هدف پژوهش: ایجاد سیستم بهره ور و یکپارچه کننده منابع و دسترسی سریع به اطلاعات صحیح به یک مزیت رقابتی برای سازمان ها مبدل شده است. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر اجرای ماژول خرید سیستم برنامه ریزی منابع سازمان[1] بر عملکرد مدیریت زنجیره تأمین است. روش پژوهش: جامعه آماری این پژوهش کاربران و کارشناسان واحد خرید شرکت ذوب آهن استان اصفهان بود. جمع آوری داده ها برمبنای نمونه گیری هدفمند و با استفاده از پرسشنامه انجام شده است. تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده از اجرای پرسشنامه ها با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری و به کمک نرم افزار SMART PLS 2.0در دو بخش مدل اندازه گیری و بخش ساختاری انجام پذیرفت. در بخش اول ویژگی های فنی پرسشنامه به وسیله شاخص های پایایی، روایی همگرا و روایی واگرا مختص PLS بررسی شد و اصلاحات لازم صورت پذیرفت. در بخش دوم، ضرایب ساختاری مدل برای بررسی فرضیه های پژوهش مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج: نتایج پژوهش نشان دهنده تأثیر مثبت و معنادار سیستم برنامه ریزی منابع سازمان بر توسعه مدیریت زنجیره تأمین در شرکت ذوب آهن استان اصفهان است. همچنین تأثیر سه شاخص سیستم برنامه ریزی منابع سازمان، یعنی یکپارچگی، برنامه ریزی تولید و کنترل معنادار بود. ارزش و اصالت: نتایج به دست آمده از این جهت که با تأکید بر ماژول خرید سیستم برنامه ریزی منابع سازمان و اجرای آن در یک محیط واقعی به دست آمده است، ارزشمند می باشد. همچنین یافته های پژوهش نشان می دهند در صورتی که ماژول های سیستم به طور کامل پیاده شده باشند، نتایج حاصل از اجرای آنها و تأثیراتی که برعملکرد زنجیره تأمین دارند، با پژوهش های پیشین مطابقت دارد.
این مقاله، درصدد تبیین، آزمون و تحلیل الگوی ریاضی ایکوکانان (2007) به منظور بررسی احتمال ترک داوطلبانه ی سازمان توسط کارکنان می باشد. در این الگو، فرض می شود که «احتمال ماندن یا ترک» سازمان (یعنی، E-(P.i) یا (-(P.i)1) ارتباط مثبتی با «تمایل به ترک» سازمان دارد. روش تحقیق مورد استفاده، توصیفی، پیمایشی و میدانی است. جامعه ی مورد مطالعه، شامل کارکنان و مدیران مؤسسه ی آموزش عالی علمی کاربردی جهاد کشاورزی است. در آزمون الگوی پیشنهادی، نتایج کاملاً متفاوتی نسبت به فرضیات اولیه و تحقیقات مشابه خارجی به دست آمد. به عبارت دیگر، با این که کارکنان از ماندن در سازمان مورد مطاله راضی نبودند؛ ولی تمایل به ترک آن هم نداشتند که این نکته می تواند به عنوان یک بُعد جدید در توسعه ی مدل به خصوص در سازمان های ایرانی مورد توجه محققان بعدی باشد؛ ضمن این که دلیل این نتیجه ی متفاوت را باید در سایر عوامل مداخله گر هم چون وضعیت بازار کار و اشتغال در ایران جست وجو نمود.
با این حال، تبیین نحوه ی محاسبه ی عددی و کمّی احتمال ماندن یا ترک خدمت کارکنان و پیش بینی پذیری آن که از طریق یک ابزار ساده در این مقاله فرموله شده است، امکان جدیدی را در اختیار مدیران و هم چنین راهبردهای منابع انسانی سازمان قرار می دهد.
یکی از مهم ترین چالشهای پیش روی صاحب نظران حوزه منابع انسانی اثبات نقش این منابع در ارزش آفرینی سازمان است . با ظهور سازمان های دانشی در اقتصاد دانش بنیان، سهم سرمایه انسانی در ارزش آفرینی سازمان از سرمایه های فیزیکی و ساختاری سبقت گرفته و سرمایه گذاری های سنگین در نیروی انسانی برای تبدیل کردن آنها به عامل اصلی مزیت رقابتی را توجیه پذیر کرده است. هدف : این پژوهش به دنبال بررسی نقش سرمایه گذاری سازمان بر بر ارزش آفرینی منابع انسانی با نقش میانجی سرمایه های انسانی در شرکتهای دانش بنیان فعال در سطح شهر تهران است . روش: داده های پژوهش از طریق پرسشنامه از 100 مدیر عامل شرکتهای فعال در حوزه های خدمات مالی، خدمات حرفه ای بازاریابی و صادرات ، خدمات مشاوره ای مدیریت و فن آوری اطلاعات جمع آوری گردید . روش نمونه گیری در این تحقیق به صورت هدفمند بوده است . برای آزمون روایی پرسشنامه از نظرات اساتید ومتخصصان وبرای سنجش پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. بعد از جمع آوری اطلاعات برای سنجش فرضیه های تحقیق ازمدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار Amos18 استفاده گردید . در این پژوهش برای نشان دادن سرمایه گذاری سازمان در منابع انسانی از دو رویکرد جذب استعدادهای بیرونی و پرورش استعدادهای درونی و برای بررسی سرمایه انسانی در سطح سازمان از چهار معیار تعداد سرمایه انسانی ، تناسب سرمایه انسانی با سازمان، مکمل بودن سرمایه انسانی و منحصر به فرد بودن سرمایه های انسانی استفاده شده است . نتایج پژوهش در سطح اطمینان 95% نشان دهنده آن است که سرمایه گذاری هوشمند سازمان در منابع انسانی خود ، تاثیر مثبت و معنی داری بر ارزش آفرینی سرمایه انسانی دارد. همچنین نتایج نشان دهنده تاثیر مثبت سرمایه های انسانی به عنوان متغیر میانجی در تاثیر روش های سرمایه گذاری سازمان بر ارزش آفرینی منابع انسانی در سطح اطمینان 95% بود.
هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل عوامل حیاتی موفقیت توسعه منابع انسانی در حوزه سلامت با بررسی ذهنیت های مشارکت کنندگان با استفاده از روش شناسی کیو بود. مشارکت کنندگان این پژوهش تعداد 26 نفر از خبرگان و دست اندرکاران بخش سلامت بودند. فضای گفتمان پژوهش از دو مأخذ مصاحبه و پیشینه گردآوری و تعداد 44 عبارت به عنوان نمونه عبارات کیو انتخاب شد. اطلاعات حاصل از مرتب سازی کیو با روش تحلیل عاملی کیو تحلیل شد. تحلیل توزیع نشان داد که می توان تعداد 9 الگوی ذهنی متمایز در میان مشارکت کنندگان شناسایی کرد که (76.212) درصد از واریانس کل را تبیین می کند. بیشترین واریانس تبیین شده مربوط به الگوی ذهنی نخست با امتیاز (14.161) بود. عوامل حیاتی موفقیت بر اساس این 9 الگوی ذهنی شناسایی و اولویت بندی شدند. درنهایت الگوهای ذهنی به صورت استعاری و به ترتیب با عناوین «آینده گرایان تحول خواه»، «طرفداران انگیزش»، «تخصص گرایان مدافعِ استخدام اثربخش»، «طرفداران نظام شغلی»، «طرفدار ثبات در شایسته سالاری، تحول در ساختار»، «طرفدار همکاری و اصلاح نگرش»، «مدافعان عاملیت-ساختار»، «مدافعان محک زنی و نظام عملکرد» و «طرفداران اخلاق و بهبود کیفیت زندگی کاری» نام گذاری و تفسیر شدند.
این پژوهش با هدف بررسی نقش مکانیزم های یادگیری سازمانی در رفتار اشتراک دانش معلمان در سال تحصیلی 93-1392 اجراء شده است. جامعه آماری پژوهش متشکل از کلیه معلمان مدارس دوره اول متوسطه شهرستان اردبیل (ناحیه 1 و 2) است که با استفاده از فرمول کوکران 250 معلم به روش تصادفی ساده مورد آزمون قرار گرفتند. برای گردآوری داده ها از دو پرسشنامه به ترتیب مکانیسم های یادگیری سازمانی آرمسترانگ و فولی و رفتار اشتراک دانش بر گرفته از پژوهش مجید که پایایی آنها به ترتیب 79/0 و 86/0 می باشد استفاده شده است. داده های گردآوری شده با استفاده از روش های آماری T تک نمونه ای، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه به روش گام به گام تجزیه و تحلیل شد. نتایج حاصل نشان داد وضعیت مکانیزم های یادگیری سازمانی، رفتار اشتراک دانش در مدارس دوره اول متوسطه شهرستان اردبیل با میانگین متوسط به بالا است. همبستگی حاصل از فرضیه های تحقیق نیز نشان داد بین ابعاد مکانیزم های یادگیری سازمانی با رفتار اشتراک دانش رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که از میان ابعاد مکانیزم های یادگیری سازمانی، به ترتیب تعیین نیازهای رشد و یادگیری و تأمین آن پیش بینی کننده مناسبی برای رفتار اشتراک دانش معلمان است.
پژوهش حاضر باهدف «ارائه مدل مطلوب برای معیارهای انتخاب اعضای هیأت علمی در دانشگاه های ایران» اجرا شده است. در این پژوهش از دو رویکرد کیفی و کمی و در سه مرحله متوالی به صورت تلفیقی استفاده گردید. از بعد هدف یک پژوهش اکتشافی به شیوه استقرایی، از بعد زمان، مقطعی و از بعد مخاطب استفاده از پژوهش، توسعه ای محسوب می شود. در این پژوهش برای گردآوری داده ها از روش غیرتعاملی و پیمایشی استفاده شده است که در روش غیرتعاملی از شیوه های کتابخانه ای و تحلیل محتوا و در روش پیمایشی از سه نوع پرسشنامه (پرسشنامه باز، پرسشنامه نیمه باز و پرسشنامه بسته) به عنوان ابزار گردآوری داده ها، بهره گرفته شده است. جامعه آماری پژوهش اعضای هیأت علمی دانشگاه های ایران (به استثنای دانشگاه های علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی) بوده اند. برای انجام تحلیل محتوا، انتخاب متون بر مبنای نمونه برداری تئوریک که در استراتژی تئوری داده بنیاد معمول می باشد، صورت گرفته است. تعداد 21 نفر از خبرگان به روش گلوله برفی در مصاحبه نیمه ساختارمند مشارکت داشتند و حجم نمونه آماری در مرحله تحلیل عاملی تأییدی 360 نفر و تعداد خبرگان مشارکت کننده برای تکمیل پرسشنامه ANP، 20 نفر بودند. در بخش اول، داده های کیفی در فرایند اجرای نظریه داده بنیادی تحلیل شد و منجر به طراحی مدل اولیه پژوهش گردید. سپس با رویکرد کمّی، بااستفاده ازتحلیل عاملی تأییدی به کمک نرم افزار SPSS، نسبت به اعتبارسنجی مدل مفهومی و تعیین معیارهای نهایی برای انتخاب اعضای هیأت علمی اقدام شد. در ادامه با استفاده از فرایند تحلیل شبکه ای خوشه ای، با استفاده از نرم افزار Super decision، اهمیت هریک از ابعاد، ملاک ها و شاخص های مدل تعیین گردید؛بعنوان الگوی نهایی پژوهش ارائه شد؛که الگوی ارائه شده می تواند در دانشگاه های ایران برای انتخاب اعضای هیأت علمی ونیز برای آسیب شناسی آن،مورداستفاده قرارگیرد.
یکی از چالش های جدی در اداره ی اثربخش وجوه صندوق های سرمایه گذاری، حصول اطمینان از وجود مدیرانی شایسته و متخصص در این نهادها است. وجود چنین مدیرانی می تواند منابع سرمایه گذاران را به شکل مطلوب اداره کرده و بازدهی مطلوبی را برای صاحبان سرمایه خود به ارمغان آورد. این پژوهش به منظور مطالعه اکتشافی مولفه ها و ابعاد مدیران سرمایه گذاری موفق با رویکرد سرمایه انسانی انجام گرفته است. از آنجا که کاوش در دنیای ذهنی و تجارب افراد و استخراج نگرش آنها مستلزم بهره گیری از روش های کیفی پژوهش می باشد لذا در این مطالعه با استفاده از رویکرد تحلیل محتوا با 15 نفر از مدیران صندوق های سرمایه گذاری موفق که دارای بیشترین نمره ارزیابی عملکرد (معیارهای شارپ و سورتینو) بودند مصاحبه عمیق صورت گرفت. نتایج حاصل از مصاحبه های نیمه ساختاریافته در قالب مضامین دسته بندی شدند که با توجه به آنها ابعاد ویژگی های مدیران سرمایه گذاری موفق به پنج بعد ویژگی های رفتاری، فنی، فردی، مدیریتی و میان فردی طبقه بندی شدند که هرکدام از این ابعاد خود از مفاهیم دیگری تشکیل شده اند. بر اساس یافته های حاصل از این پژوهش، مدیران صندوق های سرمایه گذاری به منظور دستیابی به سطح مطلوب عملکرد و موفقیت، باید دارای مجموعه ای از خصوصیات و ویژگی های مشهود و نامشهود باشند. در واقع، این یافته ها بیانگر سیمای مدیران سرمایه گذاری موفق در بازار سرمایه ایران است که می تواند به عنوان یک شاخص برای مدیرانی که قصد دارند به الگوهای مطلوبی در عرصه مدیریت صندوق های سرمایه گذاری تبدیل شوند مدنظر قرار گیرد.
عصر حاضر به عصر اطلاعات شهرت دارد، کاربران به واسطه بهره گیری از فناوری اطلاعات حجم زیادی از اطلاعات را در کمترین زمان در فواصل مکانی بسیار دور به راحتی جابه جا می کنند. بااین حال، فناوری اطلاعات در کنار مزایایی بالقوه ای که برای کاربران داشته است، پیامدهای اخلاقی را نیز به همراه داشته و نیاز به سازگاری با ارزش های انسانی جامعه دارد. هدف این مطالعه تعیین سطح تکامل اخلاقی کارکنان فناوری اطلاعات با بهره گیری از تئوری رشد اخلاقی شناختی لارنس کلبرگ است که به روش توصیفی- پیمایشی انجام شد. داده های تحقیق از طریق پرسشنامه تعیین تکامل اخلاقی (که مشتمل بر 6 سناریو است)، از 112 نفر از کارمندان واحد فناوری اطلاعات در 19 شرکت و سازمان، دولتی و خصوصی شهر بندرعباس با روش نمونه گیری تصادفی جمع آوری شده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های t مستقل، پیرسون و ANOVA استفاده شد. نتایج نشان داد که 84/11 درصد کارمندان در سطح پیش عرفی، 53/36 درصد در سطح عرفی و 64/51 درصد در سطح پس عرفی قرار دارند. این امر نشان دهنده لزوم توجه بیشتر به تکامل اخلاقی کارکنان در حوزه فناوری اطلاعات است.
درحال حاضر، خویشاوندگرایی یکی از پدیده های نامطلوب سازمانی است که در بیشتر کشورها، مخصوصاً کشورهای درحال توسعه به شکل های مختلف وجود دارد و عملکرد کارکنان را تحت الشعاع قرار داده است. درنتیجه، هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر خویشاوندگرایی بر عملکرد کاری کارکنان با درنظرگرفتن نقش میانجی شایستگی های آنان (خودشایستگی، شایستگی تیمی، شایستگی تغییر، شایستگی ارتباطی، شایستگی اخلاقی و شایستگی فرهنگی) است. جامعه آماری در این تحقیق، کارکنان شرکت های خدمات مسافرتی و گردشگری در شهر تهران است و برای به دست آوردن حجم نمونه از روش نمونه گیری تصادفی ساده و فرمول کوکران استفاده شده است. در این تحقیق، برای گردآوری اطلاعات، روش کتابخانه ای و میدانی به کار گرفته شده است. تحقیق حاضر ازحیث هدف، یک تحقیق کاربردی و همچنین ازحیث چگونگی به دست آوردن داده های موردنیاز، از نوع تحقیقات توصیفی و همبستگی است. برای تجزیه وتحلیل داده های پرسشنامه از تحلیل مدل معادلات ساختاری، موجود در بسته های نرم افزاری LISREL و SPSS استفاده شده است. نتایج، نشان داد که خویشاوندگرایی بر عملکرد کاری کارکنان، خودشایستگی، شایستگی تیمی، شایستگی اخلاقی و شایستگی فرهنگی، تأثیر منفی معنی داری دارد و خودشایستگی، شایستگی تیمی، شایستگی تغییر و شایستگی ارتباطی نیز بر عملکرد کارکنان، تأثیر مثبت معنی داری دارد.