پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) ، سازمان و تشکیلات جدیدی در عالم اسلام به نام خلافت شکل گرفت. گروهی از دشمنان اسلام در کسوت مسلمانی، ولی با باطنی معتقد به آیین های گذشته همچون یهود و مسیحیت و یا حتّی آیین های بشری که از مقابله نظامی و توسل به زور علیه اسلام ناامید شده بودند با نفوذ در این سازمان نوپا، شیوة تحریف و وارونه ساختن حقایق را برای تخریب بنیان های فکری و آموزه های معرفتی مسلمانان در پیش گرفتند. بر این اساس، افسانه های موجود در تورات و انجیل را در لابه لای معارف دین اسلام وارد کردند و با مسخ مفاهیم اسلام امکان القای شبهات را در بین مسلمین هموار ساختند. این مقاله با بررسی اینگونه افسانه ها به موضوع مهم اسرائیلیات پرداخته و جلوه هایی از آن را در کشف المحجوب هجویری به عنوان یکی از امهات کتب صوفیه نمایانده است؛ که شبیه سازی در معارف اعتقادی اسلام مربوط به شخصیت پیامبر اسلام (ص)، شبهه افکنی درموضوع وحی و مهم تر از همه عادی سازی پذیرفتن برتری نژادی یهودیان و دفاع از تصوف حتی به بهای سست کردن اعتقاد به نبوت و امامت شیعه از آن جمله است. بنابراین هدف کلی این پژوهش، بررسی این نوع شبهه افکنی ها و شفاف سازی فضای علمی متون جهت درک روش و تبیین آنهاست .
الأدب المقارن لون من ألوان البحث الأدبی ظهر فی فرنسا، وفیها نشأ وترعرع، ثم تم تصدیره منها إلی الجامعات الأوربیه والأمریکیه، کما دخل إلی جامعات العالم الثالث منذ منتصف القرن العشرین فصاعداً.
ومن الحقائق المتّصله بالمقارنه الأدبیه أنّ هذا اللون من البحث الأدبی قدیم، ویمکن البحث عن أصوله حتی فی التاریخ القدیم. وما نقوله عن الأدب المقارن ینسحب علی سائر العلوم المعارف الإنسانیه؛ غیر أنّ ما نحن بصدده هنا هو تتبع نشأه الأدب المقارن بوصفه علماً حدیثاً فی الجامعات الإیرانیه؛ بعد أن نشأ فی أوربا، ثم أصبح عالمیا بالتدریج.
وقد دخل الأدب المقارن إلی مناهج الدراسه فی جامعه طهران علی ید الدکتوره فاطمه سیاح، وبلغ أوجه فی دراسات بعض الباحثین المبرّزین من أمثال محمد محمدی وجواد حدیدی وآذرتاش آذرنوش؛ ولکنّ هذا المقررالجامعی ظل یعانی إلی الیوم من انعدام الأستاذ المتخصص، وقله الاهتمام بالنظریه، و....
وهذا البحث محاوله صادقه لتقدیم صوره شبه کامله عن نشأه الأدب المقارن فی إیران، وعن التحدیات التی تحول دون نموّه وازدهاره.