مقاله ی حاضر که حاصل یک پروژه ی پژوهشی کاربردی در مقطع زمانی سال های 1387 تا 1389 است، تلاش می کند از میان الگوها و مکاتب برنامه ریزی راهبردی، الگوی متناسب با بوم سازمان بسیج مهندسین را پیدا کند. واکاوی حوزه های فعالیت این سازمان، نشان دهنده ی بسترهای بسیار مناسب، جهت بهره گیری از مزیت ها و دست آوردهای کارآفرینی است. با تغییر در برنامه های راهبردی این سازمان، شرایط لازم برای حل مشکلات فعلی آن فراهم گردیده و موجب تسهیل حضور خیل عظیم مهندسان و متخصصان بسیجی در عرصه ی سازندگی کشور خواهد شد. بنابراین، هدف اصلی مقاله عبارت است از: طراحی الگوی برنامه ریزی راهبردی که فضای کارآفرینی را در سازمان بسیج مهندسین برای سرمایه های انسانی این سازمان فراهم نماید. در جهت تحقق هدف یادشده و برای پاسخ به سؤالات پژوهش، پس از بررسی انواع الگوهای برنامه ریزی راهبردی، بررسی مکاتب کارآفرینی و مطالعه ی عمیق سازمان بسیج مهندسین، الگوی مفهومی پژوهش را ارایه و ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های این الگوی مفهومی را از طریق خبرگان مدیریتی و افراد با تجربه در حوزه ی برنامه ریزی راهبردی، در دو مرحله مورد سنجش قرار داده و در بخش نتایج، 9 بعد اصلی و 33 مؤلفه و با تغییرات اندک در 156 شاخص نشان داده است که الگوی طراحی شده، با ویژگی های سازمان بسیج مهندسین سازگار بوده و با ضریب روایی 93% و پایایی 977/0، برای اجرا در این سازمان قابل اتکا است. در انتها نیز پیشنهادهایی برای بسترسازی اجرای الگو ارایه گردیده است.
رامروزه استراتژی های جبران خدمات به عنوان ابزاری مؤثردرجهت حفظ مشتریانی که به دلیل تجربه دریافت خدمات ضعیف ناراضی هستند، کانون مطالعات متعدد قرارگرفته است. هدف تحقیق حاضر، اولویت بندی استراتژی های جبران خدمات از دیدگاه مشتریان شرکت های خدمات اینترنتی در قبال نارسایی ها ی خدماتی این شرکت ها است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش، توصیفی است. جامعه آماری تحقیق مشتریان اینترنت پرسرعت شهر مشهد هستند. تعداد نمونه 383 نفر و روش نمونه گیری طبقه ای با حجم نمونه متناسب با تعداد مشتریان هر شرکت بوده است. در پژوهش حاضر از روشAHP با رویکرد فازی استفاده شده است. بر اساس نتایج آماری در بین شش استراتژی جبران خدمات شناسایی شده، توانمندسازی اولویت نخستو جبران (دیه)، توضیحات، ارتباطات، ملموسات و بازخورد اولویت های دوم تا ششم را احراز کرده اند
پژوهش حاضر به بررسی نقش تفکر استراتژیک در پیاده سازی مدل EFQM به واسطه یادگیری سازمانی در حوزه ستادی وزارت نیرو و شرکت های تابعه می پردازد. به این منظور چهار فرضیه تدوین و مورد آزمون قرار گرفته است. در این پژوهش از تفکر استراتژیک به عنوان متغیر مستقل، پیاده سازی مدل EFQM به عنوان متغیر وابسته و یادگیری سازمانی به عنوان متغیر میانجی استفاده شده است. روش تحقیق حاضر به لحاظ هدف کاربردی از نوع همبستگی، به لحاظ استراتژی از نوع کمی و به لحاظ ابزار جمع آوری اطلاعات، پیمایشی با ابزار پرسشنامه می باشد. جامعه این پژوهش شامل کلیه مدیران و کارکنان حوزه ستادی وزارت نیرو و شرکت های تابعه در سطح کشور به تعداد 35324 نفر می باشد که در سال 1394 مشغول خدمت هستند. نمونه گیری در این پژوهش، به صورت تصادفی از نوع طبقه ای با استفاده از جدول کرجسی و مورگان ، به تعداد 384 نفر انتخاب و با کمک نرم افزارهای آماری SPSS و Excel و Lisrel به تجزیه و تحلیل داده ها پرداخته شده است. نتایج حاصل از رویکرد پیشنهادی، نشان داد که هم تفکر استراتژیک و هم یادگیری سازمانی هر دو تاثیر مثبت بر استقرار EFQM دارد. نتایج برازش مدل پژوهش نیز نشان داد که داده های پژوهش با مدل مفهومی پژوهش برازش دارد و مدل تأیید شد. بر اساس نتایج بدست آمده از آزمون فرضیه ها و اینکه هر سه فرضیه فرعی پژوهش مورد تایید قرار گرفتند می توان نتیجه گرفت که تفکر استراتژیک هم به صورت مستقیم و هم از طریق یادگیری سازمانی روی پیاده سازی مدل تعالی سازمانی تاثیر دارد.
پژوهش حاضر تعیین وضعیت مدیریت منابع انسانی در صنایع پیشرو ایران را به عنوان هدف اساسی دنبال نموده و در این راستا به شناسایی و تبیین مراحل تحول مدیریت سنتی منابع انسانی به مدیریت راهبردی منابع انسانی پرداخته است. نوع تحقیق از نظر هدف توصیفی و از لحاظ روش تحقیق با راهبردی پیمایشی انجام شده است و با استفاده از پرسش نامه ی محقق ساخته وضعیت مدیریت منابع انسانی را براساس نظرات جامعه ی آماری (1280=N) متشکل از مدیران ارشد، اعضای کمیته ی راهبردی، اعضای هیأت مدیره، مدیران بخش ها، مدیران صفی و متخصصین پرسنلی که تعداد آنها در 45 سازمان بزرگ صنعتی در سه بخش از صنعت ایران: نفت، پتروشیمی و فولاد مورد بررسی قرار داده است. تحلیل داده ها نشان می دهد که مدیریت منابع انسانی در صنایع مورد مطالعه، هنوز بسیاری از ویژگی های مدیریت سنتی منابع انسانی را حفظ نموده و با حفظ ساختار متمرکز و فقدان انسجام راهبردی در پیمودن مسیر تحول و برخورداری از ویژگی های رویکرد راهبردی با موانع و چالش های بسیاری روبه روست