این اثر سعی دارد از این منظر خاص به تحلیل دو مورد از تبلیغات معروف بپردازد؛تبلیغات بیلبوردی مک دونالد ،و تبلیغ یک شرکت شوینده در آرژانتین که در سال 2007 در جشنواره ی تبلیغاتی مونتروکس (Montroux) مدال طلای بخش تبلیغات محیطی را تصاحب کرد .
دنیای مدرن موجب افزایش آلودگی ها و مشکلات زیست محیطی و در نتیجه افزایش نگرانی مصرف کنندگان در رابطه با محیط زیست شده است. این نگرانی ها شروع به خودنمایی در الگوهای خرید آن ها کرده و موجب به وجود آمدن گروه جدیدی از مصرف کنندگان با عنوان مصرف کنندگان سبز شده است. اگرچه شواهد نشان می دهد نگرانی های زیست محیطی در بین مصرف کنندگانی ایرانی در حال افزایش است با این وجود تمام مصرف کنندگان به یک اندازه سبز نیستند. برای بازاریابی موثر محصولات سبز، بازاریابان نیازمند تقسم بندی مصرف کنندگان سبز به بخش هایی با ویژگی های مشابه و استفاده از استراتژی بازاریابی متمایز برای هر بخش هدف هستند. در پژوهش های پیشین از متغیر های جمعیت شناختی به صورت گسترده ای برای بخش بندی و شناسایی ویژگی های مصرف کنندگان سبز استفاده شده است. هدف از این پژوهش بررسی تاثیر متغیر های جمعیت شناختی مختلف بر دانش زیست محیطی و رفتار های حامی محیط زیست مصرف کنندگان بود که بدین منظور از مدل سازی معادله ساختاری استفاده شد. به دلیل اینکه متغیر های موجود در مدل از نوع ترتیبی بودند از روش آماری حداقل مربعات موزون برای مدل سازی معادله ساختاری استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان می دهد جنسیت، سن و درآمد تاثیر معناداری بر میزان دانش و رفتار های حامی محیط زیست مصرف کنندگان دارند. همچنین یافته های پژوهش نشان می دهند خانم ها و افراد مسن تر با درآمد متوسط یا کم مصرف کنندگان سبزتری هستند. bstract The modern world has increased the environmental pollution and problems and therefore has led consumers to become more concerned about the environment. Such concerns have begun to be displayed in their purchasing patterns and have led to a new segment of consumers called green consumers. Despite the evidence shows that environmental concern is on the rise among Iranian consumers, but not all the consumers are equally green. To be able to more effectively market green products, marketers need to segment green consumers and use differentiated marketing strategy for each target segment. Demographic variables have been widely used in the past researches for segmentation and profiling of green consumers. The purpose of this research was to examine the impact of various demographic variables on environmental knowledge and pro-environmental behaviors of consumers. Structural equation modeling was used for this purpose. Because all of the variables in the model were ordinal, Weighted Least Squares statistical method was used for structural equation modeling. The results of this study indicate that gender, income and age have significant effect on environmental knowledge and pro-environmental behavior of consumers. Also, findings of this study show that women and older consumers with mediate or low income are greener consumers. Keywords: Green Consumer; Demographic Characteristics; Environmental Knowledge; Environmental Friendly Behaviors; Structural Equation Modeling; Weighted Least Squares
در دهه گذشته، جامعه علمی ایران از روش های تحقیق کیفی، از جمله روش نظریه داده بنیاد در پژوهش های علوم مدیریتی استقبال کرده و از آن به عنوان یک روش کارآمد بهره برده است. تفاوت های موجود بین دو بنیانگذار نظریه داده بنیاد، به شکل گیری دو شیوه متفاوت از این روش منجر شده است: نظریه داده بنیاد کلاسیک و نظریه داده بنیاد استراوسی. علی رغم مزیت ها و برتری های عمده روش نظریه داده بنیاد کلاسیک، محققان ایرانی از این روش غفلت کرده اند. در این مقاله، به تشریح روش نظریه داده بنیاد کلاسیک در قالب گزارش مراحل اجرای یک رساله دکتری پرداخته شده است. برهمین اساس، مقاله پیش رو، مراحل مختلف روش نظریه داده بنیاد کلاسیک و همچنین چگونگی تولید یک نظریه داده بنیاد، با نام نظریه مرکز ثقل هویت برند توریسم سلامت ایران را به تفصیل شرح می دهد.
افزایش حجم تجارت جهانی و تغییرات مربوط به آن در محیط اقتصادی کشورها سبب افزایش رقابت در کسب و کارها شده و بین المللیسازی را به یکی از مولفههای اساسی استراتژیهای کسب و کار در بسیاری از شرکتهای جهان تبدیل نموده است از این رو پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر شبکههای تجاری و اجتماعی بر بین المللیسازی شرکتها انجام شده است.روش پژوهش، توصیفی و پیمایشی بوده و برای جمعآوری دادهها از ابزار پرسشنامه استفاده شده است. آلفای کرونباخ پرسشنامه 890/0میباشد که نشان دهنده پایایی قوی ابزار تحقیق است. روایی آن نیز با استفاده از نظرات کارشناسان و خبرگان و همچنین AVE اندازهگیری و به تایید رسید. جامعه آماری مورد بررسی این پژوهش شرکت های نمونه صادراتی ایران طی سالهای 95- 91 میباشند. برای به دست آوردن حجم نمونه تحقیق از فرمول کوکران استفاده شده است و اندازه نمونه 143 شرکت میباشد و برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزارهای SPSS (نسخه 23) وSmartPLS (نسخه2) بهره گرفته شد. نتایج حاصل از پژوهش حاکی از آن است که تعامل با شبکههای تجاری و اجتماعی بر بینالمللی شرکتها تاثیر مثبت دارد. بر این اساس ایجاد و تعامل با شبکههای مذکور یکی از عوامل اصلی موفقیت شرکتها در فرآیند بینالمللیسازی میباشد. افزایش حجم تجارت جهانی و تغییرات مربوط به آن در محیط اقتصادی کشورها سبب افزایش رقابت در کسب و کارها شده و بینالمللیسازی را به یکی از مولفههای اساسی استراتژیهای کسب و کار در بسیاری از شرکتهای جهان تبدیل نموده است. از این رو پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر شبکههای تجاری و اجتماعی بر بین المللیسازی شرکتها انجام شده است.روش پژوهش، توصیفی و پیمایشی بوده و برای جمعآوری دادهها از ابزار پرسشنامه استفاده شده است. آلفای کرونباخ پرسشنامه 890/0میباشد که نشان دهنده پایایی قوی ابزار تحقیق است. روایی آن نیز با استفاده از نظرات کارشناسان و خبرگان و همچنین AVE اندازهگیری و به تایید رسید. جامعه آماری مورد بررسی این پژوهش شرکتهای نمونه صادراتی ایران طی سالهای 95- 91 میباشند. برای به دست آوردن حجم نمونه تحقیق از فرمول کوکران استفاده شده است و اندازه نمونه 143 شرکت میباشد و برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزارهای SPSS (نسخه 23) وSmartPLS (نسخه2) بهره گرفته شد. نتایج حاصل از پژوهش حاکی از آن است که تعامل با شبکههای تجاری و اجتماعی بر بینالمللی شرکتها تاثیر مثبت دارد. بر این اساس ایجاد و تعامل با شبکههای مذکور یکی از عوامل اصلی موفقیت شرکتها در فرآیند بینالمللیسازی میباشد.
زمینه و هدف: وجود بازار های سازمان یافته جهت دادوستد قانونمند و استاندارد کالا های کشاورزی، می تواند نقش به سزایی در توسعه بخش کشاورزی به عنوان یکی از محوری ترین مؤلفه های توسعه اقتصادی کشور داشته باشد. هدف از این پژوهش شناسایی عواملی است که در سال های اخیر به عنوان مهم ترین دلایل اثرگذار بر عدم موفقیت رینگ کشاورزی (در مقایسه با رینگ پتروشیمی و فلزات) بورس کالای ایران مطرح بوده است. رتبه بندی و ارائه راهکار هایی جهت رفع موانع موجود نیز به عنوان اهداف دیگر در این پژوهش مطرح است. روش ها: این مطالعه کاربردی توصیفی از نوع همبستگی، مبتنی بر مدل معادلات ساختاری است. از میان حدود 250 نفر کارشناس حوزه معاملات بورس کالا، تعداد 145 نفر به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. جهت گردآوری اطلاعات، پرسشنامه ای طراحی شده و پس از تأیید روایی و پایایی، میان افراد نمونه پژوهش توزیع گردید. از نرم افزار های آماری لیزرل و spss جهت تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها: تمامی عوامل معرفی شده در مدل پژوهش به عنوان عوامل اثرگذار بر عدم رونق معاملات در رینگ کشاورزی بورس کالا، مورد تأیید قرار گرفتند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که ناکامی معاملات رینگ کشاورزی بورس کالا را می توان به سه گروه عمده عوامل کلان دولتی، عوامل مربوط به بورس کالا و عوامل ساختاری بخش کشاورزی مرتبط دانست، هر گروه شامل چندین مؤلفه مجزاست. رونق معاملات در رینگ کشاورزی نیازمند ارائه راهکار ها و اجرای سیاست هایی جهت رفع هر یک از عوامل زیرگروه ارائه شده است.