فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۹۸۱ تا ۵٬۰۰۰ مورد از کل ۱۷٬۰۲۸ مورد.
اندیشه های عرفانی سنایی در بابِ دعا (با تکیه بر حدیقه الحقیقه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عبادت، فطری و ذاتیِ انسان است. یکی از این عبادتها، دعا و نیایش است که هرکس ممکن است، نسبت بدان تلقّی و برداشتی متفاوت از دیگران داشته باشد؛ به همین جهت، دعا ممکن است عابدانه، زاهدانه یا عارفانه باشد. دعای عابدانه معمولاً با معامله گری و دعای زاهدانه با ترس و بیم همراه است؛ اما دعای عارفانه از آنجا که عاشقانه است، فی نفسه مطلوبیّت دارد و داعی با چنین نگرشی، دیگر منتظر برآورده شدنِ حاجت های خود؛ بخصوص، نیازهای مادّیِ خویش نیست، همین که معشوق به عاشق اذنِ گفتگو داده، لذّتبخش است.
در این مقاله سعی برآن است که ابتدا مباحثی چون: سرّ وجوبِ عبادتها، ذکر و یادِ حق تعالی و درجه عبادتها مطرح شود، سپس اندیشه های عرفانی سنایی شامل: خواسته های سنایی به دعا، رابطه دعا و رضا، ردّ درخواست هایِ مادّی، شرایطِ برآورده شدنِ دعا و رازهای عدم اجابتِ آن ذکر گردد. بنابراین، اوج لذّت و سرمستی سنایی را در مراحل مختلفِ دعاهای عرفانیِ وی (مرحله تجلّیِ افعالی، مرحله تجلّیِ صفاتی و مرحله تجلّیِ ذاتیِ پروردگار) ملاحظه می نماییم.
چه جای شکر؟
ادبیات کهن: از قیاسش خنده آمد خلق را
حوزههای تخصصی:
رد و موبد در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در آیین مزد یسنا ایزدان و فرشتگان نگهبان آسمان و زمین و هرآن چه نیک ونغز و از آفریدگان پاک مزدا به شمار می آید، سمت ردی یا سروری دارند. در اکثر آثار دینی زرتشتی و متون پهلوی نیز رد به معنای پیشوای دینی زرتشتی و رهبر روحانی به کار رفته است. در شاهنامه فردوسی هم رد از لغات پرکاربردی است که فرهنگ نویسان برای آن معانی مختلفی چون دانا، خردمند، دلیر و پهلوان را ذکر کرده اند؛ اما نکته مهمی که اکثر شارحان به آن نپرداخته اند، پیوند رد و موبد و علّت کاربرد زیاد این دو واژه درکنار یکدیگر در مشهورترین حماسه ملّی ایران است. رد در شاهنامه در بیشتر موارد، همچون متون اوستایی و پهلوی، همان دستور است که در سلسله مراتب مذهبی ایران باستان جایگاه مهمی داشته است، بنابراین ردان و موبدان هر دو از اعضای جامعه دینی محسوب می شدند. نگارندگان مقاله می کوشند با تکیه بر شاهنامه فردوسی، نقش و جایگاه رد و پیوند آن با موبد را درسه فصل بررسی کنند: 1. واژه شناسی رد 2. رد در شاهنامه 3. پیوند رد و موبد.
مقایسه کلیم کاشانی و محتشم کاشانی از منظر بلاغت شعری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد ادبی، مطالعه هوشمندانه اثر ادبی و توصیف و تحلیل آن است. کسی که بنا بر این فرایند و درباره اثری داوری می کند، او را منتقد یا ناقد ادبی می نامند. منتقد ادبی بنا بر شیوه ایی شناخته شده، به نقد اثر می پردازد و گاهی نیز بنا بر طبقه بندی تازه ای که خود ارائه می دهد، به گونه ای اثر را در منظر سنجش قرار می دهد که حکمش مقبول مخاطب عام و بیشتر منتقدان دیگر قرار گیرد. یکی از مسیرهایی که در میان انواع و اقسام شیوه های نقد ادبی، مسیری روشن و همگان پذیر است، شیوه مقایسه است. بدیهی است که مقایسه، زمانی مقبول می افتد که دو اثر یا دو پدیده، وجوه مشترکی داشته باشند. این وجوه البته تنوع دارد؛ امّا بررسی جهان پیام اثر و جهان شکل اثر، کلّی ترین تقسیم بندی برای موضوعات مقایسه پذیر در حوزه نقد ادبی است. در این مقاله، سروده های کلیم کاشانی و محتشم کاشانی که هر دو از شاعران یک دوره به شمار می روند، از منظر بلاغی، مورد مقایسه قرار گرفته است. در این مقایسه، طی گزینش و تشریح برخی از آرایه ها که در گستره شعر آن شاعران، کاربرد فراوان داشته است؛ چنین نتیجه گیری شده که کلیم کاشانی در بازنمود شعری آن آرایه ها، از محتشم، استوارتر، شاعرانه تر، سنجیده تر و در یک کلام، هنری تر عمل کرده است.
عنصر روایت در ترانه های کودکانه ی مصطفی رحماندوست(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آثار ادبی کودکان با اهداف متفاوتی خلق می شوند. زمینه سازی برای رشد جنبه های فردی و اجتماعی کودکان و پرورش استعدادهای ذهنی و شکوفایی ذوق هنری آنان از جمله اهداف ادبیات کودکان است که تولیدکنندگان این دسته از آثار برای رسیدن به اهداف فوق و اثر گذاری بیش تر بر مخاطبان از شگردهای گوناگونی بهره می گیرند. استفاده از قالب ترانه و گزینش ساختار روایی در ترانه سرایی برای کودکان یکی از شیوه های تولید آثار ادبی است. این مقاله برآن است تا عنصر روایت را در ترانه های کودکانه ی مصطفی رحماندوست مورد مطالعه قرار دهد و خصوصیات روایی آن ها را توصیف و تبیین نماید و با در نظر داشتن خصوصیات داستان های مینی مالیستی، عناصر داستانی شکل دهنده ی روایت های رحماندوست را در ترانه ها تحلیل کند؛ عناصری همچون پیرنگ، کانون روایت، شخصیت پردازی، صحنه پردازی، درون مایه، لحن، سبک و زبان. این تحقیق می تواند جنبه های زیبایی شناسانه ی ترانه های روایی کودکان را باز نمایاند و ویژگی های خاص روایت کودکانه را توضیح دهد. روش تحقیق توصیفی _ تحلیلی و شیوه ی گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای است و در این پژوهش ده ترانه از سروده های رحماندوست مورد بررسی قرار می گیرد. این پژوهش نشان می دهد که رحماندوست با بهره گیری از پیرنگ کلاسیک، قهرمان منفرد و فعّال، کانون روایتی منِ دانای کل محدود، زبان عامیانه و گفتاری، لحن برون گرا و همچنین با استفاده از شیوه ی مینی مالیستی در شخصیت پردازی و صحنه پردازی به ساختار روایی منسجمی دست یافته است.
بررسی مؤلفه های ازخودبیگانگی در داستان های کودک و نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوع های اساسی دنیای مدرن، مسئلهی از خودبیگانگی است که در این مطالعه به بررسی این مسئله در داستآن های کودک و نوجوان پرداخته شده است. در این پژوهش با رویکردی غیر پیدایشی، مؤلفه های ازخودبیگانگی در داستان های یادشده، بررسی و روندهای ازخودبیگانگی مطرح شده در این داستآن ها مشخص شده است. هم چنین همانندیها و ناهمانندیهای داستان های دو گروه سنی کودک و نوجوان در طرح این مقوله، مورد مطالعه قرار گرفته است. برای دادهیابی، پژوهش گر از روش اسنادی و به منظور داده کاوی، از روش تحلیل محتوای قیاسی و استقرایی مایرینگ بهره گرفته است. نمونه از نوع هدفمند بوده که شش داستان را شامل میشود. نتایج نشان داد که در این داستان ها، مؤلفه های ازخودبیگانگی وجود دارد که بسامد آن در داستآن های نوجوان، بیش تر است. روندهای ازخودبیگانگی مشاهده شده در این آثار عبارتند از: گذار از روح فردی به جمع گرایی افراطی و گذار از روح جمعی به فردگرایی افراطی. در داستآن های نوجوان هر دو روند و در داستان های کودکان تنها روند نخست مشاهده میشود
ترجمه ادبیات کودکان: بررسی ترجمه اسامی خاص شخصیت ها به طور ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر بر آن است تا در وهله نخست تفاوت های بین ادبیات کودکان و بزرگ سالان را از منظر روش های ترجمه مشخص نماید و سپس به رویکردهای ترجمه اسامی خاص شخصیت ها در ادبیات کودکان بپردازد. بخشی از ترجمه های فارسی «قصه های پریان» اثر هانس کریستن اندرسون به عنوان نمونه ای از ادبیات کودکان تک وجهی و بخش هایی از داستان های بلندی مانند «دیوید کاپرفیلد» اثر چارلز دیکنز و «ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب» از لوییس کارول به عنوان نمونه هایی از ادبیات کودکان چندوجهی مورد بررسی و تطابق با روش های رایج در ترجمه ادبیات کودکان قرار میگیرند. از نتایج مطالعه حاضر چنین برمی آید که ادبیات کودکان خصوصاً ادبیات کودکان تک وجهی به لحاظ ماهیت حاشیه ای در نظام چندگانه ادبی بیش تر مورد اقتباس مترجمان می گیرد در حالی که کاربرد این شیوه ها در ترجمه ادبیات بزرگ سالان پسندیده نمیباشد. در حقیقت ادبیات کودکان در مقایسه با ادبیات بزرگ سالان بیش تر مورد بومیسازی قرار می گیرد. علاوه بر این می توان ده روش متفاوت در ترجمه اسامی خاص شخصیت های ادبیات کودکان به کار برد که از این قرارند: بازآفرینی، بازآفرینی و اضافه کردن توضیحات به متن، جایگزینی اسم خاص مبدأ با نامی عام در زبان مقصد، انطباق اسم خاص با قواعد واجیآوایی زبان مقصد، جایگزینی اسم خاص با نامی آشناتر از زبان مبدأ و یا نامی با عملکرد یکسان و آشنا برای ملل متفاوت، حذف کردن، معادلیابی، جایگزینی اسم مبدأ با نامی در زبان مقصد که معنای ضمنی متفاوتی دارد، جایگزینی اسم خاص با نامی دیگر از زبان مقصد (جانشینی)، جایگزینی اسم خاص با اسم خاص معادل آن در زبان مقصد. این رویکردهای ترجمه بر حفظ نقش اسامی خاص متن مبدٲ نقش بسزایی دارند
نقد و تحلیل پدیدارشناختی عرفان روزبهان با تأکید بر مبحث «تجلیات التباسی» در عبهرالعاشقین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پدیدارشناسی با همة گستردگیای که دارد، نمیتواند با همة ابعاد برای بازنمایی و تشریح رخدادهای شهودی (تجلیات) به کار آید. از این رو، ما این مقاله را تنها به بحث و بررسی درباره برخی از وجوه آن، یعنی وجه التفاتی و فروکاست و نیز ارتباط عین و ذهن -که در عرفان روزبهان بقلی در قالب وصل و فصل بیان میشود- محدود کرده و کوشیده ایم تا آنجا که ممکن است، از امکان های این روش برای شکوفایی و فعلیت بخشیدن به ظرفیت های عرفان اسلامی، به ویژه نقش شناختی تجلیات عرفانی مدد جوییم؛ و سرانجام، با اتکا به مبانی عرفانی- فلسفی یادشده در این روش، به برداشتی متفاوت از بحث تجلیات جمالی و جلالی (در قالب پدیدارهای التباسی) دست یابیم.
بررسی و تحلیل کهن الگوی آنیما در غزل های مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، به معرفی کهن الگوی آنیما و بازنمود آن در ناخودآگاه یونگ در برخی از اساطیر و ادبیات جهان و ادبیات معاصر ایران پرداخته، و با درنظرگرفتن دو نقش مثبت و منفی آنیما، برخی از ویژگیهای آن در پهنة جهان و نمود آن ها را در غزلیات شمس ذکر کرده ایم. با توجه به شواهد حاضر در متن، آنیما در غزل های مولوی، ویژگیهایی مثل تسخیرکنندگی و فریبندگی، سرچشمة زندگی بودن، نومنی و تقدس و میانجیگری بین خودآگاه و ناخودآگاه دارد و با نمادهای پرندگان طوطی و طوطیبچه و سیمرغ، و دیگر رموز مثل پری، آهو، ماه، هما، آب و باد و واژگانی مثل صنم و بت نمودار شده است.