از جمله واژه های دشوار و شاذّ شاهنامه فردوسی ارغنده (به معنی «خشمگین») است که در بعضی از دست نویس های کهن این کتاب به صورت آرغده ثبت شده است. مقاله حاضر در پی اثبات درستی ضبط آرغده در شاهنامه و سایر متون قدیم فارسی است و ارغنده را صورت تغییریافته ای از این واژه می داند، که ارتباطی با arγand و ērand فارسی میانه و әrәγaṇt- اوستایی ندارد. نویسنده، ضمن بررسی برابرهای әrәγaṇt- اوستایی در زند اوستا و دیگر متون پهلوی نشان داده است آنچه مصحّحان اغلب ērang خوانده اند گونه دیگری از arγand است و باید ērand خوانده شود.
مسئله اساسی در این پژوهش، اندیشه توحیدی در آثار سنایی است. این اندیشه، بخشِ مهمی از اندیشه هایِ بیشتر عارفانِ مسلمان را تشکیل می دهد. نگارنده در سه بخش می کوشد اندیشه توحیدی را در آثار سنایی نشان دهد. برای همین منظور، پس از ذکرِ توحید و اقسامِ آن، در بخشِ اول می¬گوید که مرادِ سنایی از توحیدِ وجودی، تأکید بر جنبه شهودیِ آن است. در بخش دوم بیان می کند که سنایی، ابن¬عربی¬وار، راه¬های معرفت¬الله را با بحث بر مشخصه هایی چون تشبیه و تنزیه، خودشناسی، اسماء و صفات الهی، اقرار به خلقِ افعالِ بندگان ذکر کرده است. در بخش سوم نیز پنج شرطِ مهم را به¬عنوانِ شروطِ اصلیِ تحقّقِ توحید از منظرِ سنایی برمی شمارد که عبارت¬اند از: رفعِ تعیّناتِ بشری، اخلاص، توکّل، تفرید و تجرید. هدف از پژوهشِ پیش رو، بررسی و اثباتِ امکانِ ستایش، شناخت و شناساندنِ باری تعالی است، به گونه ای که بتوان به «تشبیه در عینِ تنزیه» و «تنزیه در عینِ تشبیه» (درست به شیوه قرآنی) قائل شد، به¬ویژه که عارفانِ بزرگِ پس از سنایی، مانندِ عطّار و مولوی گسترش دهنده دیدگاهِ توحیدیِ او هستند.