"در گذار سازمانها از الگوهاى اقتصادى و مدیریتى سنتى، به الگوهاى شبه متغیر و متغیر مهارتهاى پایه و رابطه این مهارتها و سازمانهاى تولیدى و خدماتى شبه متغیر و متغیر جایگاه ویژهاى دارند، در این نوشتار به صورت تحلیلى این مقوله بررسى خواهد شد، و به پرسشهاى چون: مهارتهاى پایهکدامند، چگونه در نظامهاى اقتصادى و تولیدى و سازمانهاى خدماتى مورد استفاده قرار مىگیرند؟و آیا امکان و آموزش مهارتهاى پایه وجود دارد یا خیر؟چگونه پاسخ داده خواهد شد.این مقاله با این نتیجه به پایان مىرسد که مراکز آموزشى مانند مدارس، دانشگاهها و مراکز کارآموزى براى آموزش و توسعه مهارتهاى پایه، نقش مهمى بر عهده دارند.ولیکن هنوز ابهامات زیادى در معانى و اشکال مهارتهاى پایه پا برجاست که نیاز به کندوکاو بیشترى دارد.
"
چکیده تبدیل گاز به فرآورده های نفتی با استفاده از فرآیند ، از بدو اکتشاف آن در سال 1923 توسط فرانس فیشر1 و هانس تروپش2 مورد توجه بسیار بوده است که البته به دلیل اقتصادی نبودن آن تا چند سال گذشته به عنوان یک راه حل تجاری برای بهره برداری از منابع گازی به کار گرفته نشده است. در سال های اخیر پیشرفت قابل توجهی در کاهش هزینه های سرمایه ای مورد نیاز برای احداث واحد های در م مقیاس اقتصادی بدست آمده است بطوریکه این فنآوری را به عنوان یک گزینه اقتصادی برای بهره برداری از ذخایر گازی مطرح ساخته است. این مقاله سعی دارد تا ضمن بررسی آخرین وضعیت اقتصادی صنعت ، وضعیت اقتصادی کاربرد این فنآوری برای ایران و برنامه های ایران در این رابطه را بررسی نماید. البته راه های دیگری نیز برای تبدیل گاز به فرآورده های نفتی وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از: 1ـ اکسیداسیون زوجی متان 2ـ تبدیل متانول به بنزین 3ـ تبدیل متانول به پروپیلن و استحصال بنزین، گازوئیل و نفتا به عنوان محصول جانبی و چندین روش دیگر است که از لحاظ فنی و اقتصادی نسبت به فرآیند دارای مشکلاتی بوده و از تجربه عملیاتی کمتری برخوردارند، این مقاله فرآیند را به عنوان گزینه ای که از لحاظ فنی کاملا به اثبات رسیده و از لحاظ اقتصادی نیز در وضعیت مناسبی قرار گرفته است مورد بررسی قرار می دهد.
فرآیند ساخت از روابط غیر خطی و پیچیده ای پیروی می کند. ولی رفتار دو متغیر هزینه تولید و کیفیت محصول در این روابط نقش مهمتری دارند. کنترل بهینه تولید با خطی سازی فرآیند ساخت امکان پذیر می شود و سیستم تولید به هنگام با ارائه راهبردی منطقی،کوشش می نماید تا معادله های تولید را ساده و ممکن سازد.
دهه 1990 دهه ظهور و رشد سریع سامانه های پردازشی خدمت دهنده / خدمت گیرنده بود‘ اما سازمان ها برای بهره مندی از مزایای سامانه پردازشی خدمت دهنده /خدمت گیرنده‘ باید مدلی از معماری های پردازشی خدمت دهنده /خدمت گیرنده را انتخاب کنند که با نیازمندی های پردازش اطلاعات سازمان خود منطبق باشد. این مطالعه از فنون تصمیم گیری چند شاخصه برای تعریف معماری پردازشی خدمت دهنده/خدمت گیرنده مناسب استفاده می کند. این مطالعه که یک مطالعه ی موردی می باشد در مرکز برنامه ریزی و کنترل تولید یکی از شرکت های صنعتی کشور انجام شد. بر اساس مدل ارایه شده توسط گروه گارتنز پنج مدل متفاوت از معماری پردازشی خدمت دهنده/خدمت گیرنده وجود دارد که هر کدام دارای ویژگی های خاص خود می باشد. در ابتدا به منظور تعیین نقاط قوت و ضعف هر کدام دارای ویژگی های خاص خود می باشد. در ابتدا به منظور تعیین نقاط قوت و ضعف هر کدام دارای ویژگی های خاص خود می باشد. در ابتدا به منظور تعیین نقاط قوت و ضعف هر کدام از این مدل ها‘ آن ها براساس معیارهای استخراج شده از ادبیات سیستم های اطلاعاتی و روش مقایسات زوجی رتبه بندی شدند. سپس با مبنا قراردادن مدل آنان داراجان و آرین ز رضایت کاربران نهایی مبنای اثربخشی نظام قرار گرفت و با استفاده از پرسشنامه و مصاحبه ترجیحات کاربران سیستم مورد ارزیابی قرار گرفت و در نهایت داده های گردآوری شده بر اساس تکنیک تاپسیس (TOPSIS) مورد پردازش قرار گرفت و معماری مناسب برای سطوح مختلف تعیین گردید.
هدف این مقاله ارائه روشی بر ای تبیین وضعیت کیفیتی یک شرکت می باشد با تعیین امتیاز کیفیت یک کارخانه در ماه های متوالی نه تنها رشد یا افت شرکت را می توان مشخص کرد بلکه امکان هدف گذاری نیز میسر می گردد روش ارائه شده در این مقاله بر مبنای سطوح سه گانه کیفیتی کانو و در راستای افزایش رضایت مشتری بر اساس فعالیت های مختلف در کارخانه می باشد
در سال 2002 ، 1265 نفر از سراسر جهان و از کشورهای متعددی همچون کره، ژاپن، مالزی، ترکیه، آلمان، سوئیس، هنگ گنگ، بریتانیا، فرانسه، هلند،تایوان، دانمارک، ایرلند شمالی و کانادا در خواست شرکت ارسال نمودند.
چکیده : در چند سال اخیر توجه مجامع دانشگاهی ما به علوم تصمیم گیری بیشتر جلب شده و تحقیقات آکادمیک زیادی در این راستا صورت گرفته است اما متاسفانه در انتخاب نوع تکنیک تصمیم گیری مناسب به ویژه در مورد تصمیم گیریهای چند شاخصه( مثلا تکنیک های AHP و SAW , TOPSIS , ELECTRE و مانند آنها ) دقت و مطالعه کافی صورت نمی گیرد .مقاله حاضر با بررسی یک مورد واقعی نشان می دهد که انتخاب نوع تکنیک مورد استفاده چه در مرحله وزن دهی و چه در مرحله تصمیم گیری می تواند تاثیر غیر قابل انکاری بر رتبه های حاصله داشته باشد همچنین مشخص می کند که با اتخاذ چه روش هایی می توان حساسیت مسأله را کم کرد و نیز چگونه می توان رتبه بندی های حاصله را با هم مقایسه نمود.
برخی شرکت های ژاپنی در یافتند که انطباق با استاندارد به ندرت معنی واقعی کیفیت را منعکس می کند و در نتیجه کیفیت را منعکس می کند و در نتیجه کیفیت را به عنوان تامین حداکثر رضایت مشتری تعریف نموده اند. د رحال حاضر در بین شرکتهای ژاپنی، روند جدیدی برای به وجد آوردن مشتری از طریق دادن امتیاز بیشتر به چشم می خورد.
بهره وری یک پدیده پذیرفته شده در صنعت جهانی است. کشورهای مختلف جهان هم اکنون برای بالا بردن تراز بهره وری ملی صنعتی بازرگانی و آموزشی خود پیگیرانه تلاش می کنند و می کوشند تا از راه ساز و کارها کارآمد مدیریتی سبب بالا رفتن تراز بهره وری شوند. بهره وری در سازمان های مختلف می تواند تابعی از متغیرهای گوناگون باشد که یکی از مهم ترین آنها فضای سازمانی است. نویسنده مقاله در مورد فضای سازمانی و بهره وری دو پژوهش در سازمان های آموزشی و صنعتی انجام داده و د هر دو پژوهش به وجود رابطه میان فضای سازمانی و بهره وری دست یافته است. یکی از راهبردهای بهینه سازی بهره وری در سازمان ها رعایت سهم هر یک از عامل های فضای سازمانی است. رعایت این عامل ها در بالا بردن تراز بهره وری خدمات مدیران موثر است. این عامل ها در سازمان های صنعتی به ترتیب اهمیت عبارتند از : پشتیبانی – پاداش – دوستی – هویت – ضابطه ها – تعارض – قبول خطر – مسوولیت و ساختار و در سازمان های آموزشی عبارتند از : هویت پاداش – دوستی – تعارض – پشتیبانی – و قبول خطر.
برنامه ریزی آرمانی یک تکنیک قوی وکار آمد برای برنامه ریزی و تخصیص منابع است برنامه ریزی معمولا در سطوح ملی بخشی سازمانی و پروژه ای انجام می شود با مرور سوابق تحقیق نتیجه می گیریم که مطالعات انجام شده فقط به تخصیص منابع در یک دانشگاه یا موسسه آموزشی توجه کرده اند و تا کنون مطالعه ای در خصوص کاربرد برنامه ریزی آرمانی در سطح بخشی انجام نشده است در این مقاله مدل برنامه ریزی آرمانی فازی برای تخصیص منابع در بخش آموزش عالی ارائه می گردد پیوند این مدل با کاربرد آن در سطوح پایین تر با یکپارچه سازی برنامه ریزی و تخصیص منابع به بهبود عملکرد بخش کمک می کند
در این مقاله ضمن ارائه نتایج حاصل از ممیزی انرژی در یک کارخانه قند نیشکری در استان خوزستان، وضعیت مصارف انرژی و شدت انرژی برای تولید شکر در آن با استانداردهای جهانی مقایسه می گردد و راهکارهایی جهت بهینه سازی مصرف انرژی دراین کارخانه ارائه می شود. همچنین نقش نیشکر درتولید انرژی و در نتیجه اقتصاد ملی مورد بررسی قرار گرفته و پیشنهادهایی در این زمینه ارائه می گردند