سیمین دانشور در ادبیات داستانی ایران جایگاه ارجمندی دارد. او در آثارش به عموم گونه های ادبیات پرداخته است. چگونگی کاربست گونه ادبیات پایداری در داستان های این بانوی نویسنده و تحلیل آنها بر اساس جستارهای کهن الگویی، ظرفیت موضوعی یک پژوهش دانشگاهی را دارد؛ از طرفی تاکنون آثار داستانی دانشور، از این منظر مورد واکاوی قرار نگرفته است. با توجه به جایگاه کارل گوستاو یونگ در روانشناسی اعماق، پس از نمونه یابی ، مبانی تحلیلی تحقیق بر پایه آرای این روانشناس استوار گردید. چون موضوع پژوهش، بینا رشته ای (ادبیات و روانشناسی) است، پیش از ورود به بحث به قدر ضرور، زندگی و آثار داستانی دانشور و نظریات یونگ تبیین گردید تا به درک مفاهیم کمک کند. یافته های پژوهش، اعتنامندی نویسنده به ادبیات پایداری با زمینه های کهن الگویی و کاربست ویژه آن را در رمان سووشون آشکار می نماید و مشخص می کند که بن مایه این رمان بر پایه ادبیات پایداری است.
گرشاسب نامه را همگان کتابی افسانه ای و حماسی دانسته اند و بیشتر تحقیقات دربارة این زمینه هاست اما ظرفیت های این کتاب در بخش تعلیم آداب و رسوم شاهی و اخلاق نیک و به خصوص اندرزهای بخش راه و روش کشورداری خطاب به شاه و آیین خدمتگزاری خطاب به مردم در آن پربسامد است. اینکه چرا اسدی در این داستان اسطوره ای و افسانه ای حماسی این همه اندرز و مباحث اخلاقی را گنجانده است، سؤال برانگیز است. هدف این پژوهش شناسایی و دسته بندی اندرزهای اسدی دربارة آیین کشورداری برای یک حاکم و مردم و کارگزاران حکومت است. اسدی بنا بر رسم اندرزگویی و تبیین راه و روش سلوک شاهان، پندهای بسیاری را خطاب به شاهان گفته است. این اندرزها دربارة چهار رکن اصلی کشورداری؛ پادشاه، عدالت، رعیت و تدبیر است. همچنین روش انتخاب درباریان و صاحبان مشاغل مهم، چگونگی رفتار متقابل شاه و رعیت، بسط اندیشه های اخلاقی و تدبیر در کار سپاه هنگام صلح و جنگ از دیگر اندیشه های اوست. اندرزهای اسدی همگی اخلاق محور هستند و در بخش خطاب به شاه و امیر به رعایت اخلاق دادگری و رادمردی شاه و رسیدگی به امور لشکر سخت توجه کرده است. بر اساس استخراج و تحلیل چنین اندیشه ها و اندرزهایی در گرشاسب نامه، می توان منظومة اخلاقی اسدی در سیاست مدن را به دست داد.
فرهنگ اصطلاحات عامیانه خودرو، شهرداد میرزایی و رجبعلی مختارپور، مرکز نشر دانشگاهی، تهران ????،دوازده+??? صفحه.
یکی از فواید بررسی گونه های غیر رسمی زبان استفاده از شیوه های واژه سازی آنهاست. در این گونه ها، از طبیعی ترین شیوه های واژه سازی که منطبق با ذوق و سلیقه مردم است استفاده می شود. این نوع واژه سازی نا آگاهانه است؛ یعنی اطلاعات واژه سازان از ساختمان واژه ها و اجزای آن شمی است. با بررسی این شیوه ها می توان گرایشهای طبیعی زبان در ساختن واژه های جدید را مشخص کرد.
زبان اصناف یکی از گونه های اجتماعی زبان است که در آن واژه سازی ناآگاهانه انجام می شود. فرهنگ اصطلاحات عامیانه خودرو مربوط به الفاظ و اصطلاحاتی است که عمدتا اصنافی نظیر مکانیسینهای خودرو آنها را به کار می برند.
از جمله مشکلات بررسی گونه های اجتماعی زبان تشخیص دقیق گونه آنهاست، اینکه چگونه می توان لغت و اصطلاحی را با اطمینان به فلان گونه اجتماعی مربوط دانست یا ندانست. مشکل تشخیص زبان اصناف تا حدی آسان است؛ زیرا می توان نزد اهل هر صنف رفت و در باره اصطلاحات متداول در آن صنف تحقیق کرد. هرچند احتمال خلط کلمات غیرصنفی نیز وجود دارد...
دو اثر برجسته طنز در ادبیات امروز تاجیکی و ایران بچکا ییرژی درباره طنز، چه به عنوان هنری در نمایش واقعیت و چه به عنوان شیوه ای که در انواع ادبی گوناگون به کار می رود، فراوان نوشته شده است. کار با تلاش هایی برای تجزیه و تحلیل عمیق شروع می شود، با عباراتی که ستایش طنز را به عنوان برنده ترین و قوی ترین سلاح علیه تمامی جنبه های غلط جامعه انسانی و زندگی به اوج می رساند و به این تردید ختم می شود که بتوان آن را اصلا بخشی از ادبیات شمرد، با نقد این واقعیت که طنز نمی تواند از پوسته تعلیمی و بلاغی خود خارج شود. عمر اثر هجایی کوتاه تلقی می شود، چون مسبوق به واقعیاتی است که ما را قادر می سازد اشارات گوناگون و کیفیت و عمق معانی آن را درک کنیم. اما، در کل، به عنوان یکی از بخش های مهم ادبیات ارزیابی می شود. جز این نمی توانست باشد، چون در آن صورت آثار نویسندگان بزرگی مانند مولیر، سویفت، سروانتس، گوگول، برنارد شاو، هاچک و بسیاری دیگر را می بایست به کنار نهیم. آرمان های زندگی، اگر در اثری هجایی به کمال تصویر شده باشند، همان گونه که آثار ادبی هجایی نویسان ثابت می کنند، ارزش پایدار دارند و قوت هنری آنها را در هر زمانی احساس می کنیم.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مهم ترین رویداد تاریخی در ایران حماسة هشت سال دفاع مقدّس بوده است که به عنوان دورانی بسیار حیاتی و تعیین کننده در بر دارنده ترجمه هایی است که بررسی آنها در درک بهتر آن برهة زمانی و تأثیر آن در دوران کنونی بسیار حائز اهمیّت است. از جملة این ترجمه ها می توان به ترجمة اخبار اشاره کرد که چگونگی بازتاب خبرهای مربوط به جبهه های نبرد و اوضاع جامعه در دنیای بیرون را به تصویر می کشد. هدف از انجام این مطالعه، بررسی دقیق تأثیر هنجارها بر ترجمه اخبار روزنامه های دفاع مقدّس بود. بدین منظور روزنامه اطلاّعات که منتشرکننده اخبار دفاع مقدّس بوده است به همراه ترجمه انگلیسی بر اساس نظریه توری مبنی بر هنجارهای رفتاری مورد تحلیل متنی قرار گرفت. روش این پژوهش، توصیفی است؛ به گونه ای که تحلیل مقایسه ای متون مبدأ و مقصد در جهت شناسایی قواعد و الگوهایی که مرتباً در ترجمه تکرار می شوند، مدّ نظر قرار گرفت. نتایج این پژوهش، علاوه بر درک چگونگی تأثیر هنجارها در امر ترجمه، گوشه هایی از ایدئولوژی حاکم بر ترجمه در دوران حیاتی دفاع مقدّس را نیز تبیین می کند.
معارف بهاءولد یکی از مهمترین آثاری است که بر مثنوی تأثیر شگرفی داشته است و تاکنون درباره برخی از وجوه این تأثیرگذاری مطالعه نشده است؛ تمثیل از این جمله است. در این تحقیق ضمن لحاظ نظریه بینامتنیّت، تأثیرگذاری معارف بر مثنوی بررسی شده است وبرای دقت نتایج، از نرم افزارهای عرفان 3 و مثنوی نور نیز بهره گرفته شده است. تطبیق شواهد نشان می دهد که مولانا در مقوله تمثیل از جنبه های گوناگونی از بهاءولد متأثر بوده است؛ نخست اینکه در معارف و مثنوی نگرش فلسفی مشترکی به مقوله تمثیل وجود دارد. دیگر این که از نظر ساختاری، شیوه «تمثیل های پیاپی» و مبتنی بر «تداعی» در هر دو اثر به کار رفته است. همچنین، بنیاد تمثیل های مشترک هر دو اثر بر دو گونه گزاره تعلیمی و تعلیمی- فلسفی است. بررسی شیوه استدلال در این دو اثر نشان می دهد که در گزار ه های تعلیمی- فلسفی، شبکه استدلال گسترده تر است و تمثیل های اخلاقی با گزاره ای که به یکی از موضوعات انسان و درون او مرتبط است، آغاز می شود و نتیجه آن ها اثبات یکی از موازین حِکمی و تربیتی انسان است، اما در تمثیل نوع دوم، مقدمه یا گزاره شامل حُکمی درباره هستی یا عناصر هستی است و بر قاعده ای کلّی تأکید دارد و به کمک آن قاعده، سرنوشت و هدف انسان نیز تبیین شده است. از این نظر می توان تمثیل های نوع اول را تعلیمی و نوع دوم را باورساز و نمایشگر جهان بینی و دورنمایی دانست که گوینده سعی دارد بر اساس آن مخاطب را اقناع کند.
وقتی از اوقات، شدت فقر و کمال عسرت مقتضی شد که عریضه ای به دربار معدلت مدار معدلت آثار حضرت ضل اللهی - روح العالمین فداه - عرض کنم. نسخه فهرست را در این نامه برنگارم، که کمال فضل و بلاغت من خوانندگان را معلوم شود. صورت فهرست: عرضه داشت کمترین بندگان و بدترین مردگان و زندگان، حاسد علما، فاسد قدما، کاسد مساجد، یادگار والد ماجد، عمده العلما، فضله الفضلا، مضل المومنین، مخل المسلمین، صاحب ریش سفید، هاشم بن المفید - تحرسه اله عن غفرانه و تغمده بلهبات نیرانه - آنکه این داعی از زمان صباوت و سادگی تا اوان غباوت و افتادگی پیوسته به تحصیل علوم میلی بغایت داشتم و دقیقه ای از عمر خود مهمل نگذاشتم و با سعی جمیل در زمان قلیل علوم بسیار بیاموختم و خزاین هنر بیندوختم چنانچه در سن بیست سالگی - بعون اله تعالی - تمام هجی را از حفظ کردم و در این مرحله از اطفال دبستان بلکه از اغیال شبستان گوی سبقت بر بودم. آنگاه به علوم دیگر پرداختم. پس سال ها زحمت کشیدم تا از صرف حرفی نیافتم به سوی نحو شتافتم. چندی در خدمت قطب الاقطاب نصیر مومن خان رنج بیهوده بردم تا جمیع مطالب نحو از خاطرم محو شد. منطق را در خدمت ابوالبهایم قاید زکی دشتیانی بورزیدم و نفهمیدم و، در علم معانی، تشریح الافلاک شیخ چنگیز را در خدمت فخر المحققین و ذخر المدققین جمال بهارلو خواندم. یک دوره اصول خارج را در خدمت شیخ الاسلام کمارج ولی خان ممسنی حاضر شدم. فقه استدلالی را از مصاحبت ابوالمعالی حق نظر ارمنی تکمیل دادم. علم موسیقی را از منصور دوانیقی فرا گرفتم. کتاب مجسطی را در خدمت زال خان خشتی مباحثه کردم. شرح لمعه را از بالیوز مسقط اصغا نمودم. کشکول حمداله مستوفی را در خدمت آقا یور قلی رامجردی خواندم تا طبیبی حاذق شدم . هراکلوس شیخ اشکبوس را در خدمت حسین خان سگچران دیدم تا در علم ریاضی از استادان ماضی گذراندم. جفر را در خدمت ضابط خفر آموختم. و ادب را از حاجی بسطام عرب فرا گرفتم. از علم سلوک مفوک شدم، و در علم اکر پکر ماندم. در علم اخلاق از زمره فساق شدم و درعلم حکمت اشراق از اهل رستاق محسوب شدم تا اینکه - بعون اله - در هر فنی یک فن و در هر انجمنی سنگ یک من.