The present essay is an attempt to scrutinize Macbeth's letter to Lady Macbeth formalistically with much care and seek hints which may lead us back and forth to understand what befell before and after the composition and emission of the letter. The letter seems to help us plunge into Macbeth's consciousness, and of course later to that of Lady Macbeth; it is a transparent aid to perceive the hidden purpose and ambition of Macbeth, about which so much ink has been spilled to clarify it. The diction, the tone of the writer of the letter, and the later response of the addressee to the letter all are issues which this short letter contains and makes it a device in the hands of this great master of speech and drama to dramatize human nature. Thus, the letter transcends its simple function as a written message and turns it into an influential dramatic device which unfolds much about the two central characters: one who knows bounds towards crime with open eyes mesmerized by the glitter of crown; the other, on the other hand, also mystified by the temptation of the ""golden round,"" is blind to the consequences of her menacing instinctive impulses.
تصریف و واژه سازی از مؤلفه های اصلی نظام صرفی زبان به شمار می-روند. تصریف ناظر بر استفاده از وندها برای باز نمودن روابط دستوری/ نحوی است. در این تحقیق ما به استفاده از وندهای تصریفی فعلی در فارسی جدید (فارسی دوره اسلامی) توجه می کنیم. در این دوره به خصوص بعد از قرن ششم/ هفتم هجری، وند تصریفی فعلی جدیدی به زبان فارسی اضافه نشده است؛ در عوض تعداد زیادی از وندهای تصریفی نیز از رواج افتاده اند. مهمترین وندهای فعلی منسوخ شده عبارتند از:پسوند «-ی » شرطی و استمراری، پسوند «- ست» برای ساخت ماضی نقلی، پسوند امر - ا، پسوندهای دعایی - اد و - ا . علاوه بر حذف وندها، کاربرد بعضی امکانات تصریفی فعلی مثل پیشوندهای می- و بـ - نیز در این دوره کاهش یافته است. ما در این تحقیق ضمن به دست دادن شواهد مختلف از متون متقدم، به این حذف ها و کاهش ها در نظام تصریفی اشاره خواهیم کرد و نشان خواهیم داد که زبان فارسی حداقل در نظام فعلی گرایش زیادی به تحلیلی شدن داشته است. اضافه شدن کلمات نقشی جدید (مثل فعل کمکی «داشتن») با استفاده از فرایند دستوری شدگی نیز مؤید این مطلب است.
این پ ژوهش دیدگاه های پژوهشگران در گستره های ادبیات، زبان شناسی، و آموزش زبان در بارة همکنشی ادبی با گفتمان انسانی را با رویکردی توصیفی، تحلیلی، و تطبیقی تجزیه و تحلیل کرده است. برای رسیدن به این هدف متغیرهای تجربة گفتمان، آثار آموزشی و پژوهشی گفتمان جامع اجتماعی ادبیات، شناخت انسان، منظورشناسی در چارچوب ادبیات و بینامتنی مطالعه شده اند. به کمک کشف الگوهای گفتمانی و منظور شناختی مختلف، استنباط آموزشی و پژوهشی مطالعة حاضر این است که از نظر محققان، گفتمان ادبی دارای نظام خلاق و گسترده ای از رابطه ها، راهبردها و روش شناسی خاصی است که منجر به شناخت جامع تر انسان میشود. تحلیل رویکردهای محققان، رابطة علت و معلولی بین متغیرهای ادبیات و نظام ارتباطی انسان را اثبات میکند. بنابر این، شناخت گفتمان ادبیات، به محقق در شناخت متغیرهای موثر در ارتباط انسانی کمک میکند. شناخت این پدیده ها مبانی تصمیم گیری در فرایندهای آموزشی و پژوهشی در گستره های ارتباطات بین فرهنگی مثل ادبیات، آموزش زبان، تربیت مترجم و ابعاد گوناگون مطالعات انتقادی در گستره های ادبیات، زبان و ترجمه را تحت تاثیر قرار داده و نشان میدهد که بدون توجه به مبانی و مقولات گفتمان منظورشناسی ادبی، تصمیمات مسئولان نظام آموزشی و پژوهشی کارایی لازم را نخواهد داشت. به دلیل این که منظورشناسی ادبی به عنوان گفتمان جامع اجتماعی باعث کشف، گسترش، و رشد و اعتلای امکانات، روش ها، و راهبردهای پژوهشی، آموزشی و یادگیری گشتالتی در این بخش از گستره های علوم انسانی گردیده است و مانع فرایند نا میمون جدایی و عدم ارتباط علوم با یکدیگر میشود.
انسان همواره در جامعه نیازمند ارتباطات اجتماعی بوده و هست، و همیشه افرادی نیز بوده اند که به علت تن ندادن به هنجارهای اجتماعی، مایل نبوده اند مکالماتشان بر دیگر گویشوران آشکار شود. پس مبادرت به ایجاد گونه زبانیِ خاصی کرده اند تا بتوانند بدون بروز مشکل به ارتباط با یک دیگر بپردازند. چنین گونه زبانی ای را زبان مخفی می نامند. یکی از گروه هایی که تمایل ندارند اسرار و مکالماتشان بر دیگران فاش شود نوجوانان و جوانان هستند. زبان مخفی، مانند هر زبان دیگر، دارای فرایندهای واجی، ساخت واژی و روابط معناییِ خاصِ خود است. هدف از ارائه این تحقیق، شناساییِ فرایندهای واژه سازیِ موجود در چنین زبانی است. این تحقیق، به صورت میدانی، در بین دانشجویانِ دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان (با میانگین سنی 21 سال) صورت گرفته است. درنهایت فرایندهای واژه سازیِ به دست آمده عبارتند از: ابداع، گسترش معنایی، تعبیر نزدیک، گذر از اسامیِ خاص به عام، قرض گیری، واژه با معنای عکس، مخفف سازی، جزء واجی، سرواژه سازی، ترکیب، کوتاه سازی و ادغام.
در مقاله حاضر نگارنده به بررسی مقوله حذف گروه فعلی در بافت گزارش های زنده فوتبال رادیویی پرداخته است. به این منظور، در ابتدا نگرش دستورنویسانِ ایرانی و غربی را به مقوله حذف معرفی کرده، و سپس انواع حذف را از دیدگاه زبان شناسانی چون هلیدی و حسن و همچنین کوئرک و دیگران طبقه بندی کرده است. مقوله حذف از دیدگاه معنا شناسیِ شناختی نیز مورد بررسی قرار گرفته است. داده های مقاله حاضر از دو گزارش زنده فوتبال رادیویی گردآوری شده است. بررسی داده ها نشان دهنده آن است که ما می توانیم برای حذف واژگانی پیشنهادی هلیدی، در زبان فارسی، زیرمجموعه هایی، مانند حذف فعل لازم، حذف فعل مجهول، حذف فعل متعدی و .... قائل شویم
راهنمای زبان سنسکریت (دستور زبان، متن های گزیده، واژه نامه)، محمدتقی راشد محصل، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، چاپ اول، 1389، بیست + 303 + یک صفحه، قطع وزیری، 6500 تومان.
زبانِ گفتار، هم پدیده های زنجیری دارد و هم پدیده های زبرزنجیری. این پدیده ها هریک به نوبه خود بخشی از زبان را می سازد. بدونِ پدیده های زبرزنجیری (تکیه، آهنگ، زیروبمی، درنگ[1]، مکث[2] و...)، گفتار، مصنوعی و ماشینی به نظر می رسد. درمیانِ این پدیده ها به پدیده مکث توجه اندکی شده است. این پژوهش با استفاده از روش آواشناسیِ صوت شناختی و با توجه به متغیر های جامعه شناسیِ زبان، درپی یافتن ویژگیِ آواییِ مکث، بسامد و محل وقوعِ آن، با توجه به دو متغیر سبک و جنسیت، است. داده های این پژوهش از دو سبکِ محاوره ای (مکالمه تلفنی) و رسمیِ (اخبار و سخنرانی) انتخاب شدند و با استفاده از نرم افزار پرت[3] مورد تحلیل قرار گرفتند. با استفاده از نرم افزار پرت، میزانِ دیرش (کوتاه، بلند و گسترده)، و نوعِ مکث ها (ساکت، پرشده و تنفسی) تعیین شد. با توجه به متغیرِ سبک می توان گفت که مکث در گونه سخنرانیِ سبک رسمی بیشتر از مکالمه تلفنیِ 2 (گویشور زن با زن یا گویشور مرد با مرد)، و 1 (گویشور زن با مرد) سبکِ محاوره ای، و در گونه اخبارِ سبکِ رسمی کمتر از مکالمه 2 و 1 سبکِ محاوره ای است. با درنظرگرفتنِ متغیرِ جنسیت، مشهود است که زنان به طورکلی در هر سه گونه گفتاری، مکث های کمتری نسبت به مردان انجام می دهند. البته لازم به ذکر است که مکثِ زنان در گونه مکالمه 1 سبکِ محاوره ای از مردان بیشتر است ولی در گونه مکالمه 2 مجدداً کاهش پیدا می کند[4].
مفعول نمایی افتراقی ویژگی زبانهایی است که همه مفعولها را به یک شیوه نشان نمی دهند. بوسونگ (1985) این پدیده را در برخی از زبانهای ایرانی بررسی کرده است. آیسن (2003) نشانه «را» در فارسی را نشانه ای می داند که به معرفگی و جانداری مفعولها حساس است، و این زبان را نمئنه ای از زبانهای دارای مفعول نمایی افتراقی می داند. در این مقاله نشان داده ایم برخلاف دیدگاه آیسن (2003)، نمی توان گفت «را» فقط طبقة خاصی از مفعولها در فارسی را همراهی می کند؛ زیرا اولاً می تواند در طیف معرفگی با همة مفعولها ظاهر شود و حضور آن تأثیری کلامی دارد، ثانیاً طیف جانداری نقشی در حضور «را» ندارد و ثانیاً این نشانه می تواند با مواردی از غیرمفعولها نیز ظاهر شود. پس با در نظر گرفتن این سه مورد، نمی توان دیدگاه آیسن (2003) را در مورد نقش «را» اقتصادی فرض کرد.
برنامة کمینه گرا (چامسکی، 1995) رویکرد غالب و جدید« زبان شناسی زایشی» است. بررسی پیوندهای سلسه مراتبیِ ساخت نمای جمله های زبان به لحاظ دانش زبانی ذهنی سخنگویان، هدف عمدة تحلیل ساختی در رویکرد یاد شده است. یکی از ویژگیهای تحلیل ساختی جمله در این رویکرد، در نظرگرفتن مقوله های نقشی است که به تبیین پیوندهای نحوی مقوله های واژگانی کمک می کند. تحقیق حاضر، ضمن ارائة توصیفی دقیق از مقوله های نقشی، به بررسی مقوله نقشی زمان در نحو جمله های فارسی می پردازد.همسو با تعاریف به کار رفته در برنامة کمینه گرا به بررسی چگونگی صرف فعل از راه بازبینی مشخّصه های تعبیرناپذیر موجود در گره زمان و فعل اصلی و عمل مطابقه خواهیم پرداخت. همچنین با در نظر گرفتن اینکه مشخّصة تصریف در زبان فارسی یک مشخّصة قوی است، با ارائة نمونه هایی نشان خواهیم داد که فعل به هستة زمان جذب می شود و درجایگاهی خارج از گروه فعلی بالا (vP) قرار می گیرد. حذف گروه فعلی و پرسشهای تأییدی از جمله شواهدی است که این فرض را تأیید می کند.
در این روزها، حفظ و صیانت میراث فرهنگی به عنوان بخشی مهم از هویّت ملّی، مورد توّجه مردم و مقامات کشور قرار گرفته است. با این وجود ، به نظر نمی رسد چنین همّتی تاکنون صرف میراث فرهنگی «معنوی» ایران شده باشد. نظر به این که سرعت نابودی گویشها بسیار بالاتر از سرعت نابودی دیگر میراث معنوی است و مرگ آنها بر بسیاری از عقاید و رسوم و باورها تاثیر می گذارد، یکی از دغدغه های مهم ملّی باید حفظ این میراث مهّم، آسیب پذیر و پراکنده باشد. در این مقاله، ضمن پرداختن به کلیاتی چون مفهوم زبانهای در خطر و در حال انقراض، به زبانهای ایرانی پرداخته شده و تاریخچه، آسیب شناسی و نیازهای مرتبط با مطالعات گویشی (با تاکید بر مقوله «مستندسازی زبان ») بررسی شده است.
تحقیق حاضر قصد دارد با توصیف گویش گیوی و مقایسةآن با زبان پهلوی- بویژه از جنبة فرآیند های واجی- این گویش را به دلیل اهمیّت تاریخی و فرهنگی اش معرفی نماید و نشان دهد که در گویش گیوی می توان واژه های بسیاری یافت که با وجود اینکه تحت تاثیر فرآیند های واجی قرار گرفته اند در مقایسه با گویش معیار از نظر تلفّظ و معنا نزدیک به زبان پهلوی هستند. فرآیند های واجی که در این تحقیق مدّ نظر بوده اند عبارتند از: حذف،افزایش، ابدال، ادغام و قلب. داده های اصلی این تحقیق، فهرستی از واژه هاست که به عنوان شاهد انتخاب شده اند. این تحقیق، بیانگر روابط عمیق تاریخی میان گویش گیوی و زبان پهلوی است
در فارسی امروز ""که"" ضمیر پرسش، نشانة بند موصولی، نشانة بند متمّمی و حرف ربط است. مقاله حاضر در پی آن است تا با نگاهی به پیشینه تاریخی کارکردهای این صورت، رابطه آنها را با یکدیگر بررسی کند. بررسی ها نشان می دهد: 1- در دورة باستان، نشانه های بندهای متممی، موصولی، ربطی/ قیدی و ضمیر پرسشی از یکدیگر متمایزند؛ 2- در دورة میانه، نشانه بندهای موصولی و ضمیر پرسشی یکسان شده اند، امّا نشانه بندهای متممی و ربطی/ قیدی از یکدیگر متمایزند؛ 3- در فارسی امروز، نشانة بندهای موصولی، متممی و ربطی با ضمیر پرسشی یکی شده است. به نظر می رسد با توجه به این که ""که"" موصولی و پرسشی در دوره میانه به یک شکل بوده اند و گرایش های رده- شناختی به این سو هستند که صورت پرسشی به موصول تبدیل شود ""که"" فارسی امروز در تمامی کارکردهایش باید مشتق از ""که"" پرسشی باشد.
ترجمه شناسی، رشته ای است نوپا که قدمت آن به عنوان علمی مستقل یا رشته ای دانشگاهی، از چند دهه نمی گذرد. ترجمه شناسی با رشته های مختلف، به ویژه علوم انسانی (زبان شناسی، جامعه شناسی، ادبیات و...) رابطه دارد و بخشی از مفاهیم و روش خود را از آنها به عاریت می گیرد. از جمله علومی که می تواند با ترجمه شناسی رابطه تنگاتنگی داشته باشد، روانکاوی است. تاکنون برخی پژوهش ها به طور پراکنده به این مقوله پرداخته اند، اما در آغاز راه هستند و هنوز گستره چندانی نیافته اند. در مقاله حاضر به برخی روابط و جنبه های مشترک میان موضوع علم ترجمه شناسی (ترجمه) با روانکاوی می پردازیم. پس از آن که جایگاه روانکاوی ترجمه را در گفتارهای ترجمه شناختی بررسی کردیم، به رابطه بنیانگذار روانکاوی، فروید، و ترجمه خواهیم پرداخت. نگاهی نیز خواهیم انداخت به ترجمه رؤیا و در پایان به مسأله رنج و لذت در ترجمه نیز اشاره خواهیم کرد
The present article reflects the results of a needs analysis survey carried out on a group of 52 students in a general English course at Islamic Azad University of Hamedan, Iran, in which a 32-item questionnaire adapted from Kavaliauskiene and Užpaliene (2003), Iwai et. al (1999) and Seedhouse (1994) is used to investigate the students' conceptions of good learning of English expressed in terms of their own wants and lacks. The results of the data analysis point to a need to improve the course syllabus in different ways.
The consideration of rater training is very important in construct validation of a writing test because it is through training that raters are adapted to the use of students’ writing ability instead of their own criteria for assessing compositions (Charney, 1984). However, although training has been discussed in the literature of writing assessment, there is little research regarding raters’ perceptions and understandings of the training program. Although a few studies have looked at the differences between trained and untrained raters in writing assessment (Cumming, 1990; Huot, 1990), few studies have used a pre-and post-training design. The purpose of this study is to investigate the effectiveness of the training program on experienced and inexperienced raters with regard to a pre-and post- training design. Twelve EFL raters scored 45 pre-rated benchmark essay compositions by an authorized IELTS trainer. These essay compositions were scored before, during and after the training program. The results regarding the comparison across raters showed that inexperienced raters had wider range of inconsistency before training but they became more consistent than experienced raters after training.
Computer technology has provided language testing experts with opportunity to develop computerized versions of traditional paper-based language tests. New generations of TOEFL and Cambridge IELTS, BULATS, KET, PET are good examples of computer-based language tests. Since this new method of testing introduces new factors into the realm of language assessment ( e.g. modes of test delivery, familiarity with computer, etc.),the question may be whether the two modes of computer- and paper-based tests comparably measure the same construct, and hence, the scores obtained from the two modes can be used interchangeably. Accordingly, the present study aimed to investigate the comparability of the paper- and computer-based versions of a writing test. The data for this study were collected from administering the writing section of a Cambridge Preliminary English Test (PET) to eighty Iranian intermediate EFL learners through the two modes of computer- and paper-based testing. Besides, a computer familiarity questionnaire was used to divide participants into two groups with high and low computer familiarity. The results of the independent samples t-test revealed that there was no statistically significant difference between the learners' computer- and paper-based writing scores. The results of the paired samples t-test showed no statistically significant difference between high- and low-computer-familiar groups on computer-based writing. The researchers concluded that the two modes comparably measured the same construct.
This study was conducted to probe the effect of the observer ring technique on the participants’ writing achievement. In so doing, the researchers utilized a quasi-experimental design with 20 participants in the control group and 18 in the experimental group. Instrumentation included a writing handout, an Oxford Placement Test (standard proficiency test), and a rating scale of writing. As a treatment, the participants in the experimental group were asked to write at home and bring their papers to the class to be corrected by their classmates and the teacher was the supervisor. In the control group, the papers were corrected by the teacher. The results of the pre-test indicated that the participants of the two groups were homogeneous with regard to proficiency level as well as their writing ability. The results of the post-test revealed that the writing ability of the participants in the experimental group had improved during the study. Moreover, the observer ring technique had a positive and significant effect on the participants' writing ability. The findings may promise implications for incorporating this new interactive feedback model into EFL writing classes.
The teaching of writing has recently begun to move away from a concentration on the written product to an emphasis on the process of writing. Feedback is a fundamental element of the process approach to writing. It can be defined as input from a reader to a writer with the effect of providing information to the writer for a revision. This study reports on the effectiveness of two types of feedback provided by two different sources– the teacher and the peers– on students’ overall writing quality in an EFL context. To fulfill such an aim, a group of 60 Iranian Persian native speakers aged between 22 and 25 majoring in English Translation were chosen from among a greater population of 98. They were assigned to three homogeneous groups based on their scores on Oxford Placement Test (OPT) and a sample writing assignment on a given topic by emphasizing the expository genre through providing some reasons. They covered five topics before and after receiving feedback– ten written texts– in the span of a 15-week semester. Then, the papers were rated analytically. The findings revealed that feedback had a noticeable effect on the students’ draft editing, and of the two sources of feedback, the students benefited from teacher’s feedback more than their peers’ feedback. Other possible implications interpreted from this study supported the occurrence of a change in students’ roles in communicative foreign language learning settings and that, they could take the role of autonomous learners and turn into common respondents to other students’ writings and in this way their L2 knowledge construction and implementation increased