در بیان اهمیت و ضرورت وجودی سازمان ها در جامعه ، اتزیونی ، اجتماع امروز را جامعه ی سازمانی معرفی می کند و معتقد است که انسان امروزین از لحظه ی تولد در بیمارستان تا لحظه ی مرگ و دفن در گورستان ، در سازمان ها به سر می برد و از طرفی با توجه به اهمیت و نقش مهم ساختار بر کارکرد اثربخش سازمان ها ، تعیین این که ساختار سازمان چه باید باشد ، امری ضروری می نماید . در حالی که متغیرهای وضعیتی تعیین کننده ی ساختار مطلوب و مناسب ، فراوان هستند به گونه ای که بررسی همزمان آنها با توجه به اثرات تعاملی شان بر هم امری تقریبا محال است اما می توان گفت که پرسنل سازمان ، به عنوان یکی از مهمترین متغیرهایی است که باید مدنظر قرار بگیرد زیرا می تواند سایر متغیرها را تحت الشعاع خود قرار دهد . ...
امروزه مسئولیت اجتماعی شرکت برای اکثر سازمان ها و مدیرانشان موضوعی مهم به شمار می رود. مسئولیت اجتماعی شرکت ها مسأله ای حیاتی است و پیامدهایی استراتژیک را برای شرکت ها در تمام صنایع به همراه دارد. یکی از ارزشمندترین دارایی های هر شرکت، نام و نشان تجاری آن شرکت است. ارزش ویژه نام و نشان تجاری، سرمایه ای است که شرکت در سایه آن می تواند منافع زیادی را کسب کند و هم ارزش شرکت را حفظ می کند. هدف این پژوهش بررسی تأثیر مسئولیت اجتماعی و تصویر شرکت بر ارزش ویژه برند آنها است. پژوهش حاضر از حیث هدف یک پژوهش کاربردی است و در گرداوری داده ها از روش توصیفی- پیمایشی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش را کلیه مصرف کنندگان صنایع غذایی محصولات دشت مرغاب(یک و یک) شهر بوشهر تشکیل می دهند. حجم نمونه، 384 نفر تخمین زده شده است که بر اساس روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده اند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که مسئولیت اجتماعی شرکت ها بر تصویر شرکت و بر ارزش ویژه برند آن تأثیر مثبت و معناداری دارد. علاوه بر این، تصویر شرکت بر ارزش ویژه برند تأثیر مثبت و معناداری دارد.
توانایی سازمانها در واکنش به تغییرات سریع محیط و پاسخگویی به خواسته های مشتریان در شرایط رقابتی امروز، از مهمترین امتیازها بشمار می آید . این در حالی است که عوامل بسیاری امکان تطبیق سازمانها با تغییرات محیط را محدود و فرصتهای فراهم آمده برای سازمان را به تهدید تبدیل نموده،و ادامه رقابت را مشکل و پرهزینه می سازند. متناسب بودن عوامل ساختاری و فنی سازمانها با هم و سازگاری با تغییرات و تحولات داخلی و خارجی از موضوعات اساسی و مرتبط بهم است . واکنش متناسب و پاسخ آگاهانه به تحولات پیچیده،سازمانها را در زمره سیستمهای باز اجتماعی قرار میدهد،سیستمهایی که تغییر و توسعه دائمی جزء جدایی ناپذیر ماهیت آنهاست و بنابراین سازمانها به عنوان سیستمهای باز اجتماعی باید مکانیزمها و ساختارهای داخلی خود را با توجه به اصل تنوع ایجابی متناسب با پیچیدگی محیط،متنوع و پیچیده سازند ودر تعامل پیوسته با محیط،هم در عناصر اصلی تشکیل دهنده خود(ساختار،کارکردها،نقش ها،رفتارها و اهداف)وهم در بعضی از عناصر محیطی تغییراتی را به وجود آورند. حال اگر این تغییرات و پاسخ های آگاهانه به تحولات محیطی بر مبنای مدل و الگوی خاص و معینی صورت گیرد،باعث استقرار و استمرار یک یا چند عامل در داخل سازمان می گردد. در این تحقیق نقش ساختار،رهبری،فرهنگ سازمانی،وبکارگیری فناوری اطلاعات،کیفیت نیروی انسانی و داشتن نگرش تحقیقاتی در چابک سازی سازمان بررسی گردید و همچنین تعامل عوامل فوق الذکر با هم و میزان تأثیر هر یک بر دیگری مورد بررسی قرار گرفت.
پژوهش سازمانی مثبت، جنبشی نو در مطالعات سازمانی است که مسیر کاری ویژه ای را در سازمان ها و دانش اجتماعی ترسیم می کند. واژه مثبت بر پویایی در سازمان، که منجر به افزایش قدرت نیروی انسانی، جهش و تجدید ساختار سازمان، سرزندگی و پرورش اشخاص خاص می شود تمرکز دارد...
مقاله حاضر با تأکید بر خطبه ها و نامه های امیرالمؤمنین علی (ع) با روش تحلیل مضمون در پی بررسی مفهوم سکوت سازمانی از نگاه اسلامی و مقایسه آن با دیدگاه غربی است. براساس یافته های این پژوهش می توان به دو نوع سکوت اشاره کرد که عبارتند از: سکوت مثبت و سکوت منفی. در تعریف غربی، سکوت سازمانی مطیع و منفعلانه؛ خودداری کارکنان از بیان نظرها و ایده ها در جهت افزایش سود سازمان، مضموم و ناپسند است؛ اما در آموزه های اسلامی خودداری از امر به معروف و نهی از منکر، خودداریِ دفاع از مظلوم، نصیحت نکردن، مشورت ندادن و بیان نکردن حق و حقیقت نکوهش شده است. و در نقطه مقابل آن سکوت نوع دوستانه؛ دوری جستن از بیان ایده ها، اطلاعات و یا نظرهای مرتبط با کار برای سود بردن دیگر افراد در سازمان است؛ درحالی که در دیدگاه اسلامی سکوت برای حفظ وحدت، افشا نکردن اطلاعات سازمانی و سکوت هنگام نداشتن اطلاعات، پسندیده است. هریک از مفاهیم استخراج شده در این پژوهش، کاربرد گسترده ای در حوزه رفتار سازمانی دارند که با بهره گیری از آنها می توان روابط بهتری میان افراد سازمان با یکدیگر و یا رئیس و کارمندان در ارتباط با هم تعریف کرد.
مزیت رقابتی اصلی سازمان های امروزی، دانش است. دانش ابزار قدرتمندی است که روز به روز در حال توسعه و تغییر است؛ کنترل و مدیریت دانش نیازمند کسب مهارت های ویژه ای است و به تناسب نوع فعالیت سازمان ها، این مهارت ها با یکدیگر متفاوت هستند. تحقیقات زیادی برای شناسایی عوامل کلیدی موفقیت در پیاده سازی مدیریت دانش انجام شده است و در هر یک از این پژوهش ها عوامل کلیدی موفقیت متفاوتی معرفی شده است. در این مقاله کوشش شده که با استفاده از تحقیقات انجام گرفته، مدلی جامع برای شناسایی عوامل کلیدی موفقیت برای پیاده سازی سیستم مدیریت دانش در دانشگاه ها ارائه شود.
در این پژوهش عوامل کلیدی موفقیت در پیاده سازی مدیریت دانش در دانشگاه ها شناسایی شدند، سپس برای هر یک از این عوامل شاخص هایی تعریف شدند و سپس با استفاده از روش تحلیل عاملی اکتشافی ابعاد و شاخص های به دست آمده در دانشگاه های شهر تهران مورد آزمون و تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و ابعاد اصلی و عوامل آن استخراج شدند. در نهایت از طریق آزمون فریدمن عوامل کلیدی موفقیت شناسایی شده در دانشگاه ها، اولویت بندی شدند.
عوامل کلیدی موفقیت شناسایی شده در این پژوهش می تواند به عنوان راهنمایی چارچوبی مناسب برای سنجش میزان آمادگی دانشگاه ها و مراکز علمی و پژوهشی کشور برای پیاده سازی مدیریت دانش مورد استفاده قرار بگیرد.
این پژوهش مقاومت کارکنان را در برابر تغییر از منظر نظریه سیاسی سازمان مورد توجه قرار می دهد و هدف از آن بررسی رابطه ادراک سیاست سازمانی و مقاومت کارکنان در برابر تغییر، ضمن تبیین نقش تعدیلگر رفتار سیاسی مدیران است. داده های مربوط به سه پرسشنامه پژوهش، از نمونه متعلق به جامعه آماری کارکنان و مدیران سازمانهای دولتی شهر رفسنجان، با روش طبقه ای نامتجانس گردآوری شده است. بر اساس نتایج پژوهش، بین ادراک سیاست سازمانی و مقاومتهای شناختی و هیجانی کارکنان در برابر تغییر رابطه مثبت معناداری وجود دارد؛ هر چند مقاومت رفتاری، رابطه معناداری را با متغیر پیش بین پژوهش نشان نمی دهد. با استفاده از فن رگرسیون سلسله مراتبی تعدیل شده، مشخص شد سیاست پیشگی مدیران، رابطه ادراک سیاست سازمانی و مقاومتهای شناختی و عاطفی کارکنان را در برابر تغییر تشدید می کند.
نیازهای جدید محیط کسب و کار همواره شیوه های جدیدی را برای رقابت پدید می آورد که بسته به قوت پشتوانه تئوریک و شدت نیاز سازمان ها، فراگیر می شوند. تولید چابک به عنوان آخرین تفکر مدیریت تولید، و بنا به نیاز بازار مبنی بر ارایه پاسخ سریع به تغییرات، از سال 1991 به دنیای تولید و عملیات معرفی شد. پژوهش های زیادی که تاکنون در مورد این مفهوم انجام شده، علی رغم گستردگی دامنه مباحث، هنوز موفق به ارایه مدل کلان سازمانی نشده است. در این مقاله، ارتباط سازه های مدیریت کیفیت فراگیر، تولیدناب، مدیریت فناوری، مدیریت منابع انسانی، استراتژی و فناوری اطلاعات به عنوان سازه های توانمندساز چابکی بر چابکی سازمانی بررسی و ارتباطات آن ها در قالب مدل چابکی سازمانی ارایه شده است. بدین منظور ابتدا مقیاس های سنجش این سازه ها با استفاده از ادبیات پژوهش و مصاحبه با خبرگان استخراج و در قالب پرسشنامه ای پس از تایید روایی محتوی برای شرکت های الکترونیک در سراسر ایران ارسال شد. سپس اطلاعات گردآوری شده، پس از بررسی روایی های همگرا، واگرا و تک بعدی با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی و پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ، برای آزمون فرضیه های پژوهش به کار گرفته شد و مدل نهایی ارایه شد. نتایج نشان داد که موثرترین سازه ها بر چابکی مدیریت کیفیت فراگیر، مدیریت فناوری و تولید ناب می باشند، در ضمن هماهنگی بین اجرا و پیاده سازی این سازه ها به شکل معنی داری با چابکی ارتباط دارد.
الوین تافلر در کتاب جابجایی در قدرت ، از شوک جهان و ظهور جامعه فرا – صنعتی سخن می گوید . از جابجایی فرایند تولید ثروت ، از سیستم ساخت یدی به سیستم مغزی بحث نموده و از دو عامل مغز و عضله به عنوان مهمترین عوامل پیش رونده نام می برد. همچنین وی اضافه می کند که دیگر از آدمهای موج اول ( کشاورزی ) که از نظام طبیعت پیروی می کردند و با آهنگ فصول سال و طلوع و غروب روز ، کار خود را تطبیق می دادند خبری نیست . فن آوری های گذشته که بیشتر سنگین و انعطاف نا پذیر و سرمایه بر بودند ، از این جابجایی بی نصیب نمانده اند.