برخی معتقدند که سعدی فردی انعطاف پذیر و با روحیات قوی است که خودش را با دیگران تطبیق میداده. اما نویسنده این مقاله سعدی را انسانی سازشکار نمیداند بلکه او را فردی مردمشناس، معتقد، متعهد به انسانیت و مسئولیتپذیر میداند که به هنریترین شکل با زشتیها معارضه کرده و ستمکاران را در میدان مبارزه به نبرد طلبیده است. سازشکار خواندن چنین فردی نشان دهنده عدم شناخت سعدی و عدم شناخت هنر و بیان هنری است.
بافت فرهنگی از جمله مباحث مطرح در معناشناسی است که در فهم متن، به ویژه متون ادبی کارایی بسزایی دارد. هر متنی برخاسته از اندیشه و فرهنگ فردی و جمعی است و در این میان، برخی واژگان موجود در آن، گفتمان فرهنگی خاصی دارند که چالش های اساسی در ترجمه ایجاد می کنند. گفتمان و نگرش گفتمانی متن را در کنار بافت و عناصر تشکیل دهندة آن، به ویژه عناصر فرهنگی در نظر می گیرند. در این پژوهش به دنبال آن هستیم تا به جستجو و تحلیل واژگان گفتمان مدار در گلستانسعدی و ترجمة عربی آن از محمد الفراتی بپردازیم. بنابراین، با روش توصیفی تحلیلی به واژگان مورد نظر از منظر بافت و گفتمان فرهنگی توجه می کنیم. در گلستانسعدی، واژگانی را می توان یافت که در شکل گیری معنا و هویت معنایی متن نقش کلیدی دارند. در جستار پیش رو، واژگانی چون «رند»، «درویش»، «پارسا»، «اعیان»، «خداوند جهان» و «قلندر» با توجه به بافت و گفتمان فرهنگی گلستانسعدی به نوعی نقش القاکنندة معانی عمیق برخاسته از فرهنگ فردی وی را دارند.