فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۳۰۱ تا ۳٬۳۲۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
منبع:
Research in English Education Volume ۶, Issue ۲(۲۰۲۱)
102-114
حوزههای تخصصی:
This study investigated the role of Telegram, a mobile messenger app, in mastering receptive and productive knowledge of vocabulary by Iranian EFL learners. In addition, it was intended to survey EFL learners’ attitude toward using telegram to learn English vocabulary. Therefore, both quantitative and qualitative design were used. So, 57 students were selected from a language institute in Isfahan, Iran. To homogenize the participants, Oxford Quick Placement Test (OQPT) was administered and the participants were divided into two groups accordingly, a Telegram group and a control group. At the beginning of the study a checklist of words was given to the participants. Afterward, during the study, the experimental group received the treatment (teaching words via telegram), while the control group received the target words traditionally. After 8 sessions, 20-30 minutes each, an achievement test was administered to the groups. The results of Independent Sample t-test revealed a statistically significant difference between the achievement test scores of the experimental and control group. Moreover, the participants had positive attitude about using Telegram to learn English vocabulary. The findings of this study may inspire teachers to use mobile applications and also course developers to modify and improve not only the curriculum, but also the methodology of teaching vocabulary.
Assessment Perceptions and Practices in Academic Domain: The Design and Validation of an Assessment Identity Questionnaire (TAIQ) for EFL Teachers
منبع:
International Journal of Language Testing, Volume ۱۱, Issue ۱, Winter and Spring ۲۰۲۱
103 - 131
حوزههای تخصصی:
The present research aimed to conceptualize the construct of Teacher Assessment Identity (TAI) by designing and validating a questionnaire in the Iranian EFL context. In so doing, a tentative scale with 96 items was piloted on 340 novice and experienced Iranian EFL teachers using Exploratory and Confirmatory Factor Analysis (EFA, CFA). The results of the analyses led to the removal of 33 items, leaving the questionnaire with 61 items on a five-point Likert scale. Moreover, the results revealed that the construct of TAI has 12 factors including assessment “knowledge”, “beliefs”, “attitudes”, “skills and confidence”, “practices”, “use assurance”, “feedback”, “rubric/criteria”, “consistency and consequence”, “grading/scoring”, “question-types”, and “roles”. Likewise, the convergent validity and reliability of the instrument to measure the construct of concern was statistically confirmed (p>.05). The findings have various implications for EFL teachers, teacher trainers, course designers, and language researchers by raising their awareness of assessment identity and its underlying components.
تحلیل زبانِ رمان سال های ابری از منظر جامعه شناسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جامعه شناسی زبان که به بررسی ارتباط ساخت ها و طبقات اجتماعی با زبان می پردازد و از پیوند زبان شناسی و جامعه شناسی به وجود آمده است، در شمار مطالعات نوین میان رشته ای قرار دارد. به دلیل این که زبان، عنصری بنیادین در داستان تلقی می شود، در میان گونه های مختلف ادبی، رمان بستر مناسبی برای مطالعات جامعه شناسی زبان است و تحلیل جنبه های مختلف زبانِ رمان از این منظر، امری بایسته و ضروری است. ازاین رو، پژوهش حاضر درصدد است تا خوانشی جامعه شناسانه از زبانِ رمان سال های ابریِ علی اشرف درویشیان ارائه دهد و رابطه زبان این اثر را با بافت های مختلف اجتماع، براساس یک روش نظام مند و علمی تحلیل کند. به علاوه، نگارندگانِ این جستار، در بخش پایانی مقاله، به جامعه شناسی زبان نویسنده در رمان نیز نقبی زده اند. شیوه انجام پژوهش به صورت توصیفی تحلیلی است و داده ها با استفاده از شیوه تحلیل محتواهای جامعه شناختی بررسی شده اند. برایند تحقیق گویای آن است که نویسنده رمان سال های ابری، در انتخاب زبان مناسب برای شخصیت ها و طبقات مختلف اجتماعی موفق بوده و زبانِ رمان در موارد فراوانی، هم سو با گرایش های اجتماعی نویسنده است.
رابطه بین کمال گرایی، اضطراب و دستاوردهای زبانی انگلیسی آموزان ایرانی : میانجیگری انواع خودها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال سیزدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۳۸
157 - 183
حوزههای تخصصی:
پژوهش های اخیر نشان داده که در یادگیریِ زبان دوم، سازه های اضطراب و کمال گرایی به عنوان عامل های مهمی در عملکرد زبان آموزان نقش دارند. در مقاله حاضر، تعداد 400 زبان آموز انگلیسی 15 تا 30 ساله که در مؤسسه های آموزشی خصوصی زبان انگلیسیِ شهر تبریز و در ایران نام نویسی کرده بودند، شرکت داده شدند. سطح مهارت های زبانی شرکت کنندگان در محدوده بالاتر از اندازه متوسط بود که با برگزاری آزمون تعیین سطح (آزمون استاندارد ای.سی.تی.اف.ال)، پیش از شروع کلاس ها، به وسیله استادهای مؤسسه مشخص گردید. برای برآوردِ میزان کمال گرایی، اضطراب و خودهای زبان دوم به ترتیب از مقیاس کمال گرایی چندبعدی (Hewitt & Flett, 1991)، مقیاس اضطرابِ زبانِ خارجی (Horwitz et al., 1986) پرسش نامه چهارقطبی هویتی تایلور (Taylor, 2010) بهره گرفته شد. پیشرفتِ زبان آموزان، با توجه به نمره های آزمونِ پایانی آن ها سنجیده شد. نتیجه پژوهش حاضر نشان داد که کمال گرایی با اضطراب رابطه معناداری دارد و رفتار کامل زبان آموزانِ کمال گرا در گستره فردی و اجتماعی می تواند آن ها را مضطرب سازد. این امر افزون بر اضطرابِ فراگیران، هویت آن ها را نیز تحت تأثیر قرار می دهد؛ به گونه ای که اعتماد به نفس پائین تر زبان آموزان بر یادگیری آن ها تأثیر می گذارد. در پایان، دریافتیم که کمال گرایی های مبتنی بر خود و اجتماع با ساختار خود زبان آموزان رابطه معناداری دارد. همچنین، یافته های پژوهش مشخص کرد که به واسطه خودهای موجود، در فراگیران زبان دوم، یک رابطه ساختاری از کمال گرایی تا اضطراب یادگیری زبان دوم -بر پایه پیشرفت زبان انگلیسی آن ها- وجود دارد.
درآمدی بر جایگاه و وضعیت توصیف شفاهی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی مطالعات اخیر در حوزه ترجمه دیداری شنیداری حاکی از آن است که پژوهش درباره توصیف شفاهی به عنوان یکی از خدمات توانمندسازی و دسترسی آسان به رسانه برای افراد کم/نابینا در بسیاری از نقاط جهان به طورقابل توجّهی افزایش یافته است، ولی این حوزه نوپا در ایران مراحل بسیار اوّلیّه توسعه و شکل گیری را طی می کند. هدف این نوشتار، بررسی و معرّفی این حوزه و ویژگی ها و ملاحظات مهم در تولید آن در دنیا و همچنین بررسی وضعیت کنونی و اقدامات اوّلیّه انجام شده در ایران است. ازاین رو، با رویکردی اکتشافی از طریق تحلیل اسناد مربوط و همچنین مصاحبه نیمه ساختاریافته با فعّالان حوزه توصیف شفاهی در ایران، شناختی نسبی در این زمینه به دست آمد و یافته های به دست آمده در شش دسته طبقه بندی و تشریح گردید. یافته ها نشان داد که بیشترین میزان تولید توصیف شفاهی به ترتیب به رادیو و یک گروه مستقل غیردولتی (سوینا) اختصاص دارد و سیما به عنوان رسانه ای تأثیرگذار، هیچ اقدامی در این زمینه انجام نداده است. به علاوه، تولید توصیف شفاهی در رادیو به فیلم های بلند سینمایی ایرانی محدود شده، درحالی که در گروه خصوصی «سوینا»، تولیدات توصیف شفاهی از تنوّع بیشتری برخوردار است. در پایان، بر اساس موضوعات تشریح شده و یافته ها، پیشنهادهایی برای پژوهش های آتی در این حوزه ارائه شد.
کارکرد گفتمانی-استعاری زبان رسانه: رویکرد شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر، دستیابی به کارکردهای گفتمانی زبان رسانه از منظر شناختی بر اساس انگاره ی آمیختگی مفهومی مطرح شده از سوی فوکونیه و ترنر (2002,1998,1994) بوده است تا نشان دهیم که رسانه ها چگونه در کلام شان از استعاره بهره می گیرند و از آن مسیر اهداف خود را دنبال می کنند. ماهیت روش شناسی این پژوهشِ کیفی، توصیفی-تحلیلی بوده و داده ها از متون مطبوعاتی و روزنامه های کثیرالأنتشار در سال های 95 تا 98 گزینش و گرد آوری شده اند و بدین منظور 18 نمونه (به دلیلمحدودیت در حجم مقاله جهت ترسیم نمودارهای آمیختگی مفهومی) از استعاره های به کار رفته در متون مذکور، تحلیل و مورد ارزیابی قرار گرفته اند. یافته ها نشان داد که گفتمانِ رسانه ها با تلفیق حوزه ی مبدأ و حوزه ی مقصد و پدید آمدن فضای آمیخته ی چهارمِ نوپدید، زبان را طوری مفهوم سازی می کند که امکان نگاشتِ مفاهیم انتزاعی؛ همچون «موج بیداری اسلامی»، «انداختن توپ به زمین حریف» و غیره را به مفاهیم ملموس و عینی فراهم ساخته که این امر سبب جذب مخاطب و تنویر افکار عمومی شده است؛ به گونه ای که ویژگی های مشترک دو فضای ذهنی، یک به یک با هم متناظر می شوند.
بررسی تحول استعاره های مفهومی شجاعت در زبان فارسی در دو بازه زمانی تاریخی و معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر برآنیم تا از طریق معنی شناسی تاریخی، به بررسی ثبات یا تغییر دیدگاه های فارسی زبانان نسبت به مفهوم «شجاعت» بپردازیم که از دیدگاه کووچش (1393 ، ص. 43)، یکی از مفاهیم حوزه مقصد اخلاق است. مسئله اصلی پژوهش حاضر این است که آیا در بازه های زمانی قرن هشتم تا قرن دهم در مقایسه با دوران معاصر، در جامعه فارسی زبان مفهوم شجاعت دست خوش تغییر شده است یا خیر؟ و نیز برای بازنمایی این تغییرات چه الگویی می توان ارائه داد. برای دستیابی به این هدف، نویسندگان از طریق تحلیل شناختیِ استعاره های مفهومی شجاعت در دو پیکره تاریخی و معاصر و مقایسه آن ها با یکدیگر، ثبات یا تحول ایجاد شده را بررسی کردند. نتایج حاصل از پژوهش حاضر حاکی از تغییر در برخی از مؤلفه های فرهنگیِ مرتبط با مفهوم شجاعت در جامعه فارسی زبانان و در نتیجه، تحولِ ارزش گذاری بر استعاره های مفهومی مربوط است. گفتنی است مقایسه شواهد تاریخی و معاصر نشان می دهد حوزه مبدأ کلان «شیء» در هر دو مورد بی تغییر است، ولی حوزه های خرد زیر مجموعه «شیء» تغییر یافته اند. حوزه های مبدأ پر بسامد مفهوم سازی شجاعت در زبان فارسی عبارت اند از: نیرو، مسیر، جنگ و ماده. از دستاوردهای مهم پژوهش حاضر آن است که در هیچ یک از بازه های زمانی مورد نظر، حوزه مبدأ جنگ، حوزه مبدأ کانونی شجاعت محسوب نمی شده، بلکه به صورت نهفته باقی مانده است. چارچوب نظری پژوهش حاضر نظریه استعاره های مفهومی مطرح شده از سوی لیکاف و جانسون ( 1980 ) و الگوی تریم ( 2011, 2007 ) در شبکه استعاره های مفهومی است.
نمود واژگانی درگویش لکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مقوله های معنا شناختی که در کنار سایر مقوله های دستوری متبلور شده در فعل (از قبیل وجه و زمان دستوری) دارای اهمیت بسزایی است، نمود فعل است. مقوله نمود را می توان نحوه نگریستن به فعل از لحاظ آغاز شدن، چگونگی تحقق، تداوم و یا پایان یافتن رویداد فعل دانست، در حالی که نمود دستوری معمولاً با عناصر تصریفی و غیرتصریفی در جمله بیان می شود، افعال حاوی نمود واژگانی بدون اخذ نشانه دستوری خاصی و با توجه به معنا و ویژگی های ذاتی فعل، چارچوب زمانی خاصی را به لحاظ شروع، چگونگی تحقق، ادامه و پایان رویداد نشان می دهند. این پژوهش با رویکردی توصیفی تحلیلی و با درنظر گرفتن ر ویکردهای نمودی و مدل های موجود در خصوص نمود، به بررسی و طبقه بندی انواع نمود واژگانی فعل در گویش لکی می پردازد و نشان می دهد که در چارچوب مدل کرافت ( 2012 ) گویش لکی دارای چهار گروه اصلی نمود واژگانی شامل ایستا، فعالیتی، غایتمند و حصولی و ده زیر گروه نمود واژگانی شامل ایستای گذرا، ایستای پایدار اکتسابی، ایستای پایدار ذاتی، فعالیتی مستقیم (جهت دار)، فعالیتی غیر مستقیم (چرخه ای)، غایتمند مستقیم (جهت دار)، غایتمند غیر مستقیم، حصولی بازگشتنی، حصولی غیربازگشتنی و حصولی دوره ای (چرخه ای) است.
An Investigation into Pronunciation Representation in an EFL Textbook Series Utilized in a Turkish State University(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Textbooks play a crucial role in language education even in a digital age where education tends to be digitalized. It has been claimed that pronunciation is underrepresented in EFL textbooks, notwithstanding its significance in spoken interaction. To this end, this research investigated the treatment of pronunciation in a multilevel EFL textbook series along with such components as teacher’s book, pronunciation extra, and MyEnglishLab. Following the analysis of a total of 264 units in student’s book and other textbook components individually, it was found that suprasegmental features predominated the textbook series compared to segmentals. It was also discovered that controlled practice activities prevailed, pursued respectively by description and analysis, and listening discrimination activities. The findings suggest that the analyzed textbook series contain sufficient amount of pronunciation practice, albeit not including adequate guided and communicative practice. The research concluded that pronunciation is not underrepresented in this textbook series. It might accordingly be inferred that there might be other causes of ignoring pronunciation than its treatment in EFL textbooks in the Turkish context, such as teacher cognition (i.e. beliefs, attitudes, and knowledge, etc.), institutional policies, time constraints, or psychological reasons.
نگرشی به «متن کاوی» در پژوهش های زبانی: رویکرد رایانشی در تحلیل متون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«متن کاوی» به فرایند رایانشی تحلیل متون بدون ساختار و استخراج لایه های زبانی پنهان و مضامین موجود در آن ها گفته می شود. این روش، اهمیت ویژه ای در تحلیل محتوا یا مضمون پژوهش های توصیفی و تفسیری دارد. در این فرایند، نخست متون ساده ساختارمند شده وسپس مفاهیم و انگاره های نهفته آن خلاصه سازی، طبقه بندی، مدل سازی، ارزیابی و تفسیر می شوند. نظر به اینکه این روش به ویژه در مطالعات گفتمان به منزله یک نو آوری میان رشته ای به شمار می آید، سزاوار است استفاده از آن در مطالعات دانشگاهی کشور با جدیت بیشتری دنبال شود. مع الوصف، به رغم گستردگی کمی و کیفی پژوهش های بین المللی در این حوزه، جای خالی این پژوهش ها در مقالات فارسی و انگلیسی داخل کشور بسیار احساس می شود. از این رو، این مقاله در نظر دارد از رهگذر کنکاش نظری و عملی روش های متن کاوی و ارزیابی ابزارها و روش های اصلی آن در زبان فارسی و انگلیسی، بستری مناسب برای بهره مندی از ظرفیت های این روش شناسی در مطالعات زبانی فراهم سازد.
بررسی مبتداسازی ضمیرگذار ساخت ملکی و مفعول متممی زبان فارسی برپایۀ دستور گفتمانی نقشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی فرایند مبتداسازی ضمیرگذار از ساخت ملکی و مفعول متممی فارسی و چگونگی ظهور واژه بست ضمیری در پی اعمال آن براساس دستور گفتمانی نقشی است. در مقاله پیش رو نحوه نگاشت عناصر مبتداسازی شده ضمیرگذار فارسی در قالب های ساخت واژی-نحوی معرفی شده در دستور گفتمانی نقشی تحلیل شد. نتایج بررسی و تحلیل تعدای ازجمله های منتخب از گفتار و متون نوشتاری زبان فارسی نشان می دهد که در این ساخت، با عنایت به نیت ارتباطی سخنگو عناصر مختلفی نظیر مالک در ساخت اضافی و مفعول متممی می توانند سازه مبتدا واقع گردند و روش پویای تعیین ترتیب سازه ای این دستور روشی مناسب و کارآمد برای تبیین آن است. از طرف دیگر، با توجه به اینکه سازه مبتداشده در سطح بینافردی براساس اصول این دستور در اولویت ورود به قالب های ساخت واژی-نحوی قرار می گیرد، لذا فرایند مبتداسازی حاصل حرکت نیست بلکه عنصر مبتداشده به صورت پایه زایشی در جایگاه اصلی خود تولید می شود. مهم ترین نتیجه پژوهش حاضر تبیین علت ظهور واژه بست ضمیری در فرایند مبتداسازی ضمیرگذار فارسی از هر دو ساخت ملکی و مفعول متممی و تعیین اجباری و غیراجباری بودن آن است که برای نخستین بار با اِعمال سازوکارهای دستور گفتمانی نقشی صورت می پذیرد.
نمود در زبان فارسی از منظر دستور گفتمان نقش گرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳۳
195 - 240
حوزههای تخصصی:
نمود از دیرباز در حوزه های مختلف علم ازجمله فلسفه، منطق، ادبیات و تدوین دستور و زبان شناسی موردتوجه و مطالعه بوده است. این مفهوم از ابتدای دستورنویسی برای زبان فارسی مورد توجه قرار نداشته است، باوجوداین، از مهم ترین خلط مبحث هایی که در این زمینه صورت گرفته است تمایز قائل نشدن بین زمان دستوری و نمود در بسیاری از این آثار (دستور سخن، دستور پنج استاد و ...) است. در این جستار با بهره گیری از مفاهیم و مفروضات موجود در دستور گفتمان نقش گرا (Hengeveld and Mackenzie, 2009) مقوله نمود در زبان فارسی با استفاده از شیوه ای توصیفی - تحلیلی بررسی می شود و تلاش می شود تا ابعاد جدیدی از رفتار زبان فارسی در ارتباط با این مقوله دستوری بحث شود. در این دستور که اساساً نظریه ای رده شناختی برای ساختار زبان است با معرفی ساختار چند لایه فرمول بندی و رمزگذاری، امکان مقایسه های قابل اتکاتری از نظام های زبانی فراهم می شود. نتایج نشان می دهد که در زبان فارسی در یک سطح نمود کمّی (شامل عادت، تکرری، تک وقوعی، بسامدی) و در سطح دیگر کیفی (تام و ناقص و مرحله ای) از یکدیگر متمایز می شوند. نمود های تام-ناقص و مرحله ای، به سازوکار درونی وضعیت مربوط هستند؛ این نمود ها در مقابل مفهوم نمود کمی قرار می گیرند که بسامد رخداد یک وضعیت را مشخص می کنند. نتایج بررسی ها نشان می دهد که در زبان فارسی عملگر اختصاصی برای نشان گذاری نمود کمی وجود ندارد و غالباً از واحدهای واژگانی و عبارت های قیدی برای این نوع نمودنمایی استفاده می شود. درحالی که در میان نمود های کیفی به جز در مورد نمود مرحله ای ممتد، تمامی موارد دارای ابزار دستوری ویژه ای برای نشان گذاری نمود هستند. به طورکلی، در چارچوب دستور گفتمان نقش گرا می توان توصیف جامعی از تمایز های نمودی و شیوه های مختلف نمودنمایی و سازماندهی آن ها در زبان فارسی ارائه کرد.
A Comparative Study of The Kite Runner and its Persian Machine and Human Renderings: Culture-specific items in focus(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۹, Issue ۳۷, Autumn ۲۰۲۱
225 - 235
حوزههای تخصصی:
This study aimed at investigating the Persian human and machine (Google) renderings of The Kite Runner by Khalid Hosseini, through comparing and contrasting culture specific items (CSI) as well as the exploited translation strategies. Thus, the relevant problematic forms of the cultural differences were identified and the procedures suggested by Newmark (1988) were examined to see how they fit into the translation of cultural differences in English and Persian. The results of this qualitative study revealed that Literal Translation, Naturalization and Transposition strategies were used most frequently in both human and machine translations. However, machine translation could not present a comprehensible translation due to overuse of these strategies (75%). It was also revealed that the spirit of source text was kept intact in both renderings due to closeness of Iranian and Afghan cultures. It was further discovered that the human translated version carried the real beauty and creativities of the original work. In facty, the terms that were transformed and localized were able to carry over the flavor of the author’s work. Finally, it was shown that the regretful theme of the source text was reserved to a great extent in the human rendering of the novel, while machine translation failed to get it. Generally-speaking, based on the findings of this study, culture-specific terms make it difficult for machines to achieve complete word-for-word equivalence, and at the same time, human translator must have a broad knowledge of the literature and traditions of both the source and target languages to come up with a faithful translation in terms of both form and content.
Effect of Offline Newly-Developed Task Cycle (NDTC) on Iranian Medical Students’ Reading Comprehension Performance(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۹, Issue ۳۷, Autumn ۲۰۲۱
195 - 203
حوزههای تخصصی:
This study was conducted to explore the impact of integrating an evaluation cycle (Newly-developed Task Cycle) into Willis's task-based model on the improvement of Iranian medical students’ reading comprehension. In this quasi-treatment study, 60 medical students were selected through convenience sampling from Jahrom University of Medical Sciences, Jahrom, Iran, and assigned to two groups of Willis and NDTC. The control group (Willis group) received the procedures of the task-based cycle proposed by Willis, and the treatment group (NTDC group) received the procedures of NDTC designed by the researchers of this study. Each group participated in 12 sessions with a focus on reading comprehension, which met twice a week for 90 minutes. Prior to starting the treatment, a pre-test was administered. Also, one week after the last session, a post-test was administered. The post-test scores were compared with pre-test scores in each group and finally with each other. The results obtained from the statistical analysis of the collected data revealed that while both frameworks were effective in improving the learners’ reading skills, NDTC had a greater impact in this respect. The findings of the study have beneficial implications for teachers, researchers, and educational managers, should NDTC be infiltrated into teaching methods.
Strategy-Based Teaching in ELT: A Meta-Analysis(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This meta-analysis study aimed to explore the effectiveness of Strategy-Based Teaching (SBT) in ELT (English Language Teaching). A total of 18 original studies (2000–2020), with 1834 participants of diverse learning and teaching contexts, conformed with the inclusion/ exclusion criteria, were employed to be analyzed in this study. To provide a comprehensive picture of the possible moderating factors, we included 21 moderators under three moderating sets. The impact of methodological criteria, such as eligibility revisions and substitution of alternative ranges of values for arbitrary or unclear decisions, was examined using sensitivity analyses. The findings revealed an overall significant, positive and medium effect of SBT on English learners’ outcomes for both fixed (g = 0.65) and random (g = 62) models. Moreover, meta-regression analysis results of moderating factors showed that the place, type, and design of the study had no significant predicting effect on SBT. It has been documented that the results of moderator analysis of language skills and components were also not significant. However, the results for moderating effect of language measurement instruments were found to be significant. Studies that employed standardized tests for language learning measurement revealed significantly higher mean effect size in comparison with those that used teachers’ assessments. Overall, SBT was found to be positively effective within a variety of teaching and learning contexts in ELT.
Comparing Learners’ Interactions in Conventional and Virtual Classes of Distance Education University: Examining Two Approaches of Teaching Grammar(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Investigation of Integrative, Instrumental, Intrinsic and Extrinsic Motivation of Language learners in the foreign settings(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Research has not investigated the motivation of students toward learning Persian as a foreign/second language. This study examines the integrative, instrumental, intrinsic, and extrinsic types of motivation among language learners learning Persian as a second language. A questionnaire consisting of 40 questions, adapted from Gardner (2001), Ryan and Deci (2000), and Noels et al. (2001), was used to collect the required data. Statistical procedures were followed to analyze the data from 135 (59 females and 73 males) language learners. Results showed that integrative and extrinsic were respectively the most and the least significant forms of motivation among these participants. They reasoned that they mainly learn Persian language to understand Persian art, literature and history, increase their knowledge, and communicate with Iranians. Variables such as gender, education, and age showed significant differences among the males and females concerning instrumental and intrinsic types of motivation. Furthermore, whereas the results indicated significant variation between the participants’ education levels and their integrative motivation, there was not any significant relationship between the age and motivation.
حذف هم پایگی و خلأ نحوی در زبان فارسی از منظر دستور ساختاری شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساختارهای حذف، الگوهایی هستند که در آن ها بخشی از ساختار نحوی که به طور طبیعی بیان می شود تا محتوایی را انتقال دهد، حذف می شود. هدف از پژوهش حاضر، بررسی ساختار حدف هم پایگی و خلأ نحوی در چارچوب دستور ساختاری شناختی است. بنابراین، پژوهش پیش رو مبتنی بر روش توصیفی تحلیلی است و از آنجا که فرایند حذف هم در گونه نوشتاری و هم گونه گفتاری زبان فارسی کاربرد گسترده ای دارد، پیکره مورد بررسی ما هر دو گونه را شامل خواهد شد و از لحاظ نظری (یعنی روش و چارچوب تحلیل) مبتنی بر رویکرد شناختی و ساختاربنیاد است. یافته های پژوهش نشان می دهد که با توجه به مفهوم دسترسی و فعال سازی که از سوی لانگاکر (2012) معرفی شد، داده های زبان فارسی نیز در چارچوب این نظریه قابل توصیف هستند. همچنین، ملاحظه شد که هم پایگی غیرسازه ای در بافت انواع دیگری از «کاهش» بندی تحلیل می شود، از جمله در کاهش تکیه ای در عناصر فاقد تمرکز و همین طور در حذف در مواقعی که محتوای هم پوشانی بیان ناشده باقی می ماند. مفهوم توصیفی محوری در اینجا تمایزگذار بود بدین معنی که این محتوا در یک پنجره بندی ظاهر می شود که در پنجره متقدم آن ظاهر نمی شود. همچنین، این یافته ها بیانگر آن است که جایگاه تمایزگذار در این ساختارها در زمانی که بند پایه را وقفه دار می کند، دارای اهمیت است. از این رو، به آسانی می توان بیان کرد که تمایزگذار مستقیماً پس از ضدتمایزگذار می آید.
Effects of Recast and Explicit Corrective Feedback on Iranian Test-takers’ Anxiety in Speaking across Proficiency Levels(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۴, No.۲۹, Fall & Winter ۲۰۲۱
62 - 79
حوزههای تخصصی:
This study investigated the effects of recast and explicit corrective feedback on Iranian IELTS test-takers anxiety in speaking across different levels of proficiency. Ninety male and female learners, aged 21 to 45, who were preparing themselves to take the IELTS Mock test, were divided into upper-intermediate and advanced levels. Then, they were randomly assigned to control and experimental groups (recast and explicit correction). There were 10 treatment sessions for each group. In the recast group, the students’ mistakes were corrected using reformulation. In the explicit correction group, mistakes were not tolerated, and they were corrected on the spot. In order to measure the anxiety in speaking performance, Chowdhury’s (2014) questionnaire was given to the participants once before the treatment and once after the treatment. Then, the score of each learner was calculated and recorded for the data analysis. The results showed that there was no statistically significant difference between the control and explicit corrective group and the control and recast groups at the upper-intermediate level. However, there was a statistically significant difference between the control and recast groups and the control and explicit group at the advanced levels.
بررسی معنایی افعال وجهی در زبان فارسی امروز از دیدگاه رده شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این جستار درصددیم افعال وجهی فارسی امروز را به لحاظ معنایی از منظر رده شناسی بررسی کنیم تا وضعیت معانی افعال وجهی فارسی امروز را در مقایسه با معانی وجهی یافت شده در دیگر زبان های دنیا نشان دهیم چارچوب موردنظر در این پژوهش چارچوب ناوز (2008) است. نوع پژوهش حاضر کیفی و روش آن توصیفی- تحلیلی است. داده های فارسی امروز داده های طبیعی هستند که از طریق اینترنت و فضای مجازی جمع آوری شده اند. افعال وجهی موردبررسی افعال «بایستن»، »توانستن»، «شدن» و «خواستن» هستند. پس از گردآوری داده ها نوع وجهیت افعال وجهی در داده ها مشخص شد و سپس بر روی فضای مفهومی معرفی شده در چارچوب ناوز (2008)، نگاشت معنایی هر فعل معلوم شد. نتایج پژوهش نشان داد که چارچوب ناوز برای پوشش معانی افعال وجهی فارسی امروز مناسب است و تمام معانی را در برمی گیرد . همچنین اصل رده شناختی ای که ناوز در خصوص امکان تنوع معنایی صورت های وجهی بر روی یکی از محورهای عمودی ارائه کرده بود، در فارسی نیز رعایت می شود.