ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۰۲۱ تا ۱۷٬۰۴۰ مورد از کل ۱۷٬۰۴۰ مورد.
۱۷۰۲۱.

بررسی تطبیقی کارکرد های جادویی سیب در گزیده ای از قصه های فولکلور ایرانی و اروپایی بر پایه نظریه ولادیمیر پراپ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۶۷
این نوشتار به بررسی تطبیقی کارکردهای جادویی سیب در قصه های فولکلور ایرانی و اروپایی بر پایه نظریه ریخت شناسی ولادیمیر پراپ می پردازد. پژوهش بر اساس تحلیل ساختاری پراپ و کدگذاری خویشکاری ها، با بهره گیری از شاخص های آرنه–تامسون و مارزلف، انجام شده است. داده ها از منابعی چون فرهنگ افسانه های مردم ایران و قصه های برادران گریم گردآوری شدند. تحلیل روایت ها نشان می دهد سیب در هر دو فرهنگ دارای کارکردهایی مشابه، از جمله آبستن کنندگی، جوان کنندگی، و دگردیسی است، اما تفاوت های معناداری نیز دیده می شود. در قصه های ایرانی، سیب اغلب نماد حیات و باروری است (برای نمونه با نقش درویش به عنوان بخشنده)، در حالی که در قصه های اروپایی بر جنبه های درمانی یا فریبندگی آن تأکید شده است. یافته ها نشان می دهد سیب در قصه های ایرانی عمدتاً با تیپ های 303 و 550* (باروری) و در قصه های اروپایی با تیپ های 301 و 408 (نجات قهرمان) همخوانی دارد. این اشتراکات و تفاوت ها ریشه در اسطوره های مشترک و مؤلفه های فرهنگی خاص هر منطقه دارند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که سیب به عنوان بن مایه ای فرافرهنگی، هم در اسطوره ها و هم در قصه های فولکلور نقشی کلیدی ایفا می کند. با وجود شباهت در ساختار روایی، کارکرد آن تحت تأثیر جهان بینی هر فرهنگ شکل می گیرد. این مطالعه می تواند به درک بهتر اشتراکات ادبیات شفاهی و بازتولید این نماد در رسانه های معاصر یاری رساند.
۱۷۰۲۲.

شیوائیسم و عرفان اسلامی در درّه کشمیر: با تکیه بر مقایسه اندیشه های لِلّادِد و شیخ نورالدّینِ رِیشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۰
دره کشمیر، یکی از مناطق مهم فرهنگی و دینی در آسیا محسوب می شود که همواره سکونتگاه ادیان مختلف، ازجمله شیوائیسم کشمیری و اسلام بوده است. پژوهش حاضر، به شیوه توصیفی-تحلیلی، به تبیین آرای لِلّادِد به عنوان یکی از شخصیت های مهم آیین شیوائیسم کشمیری و نیز شیخ نورالدّین رِیشی، و مقایسه اندیشه های آن دو پرداخته است. آرای عرفانی للّادِد و نورالدّین را می توان به صورت کلی در سه حوزه خداشناسی، سلوک عملی و رویکرد اجتماعی دسته بندی کرد. نتایج پژوهش حاکی از تعامل و ارتباط شیخ نورالدّین رِیشی با للّادِد است؛ چنان که نورالدّین از واژه «دِوا» و اسم «شیوا» که خدای اصلی آیین شیوایی است، در کنار لفظ «الله» استفاده کرده است. همچنین برخی عبارات مشابه در اشعار هردو شخصیت دیده می شود. البته مضامین مشترک دیگری در اشعار نورالدّین و للّادِد وجود دارد که مختص آیین شیوائیسم کشمیری و طریقت رِیشیّه نیست؛ بلکه در سایر سنت ها و طریقت های عرفانی نیز چنین اندیشه هایی وجود دارند. ازجمله این اعتقادات می توان به ریاضت های شدید، ترک خانواده، تجرد، امتناع از مصرف گوشت، آزار نرساندن به حیوانات، مراقبه، سیر انفسی، سیر و سلوک، انتقاد از ظاهرپرستی و توجه به باطن اعمال، و روحیه تسامح و مدارا با دیگران اشاره کرد.
۱۷۰۲۳.

معیارهای ساخت «نام» در رمان های فانتزی کودکان بر مبنای نقد تکوینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۲
فانتزی، گونه ای ادبی مبتنی بر تخیل است که در ادبیات کودکان جایگاه مهمی دارد. دنیای کودکان محل به کارگیری حواس پنج گانه است و خلق آثار تخیلی و وهمی درک پذیر برای کودکان، امری تخصصی و پراهمیت است. بسیاری از نویسندگان فانتزی به اقتباس و بازنویسی آثار کهن می پردازند و بسیاری از آنان دست به خلق آثاری بر اساس ادبیات کهن همچون شاهنامه ی فردوسی می زنند و نام شخصیت های فانتزی داستان خود را از همین آثار می گیرند. بعضی از نویسندگان، به تألیف داستان فانتزی می پردازند، اما برای نام گذاری شخصیت های فانتزی داستان خود حساسیت خاصی نشان نمی دهند و نام های پرکاربرد را انتخاب می کنند. اما ازآنجاکه داستان های فانتزی نیازمند جنبه ی نوآوری و هیجان هستند، روش نام گذاری خارق العاده ی شخصیت های فانتزی می تواند بر این جنبه بیفزاید. در نقد با رویکرد تکوینی، منتقد به عواملی همچون: تاریخ، محتوا و ساختار متن توجه می کند، باتوجه به این رویکرد می توان معیارهای نام گذاری در رمان های فانتزی کودکان را بررسی کرد. این پژوهش با هدف کیفیت بخشی به خلق رمان و داستان های تألیفیِ فانتزیِ ایرانی برای کودکان انجام گرفته است و با پردازش کیفی و تحلیل محتوای آثار برگزیده ی جشنواره های کشوری با روش فیش برداری و نقد تکوینی به این نتیجه می رسد که اگرچه اسامی فانتزی در داستان های برگزیده ی کودکان در نگاه اول، بی معنا و مبتدی به نظر می رسند، اما قوانینی مانند معناپذیری همراه با هنجارگریزی، نقش پذیری و رعایت اصول دستور زبان در این نام گذاری ها، بر اساس قوانین فانتزی است و عواملی همچون تغییر دوره ی مکاتب ادبی و محدودیت بینامتنی در آن ها تأثیرگذار است.
۱۷۰۲۴.

بررسی تداخلات فرهنگی در مشارکت سیاسی مردم افغانستان در دوره جمهوریت؛ روایتی از پیچیدگی های نقش قومیت، مذهب و تحزب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۶۱
این پژوهش با هدف مطالعه نقش عوامل فرهنگی در مشارکت سیاسی مردم افغانستان انجام شده است. با توجه به برگزاری چهار دوره انتخابات در دوره جمهوریت در افغانستان بین سال های 2001 تا 2021، عوامل مختلفی در مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری این کشور نقش داشته اند که در این میان در بستر فرهنگی متنوع افغانستان، مؤلفه های قومی و مذهبی بیش از همه کیفیت مشارکت سیاسی مردم را تعیین کرده اند. داده های این پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شده و سپس به روش گرندد تئوری، کدگذاری، و مضامین آن ها استخراج و تحلیل شده است. مطابق با یافته های این پژوهش، بستری که در فراخور یک فرهنگ سیاسی قومی که در تمامی سطوح جامعه افغانستان شکل گرفته، در کنار عللی چون عملکرد ضعیف دولت و مداخله عواملی ناشی از عملکرد منفی نهادهای سیاسی، باعث شد تا راهبرد ملت افغانستان در واکنش به این شرایط، عدم احساس تکلیف در قبال آینده سیاسی کشور، قطع امید، و یأس نسبت به عملکرد دولت باشد. پیامد این فرایند نیز این بوده است که تداوم این شرایط غیردموکراتیک و مردم گریز باعث استحکام روزافزون ریشه های استبداد در این کشور شد که ضمن نبود بستر اجتماعی لازم و ضعف ساختاری برای رسیدن به دموکراسی، شرایط حاکمیت مجدد طالبان را فراهم کرد.
۱۷۰۲۵.

تحلیل آیکونوگرافیک نگاره جهانگیر و ملک عنبر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۷
جهانگیر از جمله پادشاهان گورکانی است که نگاره های بسیاری از وی توسط نقاشانی چون مانوهر و ابوالحسن کشیده شده و در نقاشی های موجود، وی بعنوان فرمانروای بزرگ معرفی شده است. از جمله این تصاویر، نگاره جهانگیر و ملک عنبر است. جهانگیر در این نگاره روی کره زمین که روی گاوماهی قرار دارد، ترسیم شده است؛ از آنجا که در این نگاره، ابوالحسن از نمادهای اسطوره ای و نمادین استفاده کرده است، این پژوهش به دنبال پاسخ به این سوال است که استفاده از روایات اسطوره ای و نشانه های نمادین در نگاره مرگ ملک عنبر چگونه قابل تبیین است و چه معنایی را در بر دارد؟ هدف این پژوهش خوانش و دریافت معنای نهفته در نگاره است، بنابراین به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از دیدگاه امیل مال نگاره مذکور تحلیل می گردد. شیوه جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای است. یافته های پژوهش نشان می دهد جهانگیر در این نگاره بعنوان فرمانروایی نشان داده شده است که به دنبال حفظِ آرامش، عدالت و تعادل زمین است. ملک عنبر نیز شخصی است که نابودی وی به آرامش زمین و عدالت منجر شده است. قرارگیری جهانگیر در سمت راست و عنبر در سمت چپ، استفاده از پرندگان و نقوش نمادین در کنار پیکره ها به بیان این معنا کمک کرده است.
۱۷۰۲۶.

در جستجوی سفر یک بیت: از شیراز تا قاهره(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۸
مطلع (بلبلی خون دلی خورد و… ) از غزل ۱۳۴ خواجه شیراز، تمثیل و نمادی از این حقیقت است که زندگی آدمی در مسیر دست یابی به معشوق، همراه با درد، رنج، جدایی و فراق است؛ چراکه به ناگه دشواری ها و تلخی های روزگار، آرامش و شادی را از او گرفته و معنی آن را به پریشانی، رنجوری و تلخی مبدل می سازد. این مطلع زیبا، از دیرباز با استقبال برخی از شاعران ادب فارسی نیز همراه بوده است،اما در روزگار معاصر و فراتر از مرزهای ایران، مورد اقتباس نویسنده مشهور مصری و برنده جایزه نوبل ادبیات؛ یعنی نجیب محفوظ قرار گرفته است. محفوظ در مجموعه «حکایات حارتنا» این بیت را چهار مرتبه در سه داستانک شماره (1) و (4) و(78)به کار برده است.یافته های پژوهش، بیانگر این است؛ اگرچه کاربرد نمادین و تمثیلی این مطلع در سه داستانک مذکور به ژرفای غزل حافظ نمی رسد، اما درعین حال، بیانگر آشنایی او با ادب پارسی و نیز فرهنگ ادبی گسترده و توانایی فنی ایشان در کاربرد نمادین آن مطلع براساس سبک خود و گریز به پرسش ها و اندیشه های نویسنده در باب دین و معمای هستی است. در این پژوهش، ضمن بررسی راه های چگونگی آشنایی محفوظ با غزلیات این سخن-سرای نامدار ایرانی به تحلیل اهداف و شیوه نویسنده در کاربرد این مطلع شعری می پردازیم
۱۷۰۲۷.

آتشِ خاموش نشدنی: واکاوی حسرت در عرفان و مواجهه هوش مصنوعی مولد با آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۵
باتوجه به توانمندی هوش مصنوعی مولد در تحلیل داده ها، سنجش رویارویی این ابزار با مفاهیم پیچیده متون عرفانی، می تواند در شناخت و شیوه بهره مندی از آن یاریگر باشد. هدف اصلی این نوشتار آن است که با روش توصیفی تحلیلی و بهره گیری از یکی از برنامه های کاربردی مبتنی بر هوش مصنوعی، یعنی «چت جی پی تی»، به بررسی یکی از مؤلفه ها و گزاره های عرفانی، یعنی حسرت، بپردازد. ازاین رو، با مقایسه آنچه این ابزار درخصوص حسرت عرفانی ارائه می دهد، با نتایج مطالعات کتابخانه ای و سندکاوی انجام شده در این زمینه، به واکاوی میزان توانمندی ابزار هوش مصنوعی «چت جی پی تی» در مواجهه با گزاره های عرفانی می پردازد و میزان تسلط آن در فهم نمادهای عرفانی را درک و ارزیابی می کند. نتایج حاصل از این پژوهش، نشان می دهد که ابزار هوشمند چت جی پی تی، درک دقیق و بسیار درستی از مفهوم حسرت، بر مبنای آموزه های عرفانی ارائه داده است. تسلّط هوش مصنوعی بر مبنای عرفانی و درک ابعاد مختلف مفهوم حسرت از نظر عارفان، حائز اهمیت است و می تواند در لایه های زیرین متن، واکاوی شود. این ابزار توانسته است براساس مؤلفه هایی که در قالب مفاهیم عرفانی حسرت، آتش اشتیاق، فنا، وصال و بقا به آن داده شد، به ارزیابی بسیار دقیقی بپردازد. ازآنجاکه بهره گیری از این ابزار، روزبه روز گسترده تر می شود و با پیشرفت علم و فناوری، توانمندی آن نیز افزایش می یابد؛ ازاین رو، لزوم توجّه به بهره گیری از این امکانات در پردازش و ادراک متون عرفانی ضروری تر به نظر می رسد.
۱۷۰۲۸.

خوانش حکایت «دوستی کبوتر و زاغ و موش و باخه و آهو» از کلیله و دمنه بر پایه ی ویژگی های داستانی فبک، با نگاهی انتقادی به بازنویسی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۵
کلیله و دمنه که در زمره ی ادبیات تعلیمی فارسی قرار دارد، کتابی سرشار از آموزه های اجتماعی، سیاسی و اخلاقی در قالب حکایت هایی از زبان حیوان هاست. قابلیت های بالای این کتاب و مضامین گوناگون و پر مغز آن سبب شده است تا بازنویسی ها و اقتباس های بسیاری از آن صورت گیرد و در حوزه های دیگر نیز کاربرد داشته باشد. یکی از این حوزه های نسبتاً جدید، آموزش فلسفه به کودکان (فبک) است. پژوهش حاضر که با روش توصیفی تحلیلی صورت گرفته است، حاصل بررسی حکایت «دوستیِ کبوتر و زاغ و موش و باخه و آهو» بر اساس معیارهای داستانی فبک و نیز ادبیات کودکان و نوجوانان است. طبق یافته های پژوهش، این حکایت با داشتن مؤلفه هایی نظیر: پیرنگ قوی، گره افکنی و گره گشایی، شخصیت پردازی، جزئیات و توصیف های داستانی در سطح ادبی، مطابقت موضوع و درون مایه با روحیه ی مخاطب کودک در سطح روان شناختی و نیز الگوی گفت وگوی استدلالی و کندوکاوپذیری در سطح فلسفی، از قابلیت بسیار بالایی برای آموزش فلسفه به کودکان برخوردار است. تحلیل و بررسی بازنویسی این حکایت در مجموعه ی داستان های فکری برای کودکان ایرانی، برمبنای معیارهای داستان فلسفی نشان می دهد نویسندگان نتوانسته اند از قابلیت ها و ظرفیت بالای این حکایت به شایستگی استفاده کنند و اثر مقبولی برای استفاده در کلاس های فبک ارائه دهند.
۱۷۰۲۹.

آوارگی زبان و تبعید ذهن: تحلیلی تطبیقی در باب واسازی زبان در شعر یدالله رؤیایی و سلیم برکات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۵
بررسی چگونگی استحاله تجربه تبعید به یک بحران معرفت شناختی در زبان، در آثار دو چهره ساختارشکن شعر مدرن، یدالله رؤیایی (معمار «شعر حجم» فارسی) و سلیم برکات (از نوآوران برجسته شعر عرب) درونمایه اصلی پژوهش حاضر است. پرسش محوری آن است که چگونه آوارگی فیزیکی و ذهنی، این دو شاعر را به پروژه ای بنیادین برای واسازی زبان سوق داده است. با به کارگیری نظریه ساختارشکنی دریدا، به ویژه نقد «کلام محوری» و منطق «تفاوت-تأخیر»، می توان دریافت که رؤیایی و برکات، زبان را از رسانه ای برای بازنمایی واقعیت به فضایی خودارجاع، آواره و خودبسنده بدل کرده اند. در این ساحت نوین، کلمات از سلطه مدلول های ثابت رها شده و در شبکه ای بی مرکز از دلالت های معلق و لغزان به بازی درمی آیند. نکته اساسی و مهم در این میان آن است که هر دو شاعر از دو مسیر متضاد به این هدف دست می یابند: رؤیایی با راهبرد مینیمالیستی «شعر حجم» و تهی سازی فضا، و برکات با رویکرد ماکسیمالیستیِ انباشت اساطیر شخصی و واژگان کهن. همگرایی این دو رویکرد به خلق یک «شعر-شیء» می انجامد که دیگر نه «روایتی از تبعید»، بلکه خودِ «تجسم مادی و زبانیِ» آن است؛ زبانی که خود به وطن ویران شده ای بدل می شود و تنها امکان سکونت در آن، بازسازی مداوم ویرانه هایش است.  
۱۷۰۳۰.

تحلیل موقعیت فاوستی در منظومه «خانه سریویلی» اثر نیما یوشیج در افق اندیشه اگزیستانسیالیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۴
این مقاله بارویکرد تطبیقی-تحلیلی به بررسی مفهوم موقعیت فاوستی در منظومه بلند «خانه سریویلی» اثر نیما یوشیج می پردازد. مسأله اصلی پژوهش آن است که چگونه نیما، در مواجهه شاعرانه با یکی از مهم ترین تمثیل های ادبیات غرب یعنی فاوست گوته، به بازتعریف تقابل انسان و شیطان می پردازد و از کلیشه اغوای بشر فراتر می رود. از خلال خوانش میان متنی و برپایه عناصر روایی چون ورود شیطان، ساختار دیالوگ و مناسبات اخلاقی شخصیت ها نشان داده می شود که فاوست در جست وجوی معنا به اغوا تن می دهد و در برابر مفیستوفلس سقوط می کند، درحالی که سریویلی، با آگاهی اگزیستانسیال و ایستادگی اخلاقی فریب نمی خورد و کلام شیطان را نیز به چالش می کشد. روش تحقیق کیفی_تفسیری است و تحلیل برپایه تطبیق موقعیت های روایی دو اثر، درون مایه های متافیزیکی و گفتمان فلسفی مقاومت در برابر شر انجام گرفته است و یافته های این مطالعه حاکی از آن است که نیما، با بهره گیری ضمنی از الگوی فاوستی دست به بازنویسی مفهومی آن می زند و موقعیت فاوستی مقاومت را ایجاد می کند که در آن، انسان شرقی حاکم بر گفت وگو با شر می شود. این مقاله می کوشد تا با تکیه بر شباهت ها و تمایزهای اساسی دو اثر، گامی در جهت بازخوانی بینافرهنگی ادبیات مدرن ایران در نسبت با روایت های کلاسیک غربی بردارد.
۱۷۰۳۱.

«هم آوایی» در دو اقلیم: بررسی تطبیقی ساختار و کارکرد قافیه در شعر فارسی و روسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
این مقاله به بررسی تطبیقی قافیه در شعر فارسی و روسی می پردازد. قافیه به عنوان یکی از عناصر بنیادین شعر، نقش مهمی در ایجاد هماهنگی، موسیقی کلام و انتقال مفاهیم شاعرانه ایفا می کند. پژوهش حاضر با هدف درک عمیق تر کارکردهای قافیه در دو زبان، ضمن نشان دادن اهمیت آن در ساختار شعر، به مقایسه تعاریف، انواع و نقش های قافیه در شعر فارسی و روسی می پردازد. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر مقایسه است. یافته های پژوهش نشان می دهد که با وجود شباهت های کلی در درک قافیه، تفاوت هایی در کارکرد و نحوه استفاده آن در شعر دو زبان وجود دارد. در شعر روسی، تأکید بیشتری بر جنبه معنایی قافیه و ارتباط آن با لحن، احساس و نوع شعر وجود دارد، در حالی که در شعر فارسی، قافیه نقش مهمی در تعیین قالب شعری ایفا می کند. همچنین، تفاوت های ساختاری دو زبان، مانند نقش تکیه در زبان روسی و اهمیت صامت ها و مصوت ها در زبان فارسی، بر شکل گیری و کاربرد قافیه تأثیرگذار است. این پژوهش نشان می دهد که مطالعه تطبیقی قافیه می تواند به درک بهتر ویژگی های ادبی و زبانی هر دو فرهنگ کمک کند، چرا که شناخت تفاوت های «دیگری» می تواند به شناخت بهتر ویژگی های شعری «خودی» منجر شود و همچنین می تواند در زمینه ترجمه شعر بین دو زبان راهگشا باشد.
۱۷۰۳۲.

طنز سیاه در موسم هجرت به شمال اثر طیب صالح و مزرعه حیوانات اثر جورج اورول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
این پژوهش به بررسی کارکردهای طنز سیاه در رمان هاى «موسم هجرت به شمال» اثر طیب صالح، و «مزرعه حیوانات» اثر جورج اورول می پردازد. هدف این مقاله تحلیل چگونگی به کارگیری طنز سیاه برای نقد ساختارهای قدرت، استعمار و استبداد است. پژوهش حاضر با کاربست روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر چارچوب نظری طنز سیاه، با هدف واکاوی مؤلفه-هایی؛ چون فقر و تنگدستى، شکاف طبقاتى، زمامداران نالایق، میهن دوستى، مقاومت و ظلم ستیزى و خواب غفلت به بررسى هر دو اثر می پردازد. باوجود تفاوت در بسترهای تاریخی و جغرافیایی دو رمان (استعمارگر-استعمارشده در رمان صالح و انقلابِ به بیراهه رفته در اثر اورول)، هر دو نویسنده از طنز سیاه برای افشای یک حقیقت بهره می برند: شکاف بین آرمان های اصیل و واقعیت های فاسد شده. در «موسم هجرت به شمال»، طنز سیاه در تقابل شخصیت مصطفی سعید با جهان غرب و در خودویرانگری او متجلی می شود و تلخی رابطه استعماری و بحران هویت پسااستعماری را به تصویر می کشد. در «مزرعه حیوانات»، اورول با خلق طنزی سیاه، فرآیند انحراف تدریجی انقلاب از آرمانهای اولیه (برابری) به یک نظام استبدادی جدید را به سخره می گیرد. یافته های تحقیق نشان می دهد که طنز سیاه در هر دو اثر، به عنوان استراتژی اصلی روایت برای بیان ناامیدی، اعتراض و هشدار به کار رفته است.
۱۷۰۳۳.

بررسی تطبیقی رنج کودکان در اشعار ویلیام بلیک و نازک الملائکه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۵
رولان بارت نظریه ای تحت عنوان رمزگان پنج گانه برای تحلیل متون ادبی ارائه کرده است که دو مورد از آنها، یعنی رمزگان کنشی و هرمنوتیک، با جنبه روایی اثر ادبی و نویسنده، و سه رمزگان دیگر، یعنی معنابُنی، نمادین و فرهنگی، با جنبه معنایی متن، سایر ابعاد آن و همچنین خواننده اثر ادبی مرتبط است. شعر «دودکش پاک کن ها» از ویلیام بلیک و «مأساه الأطفال» از نازک الملائکه در موضوع رنج کودکان، دارای شباهت هایی در ابعاد روایی و معنایی هستند و براساس نظریه بارت قابل خوانش و تحلیل اند. در این پژوهش تلاش شده است موضوع «رنج کودکان» با هدف کشف لایه های روایی و معنایی این دو قصیده و تبیین شباهت ها و تفاوت های آنها، براساس روش تحلیلی توصیفی و با تکیه بر سه رمزگان کنشی، هرمنوتیک و معنابُنی و در چارچوب مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی بررسی شود تا روشن گردد رنج کودکان چگونه در شعر این دو شاعر از دو فرهنگ متفاوت بازنمایی شده و چه شباهت ها و تفاوت هایی میان آنها وجود دارد. نتایج تحقیق نشان می دهد که محوریت اشعار هر دو شاعر بازتاب دهنده حقیقتی تلخ است؛ بدین معنا که دوران کودکی به جای آنکه زمانی برای بازی و شادی باشد، آغازی برای رنج های ناتمام زندگی است و این رنج ها در هر دو شعر از طریق زنجیره ای از کنش ها، معماها و دلالت های معنایی تصویر می شود، با این تفاوت که روایت بلیک ماهیتی اجتماعی و امیدوار به رهایی دارد، در حالی که الملائکه با نگاهی فلسفی و تراژیک به سرنوشت محتوم انسان می پردازد و امیدی به رهایی باقی نمی گذارد.
۱۷۰۳۴.

نفوذ واژگانی- موسیقایی در میراث لغوی عربی: مطالعه موردی اصطلاحات موسیقیایی معرَّب فارسی در ده فرهنگ نامه بزرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
پژوهش در حوزه «معرّبات» (وام واژگان وارد شده به زبان عربی) به عنوان یک روش روش شناختی برای رمزگشایی از تبادلات فرهنگی و تمدنی گذشته، اهمیت حیاتی دارد. این واژگان، که غالباً ریشه در حوزه های هنری، تکنولوژیک، و ساختارهای اجتماعی دارند، بازتاب دهنده شکوه و عمق تأثیرگذاری فرهنگ های همسایه بر جهان اسلام هستند. این تحقیق با تمرکز بر حوزه تخصصی موسیقی، به تحلیل استخراج و بررسی واژگان و اصطلاحات موسیقیایی فارسی پرداخته است که از طریق مسیرهای تاریخی، به متون لغت نگاری عربی راه یافته و در آنجا «معرَّب» شده اند. با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و واکاوی ده منبع معتبر از فرهنگ نامه های بزرگ عربی، مجموعه ای قابل ملاحظه از این وام واژگان شناسایی و دسته بندی شدند. یافته های تحقیق مؤید حضور فراگیر و عمیق اصطلاحات تخصصی فارسی در دامنه واژگان موسیقی عربی است و قویاً بر نقش زبان و فرهنگ ایرانی به عنوان عاملی اساسی در شکل گیری واژگان تخصصی موسیقی در تمدن عربی تأکید می ورزد. این نتایج، موسیقی را به عنوان یک شاهراه مؤثر در انتقال میراث هنری و مفهومی ایران باستان به جهان اسلام میانی معرفی می کند.
۱۷۰۳۵.

رمان معاصر و مسئله حقوق بشر؛ پژوهشی تطبیقی بر اساس اسناد بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۴
گونه ادبی رمان به دلیل ظرفیت ویژه روایی، مخاطب پذیری و قابلیتی که در محاکاتِ زندگی واقعی انسان دارد، می تواند بستر مناسبی برای بازتاب مضامین حقوق بشر باشد. نویسندگان در این پژوهش که به روشی توصیفی-تحلیلی به چرایی و چگونگیِ بازتاب مضامین حقوق بشر در رمان های معاصر پرداخته شده، کوشیده اند از چشم انداز مبانی حقوق بشر به رمان معاصر بنگرند و چگونگی کاربرد تکنیک های روایی را در رمان های نیمی از یک خورشید زرد، دوست نابغه من، راه آهن زیرزمینی و وزارت نهایت خوشبختی برای بازنمایی و نقد موضوعاتی با درونمایه حقوق بشر نشان دهند. این مقاله از نظریه های اسپیواک، سعید و نوسبام در تحلیل مضامین و کنش های رمان بهره می گیرد. در رمان های منتخب، مضمون های کلیدی مرتبط با حقوق بشر شناسایی و با قوانین و اسناد بین المللی حقوق بشر مطابقت داده شده اند. یافته ها نشان می دهد که این رمان ها با نظرداشت به موازین حقوق بشری مندرج در اسناد بین المللی، نه تنها به تبیین و نهادینه سازی این مضامین کمک می کنند بلکه واقعیت های نقض حقوق بشر را منعکس می نمایند و خوانندگان را تشویق می کنند تا با این نابرابری ها مواجه شوند و آن ها را به چالش بکشند. رمان های پسااستعماری با بازنمایی و نقدِ دست کاری ساختارهای قدرت در نقض حقوق اولیه بشر، حسّ مطالبه گری و آزادی خواهی خوانندگان را برمی انگیزد و می تواند نقش سازنده ای در آگاهی بخشی از مضامین حقوق بشر داشته باشد.
۱۷۰۳۶.

دوگانه حسرت و بقا: بررسی بازنمایی بدن زنانه در ادبیات مهاجرت فارسی و انگلیسی بر پایه دو رمان معاصر (بازگشت اثر گلی ترقی و از زنان و نمک اثر گابریلا گارسیا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
هنرمندانی که به دلایل گوناگون سرزمین خود را ترک کرده اند، با به کارگیری شگردهای متنوع، به بازنمایی تجربه مهاجرت خود پرداخته اند و اکنون ادبیات مهاجرت، به ویژه قالب رمان، از گونه های پرخواننده در جهان است. در این پژوهش به بررسی دو رمان معاصر از ادبیات مهاجرت فارسی و انگلیسی از نویسندگان زن (بازگشت اثر گلی ترقی و از زنان و نمک اثر گابریلا گارسیا) پرداخته ایم و کوشیده ایم - به روش تحلیل محتوای کیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ای – چگونگی بازنمایی بدن زنانه را در فرم و محتوای آنها نشان دهیم. بدن انسان پدیده ای است برساخته و در پیوند با روابط قدرت، که از فرهنگ و جامعه تأثیر می پذیرد؛ بدن زنانه نیز به شیوه آشکارتری عرصه بازتاب گفتمان ها و کنترل فرهنگی است. خوانش تطبیقی این دو رمان نشان داد مهم ترین عامل تأثیرگذار بر تفاوت بازنمایی بدن زنانه خاستگاه نویسندگان آنها و طبقه اجتماعی شان است: در بازگشت بدن زن مهاجر مرفه در امنیت است و تنها حسرتی نوستالژیک بازنمایی می کند، اما بدن زنان مهاجر فرودست در از زنان و نمک در گریز همیشگی از ناامنی های گوناگون و تلاش برای بقاست. فرم روایی هر دو اثر نیز در هماهنگی کامل با محتوای آنهاست: روایت منسجم و تک گویی درونیِ اثر ترقی بدنی را نمایندگی می کند که متلاشی نشده و مجال مراقبت از خویش را دارد، ولی داستان پردازی گسسته و چندصداییِ اثر گارسیا نمایانگر بدن های تکه تکه و ترومای موروثی نهادینه شده در آنهاست. حذف یا به حاشیه راندن مردان در هردو روایت نیز تأکید مضاعفی است بر زنانه بودن این روایت ها، درکنار بازسازی هویت زنان و مقاومت و کنش گری ایشان.
۱۷۰۳۷.

مقایسه تحلیلی بازنمایی نقش زنان در سفرنامه ناصرخسرو و ابن بطوطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۴
سفرنامه ها به مثابه اسنادی تاریخی- ادبی، گوشه هایی از زندگی اجتماعی جوامع را آشکار می سازند که در منابع دیگر غالبا پنهان مانده اند. این پژوهش با رویکردی تحلیلی-تطبیقی به بررسی نگرش به زنان در دو اثر برجسته سفرنامه نویسی کلاسیک اسلامی یعنی سفرنامه ناصرخسرو (قرن پنجم هجری) و سفرنامه ابن طوطه (قرن هشتم هجری) می پردازد. با استخراج و تحلیل تمام ارجاعات به زنان در دو متن، یافته ها نشان می دهد که ناصرخسرو، تحت تأثیر تعصب مذهبی اسماعیلی و تمرکز بر ابعاد اخلاقی سفر، زنان را عمدتاً نادیده می گیرد و یا در نهایت در حاشیه روایت قرار می دهد و حضور آنان را به موارد نادر و غیرمستقیم مانند اشاره به ثروت یا وابستگی به پایگاه های اشرافی محدود می کند. در مقابل، ابن بطوطه با آزادی بیشتر و کنجکاوی انسان شناسانه تر و دسترسی گسترده تر به فضاهای اجتماعی، زنان را در نقش های متنوعی از جمله جاسوس سیاسی، بافنده حرفه ای و... به تصویر می کشد. با این حال، یافته های پژوهش نشان می دهد که هر دو نویسنده زنان را عمدتاً از طریق معیارهایی چون زیبایی، ثروت یا وابستگی به حاکمان تعریف می کنند. اینگونه نگرش ها به نوعی بازتاب ساختار مردسالارانه پایدار جهان اسلام است. این تفاوت ها نه تنها ریشه در شخصیت و موقعیت ایدئولوژیک نویسندگان دارد، بلکه نشان دهنده تحولات نسبی در گفتمان جنسیتی در میان نویسندگان جهان اسلام میان قرون پنجم تا هشتم هجری است.
۱۷۰۳۸.

بررسی تطبیقی زیبایی شناسی نور و تاریکی در بازنمایی خیر و شر در فلسفه اشراق سهروردی و شعر مذهبی جان میلتون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۵
مسئله نسبت نور و تاریکی با خیر و شر و چگونگی پیوند آن با حقیقت و زیبایی، از مباحث بنیادین در سنت های فلسفی و دینی است که در حکمت اشراق شهاب الدین سهروردی و شعر مذهبی جان میلتون به دو صورت فلسفی و شاعرانه تبیین شده است. با وجود اشتراک در این دوگانگی، نحوه تبدیل مفاهیم نور و تاریکی به تجربه ای زیباشناختی و ابزار بازنمایی خیر و شر در این دو سنت، به روشنی تبیین نشده است. پرسش اصلی پژوهش این است که نور و تاریکی چگونه در اندیشه سهروردی و شعر میلتون به بنیانی برای بازنمایی خیر و شر و تجربه زیبایی تبدیل می شوند و این فرایند چه تفاوتی در ساختار ادراک و بیان آن ها دارد؟ این پژوهش با رویکرد تحلیلی–تطبیقی و روش کیفی، بر اساس مطالعه دو متن «حکمهالاشراق» و «بهشت گمشده» (Paradise Lost)، به بررسی مبانی زیبایی شناختی این مفاهیم و تحول آن ها از سطح متافیزیکی به زیباشناختی می پردازد. یافته ها نشان می دهد که در حکمت اشراق، نور اصل وجود و منشأ معرفت و زیبایی است و شر فقدان آن است؛ در جهان میلتونی، نور صورت الاهیاتی فیض و ایمان است و تاریکی علاوه بر سقوط، بستر بازگشت به نور است. بدین ترتیب، خیر و شر در هر دو سنت در قالب حضور یا غیبت نور فهم می شوند، اما در حکمت اشراق ادراک زیبایی از طریق عقل شهودی و حضور نور حاصل می شود، در حالی که در شعر میلتون، تخیل شاعرانه تجربه ای دراماتیک شکل می دهد. زبان تمثیل و استعاره در هر دو سنت ابزار تبیین حقیقت و بازنمایی خیر و شر است.
۱۷۰۳۹.

تحلیل بینامتنی قرآن در رمان «بازگشت به پنج رود» اثر آندری ولاس بر اساس نظریات ژولیا کریستوا و ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۳
این مقاله به تحلیل بینامتنی قرآن کریم در رمان «بازگشت به پنج رود»، اثر برجسته آندری ولاس، نویسنده معاصر روس، می پردازد. این پژوهش با تکیه بر چارچوب نظری ژولیا کریستوا و ژرار ژنت و با روش توصیفی-تحلیلی، به این مسئله اصلی می پردازد که نویسنده چگونه عناصر روایی و مضامین قرآنی را در ساختار ادبی و فلسفی اثر خود ادغام کرده و این عناصر چه کارکردهایی دارند. یافته های کلیدی پژوهش نشان می دهد که ولاس در دو سطح اصلی از متن مقدس بهره برده است. در سطح آشکار (نفی جزئی)، او با نقل قول مستقیم آیات و تلمیح به شخصیت های قرآنی، به شخصیت پردازی، فضاسازی معنوی و اعتبارسنجی تاریخی روایت می پردازد. در سطح ضمنی و عمیق تر (نفی متوازی)، نویسنده با بازآفرینی خلاقانه مضامین محوری قصص سوره کهف - به ویژه داستان های خضر و موسی، اصحاب کهف و ذوالقرنین - به تبیین مفاهیم بنیادینی چون عدالت الهی، تقدیر، هجرت معنوی و الگوی حاکم عادل می پردازد. این تعامل بینامتنی چندلایه در نهایت به خلق تصویری از «شرق روحانی» و تثبیت جهان بینی توحیدی رمان می انجامد و این اثر را به عنوان پلی میان ادبیات روسیه و میراث معنوی شرق اسلامی معرفی می کند.
۱۷۰۴۰.

بررسی ارتباط زمان و محتوا در اشعار آنتونیو ماچادو و فروغ فرخزاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۴
زمان یکی از اساسی ترین مفاهیم در اشعار آنتونیو ماچادو و فروغ فرخزاد است که نه تنها در ساختار و محتوا، بلکه در شکل گیری نگرش فلسفی و جهان بینی این دو شاعر نیز نقشی کلیدی ایفا می کند. در اشعار ماچادو، زمان جریانی پیوسته و ناگزیر است که در قالب استعاره هایی همچون راه، سفر و درخت تجلی می یابد و با جریان بی وقفه ی مرگ همراه است. در مقابل، فروغ فرخزاد زمان را به عنوان نیرویی ناپایدار و ذهنی بازنمایی می کند که میان گذشته، حال و آینده در نوسان است و اغلب با حس سرگشتگی، اضطراب و آگاهی از بی ثباتی هستی پیوند خورده است. این پژوهش، با بهره گیری از چارچوب نظری اگزیستانسیالیسم هایدگر، به تحلیل تطبیقی نقش زمان در اشعار این دو شاعر پرداخته است. نظریه ی "زمانمندی" هایدگر نشان می دهد که تجربه ی زمان در شعر آن ها صرفاً کرونولوژیک نیست، بلکه بازتابی از زیست جهان دو شاعر و تأملات فلسفی شان درباره ی هستی و مرگ است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که ماچادو زمان را نوعی پیوستار هستی شناختی می داند که با حرکت و امید همراه است، در حالی که فرخزاد به زمان نگاهی بحرانی، گسسته و آمیخته با اضطراب دارد. این تفاوت ها، علاوه بر تمایزات فردی، متأثر از تجربه ی زیسته و فلسفه ی فردی آن ها بوده و در فرم و محتوای شعرشان بازتاب یافته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان