در نیمه اول قرن بیستم با ترجمه ادب قدیم فارسی، نخستین گام های معرفی شعر و ادب فارسی به جهان عرب برداشته شد و در اندک زمانی شعرهای شاعران بزرگی چون فردوسی، مولوی، حافظ، سعدی، عطار، نظامی و خیام به زبان عربی نیز ترجمه و منتشر شد، زان پس، مترجمان عربی روی به سوی ترجمه ادبیات معاصر فارسی نهادند. با توجه به این که شناسایی روند ترجمه ادبیات فارسی در دوره معاصر، بیانگر چگونگی عملکرد مترجمان و نمایانگر چالش ها و راهکارهای ترجمه ادبیات معاصر فارسی برای حضور در عرصه جهانی است، پژوهش حاضر بر آن است که با تکیه بر روش توصیفی، جریان ترجمه شعر معاصر فارسی به زبان عربی را مورد کاوش و بررسی قرار دهد تا بدین وسیله بستر ارتباطات ادبی و فرهنگی بین دو زبان همچون سابق فراهم شود. یافته های این پژوهش بیانگر آن است که شعر معاصر فارسی در سال 1329ه .ش با ترجمه دیوان «پیام مشرق» توسط عبد الوهاب عزام به جهان عرب راه یافت. از سال 1379ه .ش روند ترجمه شعر سرعت گرفت و در سال های 1384ه .ش تا 1388ه .ش آثار بسیاری ترجمه و به جهان عرب ارائه شد؛ البته وضعیت ترجمه شعر در سال های اخیر با ضعف و رکود همراه شده است که توجه و تلاش دانشگاه ها، مراکز فرهنگی و مؤسسات نشر آثار را می طلبد تا به حمایت مترجمان همت گمارند و به ترجمه ادبیات فارسی، بیشتر توجه کنند.
نگارندگان در این مقاله، فرایند واژه افزایی این دو زبان را مورد بررسی و مطالعه قرار داده و توانایی ها و محدودیت های هریک از این دو زبان را در مسیر پویایی و زایایی نشان داده اند. این پژوهش، اشتقاق، ترکیب و تغییر معنایی کلمات را به عنوان سه ساز وکار اصلی و مشترک میان این دو زبان در حوزه واژه افزایی مورد مطالعه و دقت نظر قرار داده است. مطالعه حاضر نشان می دهد ساختار گسترده اشتقاقی و ترکیبی که زبان فارسی از آن برخوردار است، در قرن گذشته، بیشتر در خدمت زایایی قرار گرفته و طیف وسیعی از واژه های جدید به ذخیره انبوه واژگانی این زبان راه یافته است. در زبان عربی، از آنجا که واژگان در قالب هایی وزنی پایه ریزی شده اند قالب ها، انعطاف لازم را برای صورت بندی واژه هایی که از طریق ترکیب ساختاری ساخته می شوند، ندارند و محدودیت های ساختاری خود را بر برخی واژگان تحمیل می کنند. در زبان فارسی نیز، تکیه افراطی بر ساخت واژگان از طریق ترکیب، در مواردی باعث استفاده کمتر از عناصر اشتقاق ساز و نادیده گرفتن عنصر اشتقاق شده و مانعی در برابر زایایی واژگان اشتقاقی ایجاد کرده است.
بینامتنیت رویکردی ادبی است که به منتقدان این امکان را می دهد تا به شیوه ای علمی و نظام مند پیوندهای موجود در میان آثار ادبی را بررسی کنند. ژرار ژنت یکی از مهم ترین نظریه پردازان این رویکرد است که در کاربردی کردن آن نقش اساسی دارد. در این پژوهش داستانی از احمدرضا احمدی، نویسنده ی نام آشنای ادبیات کودک و نوجوان ایران، براساس نظریه ی بینامتنیت ژنت بررسی شده است. نام این داستان در باغ بزرگ باران می بارید است و در سال ۱۳۸۷ به چاپ رسیده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که میان این اثر با آثار دیگر احمدی پیوندهای بسیار ژرف و پنهان وجود دارد؛ پیوندهایی که در گستره ی روایت و به ویژه بخش های پایانی آن حضور دارند و بیشتر حاصل درهم آمیختگی چکیده یا گزیده ی داستان های پیشین او هستند؛ اما شناسایی آن ها تنها برای دوستداران داستان های احمدی و خوانندگان پیگیر آن ها امکان پذیر است؛ ازاین رو، بینامتنیت موجود در این داستان نمونه ای از بینامتنیتی است که ژنت آن را ضمنی می نامد.
خواب یا رؤیا از جمله مقولاتی است که از دیرباز ذهن انسان را به خود مشغول داشته است؛بشر همواره کوشش کرده به طرق گوناگون به دنیای راز آلود خواب و حوادثی که در خواب برای وی روی می دهد وارد شود و به ویژگیهای این جهان نامکشوف پی ببرد؛عالمان حوزه های مختلف دانش بشری نیز در طول قرون و اعصار بدین موضوع توجه کرده اند،عرفا و صوفیه،الاهیون،روانشناسان و روانکاوان،زیست شناسان و ... هریک به گونه ای و از زاویه ای به بررسی این موضوع پرداخته اند.به نظر می رسد دستمایه همه آنان یکسان بوده وآن عبارت است از خواب و رؤیایی که کسی دیده یا نقل شده است؛ اینان بررسی و تحلیل خواب ورؤیا را راهی برای ورود به روان و جهان ذهن و اندیشه و یا جهان ماورا و آن سوی مرزهای حس وتجربه می دانند.
در متون صوفیه و متصوفه نیز همانطور که اشارت رفت،خواب از جمله موضوعاتی است که همواره مورد توجه بوده و آنان علاوه بر بحث درباره نفس خواب ، رؤیا،حُلم،واقعه و... به بیان خوابهای خویش ودیگران نیز پرداخته اند و در برخی آثار خویش فصل یا بابی را به این موضوع اختصاص داده اند.به نظر می رسد بررسی و تحلیل خواب در این گونه آثار راهی است به جهان ذهن و اندیشه آنان و شاید بتوان از این راه به گوشه ای از اشتغالات ذهنی و دغدغه های روحی آنان راه یافت.از این روی در پژوهش حاضر ضمن توجه به معانی لغوی و اصطلاحی خواب،خواب از دیدگاه صوفیه،خواب از منظر علمی،نظریات پیرامون خواب و... به بررسی ،طبقه بندی و تحلیل خوابهای رساله قشیریه به عنوان یکی از متون اصلی صوفیه پرداخته ایم و نود خوابی را که در این متن آمده با توجه به کیفیت روایت،خواب بین و محتوای خواب بدین گونه دسته بندی و تحلیل کرده ایم: 1) دیدن خدا را در خواب 2) دیدن پیامبر را در خواب3) دیگر صوفیان را در خواب دیدن3-1)خوابهای که خواب بین یا راوی مشخص و معلومی دارند.3-2) خوابهای که خواب بین یا راوی مشخص و معلومی ندارند 5) دین ابلیس را در خواب.6) سایر خوابها.