میشل جکسون، مدیر توسعه بازار یک شرکت مخابراتی است، به نام سنچری لینک. گفت وگو با جکسون از آن رو جالب است که وی در قالب گفت وگو، اصلی ترین وظایف اش را تشریح می کند.
میشل جکسون در ساده ترین عبارت، از مراحل مختلف کاری می گوید که یک مدیر توسعه بازار بهتر است آن را انجام دهد. برای مثال، در آغاز گفت وگو، او از طیفهای مختلف مشتریان یاد می کند و یادآوری می کند که یک مدیر توسعه بازار باید اطلاعات کافی از این طیف بندی مشتریان داشته باشد.
پذیرش ذی نفعان بویژه ""کارکنان"" سهم مؤثری در ارتقای فعالیتهای مدیر توسعه بازار و همچنین موفقیتهای وی دارد؛ رویدادهای مهم که متأسفانه در بسیاری از مواقع، مدیران توسعه بازار، کمتر به این نقش واقف هستند.
تأکید میشل جکسون به عنوان مدیر توسعه بازار یک شرکت مخابراتی از آن رو قابل توجه و حائز اهمیت است که وقتی از آمال و آرزوهایش سخنی می گوید، همچنان به نقش اش به عنوان مدیر توسعه بازار وفادار است؛ از آنجا که می گوید یکی از آرزوهایم این است که کلاسهای مدارس شهرم به جدیدترین فناوریها مجهز شود.
جام جهانی 2014 رفتار بسیاری را تغییر خواهد داد اعم از شرکتهای بزرگ و کوچک، و مدیران عالی رتبه یا کارکنان دون پایه. هر چه هست این رفتارها می تواند روحیه ی همکاری کارکنان با مدیران را افزایش دهد نظیر اینکه چگونه مرخصی بگیرند، خود را به ""تمارض"" نزنند، همچنین مدیران با اندکی انعطاف پذیری این روزها را بهتر مدیریت کنند.
فارغ از این توضیحات که در این گزارش آمده است، جنگ برندها را می خوانید که هر یک با ترفندی تازه آمده اند تا از این رویداد بزرگ جهانی، سهم بازار خود را از رقبای خود بربایند؛ بویژه ""سهم ذهنی بازار"" برایشان مهمتر از ""سهم دلاری"" و ""سهم واقعی"" بازار است.
رسانه های اجتماعی یکی از تازه ترین دستاوردهای فناوری اطلاعات و همچنین رویکردی نو در بازاریابی است. از سویی ارتباطات نامحدود کاربران در این رسانه ها به اثرات متقابل بر کاربران منجر می شود. رسانه های اجتماعی، قدرت را از شرکت به سوی افراد و جوامع یا به عبارتی کاربران خلاق انتقال داده است که موجب تأثیرات بسیار موفق یا فاجعه باری بر برنده های مشهور شده است. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر تعاملات کاربران در رسانه های اجتماعی بر قصد خرید به واسطه نگرش نسبت به برند و هنجارهای ذهنی است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی و به لحاظ روش از نوع پیمایشی-تحلیلی است. ابزار پژوهش، پرسشنامه بوده و ضریب آلفای کرونباخ برای تمام ابعاد و متغیرها بیشتر از 7/0 است. پرسشنامه ها بین 252 نفر از جامعه آماری توزیع شد؛ این جامعه شامل کلیه افراد بالای 18 سال ساکن مشهد است که عضو رسانه اجتماعی هستند و در زمینه آشنایی با برند خاص و کسب اطلاعات از برند خاص در اثر تعامل با گروه همسالان یا گروه های مرجع تجربیاتی داشتند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد فشار همسالان و گروه های مرجع بر متغیرهای نگرش نسبت به برند و هنجارهای ذهنی اثر مثبت و معنی داری دارد؛ همچنین دو متغیر نگرش نسبت به برند و هنجارهای ذهنی بر متغیر قصد خرید اثر مثبت و معنی داری دارد. به علاوه نقش واسطه گری دو متغیر نگرش نسبت به برند و هنجارهای ذهنی بین سه متغیر فشار همسالان، فشار گروه های مرجع و قصد خرید، تأیید شده است؛ پس ده فرضیه پژوهش نیز تأیید شد.
در فاصلهی ماههای خرداد و تیر، زندگی دو استاد دانشگاه، و دو مدیرعامل جهانی معرفی میشوند.
در این شماره این بزرگان عبارتند از:
1. ماریسا میر، مدیرعامل شرکت یاهو
2. ست گودین، بزرگ استاد بازاریابی امریکا
3. لسترووندرمن، مدیرآژانس تبلیغاتی ووندرمن، و مؤلف کتابهای بازاریابی
4. سرجیو مارچیونه، مدیرعامل برند فیات، و رئیس هیأت مدیره فیات
شایستهی یادآوری است که از ست گودین، فیلمی موجود است که میتوانید از فروشگاه انتشارات بازاریابی با عنوان بازاریابی صنعتی خریداری کنید (به زبان انگلیسی با ترجمه و زیرنویس فارسی).
دکتر جیمز همیلتون، استاد رسانه و تبلیغات است. با وجود این، یک حرفه ای است و تجربه ی کار اجرایی تبلیغات را در شرکت مایکروسافت داشته است.
گفت وگوی ""توسعه مهندسی بازار"" با او خواندنی است؛ چون در قالب چند پرسش و پاسخ ساده، به پهنه ای از دانش تبلیغات اشاره می کند. صریحاً فرمول بزرگانی نظیر ""اگیلوی"" را رد می کند، اما بیل برن باخ را تحسین می کند.
خرده فروشیها"" در ایران رو به افزایش است. دلیل آن نیز ""تنگ تر شدن زمان"" و یا به گفته ی ظریف اندیشان، ""مچاله شدن زمان"" است که هر روز فرصتها را از انسان این زمانی و این مکانی می رباید.
زندگی در چنین برهه ای از زمان، مجال گسترده ای است برای خرده فروشیها. با وجود این، خرده فروشیها باید با بهره مندی از تکنولوژی روز، انسان این زمانی و این مکانی را از چنین تنشهایی برهانند و اندکی انسان این زمانی و این مکانی را از ""مچاله شدن"" نجات بخشند.
""آینده ی خرده فروشی"" در گرو اقدامات، و ابداعاتی است که بتواند این ""سهولت"" و ""آسانی"" را برای زندگی امروزی مهیا سازد. بدین رو خرده فروشان ناگزیرند سرمایه گذاری وسیعی برای بسترها و زیرساختها فراهم آورند، نوآوریهای هرروزه و لحظه ای داشته باشند، کارکنان دانا، هوشمند، و عاشق ایفای خدمت پرورش دهند و به استخدام درآورند، فضای فیزیکی را ""بازپروری"" و ""روح بخشی"" و ""جان بخشی"" کنند، با جسارتی تام و تمام، راه حلهای نوظهور را به خدمت بگیرند، و لحظه ای از ارزیابی بازخوردها و عملکردها دریغ نورزند.
امروز جهانی شدن از جنبه های مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نقل محافل تصمیم سازی و تصمیم گیری است و در هریک از جنبه های فوق، مباحثی چون افول «دولت، ملت» یکسان سازی الگوهای فرهنگی و شکاف بین کشورهای فقیر و غنی به چالش طلبیده می شود. در این مقاله ، ضمن ترسیم تحولاتی که در فضای اقتصاد جهانی رخ داده است.
عدم اتصال میان اجزای سیستم، پذیرش تکنولوژی را از طریق کاهش یا نبود ادراک مصرف کننده بالقوه و وضعیت چشم پوشی مرتبه دوم(چشم پوشی از چشم پوشی) به انحصار در می آورد. شرایط تاثیر معیوب یا شکست خوردن در استفاده، گسترش یا لجستیک های تکنولوژی، دیستکنیا نامیده می شود. دیستکنیا در همه جا حضور دارد و ریشه آن که در چشم پوشی مرتبه دوم است و به طور ضمنی بر فرصت کارآفرینانه دلالت دارد. کارآفرینی، شناسایی و کشف پتانسیل اقتصادی از طریق تغییر معانی ایجاد شده تولید وکنترل اقتصادی است که به طور استراتژیکی منابع اقتصادی را مجدداً از شیوه های موجود به شیوه های نوآور تعیین می کند. مدل پذیرش تکنولوژی، یک سازه نظری از رابطه میان ادراک استفاده کنندگان بالقوه و تمایلات رفتاری است که به پذیرش واقعی تکنولوژی منجر می شود. توجه مدل پذیرش تکنولوژی فرض یک تکنولوژی موجود و عملی یا سیستم تکنولوژیکی، سودمندی ادراک شده، سهولت استفاده ادراک شده که تمایل به استفاده را تعیین می کند، که به ترتیب پذیرش واقعی را تعدیل می کنند. این شروع راه حل های کارآفرینانه به عنوان گزینه ای برای وضعیت دیستکنیک است که براساس آن مدل پذیرش تکنولوژی عمل می کند. این مقاله به بررسی پدیده دیستکنیا، عمل کارآفرینانه که مدل پذیرش تکنولوژی را پیش بینی می کند و مکانیسم های کارآفرینانه که دیستکنیا علاج می یابد، می پردازد.
با ابلاغ سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی، انگیزه مضاعفی فراهم شده است تا با استفاده از خط مشی های کلی در این سیاست ها، نظام اقتصادی متکی به دانش و فناوری، عدالت بنیان، درون زا و برون گرا، پویا و پیشرو محقق شود و الگویی الهام بخش از نظام اقتصادی اسلام عینیت یابد. نظام بانکی به عنوان یکی از اجزای مهم در نظام اقتصادی کشور، نقش مهمی در تحقق و اجرای این سیاست ها بر عهده دارد. در مقاله حاضر پس از تبیین ویژگی های اقتصاد مقاومتی، تلاش می شود تا عوامل مؤثر بر تحقق سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی در نظام بانکی شناسایی و رتبه بندی شود. به منظور شناسایی این عوامل از ادبیات پژوهش و مصاحبه با خبرگان استفاده شده و سپس با استفاده از روش تاپسیس فازی به عنوان یکی از روش های تصمیم گیری چندمعیاره، عوامل مزبور اولویت بندی شده و میزان اهمیت آنها در تحقق سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی مشخص گردیده است. بر اساس نتایج تحقیق، شفافیت و سلامت نظام بانکی و پایین بودن فساد مالی، استقرار نظام اعتبارسنجی مشتریان و پایین بودن سطح مطالبات معوق در نظام بانکی از مهمترین عوامل مؤثر بر تحقق سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی در نظام بانکی کشور به حساب می آید.