در این مقاله، با توجه به کارنامه تنک مایه سعدیپژوهی و نیز ضرورت پرداختن دقیق به زندگی، آثار و احوال شیخ، پیشنهاد دهه سعدیشناسی در فاصله سال های 1385 تا 1395 را ارائه نموده که طی آن در هر سال محققان به یکی از مبانی اصلی پیرامون دوران شناسی سعدی، زندگی، اندیشه، زبان و شخصیت سعدی، گلستان (نسخه شناسی، تحلیل معنوی، فرم و زبان، صنایع ادبی، زیباییشناسی و ...) و ... بپردازند.
مطالعه عشق و مفهوم آن، نه به عنوان یک مفهوم فلسفی، ادبی یا اجتماعی، بلکه به عنوان یک مفهوم چند بعدی، ابعاد مختلف زندگی بشر، از ماجرای رازناک آفرینش تا زندگی در دنیای ماشین زده امروز را دربرگرفته است و اندیشه دانشوران اقوام مختلف، از افلاطون و ابن سینا گرفته تا سیمون دِ بوار و استرنبرگ را درنوردیده است. همین است که ما عشق را، مقوله ای برانگیزنده می شناسیم که در لایه های مختلف زندگی بشر شورآفرینی کرده و در بالاترین سطح تجربه ذهنی بشر رخ نموده و جلوه گری کرده است. از جمله آثاری که مفهوم عشق در آن ها جلوه ویژه ای یافته است می توان به ضیافت افلاطون و داستان پادشاه و کنیزک مولانا اشاره کرد. هر یک از این دو اثر به گونه ای به دگردیسی مفهوم عشق و انواع آن پرداخته اند. این جستار، با تکیه بر ارتباط حکمت و فلسفه، به بررسی حقیقت عشق، انواع عشق و کارکردها و ضرورت های آن در این دو اثر پرداخته و به نتایجی دست یافته است که مهمترین آن عبارتند از: - عشق در اندیشه افلاطون و مولانا، دارای یک سیر تکاملی است. - اساس نگرش افلاطون و مولانا به مقوله عشق فلسفی است. آنان بر پایه همین نگاه، چیستی و ماهیّت عشق را مورد بررسی قرار داده و آنگاه به دسته بندی عشق بر اساس کیفیّت آن دست یافته اند. - در نگرشی حکمی به عشق، بین نوع متعالی و فرودست آن رابطه ای معنادار وجود دارد.
اسکندر، شخصیتی تاریخی است که زندگی و کشورگشایی های او در کتاب اخبارالطوال و شاهنامه روایت شده است. این مقاله در صدد است تا با بررسی تطبیقی چهره اسکندر و داستان شهر زنان در هر دو متن - روایت دینوری و فردوسی - را از نظر شیوه های روایت گری مورد بررسی و تطبیق قرار دهد. به این منظور ضمن بررسی چهره اسکندر در متون قبل و بعد از اسلام، به تفاوت ها و تشابه های روایت داستانی و تاریخ روایی بر اساس دیدگاه راویان، توصیف ها، ویژگی های روایت ها، انتقال و گفتگوها، اشاره می شود. تا اینکه میزان توفیق هرکدام از راویان در این بررسی و تطبیق معلوم گردد. یافته های این پژوهش، بیانگر این است که این روایت در دو اثر از ساختار مشابهی پیروی می کند؛ اما گفتگوها و توصیفات در شاهنامه طولانی تر است و بار نمایشی در آن بیشتر خود را نشان می دهد.
نسیم شمال و علی اکبر صابر از نخستین کسانی هستند که برای کودکان به زبان کودکانه شعر سروده اند. در کلّیات نسیم شمال سی و سه شعر، و در هوپ هوپ نامه بیست و سه شعر به شعر کودک اختصاص یافته است. زبان شعر هر دو شاعر ساده، عاری از آرایه ها و متناسب با فهم کودکان است. هر دو شاعر از قالب مثنوی استفاده کرده اند. شعر هر دو شاعر حالت روایی دارد که غالباً حیوانات، قهرمان و ضدّ قهرمان قصّه ها هستند. این امر سبب عینی سازی مباحث ذهنی شده است. بسامد تشخیص و فابل در شعر نسیم شمال بیشتر از شعر صابر است ولی تعداد نمادهای آنان برابر و گاهی مشترک است. نسیم شمال اغلب به طور مستتقیم به ذکر پیام و پند و اندرز پرداخته ولی صابر غالباً به طور غیرمستقیم پیام قصّه را ارائه کرده است.
خانم ""مى زیاده "" شاعر و ادیب ژرف اندیش، از نوابغ کم نظیر در عرصهء ادبیات عربى معاصر است. در شهر ناصرهء فلسطین بدنیا آمد و براى ادامهء تحصیل به بیروت رفت. شخصیت فرهنگى او در مصر شکل گرفت. پس از آن، شاعران و ادیبان و ناقدان ممتاز به مصاحبت و هم نشینى با او افتخارکردند. پس از اینکه در دانشگاه آمریکایى بیروت سخنرانى کرد، استاد سلیم حیدر دربارهء او گفت:"" مى زیاده... همواره به عنوان لبخندى بر لبهاى مشرق زمین جاویدان خواهد ماند"". این متفکر و ادیب گرانقدر با اینکه از بعضى جهات به فروغ فرخزاد نزدیک مى شود، ولى مشابهى در زبان و ادبیات پارسى ندارد و نزد هموطنان پارسى زبان مشهور نیست. از خصوصیات بارز شعر او، شیرین دانستن درد، پیوند با طبیعت، شوق به آزادگى واشتیاق بسوى مجهولات براساس شیوه رومانتیکى است. او به قله ها مى اندیشد و بسوى کمال مطلق حرگ مى کند. در این نوشتار از همهء جنبه هاى شعر او به پیوند او با طبیعت اشاره اى داریم.