حسابرسی مستقل و مؤثر، بخشی از نظام حاکمیت شرکتی می باشد. ناظران بانکداری لازم است نسبت به اثربخشی و ضرورت حسابرس مستقل توجه کنند. بدین معنی که به دنبال کیفیت حسابرسی مدیریت اقدام اصلاحی و به موقع در واکنش به ریسک های اعتباری و نقدینگی داشته باشند. در مجموع فعالیت حسابرس مستقل، اطمینان بخشی لازم در مورد فعالیت بانک ها می باشد بدین صورت ریسک خسارتی، نقدینگی و آسیب دیدن اعتبار بانک کمک می کند. اگر این ریسک ها به خوبی مدیریت نگردد، به زیان بانک ها و مؤسسات مالی و نهایتا به ورشکستگی آن ها منجر می شود.در این پژوهش به بررسی تأثیر کیفیت حسابرسی بر کاهش ریسک اعتباری و ریسک نقدینگی بانک های پرداخته شده است. برای آزمون فرضیه های پژوهش از اطلاعات مالی بانکهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در فاصله زمانی سال های 1394 تا 1398 استفاده شده است و نمونه نهایی متشکل از 15 بانک بوده که پس از اعمال محدودیت های مورد نظر در این تحقیق انتخاب شده اند.آزمون ها با استفاده از نرم افزار Eviews8 و تکنیک آماری داده های پانلی (اثرات ثابت) صورت پذیرفته است .نتایج فرضیه اول نشان میدهد که کیفیت حسابرسی بر ریسک اعتباری تأثیر معکوس و معناداری دارد. فرضیه دوم نیز نشان داد کیفیت حسابرسی بر ریسک نقدینگی اثر منفی و معناداری دارد. در نتیجه مشخص شد که کیفیت حسابرسی در بانک ها می تواند منجر به کاهش ریسک اعتباری و ریسک نقدینگی شود.
هدف این تحقیق بررسی ارتباط بین پذیرش صاحبکارجدید، کیفیت حسابرسی و تخصص حسابرس در صنعت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. به منظور نیل به این هدف 984 سال-شرکت (123 شرکت برای هشت سال) مشاهده جمع آوری شده از گزارشات مالی سالیانه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی دوره زمانی 1388 تا 1395 مورد آزمون قرار گرفته اند. یافته های تحقیق نشان داد بین پذیرش صاحبکار جدید و کیفیت حسابرسی ارتباط مثبت وجود دارد این موضوع نشان دهنده این است، در صورت پذیرش صاحبکار جدید، کیفیت حسابرسی افزایش می یابد. همچنین پذیرش صاحبکار جدید با تخصص حسابرس در صنعت رابطه مثبت و معناداری دارد.
مسئولیت اجتماعی شرکت ها در پیوند با مسئولیت شرکت در برابر جامعه، انسان ها و محیط مورد فعالیت بوده که از منافع اقتصادی و مالی نیز فراتر می رود. مسئولیت اجتماعی شرکت را می توان به منزله فعالیت های پیش برنده سود، منفعت اجتماعی و حتی فراتر از منافع سازمان در نظر گرفت که در حوزه قانون نیز مورد توجه قرار گرفته است. از این رو، هدف مقاله حاضر بررسی رابطه بین قدرت مدیرعامل و مسئولیت اجتماعی با نقش تعدیلی نفوذ ذینفعان در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. برای آزمون فرضیه های پژوهش از اطلاعات مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در فاصله زمانی بین سال های1394 تا 1398 استفاده شده است، به طوری که پس از اعمال محدودیت های موردنظر در این پژوهش، نمونه نهایی متشکل از 172 شرکت انتخاب گردید. پس از اندازه گیری متغیرهای پژوهش از تجزیه تحلیل رگرسیون خطی چند متغیره، برای آزمون فرضیه ها پژوهش استفاده شد. آزمون فرضیه های پژوهش نیز با استفاده از نرم افزار اقتصادسنجی ای وی یوز و فنون آماری و داده های تلفیقی صورت پذیرفته است. به طورکلی، نتایج حاصل از آزمون های آماری پژوهش نشان میدهد که بین قدرت مدیرعامل و مسئولیت اجتماعی شرکت رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین، نتایج نشان داد نفوذ ذینفعان رابطه بین قدرت مدیرعامل و افشای مسئولیت پذیری اجتماعی را تشدید می کنند.The Role of Stakeholder Influence on the Relationship between CEO Power and Corporate Social Responsibility
هدف این پژوهش بررسی تاثیر ویژگی های هیئت مدیره با تاکید بر معیارهای مبتنی بر خلق ارزش جهت سرمایه گذاران در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادر تهران است. در این پژوهش برای سنجش ویژگی های هیئت مدیره از معیارهای مالکیت هیئت مدیره، استقلال هیئت مدیره و اندازه هیئت مدیره استفاده شد. پژوهش از لحاظ طبقه بندی بر مبنای هدف از نوع کاربردی است و روش پژوهش از نوع کمی می باشد. به منظور بررسی فرضیات تحقیق از صورت های مالی حسابرسی شده شرکت ها و گزارش تغییرات 148 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی دوره زمانی 1391 تا 1398 استفاده شد و داده های مورد نیاز استخراج شد و با بهره گیری از روش تجزیه و تحلیل رگرسیون چند متغیره و استفاده از آزمون F لیمر، هاسمن، بروش-گادفری و بروش-پاگن به کمک نرم افزار R مورد بررسی قرار گرفت. نتایج آزمون فرضیه ها نشان داد که بین ویژگی های هیئت مدیره که با استفاده از معیارهای مالکیت هیئت مدیره، استقلال هیئت مدیره و اندازه هیئت مدیره مورد ارزیابی قرار گرفت با عملکرد مالی شرکت ها که با استفاده از معیارهای مبتنی بر خلق ارزش بررسی شد رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. در نتیجه، علیرغم تاثیر قابل توجه ویژگی های هیئت مدیره بر عملکرد شرکت ها، لزوم توجه به ویژگی های هیئت مدیره از اهمیت بالایی برخوردار است. بنابر این باتوجه به یافته های پژوهش اهمیت نظارت موثرتر هیئت مدیره بر فعالیت مدیران تایید می شود و در نتیجه باید بر معیارهای مالکیت هیئت مدیره، استقلال هیئت مدیره و اندازه هیئت مدیره که می تواند عملکرد شرکت ها را بهبود بخشد و باعث افزایش کارایی و اثربخشی تصمیمات هیئت مدیره در شرکت شود و بر ارزش شرکت بیافزاید و برای سرمایه گذاران خلق ارزش نماید، توجه نمود.
کمیته های حسابرسی یکی از ارکان اصلی حاکمیت شرکتی است که کارایی آن در تحقق اهداف این نظام اهمیت قابل توجهی دارد. هدف پژوهش حاضر، تدوین مدل ارزیابی کارایی کمیته های حسابرسی به صورت بومی است. روش پژوهش حاضر به صورت کیفی و داده ها از طریق مصاحبه با خبرگان حوزه حسابرسی جمع آوری گردید. در پژوهش حاضر متن مصاحبه های اولیه با توجه به اهداف پژوهش، موردمطالعه قرار گرفت. در راستای تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل تم استفاده شده است. نتایج نشان داد شانزده عامل؛ تجربه کافی، داشتن تجربه مالی و غیرمالی، نفوذ و قدرت اعضای کمیته حسابرسی، حضور حسابرسان مستقل در کمیته حسابرسی، انتشار گزارش های سالانه عملکرد کمیته حسابرسی به سهامداران، ارائه گزارش های زمانبندی شده به هیئت مدیره، گزارشگری در مورد رویداد های گذشته، انتشار گزارش صورت جلسات هیئت مدیره، اندازه کمیته حسابرسی، تعداد جلسات کمیته حسابرسی، دوره تصدی کمیته حسابرسی، استقلال کمیته حسابرسی، استقرار واحد حسابرسی داخلی کارآمد جهت همکاری با کمیته حسابرسی، ایجاد رویه اداری برای بررسی اسناد، ارتقا آگاهی کمیته حسابرسی و تدارک آموزش های اضافی برای اعضای کمیته حسابرسی منجر به کارایی کمیته های حسابرسی می گردد.The Effective Factors on Efficient Audit Committee
هدف این مقاله بررسی تأثیر ریسک بر قیمت سهام بانک ها و شرکت های بیمه با توجه به نقش تعدیلی سازوکارهای راهبری شرکتی است. به این منظور داده های 24 بانک و 25 شرکت بیمه پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1389 تا 1398 مورد مطالعه قرار گرفت. برای آزمون فرضیه ها از مد ل رگرسیون چند متغیره استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که در بانکها، ریسک بازار بر قیمت سهام تأثیر مثبت و معنادار و متغیرهای ریسک اعتباری و ریسک نقدینگی بر قیمت سهام صنعت بانکداری تأثیر منفی و معنادار دارند. در شرکتهای بیمه، ریسک بازار و ریسک نقدینگی بر قیمت سهام تأثیر مثبت و معنادار و ریسک اعتباری بر قیمت سهام این صنعت تأثیر منفی و معنادار دارد. همچنین، یافتهها در خصوص ریسک نشان داد که در ریسک اعتباری بانک ها، متغیرهای مالکیت نهادی، کمیته مستقل و کمیته حسابرسی بر قیمت سهام بانک تأثیر منفی و معنادار دارند. در ریسک بازار بانک ها، متغیرهای کمیته مستقل و کمیته حسابرسی بر قیمت سهام بانک تأثیر منفی و معنادار دارند. افزون بر این، در ریسک اعتباری شرکت های بیمه، مالکیت مدیریتی بر قیمت سهام شرکت تأثیر مثبت و معنادار دارد و اندازه هیأت مدیره بر قیمت سهام شرکت تأثیر منفی و معنادار دارد. در ریسک بازار شرکت های بیمه، مالکیت مدیریتی بر قیمت سهام شرکت تأثیر مثبت و معنادار دارد و کمیته مستقل بر قیمت سهام شرکت تأثیر منفی و معنادار دارد. در ریسک نقدینگی شرکت های بیمه، مالکیت مدیریتی بر قیمت سهام شرکت تأثیر مثبت و معنادار دارد. نتایج این مطالعه میتواند به مدیران بانکها و مؤسسات بیمه در راستای اتخاذ تصمیمات استراتژیک کمک شایانی نمایدThe Effect of Risk on Stock Prices of Banks and Insurance Companies with Regard to the Role of Corporate Governance Mechanisms
در این مقاله تأثیر محافظه کاری حسابرس با وجود عدم قطعیت سیاست های اقتصادی برکیفیت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار گرفت. محافظه کاری حسابرس با استفاده از مدل چونگ و همکاران (2003) و بر اساس بسط معیار باسو (1997) و بکارگیری رتبه بندی مؤسسات حسابرسی منطبق با دستورالعمل طبقه بندی مؤسسات حسابرسی و اشخاص موضوع ماده 10 دستورالعمل مؤسسات حسابرسی معتمد سازمان بورس اوراق بهادار محاسبه و ارزیابی گردید. برای عدم قطعیت سیاست اقتصادی نیز از انحراف استاندارد میانگین بازده قیمت سهام شرکت در طی سال مالی استفاده گردید. همچنین به منظور سنجش کیفیت سود از اقلام تعهدی اختیاری مدل تعدیل شده جونز (1995) استفاده شد. در این راستا تعداد 150 شرکت از شرکتهای حاضر در بورس در دوره زمانی 1392 تا 1398 به روش حذف سیستماتیک انتخاب گردید. الگوی رگرسیون پژوهش با استفاده از روش داده های تابلویی با رویکرد اثرات ثابت، بررسی و آزمون شد. نتایج آزمون فرضیه پژوهش نشان داد که محافظه کاری حسابرس اثر مستقیم و عدم قطعیت سیاست های اقتصادی اثر معکوس برکیفیت سود دارد؛ به عبارت دیگر، محافظه کاری حسابرسان منجر به افزایش کیفیت سود و عدم قطعیت سیاست های اقتصادی منجر به کاهش کیفیت سود شرکت ها میشود.The Impact of Auditor Conservatism and the Uncertainty of Economic Policies on Profit QualityThis research examines the effect of auditors conservatism on Earnings Quality despite the uncertainty of economic policies in listed companies in Tehran Stock Exchange. .Conservatism of auditors was calculated and evaluated using the model of Chong et al. (2003). (Auditor Conservatism based on Basu's model (1997) and the use of the ranking of the audit institutions in accordance with the classification guidelines of the audit institutions and entities subject to Article 10 of the Trusteeship Audit Institutions Code of the Stock Exchange). Jones' modified model (1995) used to measure the earnings quality. In this regard, 150 companies from listed companies were selected for systematic elimination during 2013-2019. The research regression model was tested and tested using static effects approach using panel data . The results of the research hypothesis test showed that auditor conservatism has a positive effect and economic policy uncertainty has a negative effect on profit quality. In other words, the conservatism of auditors leads to an increase in the quality of profits and the uncertainty of economic policies leads to a decrease in the quality of corporate profits.
با توجه به آنکه سطح هورمون تستوسترون تاثیرات قابل توجهی بر تصمیمات مدیران مالی شرکت ها به همراه داشته، لذا هرچه سطوح هورمون تستوسترون مدیرعامل بالاتر باشد، مدیران از سیاست های تهاجمی بهره خواهند برد. بنابراین، سطح هورمون تستوسترون مدیران ممکن است در تصمیمات مرتبط با سرمایه گذاری های شرکت نقش اساسی داشته باشد. لذا برپایه این استدلال، هدف از پژوهش حاضر تاثیر نسبت پهنا به بلندای چهره مدیرعامل، به عنوان یکی از معیارهای سنجش سطح تستوسترون بر تصمیمات مالی مدیران شرکت مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور، نمونه ای متشکل از 63 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1392 تا 1396 انتخاب گردید و با بهره گیری از الگوی رگرسیون چندمتغیره مورد آزمون قرار گرفت. نتایج فرضیه اول نشان داد که میزان بالای هورمون تستوسترون مدیرعامل، باعث افزایش تصمیمات سرمایه گذاری کمتر از حد مدیران در راستای سرمایه گذاری های مناسب و کارا در شرکت می شود. همچنین، نتیجه فرضیه دوم حاکی از آن است که میزان بالای هورمون تستوسترون مدیرعامل، باعث افزایش اهرم مالی در فرصت های سرمایه گذاری کمتر از حد می گردد.
در سال های اخیر در بسیاری از پژوهش های مربوط به پیش بینی بازده سهام، از مدل های عاملی استفاده شده است. این پژوهش بر مبنای یک مدل هشت عاملی بنا شده است که متشکل از مدل ﭘﻨﺞ ﻋﺎﻣﻠﯽ فاما و فرنچ به علاوه، متغیرهای استرس بازار، سرعت شکنندگی بازار و ریسک نقدشوندگی بازار، به منظور بررسی توان توضیح دهندگی این مدل در بازار اوراق بهادار تهران در خلال سال های 1388 تا 1397 برای 117 شرکت به صورت ماهانه انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که توان توضیح دهندگی مدل هشت عاملی بهتر از مدل ﭘﻨﺞ ﻋﺎﻣﻠﯽ فاما و فرنچ در بازار سرمایه ایران می باشد. همچنین، متغیرهای سرعت شکنندگی و استرس، رابطه منفی و معنی دار و متغیر ریسک نقدشوندگی، رابطه مثبت و معنی دار با بازده سهام دارند. این نتیجه می تواند مورد توجه سیاست گذاران حوزه مسائل مالی و سرمایه گذاری و سایر اشخاص ذی حق، ذی نفع و علاقه مند قرار بگیرد
هدف این پژوهش بررسی اثربخشی نظریه رفتار کنش گر نسبت به تأثیر حفاظت از حقوق سهامدارن بر ریسک سقوط قیمت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. در این پژوهش تعداد ۹۶ شرکت در بازه زمانی ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۷ مورد بررسی قرار گرفتند. در این پژوهش به منظور سنجش حفاظت از حقوق سهام داران از معیارهایی همچون کیفیت اطلاعات حسابداری، شاخص اثربخشی کنترل های داخلی، شاخص حق رأی سهام داران، شاخص تمرکز مالکیت و شاخص راهبری شرکتی بر اساس الگوی تصمیم گیری چندمعیاره به روش تاپسیس و وزن دهی به روش آنتروپی استفاده شده است. همچنین، برای سنجش ریسک سقوط قیمت سهام از دو معیار چولگی منفی بازده سهام و نوسان های پایین به بالا استفاده شد و برای سنجش نظریه رفتار کنش گر (محرک-پاسخ) از انگیزه رقابتی مدیران با استفاده از شکاف پاداش مدیران موردسنجش قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد، حفاظت از حقوق سهام داران تأثیر منفی و معنی داری بر ریسک سقوط قیمت سهام دارد. همچنین مشخص گردید انگیزه رقابتی به عنوان معیار نظریه رفتار کنش گر، تأثیر منفی حفاظت از حقوق سهام داران بر ریسک سقوط قیمت سهام را تقویت می کند.
هدف این پژوهش بررسی تاثیر ابعاد حرفه ای گری (شامل تعهد خدمت به منافع عمومی و تعهد به اجرای استقلال در کار) بر قضاوت اخلاقی است. بدین منظور تفاوت در دیدگاه حسابرسان و دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته حسابداری مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از منظر روش و ماهیت توصیفی- پیمایشی می باشد. نمونه آماری این پژوهش را 340 نفر حسابرس و دانشجوی تحصیلات تکمیلی حسابرسی تشکیل می دهد. روش گردآوری داده ها نیز پرسشنامه می باشد. یافته ها نشان می دهد که تعهد خدمت به منافع عمومی بین دانشجویان و حسابرسان تفاوت معناداری ندارد؛ تعهد خدمت به منافع عمومی، تعهد به اجرای استقلال در کار و قضاوت اخلاقی بین رده های مختلف حسابرسان تفاوت معناداری ندارد، اما تعهد به اجرای استقلال و قضاوت اخلاقی بین دانشجویان و حسابرسان تفاوت معناداری دارد؛ همچنین ابعاد حرفه ای گری تاثیر منفی معناداری بر قضاوت اخلاقی دارد. یافته های پژوهش علاوه بر توسعه مبانی نظری تحقیقات پیشین، حاوی مفاهیم ارزشمندی برای مراجع حرفه ای و سیاست گذاران تدوین سرفصل های درسی است.
هدف: وجود یا عدم وجود چسبندگی موجودی ها در شرکت های تولیدی و بازرگانی اهمیت خاصی دارد؛ به ویژه در وضعیت خاص اقتصادی ایران، این موضوع که آیا تغییرات (کاهش) در موجودی، هنگام کاهش درآمد با تغییرات (افزایش) در موجودی هنگام افزایش درآمد، برابر است یا خیر، موضوعی است که در تحقیقات داخلی به آن پرداخته نشده و بررسی آن، هدف اصلی این پژوهش است. روش: برای آزمون فرضیه های پژوهش، از الگوی داده های ترکیبی و برای اندازه گیری متغیر چسبندگی موجودی ها، از مدل اندرسون و همکاران (2003) استفاده شده است. نمونه آماری این پژوهش، پس از اعمال برخی محدودیت ها، 5924 سال شرکت در بازه زمانی 1384 تا 1399 بوده است. یافته ها: نتایج حاکی از آن است که پدیده چسبندگی موجودی ها در شرکت های ایرانی وجود دارد و این پدیده به صورت خاص در صنایع خودرو و قطعات خودرو، لاستیک و پلاستیک و دارویی مشاهده شد. نتیجه گیری: شرکت ها با توجه به پیچیدگی های فعالیت صنایع مختلف و ملاحظات اقتصادی متفاوتی که در تأمین مواد و کالا دارند، استراتژی های نگهداری موجودی متفاوتی در پیش می گیرند. وجود چسبندگی موجودی ها، می تواند بخشی از سیاست های مدیران در مواجهه با نوسان های اقتصادی باشد. عوامل و شرایط اثرگذار روی این پدیده را می توان در پژوهش های جداگانه ای بررسی کرد.
بر اساس رویکرد حسابرسی ریسک تجاری، حسابرسان در فرآیند ارزیابی یک واحد تجاری باید تکنیکهای کنترل مدیریت استراتژیک و فرآیندهای عملیاتی را تعریفودرک کنند. همچنین آنها باید از طریق انتخاب فرآیندهای کنترل ریسک در فرآیندهای عملیاتی مهموحیاتی، نوعواندازه ریسک های تجاری باقی مانده را که ممکن است بر صحت و منصفانهبودن صورت های مالی تأثیر بگذارد، برآورد کنند. در پژوهش حاضر با بهره گیری از رهیافت کیفی و به کمک نظریه دادهبنیاد و استفاده از مصاحبه های عمیق با 31 نفر از خبرگان حسابرسی در سال 1400 با عناوین شریک، اعضای سازمان حسابرسی و اعضای کارگروههای تخصصی جامعه حسابداران رسمی در جهت درک معانی ذهنی آنها از رویکرد حسابرسی ریسک تجاری در اجرای حسابرسی، مصاحبه صورت گرفت. مضافاً از داده های متنی مندرج در یادداشتها و مقالات نشریات حرفه ای بینالمللی پیرامون رویکرد فوق که عمدتاً ارائه کننده دیدگاه خبرگان مختلف بود نیز استفاده شد. داده های پژوهش به کمک روش کدگذاری باز در نظریه دادهبنیاد، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت و مقوله های اصلی ، مقوله های فرعی و خُردمقوله ها (مفاهیم ) استخراج گردید. به کمک رویکرد سیستمی که شامل ورودی ها، فرآیندها، خروجی ها، پیامدها و عوامل زمینه ای است ، مدل کارایی اجرای حسابرسی بر اساس حسابرسی ریسک تجاری طراحی و مقوله های پدیدارشده در قالب آن ارائه گردید. با عنایت به محدودبودن دامنه پژوهش های پیشین پیرامون این رویکرد و به ویژه فقدان پژوهش جامع در ایران، مدل طراحی شده که چندوجهی بوده و حاصل دیدگاه خبرگان مختلف حسابرسی است ، دیدگاه جامع و وسیعی از کارایی اجرای حسابرسی بر اساس حسابرسی ریسک تجاری ارائه می نماید که می توان از آن در برنامه های بهبود کیفیت حسابرسی ، ارزیابی کار حسابرسی مستقل و سایر راهبردهای کلان جهت توسعه روششناسی حسابرسی در ایران استفاده نمود. با توجه به کمبودهای روش فعلی حسابرسی ایران، ادغام رویکرد حسابرسی ریسک تجاری در روش فعلی، نویدبخش است. این رویکرد با توجه به ارزش ذاتی اثبات شده، میتواند باعث رفع حسابرسی بیش از حد شود و به عنوان روش طبیعی و صحیح اجرای حسابرسی درنظر گرفته شود.
به کارگیری روش های بودجه ریزی بهینه به جهت تاثیر آن بر ابعاد مختلف اداره جوامع انسانی همواره مورد توجه بوده است. در ایران نیز از سال ها قبل با هدف مرتبط سازی مصارف بودجه با عملکرد سازمان، اصلاح نظام بودجه مورد عنایت قرار گرفته و در نتیجه آن بودجه ریزی عملیاتی توسط نهاد برنامه ریزی و بودجه کشور جایگزین روش های قبلی شده است. با این حال نظام بودجه ریزی بر مبنای عملکرد همواره با چالش هایی روبه رو بوده و هدف این پژوهش شناسایی موانع اجرای بودجه ریزی برمبنای عملکرد در مؤسسات آموزش عالی و دانشگاه های غیرانتفاعی مشهد تعیین شده است. موانع مذکور در چهار گروه اصلی انسانی، ساختاری، تکنولوژی و محیطی بررسی قرار گرفته و برای هر گروه نتایج بیان شده است. این تحقیق در سال 1399 انجام گرفت. ابزار گردآوری داده ها از طریق 2 پرسشنامه با هدف کابردی و ماهیت توصیفی- پیمایشی انجام شده که روایی آنها بر مبنای دیدگاه خبرگان اساتید و جهت پایایی مناسب پرسشنامه 2، براساس ضریب آلفای کرونباخ 90 درصد (90/0) ارزیابی شده و برای رسیدن به پایایی مطلوب پرسشنامه 1، داده ها در دو بخش آمار استنباطی و آمار توصیفی با روش TOPSIS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج این تحقیق نشان داده است که از بین چهار گروه اصلی مطرح شده، عامل مرتبط با شاخص روابط انسانی مهم ترین مانع در اجرای بودجه ریزی عملیاتی در دانشگاه ها مورد مطالعه است.