فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۲۰ مورد از کل ۱٬۲۱۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
رفتارهای کاری انحرافی»، به رفتاری اطلاق می شود که هنجارهای سازمانی را شکسته و سلامت سازمان و کارکنانش یا هر دو را تهدید می کند.
انواع متعددی از این رفتارها شناسایی شده است. به علاوه، تحقیقات زیادی در مورد عوامل مرتبط با این رفتارها از جمله عوامل فردی، گروهی، رهبری، سازمانی و مدیریتی و... انجام شده که در این تحقیق به عوامل سازمانی و مدیریتی به طور ویژه پرداخته شده است.
در این راستا، یک جمعیت نمونه 40 نفری انتخاب گردیده و نظر آن ها در مورد سه عامل مهم از عوامل سازمانی (فرهنگ، قوانین، ساختار پاداش و جبران خدمات) مورد ارزیابی قرار گرفته است. در این نظر سنجی، ضعف فرهنگی، بی عدالتی در قوانین و ساختار نامناسب پاداش و جبران خدمات به عنوان عوامل مهم در گرایش به سمت رفتارهای انحرافی اعلام شد. در نهایت، راهکارهایی در جهت مقابله با این مشکلات و کاهش رفتارهای انحرافی ارائه گردید.
مدیریت از عقل تا اخلاق
حوزههای تخصصی:
سرمایه گذاری بر روی فن آوری
حوزههای تخصصی:
هدفمندی، شناسایی و طبقه بندی خانوارها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی ارتباط بین ساختار سازمانی کتابخانه های مرکزی دانشگاه های وابسثه به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری سطح شهر تهران و میزان انطباق آنها با ویژگی های سازمان یادگیرنده
حوزههای تخصصی:
مقایسة هوش هیجانی در میان سطوح سهگانة مدیریت: (مطالعه موردی)
حوزههای تخصصی:
ادبیات مدیریتی بیانگر آن است که مهارت های مدیریتی در کل، و هوش هیجانی به طور خاص، نقش تعیین کننده ای در موفقیت مدیران در محیط های کاری دارند. این مقاله به مقایسه هوش هیجانی در میان سطوح سه گانه مدیریت در سطح سازمان می پردازد. سنجش هوش هیجانی بر اساس پنج بعد مدل هوش هیجانی گلمن (1995)، یعنی خود آگاهی، خود نظمی، انگیزش، همدلی و مهارت صورت گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که وضعیت هوش هیجانی در کل میان مدیران سطوح گوناگون متفاوت است و این تفاوت بیشتر در ابعاد خودآگاهی، خود نظمی و انگیزش نمود داشته، ولی در دو بعد همدلی و مهارت اجتماعی، تفاوت مشاهده شده معنادار نیست. در ضمن، این پژوهش نشان می دهد که هرچه در نردبان سلسله مراتب بالا می رویم، سطح هوش هیجانی افزایش می یابد.
بررسی رابطه بین هوش هیجانی و اثربخشی اعضای هیأت علمی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد پارس آباد مغان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
چکیده هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین هوش هیجانی و اثربخشی اعضای هیأت علمی در دانشگاه آزاد اسلامی پارس آباد مغان بود. روش تحقیق از نوع همبستگی و جامعه آماری پژوهش شامل کلیه اعضای هیأت علمی(45N= ) و دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد پارس آباد مغان (2054N= )در سال تحصیلی87-86 بود. حجم نمونه مطابق با جدول مورگان 40 نفر هیأت علمی و 800 نفر دانشجو برآورد گردید و به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد. برای گردآوری داد ه ها از پرسشنامه استاندارد هوش هیجانی سیبریا شرینگ وپرسشنامه اثربخشی محقق ساخته استفاده شد. داده ها به کمک ضریب همبستگی پیرسون ورگرسیون چند متغیره تجزیه وتحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان دادکه، بین مؤلفه های هوش هیجانی واثربخشی اعضای هیأت علمی رابطه مثبت معنی داری وجود دارد (01/0> p). از میان 5 مؤلفه هوش هیجانی، سه مؤلفه خودانگیختگی، همدلی و مهارتهای اجتماعی پیش بینی کننده های مناسبی برای اثربخشی اعضای هیأت علمی هستند (01/0>p).
« تاثیر فناوری اطلاعات بر طراحی سازمانی »
منبع:
هنر مدیریت۱۳۸۷ شماره ۲
حوزههای تخصصی:
نقش های مدیران
حوزههای تخصصی:
در جهان پر شتاب و تحول آفرین امروز ،همه شواهد حکایت از محوری بودن نقش انسان در گشایش تنگناها ،ایجاد تکنولوژی پیشرفته و تولید فرآورده های گوناگون دارد . در این عرصه سنگ زیر بنای هر سازمانی مدیر آن است و سازمان در صورت مدیریت صحیح می تواند به ارتقا و توانمندی برسد . لذا در این مقاله ،محقق ،سعی کرده است تا نقش و ویژگی های نقش در سازمان ها را بررسی کرده و با بیان نظریه های گوناگون در زمینه نقش های مدیران ، آنان را با انواع نقش هایشان در سازمان آشنا سازد و در آخر پیشنهادی نیز ارائه شده است .
مدیریت بر مبنای فعالیت ACTIVITY BASE MANAGEMENT
حوزههای تخصصی:
بهبود مستمر عملیات فرایند دستیابی به محصولات بهتر و قیمت تمام شده ارزانتر در عملیات تولید و فروش است و به عنوان یک هدف راهبردی مقوله هایی از کنترل جامع کیفی، افزایش کارایی، ازدیاد اثربخشی، ارتقای بهره وری، کاهش هزینه و حذف اقلام معیوب از فرایند تولید را شامل می شود...
از مدیران کلان تا مدیران خرد
حوزههای تخصصی:
تبیین اثربخشی مدل الماس مدیریت زمان در کشت و صنعت های نیشکر
حوزههای تخصصی:
مهارت استفاده بهتر و مؤثرتر از زمان رمز موفقیت و اثر بخشی مدیریت و سازمان هاست. مدیران سازمان ها برای استفاده بهینه از زمان و جلوگیری از اتلاف وقت برای ارتقای مدیریت زمان لازم است، از مدل الماس استفاده کنند . بررسی و تبیین چگونگی صرف وقت مدیران و شناخت عوامل اتلاف وقت آنها بر پایة متغیرهای رفتاری و توضیحی در چارچوب مدل الماس، هدف این مقاله است. مدل الماس در واقع نظام منظم و چهار وجهی میباشد که عبارتند از: برنامه زمان بندی کار، اولویت بندی کارها، تفویض اختیار و فن تشکیل و اداره صحیح جلسات، هریک از این وجوه متغیرهای کلیدی نیز دارد. در این مقاله عوامل اتلاف وقت مدیران به صورت تراش های زاید مدل الماس معرفی میشود. جامعه آماری تحقیق متشکل از مدیران سطوح ارشد و میانی کشت و صنعت های نیشکر به حجم 54 نفر میباشد. گردآوری داده ها به صورت تمام شماری و ابزار آن پرسش نامه است. برای تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها علاوه بر شاخص های آمار توصیفی از آمار استنباطی، t تک متغیره و کای ـ دو استفاده شده است. به هر حال، ارزیابی مدیریت زمان مورد پژوهی است که نشان میدهد که مدیریت زمان مدیران مطابق مدیران الماس بر پایة مدل رفتاری و توضیحی اثر بخشی معنادار ندارد.
بهترین روش: ایجاد شرکتهای داخلی
حوزههای تخصصی:
ارزیابی عملکرد مدیریت بخش انرژی کشور
حوزههای تخصصی:
طرحی پایه برای ثبت و نگهداری اسناد مدیریت یکپارچگی
حوزههای تخصصی:
تصمیمات خطرناک
حوزههای تخصصی:
ارائه راه حلی جامع برای تحقق اهداف و آرمانهای سازمان
حوزههای تخصصی:
نکاتی برای مدیریت
حوزههای تخصصی:
خلاقیت و راه های پرورش آن
حوزههای تخصصی:
بررسی عوامل موثر در بهبود اثربخشی مراکز رشد فناوری و ارائه مدل مناسب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در تمام کشورها چه پیشرفته و در حال پیشرفت ،دولت ها نقش اساسی و کلیدی را در تدوین سیاست ها،
برنامه ها و ابزارهایی که صنایع کوچک و متوسط فناوری محور را حمایت می کند، ایفا می نمایند . یکی از
سازوکارهایی که در طول دودهه، صنایع کوچک را تغذیه و یاری می کند مراکز رشد فناوری می باشد . مراکز
رشد شرکت های تازه تاسیس یا نوپا را با مجموعه ای از تسهیلات و امکانات، فضای مورد نیاز،توزیع خدمات، ،
مشاوره ه ای مورد نیاز ومنابع مالی، تازمانی که مستقلا بتوانند در محیط رقابتی بازار روی پای خود بایستند مورد
حمایت قرار می دهند .هدف اصلی تحقیق در درجه اول شناسایی عوامل موثر در اثربخشی مراکز رشد فناوری و
سپس ارائه مدل پیشنهادی عوامل موثر در بهبود مراکز رشد فناوری بود . بدین جهت از بین 32 مرکزرشد فعال
تعداد 528 شرکت مستقر به صورت نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب و پرسشنامه ها میان آنان توزیع شد .
اطلاعات از طریق توزیع پرسشنامه بین افراد نمونه جمع آوری شد . روایی پرسشنامه ها از طریق نظر متخصصان،
تحلیل ماده و تحلیل عاملی و پایایی آن ها از طریق آلفای کرونباخ بدست آمد؛ و با استفاده از نرم افزارهای :
تجزیه و تحلیل انجام شد . نتایج نشان داد : 1- خط مش های سازمانی و رفتارکارآفرینی Lisrel و Spss
واسطه های معنی داری برای بهبود اثربخشی مراکز رشد بودند . 2- خط مش های سازمانی با بتای 46 /. نسبت به
رفتار کارآفرینی با بتای 36 /. سهم بیشتری را در بهبود اثربخشی به عنوان یک واسطه به خود اختصاص داد و
واسطه قوی تری نسبت به رفتار کارآفرینی به شمار آمد . 3- در نهایت بر اساس نتایج به دست آمده مدلی از
بهبود اثربخشی مراکز رشد فناوری ارائه شد ومحدودیتها ی تحقیق ذکر گردید.