با توجه به اهمیت ملی و جایگاه راهبردی صنعت پتروشیمی در کشور، لزوم بررسی مجدد فرآیندهای پتروشیمی امری اجتناب ناپذیر است. در این مقاله با معرفی مدلی گام به گام، شیوه اثر بخش مدیریت خوشه های صنعتی با توجه به تولیدات فعلی پتروشیمی و نیز چشم انداز آتی طرح های پیشنهادی و مصوب تشریح می شود. شاخصه مهم و بارز مدل مذکور، وجود برنامه هایی جهت بازاریابی، تحقیقات بازار و تجاری سازی ایده خلق شده و استقرار در خوشه صنعتی است تا انباشتی از دانش در مراکز تحقیق و توسعه پتروشیمی کشور اتفاق بیفتد. سپس این مدل برای متانول مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به افزایش ظرفیت جهانی و داخلی تولید متانول و پیش بینی های انجام شده در خصوص بازار آن، اختصاص بخشی از متانول کشور جهت تبدیل به محصولاتی با ارزش افزوده بسیار ضروری است. بدین منظور تولید مشتقات مهم متانول در شکل یک خوشه صنعتی پیشنهاد شده است که با سرمایه مورد نیاز 9/1 میلیارد دلاری جهت احداث و راه اندازی شامل 14 واحد صنعتی با فروش سالانه حدود 1 میلیارد دلار خواهد بود که ضمن اشتغال زایی حدود 2800 نفر، موجب رونق بیشتر صنعت پتروشیمی و تولید محصولات متنوع دیگری که دارای بازارهای آتی خواهند بود فراهم می شود.
امروزه انبارهای واحدهای تولیدی سهم قابل ملاحظه ای از هزینه های حمل و نقل کالاها در زنجیره تامین را برخوردار می باشند و عواملی چون عدم قطعیت در پارامترهای هزینه ای، ظرفیت تولید و مقدار تقاضا بعلت تغییرات در محیط کسب و کار ضرورت اتخاذ تصمیمات صحیح و کارا در قبال مدیریت انبارها را دوچندان می نماید. در این مقاله، عدم قطعیت پارامترها به صورت پارامترهای تصادفی گسسته تحت سناریو های مختلف بررسی می گردد. بنابراین سعی شده است مدل جامع تری از مساله مکانیابی مجدد انبارها با درنظرگرفتن حداقل سازی حداکثر تابع هزینه سناریوها در یک شعاع پوششی معین برای پشتیبانی مشتریان توسط انبارها ارائه گردد. رویکرد استوار بکار رفته در این مقاله، در قالب یک مثال تشریح گردیده است هزینه های بدست آمده با هزینه-های مبتنی بر مدل سازی میانگین مقدار انتظاری مقایسه شده است. نتایج، کارایی رویکرد استوار را نسبت به رویکرد مدل سازی میانگین انتظاری نشان می دهند. همچنین هزینه ی مکانیابی مجدد نسبت به هزینه ی ادامه ی وضعیت کنونی شبکه ی تامین مورد بررسی قرار داده شده است و نتایج بهبود در هزینه ها را نشان می دهد.
به دلیل نقش اساسی تأمین کنندگان در تعیین معیارهای کیفیت، هزینه و خدمات در دستیابی به اهداف زنجیره تأمین، مسئله تخصیص سفارشات خرید به تأمین کنندگان، یکی از مهمترین فعالیتهای مدیران خرید در یک زنجیره تأمین محسوب میشود. این مسئله چند هدفه است که در آن، اهداف با یکدیگر در تعارضاند و بسته به موقعیت خرید، اهداف اهمیت و اولویتی متفاوت مییابند. در پرداختن به این موضوع، مشخص نبودن و مبهم بودن اطلاعات مربوط به محدودیتها و پارامترهای مسئله، تصمیمگیری را سخت و پیچیده می سازد. "تئوری فازی" یکی از ابزارهایی است که به خوبی میتواند، اینگونه مسائل را حل کند. در این مقاله، یک مدل چند هدفه فازی برای از بین بردن ابهامات اطلاعات و عدم قطعیت در این مسئله توسعه داده شده است. مدل توسعه داده، شامل سه تابع: هدف، کمینهسازی هزینههای کل، و بیشینه سازی کیفیت و سطح خدمات کل کالاهای خریداری شده است. در این مدل، با استفاده از مجموع وزندار توابع عضویت، تابع تصمیمگیری مناسب به گونهای ساخته میشود که در آن، وزن معیارها متناسب با اهمیت آنها در زنجیره تأمین باشد. در خاتمه، مدل با یک مثال توضیح داده شده است.
هدف از این مطالعه از نقطه نظر سیستم های سیکلی، بدست آوردن بیشترین کار خروجی از ترکیب های مختلف سیکل های ترمودینامیکی می باشد. سه نوع سیستم که در این مقاله مورد بحث قرار خواهند گرفت عبارتند از: یک سیکل ترکیبی اصلی و دو سیکل دیگر که به صورت سری و موازی در نظر گرفته شده اند. در هر سیستم تاثیر متغیرها به منظور دستیابی به حالت بهینه ترکیب سیکل ها مورد بررسی قرارگرفته است .نتایج نشان می دهد که سیکل سه گانه از نوع سری تفاوت چندانی در مقایسه با سیکل ترکیبی ندارد و بازده سیکل سه گانه موازی خصوصاً درمورد بازیافت حرارت اتلافی در انتالپی های کم را می توان افزایش داد، همچنین با ترکیب صحیح با یک سیکل رانکین بخار، انتظار می رود که سیکل رانکین ارگانیک از انرژی مازاد در دسترس به نحوه بهینه ای بهره برداری نماید. این مقاله طرح اصولی از سیستم های تبدیل انرژی سیکل چندگانه را ارائه می دهد.
هزینهیابی هدف با ادغام نیازهای مشتری، ویژگی های فنی و اطلاعات هزینه در مرحله طراحی محصول و حذف کارکردهای فاقد ارزش افزوده، نقش مهمی در مراحل مختلف چرخه حیات محصول بازی می کند. از تکنیک هایی که می توان برای اجرای موفقیت آمیز فرایند هزینهیابی هدف استفاده کرد، QFD و مهندسی ارزش هستند. هدف از این مقاله، ارائه مدل تلفیقی از روش های هزینهیابی هدف، QFD و مهندسی ارزش است تا به وسیله آن نقش هزینهیابی هدف در مدیریت هزینه های تولیدی بررسی شود، همچنین، مشخصات کیفیتی که باعث برآورده شدن نیازهای مشتری خواهد شد، ارتقا یابد.، یافته ها نشان می دهد که تلفیق هزینهیابی هدف، QFD و مهندسی ارزش فن مؤثری در مدیریت هزینه های فرایند تولید می باشد. نتایج این تحقیق، بیانگرآن است که تلفیق این سه تکنیک باعث خواهد شد تا شرکت از نظر هزینه به یک مزیت رقابتی دست یابد.
در دنیای تجاری امروز تنها شرکت هایی باقی می مانند که به طور همزمان بهره وری و کیفیت خود را
افزایش و هزینههای خود را کاهش دهند. بدون شک به کارگیری رویکردی که طی آن در هر مرحله از
فرایند تولید بر ارزش افزوده محصول نهایی افزوده شود، دغدغه اصلی این سازمان ها است. در این
راستا تولید ناب به عنوان یک ابزار کاربردی برای بهبود سطح کیفی محصولات در ادبیات مدیریت
معرفی شده است. علی رغم غنای مطالعاتی و کاربردی تولید ناب، کماکان به کارگیری مؤثر و کارامد
این نظام با چالشها و مشکلاتی مواجه می باشد. به نظر می رسد ریشه برخی از این چالش ها در عدم
وجود مدلی جامع برای ارزیابی و بررسی تولید ناب در شرکت های تولیدی می باشد.
در این مقاله ابتدا مدلی ارائه می شود که با استفاده از آن می توان به طور دقیق درجه نابی صنایع
را ارزیابی و بررسی کرد. سپس مدل طراحی شده به صورت موردی در صنایع کاشی و سرامیک
استان یزد پیاده سازی و اجرا شده است و در پایان ضمن تعیین درجه نابی صنایع کاشی و سرامیک
استان یزد و طبقه بندی آن ها از این حیث، پیشنهاداتی در جهت بهبود درجه نابی ارائه میشود.
هدف این مقاله ارائه روشی بر ای تبیین وضعیت کیفیتی یک شرکت می باشد با تعیین امتیاز کیفیت یک کارخانه در ماه های متوالی نه تنها رشد یا افت شرکت را می توان مشخص کرد بلکه امکان هدف گذاری نیز میسر می گردد روش ارائه شده در این مقاله بر مبنای سطوح سه گانه کیفیتی کانو و در راستای افزایش رضایت مشتری بر اساس فعالیت های مختلف در کارخانه می باشد
پاسخگویی سازمان ها به وسیله گزارش ارزیابی عملکرد و یا حسابرسی عملیاتی انجام می شود. یکی از اجزاء مهم ارزیابی عملکرد سنجش کارایی سازمان است. به دلیل این که سنجش کارایی شعب بانک با مدل های مختلف و با استفاده از یکسری متغیرها و نسبت ها انجام می شود، استفاده از متغیرها و نسبت های مؤثر، در سنجش کارایی شعب بانک مساله مهمی است. برای شناسایی متغیرهای مؤثر در اندازه گیری کارایی شعب بانک، با استفاده از پرسشنامه از خبرگان بانک سپه نظرخواهی شده است .نتایج دو مرحله نظرخواهی به روش دلفی نشان داد از بین 26 متغیر، 18 متغیر برای سنجش کارایی شعب بانک با اهمیت هستند. نظرخواهی در مورد 13 نسبت بانک برای سنجش کارایی شعب، نشان داد 4 نسبت با اهمیت هستند. با روش AHP ضریب اهمیت هر یک از چهار نسبت به دست آمد.
یکی از مهمترین نهادهای قانونگذاری در بسیاری از کشورها مجلس است. پس از انتخاب نمایندگان مجلس بهوسیله مردم، یکی از مسائل مهم، تخصیص نمایندگان به کمیسیونهای تخصصی است. در این مقاله از برنامهریزی چند هدفه (MODM) برای این منظور استفاده شده است. اهدافی که در این مدل در نظر گرفته شدهاند عبارتند از: میزان علاقه، نوع تخصص و سابقه عضویت. شایان ذکر است که وزن اهداف با روش AHP محاسبه شدهاند. متغیرهای تصمیم مدل از نوع صفر و یک میباشند.
"موفقیت یا شکست سازمان در گرو توانایی آن در تعریف یک استراتژی اثربخش برای کسب مزیت رقابتی پایدار جهت خلق ارزش بلند مدت است. برای کسب قابلیت رقابت پذیری ، مدیران باید بااخذ تصمیمات مناسب در حوزه های تصمیم تولید و عملیات، اهداف عملکردی سازمان از جمله سرعت وانعطاف را تأمین کنند. شرکتهایی که قبلاً از طریق کاهش هزینه، تمایز، صرفه جویی به مقیاس و کیفیت رقابت می کردند، اکنون به دنبال کسب مزیت رقابتی به واسطه استراتژیهای مبتنی بر زمان هستند.
در این نوشتار ضمن تبیین مفهوم و اهمیت مدیریت زمان در فراگردهای تولید و ضرورت اولویت دادن تحلیلهای استراتژیک بر تکنولوژی ، اهداف و استراتژی های سه گانه مبتنی بر زمان تشریح می شود.در ادامه، تولید و ساخت مبتنی بر زمان ، به عنوان یک استراتژی مبتنی بر زمان برای شرکتهای تولید و ساخت معرفی می شود.بعد از تبیین استراتژیهای بنیادین کاهش زمان چرخه یعنی حذف و موازی سازی، یک چارچوبی متشکل از شش فعالیت : ساده سازی، استانداردسازی،یکپارچه سازی،دسترسی و کنترل، در تولید و ساخت مبتنی بر زمان ، به عنوان ابزارهایی برای کاهش زمان تناوب ارائه می شود .
"