رمان از ابزارهای مهم جامعه پذیری، انتقال ارزش های زندگی و بازتاب دهنده ی مسایل گوناگون اجتماعی است. بر این اساس برای درک نوع نگرش افراد جامعه به مشارکت زنان در عرصه ی سیاست و نحوه ی این مشارکت، ده رمان معاصر فارسی بعد از انقلاب- پنج نویسنده مرد و پنج نویسنده زن- با روش تحلیل محتوا بررسی می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد نویسندگان زن در داستان های خود نه تنها به مسایل سیاسی می پردازند؛ بلکه در داستان هایشان، شخصیت های زن، آگاهی سیاسی بالایی دارند، طرف دار و شرکت کننده در گفتمان ها و احزاب سیاسی هستند و همپای مردان در مسایل سیاسی مانند کودتای بیست و هشت مرداد، حادثه ی شانزده آذر و انقلاب اسلامی مشارکت دارند. در داستان های مردان، شخصیت های زن حضور دارند؛ اما کمتر به مسایل سیاسی می پردازند و بیشتر تأثیر این مسایل بر زندگی آنها نشان داده شده است که به نظر می رسد علتش، بیشتر متأثر شدن از این کلیشه ی جنسیتی است که مردان سیاسی تر از زنان هستند.
در این مقاله با تکیه بر این نکته که سخن با گوینده اش شباهت دارد و به اعتباری عین گوینده آن است؛ نویسنده زیبایی پاره ای از سخنان را به پیرایه های آن هم چون صنایع بدیعی و لفظی آن نسبت داده و پاره ای دیگر را بی هیچ پیرایه ای زیبا دانسته و زیبایی آن ها را ذاتی می داند. و براساس رابطه لفظ و معنا در کلام سعدی؛ به اثبات این امر می پردازد و معتقد است که موج سخن سعدی در برگیرنده دو مسیر محوری: نخست سیر باطنی در جغرافیای ملکوتی وجود و دوم آینه داری در پیشگاه ذوق و لذت های روحانی است.