در نحو عربی، صفت یکی از انواع پنجگانه توابع است که قواعد، شروط و ویژگی های خاص خود را دارد. معمولا برای هر یک از این ویژگی ها یک قاعده اصلی وجود دارد که مورد اتفاق اکثر علمای نحو است و گاهی ممکن است برخی معتقد به خلاف آن باشند. در این نوشتار کوتاه کوشیده ایم نظر ابن یعیش را درباره هر یک از ویژگی های صفت و موصوف از خلال کتابش شرح مفصّل بیان کنیم و سپس با ذکر آرای دیگر علمای نحو در آن زمینه، به تطبیق آنها با نظر ابن یعیش بپردازیم. علت آن که در این پژوهش آرای شارحِ مفصّل را مبنای کار خود نهادیم، آن است که کتاب «المفصّل» زمخشری و شرح آن پس از «الکتاب» سیبویه، از معتبر ترین منابع صرف و نحو و بلاغت به شمار می آید.
این مقاله به بررسی سیر تحوّل تاریخی تصویرگری بازنویسی ها و بازآفرینی های داستان خاله سوسکه می پردازد. در این پژوهش، تمام نسخه های مصور در دسترس خاله سوسکه از چاپ های سنگی سده ی پیشین تا نسخه های اخیر بررسی می شوند. این پژوهش کیفی از شیوه ی تحلیل محتوا بهره می گیرد، و در آن قاب تصویر به عنوان واحد تحلیل برگزیده می شود. در تحلیل تصویرگری کتاب ها، از مفهوم «بیننده ی نهفته» تصاویر که خود اقتباسی است از مفهوم «خواننده ی نهفته» بهره گرفته می شود. پس از تحلیل محتوا و بیان ویژگی های تصاویر هر کتاب، بیینده ی نهفته آن مشخص می شود. نتیجه روشن می کند که رابطه ی بین بیننده ی نهفته و بیننده ی واقعی رابطه ای ثابت و یک سویه نیست. به دیگر بیان، هر چند بیننده ی نهفته، سوژه ی نهفته ای است که تصاویرْ پیش فرض قرار می دهند، اما این بدین معنا نیست که چنین سوژه ای پیش ساخته، کامل و تثبیت شده است. بر عکس، این خودِ تصاویر هستند که با القای ایدئولوژی، موقعیت سوژه ای ویژه ای را به بیننده تحمیل می کنند. به دیگر بیان، تصاویر نیز به نوبه ی خود سوژه ی بیننده را فراخوانده و می سازند.
اندیشه وحدت وجود ابن عربی آرام آرام در سراسر سرزمین های اسلامی به ویژه در ایران و پس از آن در هندوستان، گسترش یافت. یکی از مهم ترین راه های گسترش این اندیشه متون ادبی عرفانی مخصوصاً شعر شاعران عارف بوده است. اندیشه وحدت وجود در رباعیات بیدل دهلوی نیز به نحو بارزی تجلییافته است. موضوعاتی چون وحدت وجود، تشبیه و تنزیه، ظاهر و باطن، وحدت و کثرت و دیگر موضوعات در رباعیات بیدل مطرح شده است و می توان گفت رباعیات بیدل عرصه بیان اندیشه های عرفانی او است. بیدل به وحدت وجود اعتقادی راسخ دارد و در کلامی محکم و استوار مباحث این اندیشه را تبیین نموده است.
والت ویتمن و سهراب سپهری از نظر نوآوری و ایجاد سبک ویژه‘رهایی از قید و بند وزن و ردیف و قافیه و بکارگیری کلام آهنگین و خلق زبان شعری ویژه‘نکات مشترک فراوانی دارند. هردوشاعر از جریان سیال ذهن تبعیت می کنند و با هم نهشتی تصاویر و مفاهیم نه تنها شاعران تصویرگرا و امپرسیونیست محسوب می شوند بلکه با این شیوه آنچه که درما فی الضمیر دارند بیان می کنند. وجود انرژی و حرکت و تغییر سریع صحنه ها در اشعارشان سبب می شود که عناوین برگزیده برای شعرهایشان نارسا جلوه کنند.هر دوی آنان تحت تأثیر فلسفه شرق قرار گرفته اند لذا شعر آنان آکنده از جلوه های عرفانی‘انسان کیهانی و مذهب کیهانی است آنان نه تنها به انسان عشق می ورزند ‘بلکه نبات‘حیوان و حتی جماد را به دیده تقدیس می نگرند زیرا قدرت خلاقه الهی را درهمه موجودات حتی موجودات بظاهر پست مشاهده می کنند از این رو از آوردن مفاهیم غیرشاعرانه و زبان غیر فاخر و ساده و روزمره ابایی ندارند.
محققان سبک بیان مثنوی را مبتنی بر شیوه ای ((بلاغت منبری )) دانسته اند . موارد زیر ‘ از جمله عناصر این سبک گفتار برشمرده شده است .(سرنی ‘ ج 1 ص 121 تا 231 ) : (( تأثر از شیوه بیان و سطح ادراک عامه ‘ عرضه اخبار و احادیث ضعیف ‘ قیاسات تمثیلی ‘ اشتمال بر الفاظ و امثال و عقاید و خرافات عام ‘ خطاب به مخاطب مبهم ‘ احاطه و غلبه مشیت الهی بر امور ‘ تسلسل افکار و تداعی معانی یا جر جرار کلام و خواطر و جریان سیال ذهن ‘ تکیه بر تمثیل و قیاسات خطابی در شیوه استدلال ‘ آمیختن فرهنگ و لغت عامیانه معانی و تعبیرات عالمانه ‘ تأثر از زبان و بیان و فرهنگ عربی و دینی ‘ کثرت و تنوع قصه ها و حکایات ‘ حکمت ها و امثال عامیانه ‘ کاربرد نسبتأ زیاد الفاظ مستهجن و ...)) نویسنده در این مقاله به بررسی افسانه مشهور ((غرانیق )) که صاحب مثنوی وقوع آن را پذیرفته می پردازد .