه ویژه ای قائل شده و ابیات شیوا و پر مغز فراوانی را در این زمینه از خود به یادگار نهاده است که از دیرباز مورد استقبال عامه مردم قرار گرفته اند، و این البته جدای از اندرزهای بی شماری است که در متن داستان های شاهنامه وجود دارد و از زبان شخصیت ها بیان می شوند.
این تحقیق بیش از هر چیز دیگری می کوشد تا آبشخورهای فکری پاره ای از اندرزهای شاهنامه را بر ما معلوم گرداند و در این راستا شماری از کتاب ها و اندرزنامه های پهلوی نظیر اندرزهای آذرباد مارسپندان، جاویدان خرد، پندنامه ی بزرگمهر و اشعار چند شاعر ماقبل فردوسی همچون رودکی به عنوان منابع تأثیرگذار بر اندرزهای شاهنامه معرفی شده اند.
بررسی فونت های یونی کد رایانه ای فارسی و عربی (عنوان عربی: دراسة فونتات یونی کد الفارسیة والعربیة فی الحاسوب)
حوزههای تخصصی:
پس از ورود رایانه به کشور، در زمینه ایجاد الگوی چیدمان استاندارد حروف فارسی بر روی صفحه کلید و نیز ایجاد فونت های استاندارد، متولی معتبر و واحدی وجود نداشت، در نتیجه، شرکت ها و موسسات مختلف به دلیل نیاز بازار و خواسته های رو به گسترش جامعه، به ابداع خود، الگوی های مختلفی همانند استانداردهای غیر رسمی ویندوز 1256، ایران سیستم، پانیذ، سایه و فارسی سازهای مختلفی را که اغلب متاثر از زبان و خط عربی بودند، به عنوان طرح حروف صفحه کلید و فونت ارایه کردند و از این نظر لطمات شدید و زیانباری به زبان و متون فارسی و نیز پایگاه های اطلاعات ملی و اداری و علمی وارد شد.به عنوان مثال، اگر گنجینه های ادب فارسی، همانند شاهنامه، با فونت های فارسی رایج و کد پیچ های مقتبس از عربی ذخیره شود و کسی بخواهد دنبال مصرعی شامل حرف «ی» بی نقطه فارسی بگردد، به دلیل وجود «ی» نقطه دار عربی هیچ موردی پیدا نمیکند، چرا که شاهنامه فارسی به سهو و ناخواسته به صورت عربی ذخیره شده است.در مقاله حاضر ابتدا درباره این تنگنا بحث، سپس پیشنهاد شده که راه حل گریز از آن، ایجاد، توسعه و استفاده از فونت هایی است که بر اساس یونی کد و استاندارهای موسسه تحقیقات صنعتی ایران تهیه شده اند، آنگاه با مقایسه فونت های رایج و برشمردن نقاط ضعف آنها نتیجه گرفته شده است که در صورت ادامه رویه فعلی، تمامی متون دیجیتال فارسی، اعم از گنجینه های ادبی، پایگاه های اطلاعاتی، متون علمی و... با بحران اسفناکی روبه رو خواهند بود.چکیده عربی:اعتبر المفکرون منذ أمد بعید تطور الثقافة البشریة وحضارتها، نتیجة لاختراع الخط، وتثمل الفونتات فی العصر الحدیث أساس النصوص الرقمیة. أصبحت اللغة الفارسیة، وللأسف الشدید، مهجورة بالنسبة إلی اللغات الأخری، فی عصر التقنیة المعلوماتیة بحیث لایتناسب بناؤها مع بعض برامج الشبکة والإنترنت بل توجد فونتات قلیلة عنها لاستخدامها فی المواقع والعرض الرقمی للنصوص. بعد أن دخل الحاسوب الوطن لم یکن هناک مرکز خاص موثوق به لتقدیم نموذج موحّد لوضع الحروف الفارسیة علی لوحة المفاتیح؛ الأمر الذی أدّی إلی ظهور النماذج المختلفة من قبل الشرکات المهتمة، کالمقاییس غیر الرسمیة لویندوز 1256، وایران سیستم، وپانید، وسایه، نتیجة لاحتیاج السوق، وطلبات المجتمع المتزایدة، غیر أن تلک النماذج کانت متأثرة باللغة العربیة، والخط العربی. یحاول هذا المقال تقدیم حلول للخرج من هذه الأزمة کما یحث علی إیجاد، وتطویر، واستخدام الفونتات التی أعدت علی أساس الیونیکد، ووفقا لمقاییس مؤسسة الدراسات الصناعیة فی إیران، وأخیرا یقارن المقال بین تلک الفونتات، وأخواتها الرائجة المستخدمة، لیعبّر عن الأزمة المؤسفة التی ستواجها کافة النصوص الرقمیة الفارسیة من الکنوز الأدبیة، والمواقع المعلوماتیة، والنصوص العلمیة، وغیرها إن استمرّ الأمر هکذا.
مقایسة ساختارهای منطق الطیر مثنوی معنوی و بوستان
حوزههای تخصصی:
در این مقاله نویسنده به مقایسه ساختارهای سه منظومه منطقالطیر عطار، مثنوی مولانا و بوستان سعدی پرداخته و به وجوه اشتراک و تفاوتهای موجود میان این سه منظومه اشاره نموده است. وجوهی چون حضور دو جزء عمده در سه منظومه همچون گفتارهایی در بیان نظری افکار و نیز حکایات و تمثیلهایی برای مصور ساختن آن افکار، وجود اندیشهورزی در هر سه منظومه با ویژگیهای خاص و منحصر به فرد در هر یک.
مقدمه ای بر ادبیات کودکان و نوجوانان (1): (شناسایی ادبیات کودکان و نوجوانان)
حوزههای تخصصی:
بررسی تطبیقی اسطوره ی آب در اساطیر ایران و هند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسطوره، تفکر و واکنش نخستین انسان، در برابر وقوع حوادث طبیعی است و چون این مردم در شناخت عوامل این حوادث دچار ابهام بودند، عکس العمل آن ها نسبت به آن وقایع، همراه با ترس بوده است. همین ترس باعث میشد که آنان برای هر پدیدهای خدایی فرض کنند تا با پناه بردن به آن، از شرّ حوادث ایمن شوند. شکل گیری اسطورهها در جوامع بشری بر مبنای همین اصل استوار بوده است و به همین دلیل در اسطورههای ملل مختلف، شباهتهایی دیده میشود. در میان اسطورههای ملل، اساطیرایران و هند به دلیل وجود اشتراکات فرهنگی، دارای بیشترین شباهتها هستند. در این پژوهش سعی شده است که عنصر آب در اسطوره های ایران و هند به طور تطبیقی بررسی شود. بررسیهای انجام شده نشان میدهد که آب در اسطورهی آفرینش هر دو قوم، جزو نخستین آفریدههای مادی است و این به خاطر اهمیت این عنصر حیات بخش در زندگی آنان بوده است.
کاستیهای خط فارسی و پیامدهای آن در آموزش زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نوشتار حاضر با قبول این واقعیت که زبان قدمتی بس دیرینه داشته و در اصالت و تقدم آن بر خط جای شبهه نیست نگارنده فرض بر این نهاده که در طول فرایند یادگیری – یاددهی زبان فارسی ( به ویژه در پایه های ابتدایی ) برخی از دشواریها بروز می نماید که رابطه چندانی با هوش و تواناییهای یادگیری و فراگیران ندارد ‘ بلکه بخش اعظم مشکلات ریشه در کاستیهایی دارد که به علتهای مختلف زبان فارسی را ( همانند بسیاری از دیگر زبانهای دنیا ) مخدوش و آموزش این زبان را با مشکلاتی مواجه می سازد .
مشابهاتِ حماسه ارمنیِ دلاورانِ ساسون و شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حماسه دلاوران ساسون مهم ترین و معروف ترین اثر حماسیِ ارمنیان است که به رغمِ تأخّرِ زمانِ تدوینِ مکتوب آن (سده شانزدهم میلادی) ظاهراً سابقه هزار و صد ساله دارد و چندین سده به صورت شفاهی نقل می شده است. این اثر در چهار بخش به سرگذشت و روایاتِ چهار نسل از پهلوانان شهرِ ارمنیِ ساسون با نامهای ساناسار و باغداسار، مهر، داوید و مهرِ کوچک می پردازد. میان داستانهای این متن و شاهنامه فردوسی حدّاقل بیست و هشت بن مایه و مضمونِ مشترک و مشابه دیده می شود که عبارت است از: 1. آب چشمه مقدّس 2. آزمایش خردِ کودک 3. آزمون ازدواج 4. اسب مخصوصِ پهلوان 5. الگوی چند خان 6. بازوبندِ محافظ 7. بسیارخواریِ پهلوان 8. پانزده سالگی و بلوغ 9. پهلوان بانو 10. پیشگامی دختر در عشق ورزی 11. تن شویی در خون 12. خودکشیِ همسر پس از مرگ شوهر 13. دیو سپید 14. رزم افزارِ ویژه پهلوان 15. رشد سریع پهلوان 16. روییدن گل از خون 17. رویین تنی 18. فرو رفتن پای پهلوان در زمین 19. قدرت نمایی با فشردن دست 20. کام خواهی نامشروع 21. کشاندنِ زن، پهلوان را به سرزمین خویش 22. کشته شدن پهلوان به نیرنگ نزدیکان 23. نبرد پدر و پسر 24. نبرد پهلوان با اژدها و رهانیدنِ دختر 25. نبرد پهلوان با دیو در غار 26. نژاد آبیِ پهلوان 27. نعره سهمناک 28. نوشیدن خون دشمن. به استناد قراینی مانند پیشینه طولانیِ نفوذِ نامها و داستانهای شاهنامه ای در ارمنستان و آشنایی ارمنیان با حماسه ملّی ایران، ذکر نام دیو سپید در حماسه ارمنی، مشابهاتِ جزئیِ داستان داوید و مهر در این حماسه با رستم و سهرابِ شاهنامه و... احتمال دارد برخی از موضوعات و عناصرِ داستانیِ روایات ارمنی در فاصله مرحله تکوین و تدوینِ کتبی آنها از شاهنامه تأثیر پذیرفته باشد.
نقدِ فضای گفتمان استعماری در سفرنامه های زنان غربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش نقد تقابل ها و تنش هایی است که در سفرنامه های زنان غربی به چشم می خورد. ژانر سفرنامه نویسی همیشه در حاشیه پژوهش های ادبی بوده و در این میان ، سفرنامه های زنان به لبه های بیرونی این حاشیه رانده شده است. چون در جوامع مردسالار ادبیات زنان از جایگاهی که ادبیات مردان از آن برخوردارند، همواره محروم بوده است. زنان غربی که از منظر نژادی در جرگه استعمارگران و از منظر جنسیتی در جرگه استعمارشدگان قرار داشتند نمی توانستند همانند مردان از موضع قدرت سخن بگویند و بدین سان در تقابل گفتمان استعمار و گفتمان زنانگی جایگاهی متزلزل و نامطمئن داشتند و تنش ها و تعاملاتی را در متون خود به تصویر می کشند که غالبا در متون سفرنامه های مردان غربی به چشم نمی خورد. ردپای این تنش ها را می توان در تصاویری که سیاحان زن غربی از شرق ارائه می دهند دنبال کرد و نقش آنها را در شکل گیری هویت و جایگاه زنان انگلیسی در گیر و دار تضاد بین گفتمان استعمار و گفتمان زنانگی در قرن نوزده بررسی کرد.